* عدم تصویب قطعنامه علیه برنامههای هستهای اسرائیل را چگونه ارزیابی میکنید؟
** در واقع یکی از مشکلات جامعه بینالملل کنونی نوعی تعامل قدرتهای بزرگ با مسائل بینالمللی است. اساسا قدرتهای بزرگ در راستای تامین منافع ملی و بینالملل خود، به نوعی از مجامع بینالمللی به عنوان ابزاری در جهت منافع خود استفاده میکنند. به عبارت دیگر قدرتهای بزرگ از جایگاه حق وتوی خود در شورای امنیت و آژانس بینالمللی انرژی اتمی سوءاستفاده میکنند. آنچه مسلم است، آژانس بینالمللی انرژی اتمی وظیفه نظارت بر عملکرد دولتهایی را دارد که در مسیر استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای گام برمیدارند.
بر این اساس آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید با فعالیت غیر صلحآمیز کشورهای برخورد کند، اما متاسفانه شاهد اعمال سیاستهای دوگانه با یک بام و دو هوا از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی هستیم. آژانس یا شورای حکام با مخالفتهای هستهای هند و پاکستان در گذشته چندان برخوردی نداشته اما هماکنون جمهوری اسلامی ایران در مسیر استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای با شدیدترین فشارهای سیاسی مواجه شده است که این امر با عدم برخورد آژانس با فعالیتهای اتمی اسرائیل نشاندهنده یک تناقض در عملکرد آژانس است.
برای افکار عمومی جهان مسجل است که اسرائیل یک رژیم اتمی است که بین 200 تا 400 کلاهک هستهای در اختیار دارد. با توجه به سوابق اسرائیل به عنوان یک کشور متجاوز به کشورهای همسایه، هستهای بودن این رژیم یک تهدید جدی برای صلح و امنیت بینالملل است.
اما با این توصیف، برخوردی با آن صورت نمیگیرد و اسرائیل با اجتناب از عضویت در آژانس و ان.پی.تی و به تبع عدم امضای پروتکل الحاقی؛ هنجارهای بینالمللی را مخدوش میکند. رد درخواست کشورهای عربی برای محکومیت اسرائیل در قالب قطعنامه پیشنهادی در آژانس بیانگر اعمال نفوذ اروپا و آمریکا در این نهاد بینالمللی است.
* از یک سو آمریکا و اروپا بر عاری شن خاورمیانه از سلاح هستهای تاکید دارند و از سوی دیگر بر هستهای ماندن اسرائیل پافشاری میکنند. آیا این دو آلیسم رفتاری موجب گسترش رقابت هستهای در منطقه نخواهدشد؟
** برخورد دوگانه آژانس در اثر فشارهای آمریکا باعث گسترش سلاحهای هستهای در منطقه میشود.
چرا که فعالیت هستهای اسرائیل در یک فضای آزاد و بدون نظارت، موجب تضییع حقوق دیگران است که برخورد شدید با فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران در این چارچوب قابل ارزیابی است.
فعالیت هستهای اسرائیل حتی باعث افزایش تهدید این رژیم علیه کشورهای منطقه شده است. در روزهای گذشته خبرنگاری این پرسش را از رئیسجمهور آمریکا مطرح میکند که چرا آمریکا در مورد برنامه هستهای ایران اینگونه حساس است؛ اما از کنار اسرائیل براحتی عبور میکند که بوش در پاسخ غیرمنطقی، غیرمسئولانه و جانبدارانه خود، دلیل آن را اتحاد استراتژیک واشنگتن تلآویو عنوان کرده است. بنابراین در فضای جدید سیاست قدرت در عرصه بینالمللی اتحاد استراتژیک به معنای آزاد بودن فعالیتهای هستهای اسرائیل مفهوم مییابد.
* آیا حمایت آمریکا و اروپا از برنامههای هستهای اسرائیل که خارج از ان.پی.تی است، موجب تزلزل پایههای این کنوانسیون بینالمللی نخواهد شد؟
** قطعا اینگونه است. مانی که یک هنجار بینالمللی شکل میگیرد باید در مورد همه کشورها اعمال شود. به عبارت دیگر وقتی که اساسنامه آژانس مدون میشود باید فعالیتهای هستهای همه کشورها مورد نظارت قرار گیرد تا از مسیر صلحآمیز خارج نشوند. بیتردید صلح و امنیت بینالمللی در صورت هنجارشکنی یک کشور مورد تهدید قرار میگیرد. درحالی که اساسنامه آژانس و قرارداد ان.پی.تی به عنوان قراردادی قانونی تلقی میشود. طبیعتا خارج ماندن یک کشور از آن، برنامهها و سیاستهای نظارتی آژانس را تحتالشعاع قرار میدهد.