* دیدگاه شما درباره به کارگیری تکنیکهای جنگ تبلیغاتی آمریکا در فضاسازی علیه ایران چیست؟
** تردیدی نیست که جنگ روانی و رسانه ای توسط آمریکا علیه ایران از مدتها پیش شروع شده و به هر میزان که شرایط آمریکا در منطقه و به ویژه در عراق دشوارتر شود، این جنگ هم شدت پیدا می کند.اینکه مطرح می شود آمریکا در بعد نظامی می تواند به ایران آزار برساند به بررسی شرایط آمریکا در منطقه نیاز دارد. اگرچه توان آمریکا به لحاظ نظامی از ما بیشتر است، ولی آمریکا در پشت اقیانوسهاست و حضورش با گذشته متفاوت است و شرایطش در عراق تفاوت کرده است. با نگاهی به وضعیت آمریکا در عراق که به نظر می رسد کاملاً در گل فرو رفته، می توان به خوبی پی برد برخلاف آنچه اعلام می شود آمریکا در شرایط ضعیف روحی - سیاسی قرار دارد و توان یک حمله نظامی دیگر را ندارد و حتی کنگره آمریکا هرگونه اقدام جدید بوش را منوط به موافقت کنگره اعلام می کند، این در حالی است که برخی از مسؤولان نسبت به پیامدها و ریسکهای خطرناک بوش نگرانند. بنابراین آمریکا در منطقه، هر جابه جایی تبلیغاتی که انجام بدهد باز هم به مانند یک نیروی بیگانه است که هیچ گونه وابستگی به منطقه ندارد. جدا از این مسایل، بحث تجربه ایران در لبنان، عراق و سراسر منطقه است که آمریکا به این تجربه واقف است و می داند که ایران، عراق یا افغانستان نیست، از این رو آمریکا امکان استفاده از ابزار نظامی علیه کشورمان را نخواهد داشت، چون هر حرکت نظامی در صورتی می تواند مؤثر واقع شود که پایانش مشخص باشد، در حالی که پایان کار برای آمریکا در صورت حمله نظامی فقط یک ریسک بالا خواهد بود و بدون شک آمریکا می داند، ایران کشوری است که با هرگونه تعرض خارجی به سمت یک همبستگی و وحدت کلمه پیش خواهد رفت و پاسخ ایرانیان یک پاسخ فراگیر خواهد بود.
بنابراین تنها راه پیش رو برای آمریکا، فشارهای اقتصادی بر ایران خواهد بود.
در واقع، هرگاه آمریکا صحبتی از تهدید نظامی به میان می آورد به نوعی قصد اجماع همپیمانان خود در تحریم اقتصادی ایران را دارد که تحریم اقتصادی هم برای ما موضوع جدیدی نیست و ما از گذشته نیز حتی در دوران جنگ هم درگیر تحریم بودیم. آن زمان حدود 70 درصد از اقلام کشور وارداتی بود اما تسلیم نشدیم، امروز که خوشبختانه هیچ کدام از این وابستگی ها را نداریم و خودمان هم صادرکننده هستیم، لذا این فشار اقتصادی هم علیه ایران بی تأثیر خواهد بود.
نکته آخر اینکه با توجه به شناخت مردم ما از شرایط بین المللی، همگی متفق القولند آمریکا در شرایط خوبی به سر نمی برد و حتی کشورهای منطقه هم از بروز تنش جدیدی که بخواهد از سوی آمریکا شکل پیدا کند احساس نگرانی می کنند و نگرانیهای خود را درباره همراهی نکردن آمریکا به خانم رایس هم اعلام کرده اند.
* جابه جایی ناوهای آمریکایی در خلیج فارس و برخی تحرکات نظامی دیگر آیا در بردارنده پیام خاصی بود؟
** متأسفانه دولت بوش خطاهای استراتژیک بسیاری را در طول زمامداری خویش انجام داده است به طوری که شخصی مانند برژینسکی، شانزده خطای استراتژیک فاحش سیاسی بوش را در کتابش ذکر می کند که رسیدگی به هر کدام از این خطاها نیازمند یک دادگاه است، لذا جابه جایی ناوها در خلیج فارس از سوی آمریکا برای ارزیابی مسؤولان ایرانی است تا ببینند لحن ایرانیها چه تغییری پیدا می کند، اما وقتی آمریکا متوجه شد شرایط سیاسی و اجتماعی ایران نسبت به آمریکا تغییر محسوسی پیدا نکرد، برای فرار از پیامدهای بعدی آن ناو خود را خارج می کند.
این اقدامها مراحل آزمایشی جنگ روانی است. بنابراین، بدون اغراق باید گفت، ضریب آزمون و خطا در سیاستهای بوش کم نبوده است و نزدیک به 90 درصد اقدامهای آمریکا در زمان بوش بدون شناخت از مردم، اوضاع و وضعیت منطقه بوده که نتیجه اش جز شکست چیزی نبوده است.
* واکنش سیاستمردان ما و به ویژه رسانه های داخلی نسبت به این جنگ روانی - تبلیغاتی گسترده و پیچیده چگونه ارزیابی می شود؟
** واکنش سیاسیون ما در مجموع و با توجه به همبستگی خوبی که در راستای مخالفت با تجاوزگری آمریکا و بیگانه مطرح کردند و تأکید بر حفظ حقوق شرعی، قانونی و ملی به ویژه نسبت به دستاوردهای هسته ای، واکنش خوب و مناسبی بوده هر چند که نگاهها با هم متفاوت بوده است. اما رسانه های داخلی ما با وجود پرداخت و همبستگی خوب به موضوع، متأسفانه ضعیف عمل کردند و ریشه های قدرت و ضعف آمریکا مورد تحقیق و بررسی قرار نگرفته است و نتوانسته اند قدرت ملی را نسبت به این هجمه ها بسیج کنند که امیدواریم در آینده این اتفاق بیفتد.