محمدعلی مهتدی
چه رابطهای بین پرونده هستهای ایران و کره شمالی وجود دارد که جورج بوش، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، هر دو را با یک چشم میبیند و در اظهارنظرها و تهدیدهای خود، نام هر دو کشور را با هم بر زبان میراند؟ قاعدتا این دو پرونده با یکدیگر تفاوت ماهوی دارند: آنجا کشوری است که چون از سوی آمریکا احساس خطر و تهدید میکند، مصمم است که خود را به سلاح هستهای و موشکهای بالستیک برای رساندن این سلاح به هدف و به منظور ایجاد بازدارندگی در برابر حمله احتمالی آمریکا مجهز کند.
اما در اینجا کشوری است که پس از امضای معاهده منع انتشار سلاح اتمی و پروتکل الحاقی، میخواهد در چارچوب مقررات آژانس بینالمللی انرژی هستهای از این انرژی به طور صلحآمیز در طرحهای درازمدت خود برای توسعه و گسترش امکانات زیربنایی استفاده کند و در این زمینه هیچ مشکلی برای همکاری علمی و اقتصادی با غرب و شرق ندارد.
با این حال، اگر ربط و شباهتی بین این دو پرونده باشد یابه وجود آمده باشد، بیتردید نتیجه سیاست غیرمنطقی آمریکاست که با هیچ معیار عقلی سازگاری ندارد. آمریکا پس از حوادث 11 سپتامبر، عراق، ایران و کره شمالی را در محور شرارت قرار داد؛ در حالی که این کشورها هیچ ارتباطی با تشکیلات القاعده و حملات انجام شده در نیویورک و واشنگتن نداشتند.
از همین جا مشخص شد که هدف اعلام شده آمریکا مبنی بر مبارزه با تروریسم حقیقت ندارد بلکه صرفا پوششی است تبلیغاتی برای پیشبرد هدفهایی اعلام نشده در جهت برپایی یک امپراتوری جهانی و سرکوب نیروهای مقاومت و استقلالطلب بویژه در منطقه حساس خاورمیانه زیر عناوین و اتهامات مضحکی مانند «حمایت از تروریسم» یا «ایستادگی در برابر خواست جامعه بینالمللی» و نظایر آن.
بنابراین با آن که دو کشور کره شمالی و ایران در یک منطقه نیستند و از نظر ایدئولوژی و شکل نظام حاکم بر هر یک از دو کشور با یکدیگر بسیار تفاوت دارد، طبیعی است که ایران وقایع مربوط به کره شمالی را نیز با دقت دنبال کند. و البته سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال آزمایش هستهای اخیر تایید کره شمالی نیست.
زیرا ایران به عنوان عضو معاهده منع انتشار سلاح اتمی خواهان خلع سلاح هستهای و مخالف تولید اینگونه سلاحهاست، اما در عین حال ایران مخالف هرگونه اعمال سیاستهای تهدید و ارعاب و فشار و باجخواهی نیز هست و معتقد به حل مشکلات از طریق مذاکره است، لذا سیاست آمریکا نسبت به کره شمالی را تایید نمیکند و این عدم تایید زمانی جدیتر میشود که آمریکا بیتوجه به تفاوتهای یاد شده، هر دو کشور را همزمان و با یک زبان تهدید میکند.
البته آمریکا برای فشار آوردن بر کره شمالی و ایران، گزینههای عملی و موثری در اختیار ندارد و به همین دلیل است که جورج بوش اعلام کرده برای حل مساله کره شمالی و ایران، اولویت با تلاش دیپلماتیک است. هر چند دیگر گزینهها را نیز نباید منتفی دانست. در این مورد ذکر چند نکته حائز اهمیت است:
1ـ آمریکاییها روی ارتباط پرونده ایران با کره شمالی به طور مبالغهآمیزی سخنپراکنی میکنند. برخی محافل نظامی آمریکا همچنان مدعی هستند که کره شمالی به پیشرفت ساخت موشکهای دوربرد به ایران کمک کرده است. آنها حتی ادعا میکنند که کارشناسان ایرانی هنگام انجام آزمایش اخیر هستهای در کره شمالی حضور داشتهاند.
این در حالی است که به اعتراف خود آنان فناوری هستهای کره شمالی براساس غنیسازی پلوتونیوم است؛ در حالی که ایران اورانیوم را غنیسازی میکند و چون برای این اشکال پاسخی ندارند، میگویند بعید نیست کره به ایران در جهت تولید پلوتونیوم از اورانیوم غنی شده کمک کند و آنگاه فناوری غنیسازی پلوتونیوم را در اختیار ایران بگذارد. آنها دامنه خیال را از این هم گستردهتر کرده و ابراز میدارند که یک همپیمانی بین کره شمالی، ایران و سوریه وجود دارد و تبادل فناوری و تسلیحات بین این سه کشور، امنیت اسرائیل را به خطر میاندازد، بنابراین اولویت کنونی جدا کردن این 3 کشور از یکدیگر از طریق محاصره کامل کره شمالی است!
2ـ آمریکا نمیتواند همزمان در چند جبهه علیه کره شمالی، ایران، سوریه، لبنان و فلسطین عمل کند. درحالی که خود در باتلاقهای افغانستان و عراق گرفتار است و پافشاری روی این رفتار عواقب و نتایجی در منطقه و در سطح بینالمللی پدید میآورد که آمریکا قادر به مقابله با آنها نخواهد بود. شاید به همین دلیل است که آقای بوش در این شرایط که اولویت با محاصره کره شمالی است، میکوشد با آزاد کردن فروش قطعات یدکی هواپیمای ایرباس به ایران، پیام حسننیتی به تهران بفرستد تا بتواند با همه قوا به ساله کره بپردازد.
و سرانجام آقای کوفیعنان، دبیر کل سازمان ملل متحد نیز در مصاحبه اخیرش با روزنامه الحیاة چاپ لندن، دو پرونده ایران و کره شمالی را به هم ربط داده و گفته است: «من مطمئنم که ایرانیها تحولات مربوط به کره و نیز اقداماتی را که در نیویورک صورت میگیرد، با دقت دنبال میکنند» البته این وجه ارتباط به شکلی که آقای کوفیعنان میبیند، درست است. زیرا مشکلات آمریکا درباره پرونده کره شمالی بیشک بر پرونده ایران تأثیر دارد و درماندگی آمریکا باعث خواهد شد ایران در پیگیری حق مسلم خود بیش از پیش پافشاری کند.