تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۲۹۰۶۸
دیدگاهی متفاوت از گرهارد شرودر

گاهی با اعتماد به روسیه نگاه کن


ترجمه: فرزانه سالمی
گرهارد شرودر 63 ساله ـ‌ صدراعظم پیشین آلمان ـ معتقد است که روسیه شایسته «اطمینان و اعتماد» اروپاست. در شرایطی که مناسبات روسیه و اتحادیه اروپا بحران‌های مختلفی را تجربه می‌کند، می‌توان این دیدگاه را به نوعی «متفاوت» تلقی کرد که البته شاید از این اختلاف موضع گرهارد شرودر با آنگلا مرکل، صدراعظم کنونی آلمان هم تاثیر گرفته باشد.
تا 17سال پیش، اروپا از هم‌گسیخته و تکه‌تکه شده بود. در روزهای جنگ سرد چه کسی فکر می‌کرد «روسیه باثبات» و «آلمان متحد»‌ بتوانند مناسبات خوبی با هم برقرار کنند؟ شاید کمتر کسی چنین تصویری را باورپذیر می‌دید، اما حالا شاهدیم که این مناسبات شکل مثبتی به خود گرفته‌‌اند.
این فرصت برای همکاری روسیه با اروپا باید غنیمت شمرد. من و صدراعظم پیش از من ـ یعنی هلموت کهل ـ هم همواره بر گرم شدن این مناسبات تاکید داشتیم.
البته در ماه‌های اخیر شاهد بروز تنش‌هایی میان اروپا و روسیه بوده‌ایم که تنور بحث در خصوص آینده این مناسبات داغ کرده است. شاید تا حدودی بتوان این بحث‌ها را طبیعی تلقی کرد، اما سوءتفاهم‌هایی در خصوص موقعیت روسیه وجود دارد که به این تنش‌ها دامن می‌زند.
در آلمان، احساسات ضدروسی، سابقه‌ای طولانی دارند. در قرن نوزدهم، ‌امپراتوری آلمان در چارچوب قانون اساسی شکل گرفته بود و نحوه حکومت روسیه به مذاقش خوش نمی‌آمد. این احساسات تا سال‌ها بعد ادامه یافت و در دوران جنگ سرد هم آلمان غربی شاهد احساسات شدید ضدکمونیستی بود.
ظاهرا آلمان تاکنون موفقیت چندانی در مقابله با سوءتفاهم‌های پیشین در مورد روسیه کسب نکرده است، اما اکنون زمان رهایی از الزامات تاریخ در این خصوص فرا رسیده است. مثلا مساله استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در کشورهای اروپای شرقی را در نظر بگیرید. سیاست آمریکا در این خصوص، خطرناک است و می‌تواند به عنوان تهدیدی ـ نه فقط علیه امنیت روسیه ـ‌ بلکه علیه امنیت اروپا تلقی شود.
در این مساله حتی در سطح بین‌المللی هم تبعات مختلفی دارد؛ از جمله اینکه باعث تشدید رقابت‌های تسلیحاتی در سطح جهان می‌شود. به همین جهت است که اتحادیه اروپا و به خصوص آلمان باید در این راستا مسئولیت مخصوص خود برای استفاده از مناسبات ترانس آتلانتیک با آمریکا و متقاعد کردن واشنگتن به توقف این برنامه را با جدیت بیشتری دنبال کنند.
اگر قرار است قضاوت منصفانه‌ای در مورد روسیه داشته باشیم، باید ابتدا به تاریخ این کشور توجه کنیم. سنت دموکراسی در روسیه وجود ندارد و پس از سالها حکومت دیکتاتوری و تزاری و نیز 75 سال حکومت کمونیستی، روسیه شرایط جدیدی را تجربه می‌کند. کمونیسم که عواقب ناخوشایندی برای این کشور داشت، اکنون تغییر چهره داده و از سال 1999 میلادی، شاهد حضور ولادیمیر پوتین بر مسند ریاست جمهوری روسیه هستیم. از آن زمان، اقتصاد روسیه در مسیر ثبات نسبی قرار گرفته و به رغم فشارهای مختلف اجتماعی و سیاسی ـ که از آنها بی‌خبر نیستیم ـ اقتصاد روسیه توانسته رشد سالانه‌ای بین 5 تا 10 درصد را تجویز کند و تلاش‌ها برای حاکمیت قانون اساسی در این کشور نیز ادامه دارد.
هیچ کس منکر ضعف‌های فراوان حکومت روسیه نیست. روسیه تازه پا در راه توسعه در برخی حوزه‌ها گذاشته و در بسیاری از حوزه‌ها نیز ناکامی فراوانی را تجربه کرده است،‌ اما کمی منطقی باشیم. اگر آشفتگی‌های روسیه در دهه 1999 میلادی به سایر کشورها سرایت کرده بود و مناقشات قومی در این کشور با همان شدت ادامه می‌یافت،‌ آیا اکنون ما هم در شرایط بدتری قرار نداشتیم؟
خوشبختانه چنین اتفاقی نیفتاده و باید آن را به خوش‌شانسی‌مان نسبت دهیم. در چنین شرایطی، رویکرد فرانک والتراشتاین مایر، وزیر امور خارجه آلمان نسبت به روسیه را باید به دیده تحسین نگریست. اشتاین مایر معتقد است که باید در کنار حفظ روابط خود با روسیه، دنبال اصلاح و تغییر هم باشیم و نه اینکه تنش‌ها در این مناسبات را افزایش دهیم.
آلمان به تحکیم مناسبات ترانس آتلانتیک (میان اروپا و آمریکا) اهمیت زیادی می‌دهد و نظام ارزشی مشترکی نیز با آمریکا دارد، اما منافع اروپا و آمریکا در قبال روسیه،‌ بیشتر به واگرایی نزدیک است تا به همگرایی. اگر اروپا بخواهد با توجه نشان دادن به منافع خود و آمریکا، وارد مذاکره با روسیه شود، هیچ‌گاه به نتیجه نخواهد رسید، زیرا این منافع با هم مرتبط نیستند. استراتژی آمریکا در روسیه هماهنگ با اروپا نیست و به همین جهت هم تلاش برای یکی کردن آنها کار بیهوده‌ای است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات