بهزاد عبدی
فضای سیاست در ایران به دلیل اینکه از طرفی از ساختار ارگانیک و پویا برخوردار نیست، از طرف دیگر به جهت عدم شکلگیری مدون و مدرن فضای عمومی سیاست (در سطح گفتمان، نهادهای مدنی، باورهای عمومی شهروند، جریانات سیاسی، ساخت قدرت) که از لوازم سیاستورزی در دنیای پیچیده امروز است، جریانهای سیاسی حاضر در فضای سیاست ایران بیشتر تحت تاثیر انتخابات به سیاستورزی میپردازند. با نیم نگاهی به کارکرد اصولگرایان و اصلاحطلبان میتوانیم بخشی از فقر تعاملات سیاستورزی مدرن در جامعه ایران مشاهده نماییم، البته گفتمان اصلاحطلبی به دلیل قرابت مفهومی که با شیوههای مدرن سیاستورزی دارد، میتواند به توسعهیافتگی فضای سیاست در ایران مدد رساند. گروهها، احزاب و شخصیتهای اصلاحطلب بعد از هشت سال تجربه حضور در عرصه دولت و به تبع آن عرصه عمومی به نظر میرسد در آستانه انتخابات اخیر شوراها و خبرگان بیشتر به رویکرد جبههای و هماهنگی پی بردهاند، از طرفی خلاء همسویی و همراهی در بین جریانات اصولگرا و حامیان احمدینژاد (جبهه مقابل اصلاحات) بیش از گذشته مشهود است، اصولگرایان یا بهتر بگوییم جریانات مقابل اصلاحات از نظر گفتمان، روش سیاستورزی و نوع تعامل با یکدیگر دچار افتراق و پراکندگی شدهاند و همین پراکندگی و شکل رفتار موزائیکی جریانهای مقابل اصلاحطلب، نه تنها پیادهنظام اصولگرایان را دچار تردید و ریزش خواهد نمود بلکه میتواند گروههای اصلاحطلب را با حفظ مرزبندیهایشان به تاثیرات هماهنگی و همراهی خانوادگی درون جبهه اصلاحات در آینده سیاستورزی برساند که به نظر میرسد اصلاحطلبان به اهمیت مفهوم ائتلاف بعد از تجربه اشتباهات گذشته پی بردهاند. البته این همه ماجرای انتخابات اخیر شوراها نیست، زیرساختهای اجتماعی، فرهنگی، مدنی و از طرفی فاصله ذهنیت شهروند ایرانی با دموکراسی نیز بر اهمیت پرداختن به مفهوم شورا و مدیریت کلانشهری دلالت دارند. کارکرد شوراها را بایستی فراتر از نگاه سیاسی و به نوعی در ذیل تمرین مشارکتپذیری شهروند ایرانی تحلیل نماییم. نمایندگان انتخابی شورا به عنوان برآیند مشارکت شهروند ایرانی در مدیریت شهری، میتوانند به توسعهیافتگی جامعه در حال گذار ایران مدد رساند، گرچه به دلیل ساخت سیاست در ایران راه درازی جهت طی "پروسه دموکراسی در ایران" موجود است، شاید از بعد مفهومی شوراها را بتوان در دو سطح تحلیل نهادهای مدنی و مدیریت کلانشهرها بهتر فهمید. گفتمان اصلاحطلبی البته در ذیل مفاهیمی چون توسعه مبتنی بر مشارکت شهروند ایرانی، فضای آزاد اجتماعی فرهنگی و تقویت پروسه دموکراسی از طریق شوراها میتواند به نهادینه شدن مفهوم توسعه پایدار در ایران مدد رساند.
ـ نهادهای مدنی و توسعه مشارکتگرا در ایران
در دنیای پیچیده امروز که فرایندهای ارتباطات در حوزه انسانها برای ساماندهی نیازمند تسری در نهادها و مراکز فرهنگی، اجتماعی و مدنی است، شاید بتون گفت هویت اجتماعی فرد و بالطبع آن حقوق انسانی و شهروندیاش در بستر مشارکت فعال در قالب تشکلها، نهادهای مدنی و حوزه عمومی اجتماع، معنا و مفهوم مییابد. یکی از اساسیترین اصول "دموکراسی" و فرایند مشارکت سیاسی شهروندان در عرصه تعیین سرنوشت همانا ایجاد زمینهای جهت حضور مردم در عرصه عمومی یا به تعبیر دیگر فضای باز و فعال جامعه از جمله شوراهاست. در جامعهای چون ایران که گام در توسعهیافتگی گذاشته است، از بنیادیترین ضرورتهای توسعه متوازن سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، توجه اساسی نخبگان و گروههای مرجع به کارکرد نهادهای مدنی و تشکلهای خارج از حاکمیت و دولت میباشد. با این مقدمه میتوان اهمیت شوراها، نهادهای غیردولتی، تشکلهای صنفی و مراکز غیردولتی فرهنگی ـ اجتماعی را در شکلدهی به مفهوم توسعه در جامعه ایران بررسی کرد. یکی از نقدهای اساسی که بر فعالیت مدیران حوزههای سیاست، فرهنگ و اجتماع یکصد ساله تاریخ معاصر ایران (مشروطیت تا به امروز) میتوان وارد کرد. این است که متاسفانه به جای پرداختن به سازماندهی مردم در قالب نهادهای مشورتی و مدنی خارج از قدرت، پرداختن به تعاملات دولت و حاکمیت در دستور کار قرار گرفته است که این امر باعث شده است نه تنها مفهوم واقعی مشارکت از طرف شهروند ایرانی تمرین نشده، بلکه فضای جامعه مدنی غیردولتی جامعه ایران به شدت آسیبپذیر بوده و ضعیف به حیات خود ادامه دهد.
البته در این میان روشنفکری در ایران به دلیل اینکه نخبهگرایی را در عرصه تفکر و در تعامل با شهروندان به مسایل جامعه ایران پیشه خود قرار داده است، نتوانسته ارتباط معنایی و زبانی با اکثریت جامعه ایران و توده مردم برقرار کند که این عدم تونایی در برقراری ارتباط فاصله شناخت و آگاهی شهروند ایرانی را با فرایند مشارکت در قالب نهادهای مدنی غیردولتی عمیقتر کرده است. از نقطهنظر تحلیل جامعهشناختی بد نیست بدانیم، ایرانیها به دلیل اینکه تمرین مشارکت و حضور پویا و مداوم را در قالب نهادهای غیردولتی از جمله شوراها جدی نگرفتهاند، در اکثر تصمیمگیریهای سیاسی و کلان با عملکرد احساسی ـ فردی، زندگی اجتماعی خود را پیش میبرند. در صورتی که اگر به صورت مداوم و همیشگی با دور همنشینی با دیگر شهروندان مشارکت فعال و گروهی در عرصه تصمیمگیری سیاسی ـ اجتماعی را تمرین میکردیم با دید باز به انتخاب تعیین سرنوشت سیاسی میپرداختیم و این مساله در نهایت ما را به دموکراسی نزدیک خواهد کرد. در آستانه انتخابات شوراها در جامعه امروز ایران روشنفکران و نخبگان ارتباط هماهنگ، مداوم و تعریفشدهای با عامه مردم ندارند، یکی از دلایل این ناهماهنگی در ارتباط با عدم وجود کافی جایگاههای مدنی از جمله تشکلها، نهادهای مدنی و غیردولتی است که خود میتوانند به عنوان پل ارتباطی و بستر گفتمانی میان شهروندان و نخبگان کارکرد داشته باشند. اگر به توسعهیافتگی جامعه ایران امید بستهایم و اگر مطالبات و خواستههای شهروندان از دغدغههای ماست و اگر به دنبال جامعه پیشرفته در عرصههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هستیم، بیتردید این توسعهیافتگی و پیشرفت باید از پایین به بالا و با حضور و کارکرد مردم در قالب نهادهای غیردولتی و در عرصه جامعه مدنی دنبال شود که اگر به این مفهوم به طور جدی پرداخته نشود، انتخابات شوراها هم راه به جایی نخواهیم برد!
در ایران که حاکمیت همچنان در تمام بخشهای کارکردی جامعه حضور پررنگ و فعال داشته بخش غیردولتی تاثیر چندانی در فرایند تصمیمگیری و تصمیمسازی نداشته است. اما پیگیری اساسی حقوق شهروندی و عمل کردن به دغدغهها و خواستههای شهروند ایرانی نیازمند شکلگیری نهادهای مدنی قدرتمند و تشکلهای غیردولتی و مردمی تاثیرگذار است. حوزه عمومی و جامعه مدنی قوی باید به طور مداوم مدافع حقوق و مطالبات شهروندان باشد و برنامهریزی و کارکرد سیاست کلان در ایران را متناسب با ذهنیت و آرمان اکثریت مردم هدایت نماید که در صورت حضور اکثریت مردم در قالب نهادهای مدنی قدرتمند و کارآ میتواند در کنار مشارکت سیاسی مردم در قالب احزاب به فرایند توسعهیافتگی در تمام زمینههای فرهنگی ـ سیاسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی مدد رساند. از طرفی با گسترش شهرنشینی نیازمندیهای فرهنگی، اجتماعی، تفریحی و اقتصادی شهرهای ایران دید مدیریت نوینی را در اداره شهرها طلب مینماید. به نظر میرسد سکانداری مدیریت شهرها در ایران در حوزه مدیریت کلانشهری نیازمند نمایندگانی جامعنگر، دموکرات، آزاداندیش و مشارکتپذیر خواهد بود که به مفهوم توسعه و مشارکت شهروند ایرانی در جایگاههای مدنی و تعیین سرنوشت باور داشته باشد که البته گفتمان اصلاحطلبان بیشتر به روش مدون هدایت و اداره نوین شهرها با مدل مشارکت شهروندان نزدیکتر است و شورا میتواند به شکلگیری بخشی از نهادهای حامل مشارکت مردم در سایه پروسه دموکراسیخواهی در ایران مدد رساند.