مترجم: سوده کریمی
زمانی که ولادیمیر پوتین توسط رئیسجمهور قبلی روسیه یعنی بوریس یلتسین مورد حمایت قرار گرفت، به عنوان مردی معرفی شد که میتواند «همه آنهایی را روسیهای بزرگ پدید میآورند، دور هم جمع کند.»
حال که پوتین، رئیسجمهور فعلی روسیه به انتهای دومین دوره ریاست جمهوری خود نزدیک میشود و ممکن است به عنوان نخستوزیر بر مسند قدرت باقی بماند، نگاهی میاندازیم به اینکه مردی با نام ولادیمیر پوتین چرا و چطور از چنین حمایت گستردهای میان روسها برخوردار است.
طبق نظر بسیاری از تحلیلگران، ولادیمیر پوتین کسی است که ریاست جمهوریاش در روسیه تاثیری شگرف بر جای گذاشت و سبب شد این کشور به عنوان یکی از قدرتمندترین کشورها در جهان مطرح شود.
شاید او صورت جذابی نداشته باشد اما چهرهاش به خوبی یادآور روسیه قرن بیست و یکم است و شهروندان روسیه به خوبی میدانند پولی که در جیب آنهاست، بیشتر نتیجه ریاست جمهوری پوتین است.
پس از سالهای گرسنگی در دوران بوریس بلتسین، این غنا و توانگری است که مردم را وا میدارد تا از خود در مورد چگونگی مدیریت و ریاست جمهوری پوتین سوال کنند.
اما منتقدان وی اعتقاد دارند ولادیمیر پوتین با محدود کردن برخی از آزادیها توانسته است این وضعیت نسبتا قابل قبول را برای روسیه ایجاد کند.
پوتین در سال 1999 نردبان سیاسی را به سرعت طی کرد و بالا رفت تا زمانی که بوریس یلتسین وی را برای اولین بار به سمت نخستوزیری انتخاب کرد، خیلی زود توانست به جای خود یلتسین در کرملین بنشیند.
همه میدانند که پوتین در ریاست جمهوری خود نقطه ضعف خاصی ندارد اما از سوی دیگر باید گفت نقش ولادیمیر پوتین به شکلی بوده است که مخالفین را همواره به نوعی آرام کرده و برای آنان فرصتی باقی نمیگذارد تا به اعتراض بپردازند.
در انتخابات سال 2000، پوتین توانست 53 درصد آراء را در دور اول به دست آورد و چهار سال بعد با رای قاطع 71 درصد انتخاب شد.
ناظران اروپایی تایید کردند که نتیجه صندوقهای رایگیری در سال 2004، مقدار بالای تایید عمومی پوتین را ثابت کرد.
پوتین از دولتمردانی است که همواره با اشغال عراق از سوی آمریکا مخالفت کرد و همین مخالفت سرآغاز فصل جدید از اختلاف گسترده وی با دولت جورج بوش و متحدین غربی وی شد.
هماکنون در سال 2008 پوتین باید کرملین را ترک کند زیرا قانون به وی اجازه نمیدهد برای دوره سوم در سمت ریاست جمهوری باقی بماند. او برخلاف یلتسین جانشین چندان معینی ندارد اما از دیمیتری مدودوف حمایت میکند تا به جای او وارد کرملین شود.
ولادیمیر پوتین اعلام کرده است که میخواهد به عنوان نخستوزیر بر قدرت باقی بماند اما آنچه مسلم است اینکه وی نقشی مرکزی در سیاست روسیه در سالهای آینده خواهد داشت.
همانطور که ذکر شد، پوتین خودش دیمیتری مدودوف را به عنوان جانشین مورد نظرش در انتخابات ریاست جمهوری 2 مارس (12 اسفند) برگزیده است. پوتین در نظر دارد پس از انتخابات ـ اگر مدودوف انتخاب شود ـ نخستوزیر شود و از آن منظر به اداره امور سیاسی روسیه بپردازد.
دیمیتری مدودوف شخصی است که «کاندیدای محبوب» ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه برای تکیه بر مسند این سمت در کرملین خوانده میشود.
مدودوف در صورت انتخاب شدن به عنوان رئیسجمهور، نخواهد توانست به طور واقعی «قدرت» را تجربه کند. زیرا با طرحهای اعلام شده در مورد تصدی نخستوزیری از سوی پوتین و تسلطی که رئیسجمهور کنونی بر وی دارد، بدون تردید تمامی تصمیمگیریها از سوی پوتین انجام میشود و مدودوف تنها عنوانی نمادین را با خود به یدک خواهد کشید.
بسیاری از صاحبنظران مسائل بینالمللی اعتقاد دارند بدون تردید در انتخابات یکشنبه (فردا) در روسیه این دیمیتری مدودوف است که اکثریت قاطع آراء را به دست خواهد آورد و دلیل این پیشبینی هم مشخص است زیرا پوتین در کشور خود تا این حد در میان مردم و افکار عمومی نفوذ دارد که بتواند بر آنها تاثیر بگذارد تا به کاندیدای مورد نظرش رای دهند.
این صاحبنظران همچنین تاکید دارند زمانی که مدودوف به عنوان رئیسجمهور آینده وارد کرملین شود، تقریبا میتوان اطمینان کامل داشت که هیچگونه تغییر و تحول سیاسی در روسیه ایجاد نمیشود. زیرا وی در واقع نسخه دوم پوتین است و به گفته برخی، دوره سوم ریاست جمهوری پوتین را به مورد اجرا خواهد گذاشت؛ در حالی که پوتین خود از پشت پرده به هدایت امور میپردازد و نام «رئیسجمهور» را به دیمیتری مدودوف داده است.
همچنین در مورد آینده روسیه باید گفت انتخابات 2 مارس (12 اسفند) هیچ امری را تغیر نمیدهد، یعنی از یک سو ایرادها حفظ میگردند و از سوی دیگر روسیه باز هم از مزایای سیستم پوتینیسم بهرهمند خواهد بود.
در مورد روابط با کشورهای غربی به ویژه آمریکا هم باید گفت کاخ سفید نمیتواند چندان امیدوار باشد که در پی برگزاری انتخابات، روابط روسیه با غربیها بهبود پیدا کند. مدتی پیش جورج بوش گفته بود امیدوار است در پی انتخابات ریاست جمهوری روسیه و برکناری ولادیمیر پوتین، مسکو برخی از استانداردهای بینالمللی را در نظر گرفته و آنها را رعایت کند. وی این انتخابات را برای روسها فرصتی دانسته بود تا روابط خود با غرب را بهبود دهند.
به هر حال روسیه در جهان بینالملل از وجههای خاص برخوردار است و یکی از اعضای گروه موسوم به جی هشت و یکی از هشت کشور صنعتی جهان است. بنابراین نباید امیدوار بود که بتوان با فشار، سیستم سیاستگذاری در آن را تغییر داد و این امید از سوی هر کشوری حتی آمریکا امیدی واهی خواهد بود.