مجید یونسیان
پرویز مشرف، رئیسجمهور پاکستان قبل از دیدار با بوش در اظهاراتی جنجالبرانگیز به شبکه سیبیاس گفت: آرمیتاژ معاون وزیر وقت خارجه آمریکا در تماس با رئیس سازمان اطلاعاتی این کشور پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 گفته بود اگر پاکستان در مبارزه با تروریسم با واشنگتن همکاری نکند باید آماده بمباران باشد و به عصر حجر برگردد.
گرچه بوش در دیدار با مشرف سعی کرد با دلجویی از پاکستان از کنار این جنجال خبری گذر کرده و با اعلام تشکرش از مشرف در همکاری برای مبارزه با تروریسم به نوعی بر این قضیه سرپوش بگذارد اما حقیقت این است که چنین رویدادی در روابط آمریکا و پاکستان را باید ناشی از رنجش شدید اسلامآباد از دوگانگی و فریبکاری سیاستهای واشنگتن دانست که میتوان پیامدهای آتی آن را مهم ارزیابی کرد. پاکستان که سالیان متمادی خود را متحد استراتژیک آمریکا در شبهقاره هند تلقی میکرد و برای حفظ این موقعیت هزینههای گزافی را پرداخته است اکنون احساس میکند مورد کملطفی راهبردی آمریکا قرار گرفته است و دهلی نو به آرامی در روابط استراتژیک آمریکا با کشورهای شبهقاره هند جایگزین اسلامآباد شده است.
مبارزه با تروریسم، سیاست ابزاری آمریکا برای سیطره بر دو منطقه استراتژیک خاورمیانه و شبهقاره هند است. پاکستان قربانی تعریف آمریکا از منافع راهبردی در پروژه قرن آمریکایی در هزاره سوم شده است. در این پروژه آمریکا روابط همطراز راهبردی در خاورمیانه و شبهقاره هند را حول محور کشورهایی قرار داده است که از توان؛ منابع و کارایی برخوردارند.
پاکستان در این مسیر جایگاه گذشتهاش را از دست داده است و شاید پرویز مشرف انتظار نداشته است که آمریکا با نادیده گرفتن نقش و موقعیت و منافع پاکستان، عملا این کشور را با چالش ناشی از آنچه افراطگرایی القاعده و طالبان دو محور ادعای در رشد تروریسم میداند تنها بگذارد و برای توفیق در روابط راهبردی با هند، اسلامآباد را بین چکش طالبان و سندان قدرت هند رها کند.
ابتکار دیپلماتیک و سیاسی پرویز مشرف به دلیل همراهی آگاهانه و حساب شده رسانههای گروهی آمریکا با خواستههای کاخ سفید توفیق در برنداشته است؛ اما بدون تردید باید این رنجش پاکستان را در آینده معادلات سیاسی شبهقاره هند جدی و مهم تلقی کرد چون پاکستان با احساس ناخوشایندی که از فریبکاری آمریکا دارد دیگر قادر به ادامه سیاستهای قبلی خود در ابعاد منطقهای و داخلی نخواهد بود.