برگزاری انتخابات پارلمانی فلسطین و مهمتر از آن کسب پیروزی قاطع حماس در این انتخابات که با ناکامی فتح توام بود، در کانون خبرهای جهان قرار گرفته و توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. در مروری گذرا به نتایج انتخابات و واکنشهای فلسطینیها و جهانیان به رای اکثریت رایدهندگان، نکات ذیل جلب توجه مینماید :
1- فتح و حماس، هر دو، آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطین را تعقیب میکنند اما راهکار مقبول آنان برای رسیدن به این هدف، متفاوت است. فتح معتقد به شیوه مذاکره و پیشبرد تدریجی منافع ملی فلسطینیهاست، اما حماس موضع غیرمنعطفتری داشته و از ایده کسب پیروزی از طریق مقاومت و خارج از میز مذاکره پیروی میکند. با وجود چنین تفاوت رویکرد فاحشی، هر دو گروه، در عرصۀ رقابت داخلی به برگزاری انتخاباتی دموکراتیک و ملاک قرار دادن نظر اکثریت شهروندان فلسطینی تن در دادند و هیچ یک درصدد تحمیل خود به دیگری با توسل به شیوههای غیردموکراتیک برنیامد.
2- رعایت اخلاق پیروزی و شکست از دیگر نکات مثبت این انتخابات بود. استعفای سریع نخستوزیر دولت خود گردان فلسطین و تاکید وی به ضرورت احترام به رای اکثریت از سویی و ابراز تمایل حماس برای مشارکت دادن تمام تشکلهای فلسطینی در دولت آتی و اشاره ویژه این گروه به رایزنی با فتح از سوی دیگر، بیانگر بلوغ سیاسی ملتی است که علیرغم سالها آوارگی و زندگی در شرایط دشوار جنگی اغلب آنان در زمره فهیمترین شهروندان عرب و منطقه محسوب میشوند و همین امر، نویدبخش فلسطینیان است که علیرغم اختلاف تشکلهای اصلی خود، از مزیت غوطهور نشدن در چالش سیاسی داخلی بهرهمند شوند.
3- پیروزی حماس در شرایطی رخ داد که اغلب قدرتهای جهانی، به تلویح و تصریح، ناخرسندی خود را از نتیجه انتخابات منعکس کردهاند، اما تمکین توام با میل و اجبار بینالمللی در پذیرش آرای اکثریت شهروندان فلسطینی، مؤید این نکته است که به شرط برگزاری انتخاباتی آزاد و رقابتی، هیچ مانع اساسی و از جمله اراده قدرتهای فائقه جهانی بر سر راه انتقال قدرت به منتخبان اکثریت وجود ندارد و در واقع، تاثیرگذاری متغیرهای خارجی در حوزه انتخاباتی کشورها در قیاس با دهههای پیشین، به سطح حداقلی نزدیک شده است.
4- پیروزی حماس که به تاکتیک مقاومت پایبند است، در کوتاه مدت و میان مدت موجب خواهد شد تا گام برداشتن فلسطینیها و اسراییلیها براساس مختصات تعریف شده در «نقشه راه» دشوار شود و حتی پسگردی در نتایج مذاکرات پیشین رخ دهد، اما تجربههای جهانی حاکی از آن است که واگذاری مسئولیت به منتقدین دور از قدرت و سپس آنان را در موضع پاسخگویی قرار دادن در قبال ناکامیها و کاستیها، این منتقدین را به سمت سیاستگذاری در چارچوب الزامات واقعیت موجود، سوق میدهد. حال باید دید آیا حماس نیز مشمول چنین قاعدهای واقع خواهد شد یا همچون استثنایی عمل خواهد کرد؟ با توجه به احتمال قوی نهادینه شدن دموکراسی در فلسطین، حماس برای تصمیمگیری و پیادهسازی سیاستهای مقبول شهروندان فلسطینی، تنها، تا انتخابات آتی فرصت خواهد داشت.
5- تأثیر نتایج انتخابات فلسطین بر توازن قدرت احزاب اسراییلی نیز از جمله نکاتی است که به سادگی نمیتوان از کنار آن گذشت. احزاب تندرو اسراییلی که پیشبینی میشد به دنبال بیماری شارون و مرگ سیاسی وی، در ربودن گوی سبقت از احزاب متمایل به مذاکره شانس بیشتری داشته باشند، اکنون درصدد برخواهند آمد تا با احیای «کابوس حماس» در افکار عمومی رایدهندگان اسراییلی، زمینه پیروزی انتخاباتی خویش را هموار سازند.
به هر حال، فلسطین طی دهههای متمادی همواره از چالشهای اصلی بینالمللی بوده و تحولات داخلی با تاثیرات منطقهای و بعضاً جهانی قابل توجهی در صفبندیهای سیاسی داشته است و اینک نیز افکار عمومی منطقه و جهان، رفتار سیاسی و دیپلماسی حماس را زیر ذرهبین قرار خواهند داد و در این میان ذینفعهای بینالمللی سیاست خود را متناسب با موضعگیریهای حماس تشدید یا اصلاح خواهند کرد.