تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۰  ، 
کد خبر : ۱۲۹۴۳۰

هزینه‌های یک شکست


گروه سیاسی،‌ حنیف غفاری: "تغییر" واژه‌ای است که به راحتی بر زبان می‌آید ولی در صحنه عمل بسیار سخت به عینیت می‌رسد. در نظام بین‌الملل نیز چنین قاعده‌ای صادق است. تغییر رفتارها، رویکردها، عملکردها و حتی عقاید اولیه در چرخه روابط میان جریانهای سیاسی مختلف جهان معمولا با از دست دادن انرژی و صرف هزینه‌های سنگین همراه است. در برخی موارد فشار وارده بر سیستم سیاسی حاکم باعث می‌شود تا سران یک کشور هزینه‌های چنین چرخش یا تغییری را بپردازند. به عنوان مثال آنچه در فرانسه و بر سر قانون اشتغال "دوویلین" رخ داد مهر تاییدی بر این قاعده کلی و شناخته شده می‌نوازد. فشار کارگران و دانشجویان کاخ الیزه را مجبور ساخت تا از میان دو گزینه "سقوط سیاسی" و "تغییر قانون" دومی را انتخاب نماید.
نکته دیگر در رابطه با آن چه اشاره شد نسبی بودن "هزینه‌هایی تغییر" است. در اینجاست که کلید واژه "پیش‌زمینه" معنا و مصداقی کامل پیدا می‌کند. هر قدر دولت حاکم یا ساختار تصمیم‌گیرنده انرژی بیشتری در راستای نیل به یک هدف صرف کرد باشد جهت "تغییر" باید هزینه بیشتری پرداخت کند.
با در نظر گرفتن کلیاتی که در مورد تغییر و هزینه‌های آن ذکر شد دنیای پس از آغاز هزاره سوم را در نظر می‌گیریم:
"جرج واکر بوش" با هدف تحقق بخشی از افکار و عقاید مخصوص نومحافظه‌کاران سعی کرد به عنوان یک "کاتالیزور" یا سرعت‌دهنده معادله پوچ تسلط بر جهان با استفاده از ابزارهای نظامی و غیردیپلماتیک را از عرصه تئوری به عرصه عمل انتقال دهد. در این راه "واشنگتن" از افراد و عناصری استفاده کرد که در درون ذهن آنها فاصله "ایده‌آلیسم" با آنچه در عالم واقع می‌گذشت بسیار زیاد بود.
اصول و فرمولهای این افراد جهت تقابل با نظام بین‌الملل پس از جنگ افغانستان، اشغال عراق و موارد مشابه پررنگ‌تر شدند و بر نومحافظه‌کاران مشتبه شد که الفبای سیاست خارجی آنها کامل‌ترین نوع موجود و مطلوب در جهان است....
هنگامی که خبره دست‌یابی ایران به چرخه سوخت هسته‌ای اعلام شد الفبای ترسیم‌شده کاخ سفید از سال 2000 میلادی تاکنون به طور کامل در هم‌ ریخت.
"دونالد رامسفلد" وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا و از عاملان اصلی طراحی دو جنگ عراق و افغانستان پس از مطلع شدن از خبر پیروزی هسته‌ای ایران اعلام کرد: "صحبت از حمله آمریکا به ایران ورود به دنیای اوهام است." وی در حالی از "دنیای اوهام" فرار می‌کند که تاکنون فاصله‌ای با آن نداشته است. در حقیقت رخداد، غرورآفرین هسته‌ای ایجاد شده در ایران باعث شد تا "رامسفلد" عالم ایده‌ال خود و دیگر نومحافظه‌کاران را در حالتی ناخودآگاه به چالش بکشد. در طول شش سل ریاست جمهوری "جرج واکر بوش" چنین رویکردی از سوی افراد تندروی حزب جمهوری‌خواه مانند "رامسفلد" سابقه نداشته است. وقتی اظهارات اخیر بوش پسر را در کنار اظهارات رامسفلد قرار می‌دهیم متوجه تغییری سخت براساس شوک وارده از سوی تهران در سیستم سیاسی نومحافظه‌کاران خواهیم شد:
"می‌دانم که در واشنگتن می‌شنویم پیشگیری یعنی زور. اما در مورد (ایران) پیشگیری یعنی دیپلماسی...."
پس از استیلای جمهوری‌خواهان بر معادلات آمریکا از ابتدای هزاره سوم تاکنون، هیچ‌گاه فاصله میان "زور" و "دیپلماسی" در ادبیات نومحافظه‌کاران تا این اندازه افزایش نیافته است.
در سخنان بوش، ‌رامسفلد و دیگر جمهوری‌خواهان جنگ‌طلب، برخلاف گذشته عنصر "تناقض" کمتر مشاهده می‌شود و "تناقض" جای خود را به "سردرگمی" داده است. نومحافظه‌کاران پس از شوک هسته‌ای تهران در هفته گذشته در حال گنگ و مبهمی به سر می‌برند.
در نهایت اینکه پس از گذشت حدود شش سال کارشکنی و صرف هزینه‌های سنگین علیه "تهران" کاخ سفید در حال بازگشت به نقطه صفر است.
نقطه‌ای که در آن چاره‌ای جز کرنش و تعظیم در برابر قدرت اول خاورمیانه یعنی ایران ندارد. شاید در اینجا لازم باشد تا جمله معروف "زبیگنیو برژنیسکی" مشاور امنیت ملی کارتر را که در سال گذشته میلادی در خصوص مسائل هسته‌ای ایران خاطرنشان کرده است را برای نومحافظه‌کاران و مخالفان تهران در نظام بین‌الملل زمزمه کنیم:
"غرب مجبور است در کنار ایران هسته‌ای زندگی کند...."

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات