تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۱  ، 
کد خبر : ۱۲۹۲۴۶
رهیافتی درباره آینده معترضین انتخابات

بن‌بست واکنش سوم


نویسنده: امیر راغب
با گذشت سه ماه از برگزاری انتخابات ریاست‎جمهوری، فضای سیاسی و اجتماعی کشور، همچنان تا حد زیادی از رخدادها و پیامدهای این رویداد، متأثر است. فرآیندهای مربوط به انتخاب دهمین رییس‎جمهور، در حال رقم زدن مرحله تازه‎ای از صف‎آرایی نیروهای سیاسی و شکل‎گیری نوع جدیدی از آرایش این نیروها است. این در حالی‎ست که به‎نظر می‎رسد فضای اجتماعی کشور نیز مصون از این تغییر و تحولات سیاسی نمانده است و جامعه ایران به شکل محسوسی، در حال تعیین نسبت با تحولات پر فراز و نشیب جاری در میدان سیاست می‎باشد. این تأثیر و تأثر متقابل دو حوزه اجتماعی و سیاسی از یکدیگر، اجتناب‎ناپذیر بوده و بدیهی می‎نماید. به‎ویژه در جامعه‎ای با مختصات ایران، حضور تاریخ‎مند و گسترده دولت (به عنوان نماینده قدرتمند حوزه سیاست) در کثیری از عرصه‎‎های اجتماعی از یک‎سو و نیز سابقه تاریخی مردم در حساسیت ویژه‎ای که به تحولات سیاسی از خود نشان داده‎اند از سوی دیگر؛ موجبات ظهور در هم تنیده حیات اجتماعی و سیاسی را فراهم آورده است. و اما فراتر از این نگرش تاریخی و ساختاری، مشاهده تحولات جاری در مجموعه رخدادهای پیرامون انتخابات بیست‎ودوم خرداد، شکل‎بندی جدیدی از مواجهه دو عرصه سیاسی و اجتماعی را پیش چشم ناظران قرار می‎دهد. بازخوانی این مواجهه و علل و عوامل شکل‎گیری آن، چشم‎اندازی ویژه را از آینده تحولات جاری در کشور، به‎دست خواهد داد.
هرچند مجموع فرآیند برگزاری انتخابات اخیر ریاست‎جمهوری، از برخی ابعاد نظیر برگزاری مناظره‎های انتخاباتی که برای نخستین‎بار، مواجهه رو در روی نامزدها را رقم می‎زد با تغییر شکل‎هایی به نسبت سایر انتخابات پیشین همراه بود، اما بی‎تردید مهم‎ترین و اثرگذارترین بُعد این تحول را می‎بایست در نقش‎آفرینی برجسته عرصه عمومی در میدان مبارزات انتخاباتی قلمداد نمود. حضور محسوس اقشار گوناگون مردم در صف‎آرایی تبلیغاتی نامزدهای انتخابات، از روزهای پیش از آغاز رسمی تبلیغات، با نیم‎نگاهی به معابر و میادین عمومی پایتخت و کم و بیش سایر شهرهای بزرگ کشور، به چشم می‎آمد. این نقش‎آفرینی به‎گونه‎ای بود که در فاصله زمانی یک ماه تا برگزاری انتخابات، عرصه اجتماعی را به میدان تقابل و تضارب آرای انتخاباتی مبدل ساخته و بدنه اجتماعی را در اشکال و ابعاد تازه‎ای وارد عرصه رقابتی سیاسی کرده بود.
عوامل متعددی را می‎توان در بررسی علت ظهور و ایجاد این شکل تازه مواجهه اجتماعی با عرصه سیاسی (انتخابات) برشمرد. در یک برداشت، گستردگی و عمومیت یافتن بیش از پیش فعالیت رسانه‎ها پیرامون انتخابات و به‎طور ویژه، شکل‎گیری شبکه‎های اجتماعی اطلاع‎رسانی در این عرصه با ورود ابزاری نظیر تلفن همراه (پیامک) و شبکه‎های اینترنتی (اجتماعات مجازی) را می‎توان به‎مثابه یکی از عوامل مؤثر در راستای حضور برجسته نیروهای اجتماعی در میدان رقابت انتخاباتی به‎شمار آورد. همچنین، شکل‎گیری یک «دوقطبی» غالب در انتخابات و تأکید بر رقابت میان دو نامزد مشخص به‎عنوان عامل تعیین‎کننده نتیجه نهایی انتخابات ریاست‎جمهوری را نیز می‎توان در کنار سایر عوامل، زمینه‎ساز ارتقا، برجستگی و ایجاد الگوی تازه‎ای از مشارکت اجتماعی در این انتخابات دانست. در واقع، دو قطبی شکل گرفته که از مدتی پیش از برگزاری انتخابات، میدان رقابت را در دوگانه «احمدی‎نژاد» طرف پیروز انتخابات و نامزد مورد اجماع نیروهای اصلاح‎طلب (خاتمی یا موسوی) تعریف می‎کرد، فضایی را رقم زد که به‎نظر می‎رسد بیش از هر الگوی دیگری از یک رقابت سیاسی، مستعد ایجاد نوعی «موج عمومی» است.
و اما با مطالعه زمینه‎ها، ابعاد و نوع شکل‎گیری ظهور جمعی و فعال اقشار جامعه، پیش از برگزاری انتخابات و در اثنای تبلیغات انتخاباتی، که علاوه بر یک رقابت تنگاتنگ سیاسی، نوعی مقابله آرام اجتماعی (در جانبداری از هریک از طرفین رقابت) را نیز موجب شد و به‎ویژه با توجه به آن‎چه به‎عنوان پیامدهای انتخابات، رخ داده و کم و بیش در جریان است؛ به‎نظر می‎رسد تحلیل این پدیده به‎عنوان یک «موج اجتماعی» و امری خودساخته دست‎کم با نوعی تقلیل ، همراه است. در این راستا واکاوی پدیده به‎عنوان نوعی «سازمان‎دهی جمعی» و نیروسازی و گزینش اجتماعی، با واقع‎گرایی بیشتری توأم خواهد بود.
در این سطح از تحلیل، شکل‎گیری فضای اجتماعی پیش از برگزاری انتخابات، در قالب بازنمایی‎های برجسته و پرشور جمعی، به حمایت از هریک از طرفین حاضر در رقابت انتخاباتی و البته عمدتا در قالب تمایز دوگانه «احمدی نژاد موسوی» بیش از هرچیز، حاصل اراده نیروهای سیاسی فعال در عرصه انتخابات تلقی می‎شود. به این ترتیب، به‎نظر می‎رسد مواجهه دو حوزه اجتماعی و سیاسی در انتخابات بیست‎ودوم خرداد، که در ابعاد و اشکال تازه‎ و بدیعی بروز و ظهور یافت، عمدتا حاصل اراده سازمان‎یافته حوزه سیاسی در رجوعی ویژه به مردم (به‎مثابه فعالان مؤثر) است. در این راستا البته توفیق نسبی رقبای سیاسی فعال در انتخابات در تسری بخشیدن این مواجهه سیاسی به گستره عمومی جامعه، علاوه‎بر نوع سازماندهی و شکل‎بندی این اراده، به عواملی که پذیرش اجتماعی را برای ایفای این نقش فعال به بارآورد (نظیر نقش رسانه‎ها و...) نیز وابسته بوده است.بازخوانی ابعاد ویژه‎ای از این سازماندهی اجتماعی منسجم، بهره‎مندی نیروهای سیاسی از راهکارهای عمدتا غیرمستقیم در تحقق این اراده را نشان می‎دهد. استراتژی ویژه‎ای که به‎نظر می‎رسد بیش از هرچیز، به‎دلیل عدم سامان منسجم احزاب و سایر وجوه جامعه مدنی در کشور، به‎کار بسته شده و خود به عاملی در راستای ایجاد نوعی شور اجتماعی غیرمنتظره بدل گشت. انتخاب نمادهای ویژه (رنگ سبز، پرچم ایران و...) مهم‎ترین کاربست ستادهای انتخاباتی در راستای ایجاد بدنه‎ای متمایز و قابل هدایت از هواداران خود در جامعه و نیز برخورداری از امکان شناسایی و تخمین حجم هواداران (در فقدان سازوکارهای حزبی و سیاسی) بود.
همچنین، ماهیت انتخابات ریاست‎جمهوری، با امکان پرداختن به طیف گسترده‎ای از سلایق و برجسته‎سازی و تأکید بر شکاف‎های اجتماعی از خلال برنامه‎های انتخاباتی، میدان موسعی به‎منظور دسترسی به بدنه‎ای فعال از میان جامعه را در اختیار هریک از طرفین انتخابات قرار می‎داد. علاوه‎بر این، دسترسی به یک بدنه فعال اجتماعی، به هریک از طرفین، این قابلیت را می‎بخشید تا فارغ از نتیجه‎، امکان پیگیری اهداف خود را با تکیه بر همین بدنه اجتماعی داشته باشد. صورت قابل‎پیش‎بینی این استراتژی به این ترتیب بود که هریک از طرفین، چنان‎چه در انتخابات پیروز می‎شد می‎توانست با حمایت یک بدنه اجتماعی تا حد زیادی شکل یافته و فعال، اهداف و برنامه‎های خود را با قوت بیشتری پی بگیرد و در صورت شکست نیز، با بهره‎مندی از همین ابزار، رفتار دولت حاکم را به‎گونه‎ای فعال، به نقد کشیده و حتی دولت منتخب را مجاب به تغییر برخی رفتارهای خود سازد.
طرف شکست خورده در انتخابات، اما نه تنها نتوانست به میزان کافی از اقبال عمومی و اجتماعی برخوردار گشته و بر کرسی ریاست دولت تکیه زند، بلکه راهبردی را برگزید که امکان منطقی دوم یعنی بهره‎مندی از بدنه اجتماعی حامیان انتخاباتی خود در چارچوبی قانونمند و مبتنی بر برنامه‎ها و اهداف اعلامی برای کنترل رفتار دولت حاکم و به این واسطه، تداوم نقش فعال در عرصه سیاسی کشور را نیز از این جریان، سلب کرد. بنابراین، «استراتژی پافشاری» بر ادعای «تقلب» تنها راهکار پیش روی این جریان (معترضین) بود. نیروهای سیاسی معترض اما رفته رفته دریافتند که در سلوک سیاسی تازه‎شان، از حمایت بخش زیادی از بدنه اجتماعی حامیان انتخاباتی خود محروم هستند. چراکه حامیان انتخاباتی نامزدهای معترض، در وهله اول از جایگاهی اجتماعی برخوردار بوده و نیروی سیاسی و تشکیلاتی برای برگزیدگان انتخاباتی خود نیستند. بنابراین، هرچند محتمل است که تمامی این عده، همچنان با برنامه‎ها و اهداف اجرایی (فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) نامزد مطلوبشان، همراه باشند اما پیرامون مطالبه «ابطال انتخابات» و ادعای «تقلب بزرگ» به‎ویژه با توجه به ناتوانی و استنکاف معترضین از ارایه سندی دال بر این ادعا، لزوما با این افراد هم‎صدا نخواهند بود. بنابراین، چالش اصلی پیش روی معترضین انتخابات برای تداوم راهکار اتخاذ شده کنونی (استراتژی پافشاری) سازمان‎دهی مجددی از نیروهای اجتماعی حمایت‎کننده، بر مبنای روش‎ها و سازوکارهای پسا انتخاباتی‎شان است.
در این زمینه، دوگونه مواجهه میان این نیروهای سیاسی و بدنه اجتماعی، متصور است: نخست آن‎که معترضین سیاسی با تمرکز و سرمایه‎گذاری بر بخشی از جامعه که انتخابات ریاست‎جمهوری را تحریم کرده‎اند (و بنابراین حتی به معترضین کنونی نیز رأی نداده‎اند) از قابلیت‎های این بخش از جامعه در همراهی با اهداف خود بهره‎مند گردند. با اتخاذ این روش، نیروهای سیاسی، به‎زودی ناچار خواهند بود تا بر بسیاری از شعارها، برنامه‎ها و اهداف اعلامی خود خط بطلان کشیده و مطالبات تحریم‎کنندگان انتخابات را سرلوحه حرکت خود قرار دهند. در این صورت، عملا این بدنه اجتماعی خواهد بود که به مسیر سیاسی حرکت، جهت داده و آن را هدایت می‎کند. در چنین شرایطی، رهبران کنونی اعتراضات، رفته‎رفته به حاشیه رانده شده و حتی در نهایت توسط سردمداران احتمالی جدید، طرد خواهند شد. بدیهی است اتخاذ این استراتژی آینده روشنی نداشته و تا زمانی که تنها راه ممکن نباشد منطقی نیست. و اما مواجهه دوم، با تداوم صحنه‎گردانی سردمداران کنونی اعتراضات، همراه است. در این مسیر، با تأکید بر نمادسازی‎هایی تازه (نظیر زندانیان سیاسی و کشته‎های بعد از انتخابات) سعی می‎شود رویه تماما سیاسی مطالبات و اعتراضات، پنهان شده و ماهیتی بشردوستانه، اخلاقی و غیرانتخاباتی به‎خود بگیرد.
در این استراتژی، دولت برآمده از انتخابات (و دستگاه تأیید‎کننده آن) گروهی «سرکوبگر» معرفی می‎شوند. به این ترتیب، امکان بهره‎مندی از نیروهای اجتماعی حامی (و نیز احتمالا بخش قابل‎توجهی از حامیان انتخاباتی معترضین) حول استراتژی جدید، فراهم شده و ادامه راه بر همین منوال، برای معترضین کنونی میسر خواهد بود. شفاف‎سازی‎های رسانه‎ای پیرامون حوادث پس از انتخابات و برخورد قاطع و صریح با متخلفان این حوادث (به‎ویژه عناصر متخلف مأمور حفظ امنیت) رفته‎رفته، این حربه را از معترضین سیاسی (سران اعتراضات) گرفته و این افراد را ناچار به تن دادن به مواجهه نخست (فوق‎الذکر) می‎نماید. واکنش سومی که مسیری مبهم و سرانجامی تیره داشته و نهایتا انزوای این سیاسیون را در پی خواهد داشت. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات