تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۲  ، 
کد خبر : ۱۲۸۵۳۷

راهبرد دموکراسی و عدالت


حبیب‌الله پیمان، نشریه نامه، شماره پنجاه و یکم: ۱- اگر جنبش های اصلاح اجتماعی- سیاسی به ویژه در دو دهه اخیر با شکست و ناکامی روبه رو می شود، اگر فعالان سیاسی خود را با بحران یا تعلیق استراتژی روبه رو می بینند و به طور کم سابقه ای دچار سرگشتگی و تفرقه و انفعال شده اند، یک دلیل عمده این است که خود را از مهم ترین و حیاتی ترین منبع تجربه و درس آموزی، یعنی تاریخ محروم نگاه داشته اند؛ رکود چند قرنی در تولید و تداوم اندیشه میان ما و تجربیات نسل های پیشین، فاصله افکنده است. بعد از یک دوره طولانی خواب و خماری، وقتی زیر ضربات حوادث سخت و سهمگین، وحشت زده چشم ها را باز کردیم و درصدد چاره جویی برآمدیم، به جای تفکر و جست وجو و بازبینی سرمایه های وجودی، تاریخی و فرهنگی خویش و تلاش برای فهم آنچه بر ما گذشته بود و روشن کردن راهی که از دورترین ایام تاریخ تا آن نقطه پربلا و رنج پیموده بودیم، چشم هامان در آتشی که از افق غرب زبانه می کشید و به سراسر خاک میهن و هستی فردی و اجتماعی مان دامن می گسترد، خیره ماند. در اثر آن، نه تنها از خویشتن خویش غافل ماندیم که قادر به خوب دیدن و درست شناختن منشا و ماهیت و ابعاد وجودی آن روشنایی که از غرب طلوع کرده بود، نبودیم.
حال آنکه برای رهایی از آن مهلکه به دو چشم بینا و شکافنده نیاز بود؛ یکی برای دیدن و جست وجو در هستی اجتماعی و تاریخی خویش و دیگری برای دیدن و شناختن پدیده هایی که به طور مقاومت ناپذیری، هستی ما را فرا می گرفت و آن را که هنوز ریشه در خاک و تاریخ و فرهنگ این سرزمین داشت، دوپاره می ساخت و دچار کژ بینی، دو بینی و اعوجاج می کرد؛ عارضه ای که هنوز هم گریبان ما را رها نکرده است. اگر آن روز فرصت تامل و اندیشیدن در هر دو واقعیت فرهنگی و اجتماعی، یکی برآمده از زادگاه و مهد پرورش و بستر زیست و تجربیات تاریخی مان یعنی شرق و دیگری برآمده از مغرب زمین را به خود می دادیم، این امکان به وجود می آمد که دو افق یاد شده یعنی دو جهان هستی، دو هستی شناسی، دو تجربه و دو نوع معرفت در برابر هم قرار گیرند و به گفت وگو و نقد و ارزش یابی یکدیگر بپردازند و از آن میان، ذهن انسان ایرانی تا حد زیادی از قید وابستگی و اسارت در آگاهی های کاذب و سنت بدل شده به ایدئولوژی و نیز افسانه و توهم رهایی یابد و با رسیدن به خودآگاهی و آزادی فکر، به تولید اندیشه برانگیخته شود؛ این احتمال وجود داشت که از درون گفت وگو و نقد متقابل و ادغام و ترکیب دو افق، ترکیب جدیدی پدید آید و هستی فردی و قومی و اجتماعی ما با تولدی دوباره، در جهانی که فرهنگ و اندیشه غربی با حضور پرقدرت خود پدید آورده است، قادر به ادامه زیست، تولید و مبادله ارزش های حیاتی و رشد و بالندگی و حضوری مستقل و تاثیر گذار شود. هرچند این ضرورت به تاخیر افتاده است، اما قابل چشم پوشی نیست و ناگزیر باید روزی به انجام برسد و چه خوب که فرهیختگانی انگشت شمار، اینجا و آنجا، شجاعانه در این راه دشوار قدم برمی دارند. میراث فرهنگی و تجربی ما (سنت) و منابع فکری و فلسفی نوین در غرب، هر دو حرف هایی برای زدن و کالاهایی برای عرضه در بازار گفت وگو و تعامل خلاق دارند. برعهده اندیشه ورزان است که گام پیش نهند و از خلال این رویارویی و گفت وگو راهبردی منطبق با واقعیت های جامعه و فرهنگ ایران بیرون کشند.
۲- بررسی مبارزات و جنبش های ملی و اجتماعی ملت ایران در یک قرن گذشته، نشان می دهد که در ورای اختلافات و تفاوت ها، مردم میهن ما، پیوسته سه هدف یا آرمان یعنی آزادی، عدالت و توسعه و پیشرفت را دنبال کرده اند. هرچند برخی آزادی را بر عدالت و برخی دیگر عدالت را بر آزادی برتری یا اولویت داده اند و گروه سوم، توسعه و پیشرفت اجتماعی- اقتصادی را بر هر دو مقدم دانسته اند و البته عده ای هم بر همبستگی میان این سه و پیگیری همزمان آنها اصرار ورزیده اند. به رغم این اختلاف نظرها، به ندرت کسی اهمیت و ضرورت اقدام برای تحقق سه هدف مزبور را انکار کرده است. بدیهی است که تعریف و تعبیری که جریان های مختلف از این سه مقوله در نظر داشته یا توضیح داده و می دهند، متفاوت است.
بررسی و داوری درباره این نوع اختلاف نظر و تعیین نسبت میان سه خواسته، خارج از موضوع این مقوله است. در این مجال، به موانع پیش رو و راهبرد و چگونگی دستیابی به هدف های یاد شده می پردازیم.
موانع بر سر راه همانند عوامل مثبت و مساعد کننده، ماهیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی یا فکری و فرهنگی دارند. اگر عاملیت انسان را در تحولات اجتماعی بپذیریم و از کسانی نباشیم که منفعلانه معجزه جبرهای اجتماعی یا تقدیر تاریخی را به انتظار نشسته اند، توجه به این نکته ضروری است که عوامل مزبور نه به طور مستقیم بلکه از طریق تاثیر گذاری بر فکر، احساس و عاطفه و عمل انسان ها از گروه ها و اقشار مختلف جامعه، نقشی مثبت یا منفی در پیشبرد هدف های سه گانه بازی می کنند. یعنی نیرو های انسانی جامعه، با انگیزه ها و توانایی های فکری و عملی و رویکرد ها و روش هایی که از عوامل فرهنگی (فکری و اعتقادی) و اجتماعی و اقتصادی تاثیر پذیرفته اند، وارد میدان کنش های اجتماعی و ایفای نقش در تحولات درون جامعه می شوند. با توجه به تاثیر متقابل میان عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تعیین دقیق میزان تاثیر هر یک از عوامل مزبور به تنهایی، عملاً ناممکن است.[…]

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات