هنوز یک سال از ریاست جمهوری اوباما سپری نشده است تا کلیت طرح تبلیغاتی وی برای اولویت قائل شدن به مسئله پاکستان تمامیت خود را بروز بدهد. در پی آن وعدهها و ورود اوباما به کارخ سفید، قرارداد 30 میلیارد دلاری با هند به امضا مسئولان آمریکایی و هندی رسیده است. رژیم صهیونیستی چندین قرارداد که اطلاعات آنها به رسانهها داده نشده است با هند امضا کرده است. قراردادهای نظامی هند با روسیه به طور سنتی تداوم دارد و در هفتههای گذشته تمدید شده است. به نظر میرسد تنها همپیمان استراتژیک پاکستان در منطقه یعنی چین اولویتهای خود را از بین دو همپیمان مشکل دارد «پاکستان» و «کره شمالی» دومی را برگزیده است که مذاکرات شش جانبه به دنبال آزمایشهای موشکی پیاپی کره شمالی در دور تازه از سر گرفته میشود. کره شمالی نژاد زرد و کمونیستی است و به طور طبیعی متحد چین و روسیه است و انتظار نمیرود چینیها بر سر آن به معامله بنشینند. از سوی دیگر آمریکا از انتقال اولویت خود از عراق به سوی پاکستان اهداف چندی را دنبال می کند که عبارتند از:
1- استفاده از توان مالی نهایی عربستان به اضافه ابزار وهابیگری ان که در میان طالبان پاکستان و افغانستان بیش از عراق است.
2- گسترش بیش از اندازه جنگ در عراق میتوانست خطرآفرین برحیات رژیم صهیونیستی به دلیل نزدیکیاش به عراق باشد و از اختیار طرفین خارج بشود و همچنین با متحد عمده خاورمیانهای آمریکا و ناتو «ترکیه» بر سر کردستان عراق و ترکیه مشکلاتی ادامه یابد که در نتیجه ترکیه را به ایران و سوریه نزدیکتر سازد و روسها هم کم و بیش به حمایت از ترکیه برخیزند و به زیان رژیم صهیونیستی، آمریکا، ترکیه و عربستان منجر بشود. بنابراین خروج نصف ونیمه آمریکا و انگلیس از عراق، عربستان را نیز از خطر بالقوه مصون ساخته به ایفای نقش مصر و رژیمهای درجه 2 مانند اردن و یمن و تا حدودی کویت و امارات بسنده شود و از نقشآفرینی بیش از انتظار ترکیه و قطر هم به طور خودکار کاسته شود. جنگ عراق میتوانست صدور نفت از منطقه خلیج فارس را به خطر بیندازد.
3- از سال 1992 که صهیونیست انگلیسی آمریکایی «برنارد لوییس» طرح خاورمیانه بزرگ با عنوان پنتاگون منتشر کرده است بیش از 15 سال میگذرد این طرح به دلیل قدرت مادی و معنوی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و شکست آمریکا در لبنان، فلسطین و عراق تا حدودی از اولویت درجه اول کنار گذاشته شده است. به نظر میرسد این طرح در سمت غربی نقشه مذکور به اجرا گذاشته میشود.
4- موفقیت جمهوری اسلامی ایران هم در دیپلماسی و هم در فنآوری بومی مرتبط با انرژی اتمی، آمریکا و متحدانش را بر آن داشته است تا شوالیههای خود را به پاکستان اسلامی گسیل دارند و آن کشور اتمی را به وسیله طالبان به آشوب کشیده، تضعیف و تجزیه و در نتیجه با عنوان کردن این که دولت پاکستان صلاحیت نگهداری انرژی هستهای به ویژه بخش نظامی آن را ندارد و در نتیجه جمع کردن آن و انتقال دادن به آمریکا و یا هند که جهان غرب همیشه ترس شان از کشور اسلامی مجهز به سلاحهای هستهای فرو ریزد.
5- در طرح خاورمیانهای آمریکا برای پاکستان و افغانستان، ( هر کدام تقسیم به سه کشور توأمان افغانی پاکستانی، بلوچی بشوند) در نظر گرفته شده است که میتواند هند را هم حداقل با موضوع کشمیر در آنجا درگیر نماید. ناآرامی در سینکیانگ هم میتواند بهانه لازم را به چین بدهد. به قراردادهایش در قبال پاکستان متعهد نباشد و در مقابل بر سر کره شمالی امتیازهای لازم را به دست آورد. روسیه هم چنان خود را به گرانگوشی زده است که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.
6- روسیه به سبب ناآرامیهای دو دهه گذشته چچن و تاتارستان و داعستان و.. در قفقاز شمالی و همچنین دیگر تمایلات ابرقدرتی، چندان از وجود یک کشور اسلامی مجهز اتمی یعنی پاکستان خشنود نباشد. هر چند روسیه برای حفظ منافع منطقهای و عضو ناظر سازمان کنفرانس اسلامی بودن آشکارا موضعگیری نداشته و ندارد.
7- طالبان افغانستان و پاکستان در طی 9 ماهی که از ریاست جمهوری باراک اوباما میگذرد از یک جنبش پارتیزانی محدود به حدفاصل مرزهای افغانستان و پاکستان، به یک ارتش کارآزموده با پشتوانه بومی مردمی و تجهیزاتی و لجستیکی پیشرفته تبدیل شده و چنانچه از هفته گذشته اخبار آن به گوش میرسد رزمایش خود را مستقیم بر روی مراکز نظامی و انتظامی پاکستان در همه شهرهای بزرگ پاکستان انجام میدهد و ارتش پاکستان را به موضع انفعالی کشانده است. ارتشی که تا چند ماه پیش در منطقه سوات قدرتنمایی کرده بود. از طرفی در همین مدت طالبان افغانستان در طی 8 سال گذشته اشغال آن کشور به بالاترین سطح نیروی پارتیزانی خود بالا آمده و در رأیگیری افغانستان قدرت خود را به رخ جهانیان کشانده اگر طالبان افغانستان متحدبا غرب نیست طالبان پاکستان به دلیل وابستگی بیش از حد به پول عربستان آماده همکاری با آمریکاست.
8- آنچه در افغانستان و پاکستان و در کل در جنوب آسیا میگذرد همکاری بیش از پیش هند و آمریکا و درجه بعدی رژیم صهیونیستی، عربستان، هند، انگلیس و آمریکا و ناتو به خوبی دیده میشود. در ظرف همین 9 ماه گذشته بعد از سه دهه چریکهای مائوئیستی میانمار نابود شدند و هند و سریلانکا پیروز و چین سکوت کرد. بنابراین تنها حاکمیتی که در معادله نیست دولت پاکستان است. این روند به سقوط کشاندن حاکمیت پاکستان از روند برکناری ارتشبد مشرف شدت گرفته با ترور بینظیر بوتو وارد مرحله بیبازگشت شده است و آمریکاییها این بار درصدد ایجاد تغییرات عمیقی هستند و مذاکراتشان با شخصیت لیبرالی چون آصف زرداری را هم با اهمیت تلقی نمیکند.
9- سکوت کشورهای اسلامی به ویژه در جنوب شرق آسیا (اندونزی، مالزی، بنگلادش، هندیهای مسلمان ) در قبال تغییرات سرسامآور در پاکستان ونیز ترکیه که به فکر کلاهی برای خود در گسترش پانترکیسم تا سین کیانگ است و سکوتش تا حدودی قابل درک است. عربستان بزرگترین کشور پولدار اسلامی خود مأمور اجرای فتنه است. حتی به ظاهر هم بین دولتهای عربستان و پاکستان دیپلماسی فعالی دیده نمیشود. مصر کموبیش مشغول حفظ صلح با رژیم صهیونیستی است و در اجرای ایرانهراسی فعالیت خود را ادامه میدهد. بقیه کشورهای اسلامی هم به نوعی با نفوذ عربستان، مصر و ترکیه سکوتشان مرگبار شده است. تنها جمهوری اسلامی ایران به همه حمایتهای خود طبق مقررات در اقتصاد و امور دیگر ادامه میدهد.
10- با روندی که طالبان در پاکستان و افغانستان در پیش گرفتهاند و دولت پاکستان تنها خود را به ترانزیت مهمات، سوخت و... از بنادر خود و ارسال برای ناتو به افغانستان مشغول کرده است، حادتر شدن وخامت اوضاع دیده میشود. هر حرکت مؤثر نظامی دولت پاکستان هم زیانهای عدیدهای از جمله آواره شدن میلیونی جمعیت را در پی دارد که خود مشکلی به مراتب بدتر از وضعیت انفعالی است و هم انفعال آن طالبان افغانستان را در سال 1996 در افغانستان به اذهان متبادر میسازد.
جمعبندی: دولت پاکستان در ظرف دو هفته گذشته از جهانیان استمداد طلبید تا به کمکش بشتابند. هنوز نه در سازمان ملل و نه در هیچ، دستهبندی جهانی و منطقهای و مذهبی و... نشانههای جدی گرفتن استمدادطلبی پاکستان دیده نمیشود. آنچه بیش از پیش جدی گرفتن آن چه در پاکستان میگذرد، بیش از دیگر کشورها به کشور ما ارتباط پیدا میکند. ما قدرت یافتن طالبان را در سال 1996 در افغانستان شاهد بودهایم که تا چه اندازه فتنهانگیز بودهاند. لذا ضرورت دارد مسئولان امنیت ملی و وزارت خارجه ما با هوشیاری تمام تحولات پاکستان را تحلیل کنند و با اتخاذ تدابیر لازم مانع از به خطر افتادن منافع ملی ما به عنوان همسایه پاکستان باشند. همچنین تا جایی که ممکن است از نفوذ فزاینده طالبان در مرزهای شرقی کشور تدابیری بیندیشند. جنگ طالبان پاکستان در اصل جنگ علیه شیعیان است که همه روز در معرض کشتار و بمبگذاری هستند. طبیعی است عربستان سعودی حامی القاعده و طالبان به قدرت رسیده سیاستی ضد شیعی،دیگر مأموریتهای آمریکایی را با گشادهدستی بیشتری انجام خواهد داد.
به هر حال ایران تنها کشوری است که میتواند موضوع فوری حفظ استقلال پاکستان را در مجامعی چون سازمان کنفرانس اسلامی، اکو، سازمان شانگهای، جنبش غیر متعهدها و در سازمان ملل طرح کرده از تکهتکه شدن پاکستان اسلامی جلوگیری کند. به طوری طبیعی حرکت پیشاهنگ ایران به تحرک مثبت ورسیه و چین هم اثر مثبت خواهد داشت.