ری تاکیه/عضو ارشد مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی آمریکا
قدرت منطقهای ایران رو به افزایش است. این را عواملی از جمله همترازی سیاسی داخلی ایران و تغییر چشمانداز منطقهای مشخص میکند و به ظهور یک ایران مطمئن، محکم و توانا منجر شده است. ترتیب منحصر به فرد حوادث این اطمینان را به وجود میآورد که ایران برنامه هستهای خود را که به طور فزایندهای به عنوان یک ضرورت ملی تلقی میشود، تقویت خواهد کرد. یک نگاه دقیق به دو نقطه مهم منطقهای ـ عراق و لبنان ـ نشان میدهد که نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه افزایش یافته است. حمله آمریکا به عراق لزوما حل برنامه هستهای ایران را مشکلتر کرده است. همچنان که آمریکا در مرداب عمیقی در عراق گرفتار شده، توانایی آن برای مقابله با ایران کاهش یافته است.
با فرض سرمایههای ایران در عراق، روابط نزدیک آن با عوامل سیاسی شیعه این کشور، ایران اهرمهای زیادی را برای تعدیل طرحهای آمریکا در اختیار دارد. آمریکا و همپیمانان آن که ممکن است در جستوجوی مقابله با ایران بر سر برنامه هستهای آن باشند، باید با واقعیت قدرت تهران و ظرفیت آن برای بیثبات کردن عراق و بازار جهانی نفت کنار بیایند. یکی دیگر از عوامل تاثیرگذاری بر قدرت ایران، لبنان است. درگیری اخیر بین اسرائیل و حزبالله تنها ارزش ایدئولوژیکی و استراتژیک ایران را تقویت میکند. پس از هفتهها مبارزه، حزبالله به عنوان پیروزی این جنگ تلقی شد.
در زمانی که موضوع هستهای ایران تحت تاثیر امنیت بینالمللی قرار دارد، جنگ لبنان یک یادآوریکننده برای کشورهای اروپایی در مورد هزینه مقابله در خاورمیانه است. در زمانی که عراق و شرق همچنان میسوزد، اروپاییها و دیگر جوامع بزرگ بینالمللی باید این مساله را مدنظر قرار دهند که آیا آنها واقعا میخواهند درگیری دیگری در منطقه داشته باشند.
از دیگر سو ایران در جستوجوی رقابت با چین و هند است. یک مدل موفق از مشارکت باید این مساله را درک کند که ایران یک قدرت در حال رشد است و هدف از گفتوگوها باید شکلدهی چارچوبی برای تنظیم نفوذ آن باشد. این مدل لزوما در جستوجوی آشتی بین دو رقیب نیست، بلکه راهی برای هدایت قدرت ایران در مسیر درست است. در استراتژی پیشنهاد شده مشارکت، ظهور مجدد ایران درک میشود و چارچوبی را برای محدود کردن تجربیات قدرت آن ایجاد میکند. هدف از مشارکت حل همه مسائل معوقه و یا باز کردن راهی برای همپیمانی با ایران نیست، بلکه هدف ایجاد آرایشی است که به موجب آن ایران به عرفهای بینالمللی پایبند میشود.
آمریکا لزوما ایران را به عنوان یک قدرت منطقهای با منافع قانونی میپذیرد. در این زمینه، مذاکرات برای تغییر روابط ایران و آمریکا طراحی میشود. در چنین جنبه عملی و عملیاتی، یک چنین دیپلماسیای، سه مسیر مذاکره مجزا را به تصویر میکشد که به موجب آن همه مسائل نگرانکننده از سوی هر دو طرف بررسی میشوند. با این وجود، انجام این کار بدون ارتباط و پیشرفت در هر یک از مسیرها نباید الزاما وابسته به مسیرهای دیگر باشد. به طور مثال، اگر آمریکا و ایران پیشرفتهایی در مساله هستهای ایجاد میکنند، مذاکرات نباید به خاطر نبود پیشرفت در مساله عراق ادامه پیدا نکند.
همراه با داشتن استقلال در هر یک از مسیرها، تاکید بر این مساله نیز مهم است که پیشرفت عملی و واقعی در هر یک از زمینهها، انعکاسهای مثبتی بر دیگر مسیرها خواهد داشت. ایران که روابط خود را با آمریکا به گونهای میبیند که به نفع آن است، به کشوری تبدیل میشود که برای مسائلی از جمله تروریسم نگرش نرمتری را اتخاذ میکند.