تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۱۲۹۲۹۹

جنگ صعده و همسایگان عرب


درگیری‎های شدید در منطقه مرزی صعده یمن، میان نیروهای دولتی که با هلیکوپترها و جنگنده‎ها پشتیبانی می‎شوند و جنبش شیعیان حوثی که خواهان بازگرداندن حکومت علوی به یمن هستند، هم‎چنان ادامه دارد.
این درگیری‎ها از سال‎ها پیش شروع شده و طی هفته‎های اخیر وارد مراحل حساس، خونین و وحشتناکی شده است؛ به‎گونه‎ای که براساس گزارش‎های خبری موجود تاکنون طی این درگیری‎ها صدها تن کشته و هزاران تن نیز زخمی شده‎اند، بدون آن‎که از سوی کشورهای عربی یا سازمان‎های بین‎المللی هیچ توجهی در خصوص این افراد صورت بگیرد. و مبالغه‎ نیست اگر که بگوییم این مسئله "توطئه سکوت منطقه‎ای و جهانی " نسبت به این جنگ و قربانیان آن است انگار که آن‎ها انسان نیستند و یا این‎که جنگ در کره دیگری در حال وقوع است.
در این‎جا سعی بر آن نیست که جنبه‎های سیاسی این جنگ بررسی شود و یا از طرف خاصی در این درگیری‎ها جانبداری صورت گیرد، بلکه می‎کوشیم تا بگوییم وظیفه ما به‎عنوان یک انسان و یک عرب بی‎طرف در قبال این قربانیان چیست؛ کسانی که در این جنگ با جان و خون‎شان بهای گزافی را می‎پردازند. این‎ها انسانند و از نظر خونی و اعتقادی برادران ما هستند؛ پس درست نیست که با آن‎ها همدردی نکنیم و به دردهای‎شان بی‎توجه باشیم.
از سوی دیگر، گزارش‎های نیمه رسمی رسانه‎های یمن حاکی از آن است که بیش از 150 هزار تن از شهروندان گرسنه یمنی، در مناطق درگیری سرگردانند و نمی‎توانند خود را به‎جای امن برسانند؛ این در حالی است که اکثر این افراد را هم زنان و کودکان خردسال تشکیل می‎دهند. ضمن این‎که این مناطق اولا کوهستانی و دوما شدیدا تحت محاصره هستند؛ علاوه بر آن عربستان که تنها کشور نزدیک به آن‎هاست، مانع ورود آن‎ها به خاک خود است. این‎که چرا عربستان مرزهایش را به روی این شهروندان عرب مسلمان بسته و آن‎ها را از دسترسی به یک مکان امن موقت محروم می‎کند، قابل درک نیست. کشوری غنی که مناطق جنوبی آن در "جیزان " و "نجران " اساسا جزو خاک یمن به‎شمار می‎روند و به اقتضای معاهده طائف به این کشور پیوسته‎اند. علاوه بر آن، روابط قبیله‎ای و خویشاوندی هم میان اهالی صعده و ساکنان مناطق مرزی عربستان وجود دارد. این بی‎توجهی عربستان در حالی است که این کشور در سال 1990 زمان جنگ عراق علیه کویت، مرزهایش را به روی شهروندان فراری کویتی گشود و تمامی وسایل یک میهمانی شایسته را برایشان فراهم کرد؛ اما چرا اینک همان کارها را برای یمنی‎ها انجام نمی‎دهد؟
برخی‎ها می‎گویند دلیل این مسئله آن است که اکثر آن‎ها از شیعیان زیدی هستند، یعنی مذهب‎شان مخالف با مذهب وهابی‎های عربستان است، اما این حرف مردود است. مسایلی وجود دارد که این حرف را بی‎اهمیت جلوه می‎دهد. مثل استقبال سعودی‎ها از نزدیک به 30 هزار تن سربازان عراقی که زمان جنگ آزادسازی کویت به آن‎ها پناه بردند که اکثریت‎شان شیعی مذهب بودند و بعد هم همگی پادگان صحرایی رفح را که برای آن‎ها اختصاص داده شده بود ترک کرده و به عراق و کشورهای اروپایی پناهنده شدند. پس چرا حالا این برخورد با یمنی‎ها صورت نمی‎گیرد؟ به‎ویژه این‎که این کشور نامزد پیوستن به شورای همکاری خلیج فارس با حمایت عربستان هم هست؟
موضع اکثر دولت‎های عربی نسبت به پناهندگان و پناهندگی به آن‎ها عجیب و گاهی خارج از فهم و درک انسان است. سوریه که بیش از یک میلیون پناهنده عراقی را در پنج سال اخیر در خود جای داد و با نزدیک به 200 هزار فلسطینی همانند خود سوری‎ها رفتار کرد و درها و قلب‎هایش را به روی نیم‎میلیون لبنانی فراری از جنگ 2006 رژیم صهیونیستی گشود، بر چند صد پناهنده فلسطینی موجود در مرزهایش با عراق سخت می‎گیرد و یا اردن که آن هم همین‎گونه عمل می‎کند. قابل درک است که پناه دادن به پناهندگان برای کشورهای فقیری چون اردن و سوریه امری سخت و هزینه‎بر است، اما عربستان و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس که سالیانه نزدیک به 500 میلیارد دلار درآمد نفتی به خزانه‎هایشان وارد می‎شود، دیگر چرا؟ این کشورها که نباید درهایشان را به روی پناهندگان آن هم با آن‎همه قساوت ببندند؟
شاید بهتر باشد یادآوری کرد که سازمان‎های بین‎المللی پیگیر امور پناهندگان هم هستند؛ اما آن‎هایی که مسئولیت رسیدگی به حال این دسته از افراد را دارند، چرا کاری در این‎باره از پیش نمی‎برند؟ آن‎ها (یمنی‎ها) که هم‎کیش خودشان هستند و به یکپارچگی سرزمین‎های عربی و وحدت امت اعتقاد دارند. یا این‎که نه آن وحدت و آن امت واحده تنها یک شعار است؟
مشکل ما اعراب که ما همواره به‎عنوان یک عرب و یک مسلمان، میزان تسامح‎مان را اعلام کرده و با انواع نژادپرستی و طایفه‎گری به مخالفت برمی‎خیزیم، این است که اگرچه آیات قرآن و فرمایشات پیامبر(ص) را به‎عنوان شاهد مثال مطرح می‎کنیم، اما در عمل، رفتارهایمان کاملا خجالت‎آور است. وجهه ما در برابر جهانیان این‎گونه شکل گرفته که در تعامل با یکدیگر افرادی نژادپرست هستیم؛ حال چگونه می‎توانیم مسئله بستن مرزهای‎مان به روی پناهندگان فراری از مرگ را به همراه کودکانشان، برای جهانیان و حتی برای خود توجیه کنیم.
امیدواریم با دخالت فوری کشورهای عربی این جنگ به‎سرعت پایان گیرد و افراد از این مصیبت نجات یابند تا بتوان مردگان را به‎نحو شایسته‎ای و تا قبل از دریده‎شدن‎شان توسط سگ‎ها و گرگ‎های گرسنه، دفن کرد و بیماران را به بیمارستان‎ها رساند؛ چراکه آن‎ها قربانیان بازی کشورهای منطقه‎ای‎ هستند و گناهی ندارند. سکوت در برابر فجایع صعده برای انسان یک ننگ است.
تاریخچه پیدایش حوثی‎ها:
"حسین بدرالدین الحوثی "، 45 ساله و فرزند علامه شیخ "بدرالدین الحوثی "، از مشایخ بزرگ مذهب زیدیه یمن بود.
"حسین الحوثی " رهبری قیام زیدیان را عهده‎دار بود تا این‎که حدود دو سال پیش در درگیری‎ها کشته شد و برادرش "عبدالملک " فرماندهی گروه را برعهده گرفت. با این حال، "حسین " هنوز هم برجسته‎ترین چهره این گروه به‎شمار می‎رود.
وی تحصیلاتش را در دوران کودکی در همان محل تولد و رشد خود یعنی در استان صعده در شمال یمن گذراند و بعدها در مدرسه وهابی‎ها که وابسته به جنبش اخوان‎المسلمین یمن بود، ادامه تحصیل داد.
در سال 1991 حزب سوسیالیست حاکم در یمن برای جلوگیری از گسترش اندیشه‎های تند و افراطی حزب "تجمع اصلاحات یمنی " تصمیم گرفت "حزب حق " را با دیدگاه‎های اسلامی تأسیس کند.
در این میان، "حسین الحوثی " نیز از بنیانگذاران این حزب به‎شمار می‎رفت. او در سال 1993 در انتخابات شرکت کرده و به عضویت پارلمان یمن درآمد. در سال 1996 به‎دلیل بازگشت بسیاری از یمنی‎های وهابی از افغانستان، حکومت یمن دچار اختلاف و انشقاق شد. از همین رو، دولت برای این‎که جلوی این‎گونه اندیشه‎های تند و افراطی را بگیرد، از "حسین الحوثی " کمک گرفت. سال 1997 بود که او از حزب حق جدا شد و جنبش جوانان مؤمن را تأسیس کرد. در آن زمان دولت یمن نیز به این جنبش کمک می‎کرد و به آنان اجازه فعالیت‎های فرهنگی برای مبارزه با اندیشه‎های وهابی را می‎داد. این در حالی بود که آمریکا نیز برای مبارزه با القاعده، به دولت یمن فشار می‎آورد.
در سال 2003 ناگهان همه‎چیز تغییر کرد. ششصدوپنجاه نفر از اعضای جوانان مؤمن به‎دلیل سر دادن شعارهایی چون "مرگ بر آمریکا " و "مرگ بر اسراییل " در مساجد، بازداشت شدند. تلاش حوثی و یارانش برای آزادی این افراد به بن بست رسید؛ از همین‎رو اختلاف میان آنان و دولت وارد فاز سیاسی و مدتی بعد فاز نظامی شد که تا امسال نیز به‎طور ناپیوسته و هر از چندگاه ادامه دارد. اکنون معادله برعکس شده و دولت یمن برای نابودی حوثی‎ها از وهابیان کمک گرفته است.
گفتنی است سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا (CIA) که در یمن به‎طور رسمی نمایندگی دایر کرده، جوانان مؤمن را یکی از دشمنان اصلی خود می‎داند.
در همین حال، بعثی‎های یمن با هدف تشویش اذهان عمومی و منحرف کردن افکار عمومی جهان از اهداف واقعی این قیام، آن‎را تلاشی برای تبدیل کردن منطقه صعده به مرکزی برای شیعیان دوازده امامی اعلام کردند.
صعده نام استانی در کشور یمن است. این استان کوهستانی در فاصله دویست‎وچهل‎ودو کیلومتری شمال پایتخت یمن صنعا واقع است و 2 هزار و دویست و شصت و یک متر از سطح دریا ارتفاع دارد. در دوران قدیم نام این شهر "جُماع " بوده؛ با این حال، در هزار سال گذشته به نام "صعده " خوانده شده ‎است. این استان در مرز یمن با عربستان سعودی قرار دارد.
جمعیت استان صعده در حدود 71 هزار و سیصد و ده نفر است. شاعر و نویسنده مورخ "الهمدانی " می‎گوید که زمانی در صعده قصر مشیدی وجود داشته که از زیباترین بناها به‎شمار می‎رفت و از اتاق‎های زیبا و پر نقش و نگار، الواح عاج و شیشه‎های رنگارنگ و در و دریچه‎هایی با تزیینات خاص برخوردار بود. آثار بر جا مانده از این این کاخ هنوز هم در ضلع جنوبی شهر صعده کنونی به چشم می‎خورد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات