* برای تبیین سیاستهای روسیه در خاورمیانه به چه شاخصهایی میتوان اشاره کرد؟
** رویکردهای سیاست خارجی مسکو در منطقه خاورمیانه، از سه زاویه قابل ارزیابی است:
1ـ رفتار سنتی روسیه، 2ـ حضور پررنگ در بازارهای مصرف، 3ـ سیاست کسب پرستیژ در نظام جهانی
تجربه تاریخی نشان داده است که روسیه توجه و تمایل چندانی برای بسط نفوذ خود در خاورمیانه به دلیل حضور آمریکا در این حوزه جغرافیایی، ندارد.
در واقع حضور آمریکا در این منطقه، روسیه را برای رقابت با واشنگتن به منظور گسترش سطح نفوذ تا حدودی بیانگیزه میکند. سفرهای اخیر مقامات ارشد برخی کشورهای خاورمیانه به روسیه از جمله سفر خالد مشعل، نخستوزیر اردن، رئیسجمهوری سوریه و نخستوزیر لبنان در ماهها و هفتههای اخیر بیانگر تفاوت رویکرد سیاست خارجی مسکو در تعامل با این کشورهاست. به عبارت دیگر، از آنجایی که آمریکا در عراق و افغانستان با چالشهای جدی مواجه شده و فرصت پرداختن به سایر موضوعات در منطقه را ندارد، روسیه از این شرایط برای جلب نظر کشورهای خاورمیانه به طرف خود به خوبی استفاده میکند.
رویکرد دوم روسیه، کسب سهم بیشتر در بازار کشورهای خاورمیانه است. بر این اساس مسکو تلاش دارد تا بازارهای بیشتری برای فروش تسلیحات خود به دست آورد که با توجه به رشد نوعی آمریکاستیزی در منطقه، گرایش این کشورها به تعامل نظامی با روسیه بیشتر شده است. روسیه هماکنون در آمارهای جدید، بزرگترین فروشنده سلاح در منطقه است که به طور مثال سوریه بازار مناسبی برای فروش تسلیحات مسکو خواهد بود.
در چارچوب رویکرد سوم نیز باید گفت که روسیه، خاورمیانه را به عنوان بوتهای برای آزمایش سیاستهای جهانی خود و به دنبال آن کسب پرستیژ میداند. در واقع روسیه از میان گزینه آمریکاستیزی و همراهی با آمریکا در منطقه، راه سوم را برگزیده است که به صورت توامان هر دو گزینه را محقق کند.
* بازگشت به قدرت و پرستیژ دوران جنگ سرد در دستور کار پوتین و مقامات ارشد کرملین قرار گرفته است. به نظر جنابعالی آیا بسترهای به دست گرفتن ابتکار عمل، حل مناقشات خاورمیانه برای این هدف سترگ، فراهم است؟
** به اعتقاد بنده، هر چند که روسیه در پی کسب پرستیژ و بازگشت به قدرت گذشته است، اما باید توجه داشت که حل دیپلماتیک مسائل خاورمیانه در چارچوب توانایی و پتانسیلهای روسیه قرار نمیگیرد و در واقع احتمال به وقوع پیوستن چنین روندی بسیار ضعیف است. رفت و آمد مسئولان ارشد کشورهای عربی خاورمیانه به روسیه، بیشتر جنبه کسب اعتبار برای طرفین را دارد.
روسیه برای پر رنگ کردن جایگاه جهانی خود، به گسترش سطح مناسبات خود با کشورهای منطقه میاندیشد. هماکنون روسیه در جایگاهی نیست که بتواند رقابتی جدی با آمریکا در سطح منطقه خاورمیانه را آغاز کند. بنابراین کسب پرستیژ با موضوع حل مناقشات خاورمیانه دو موضوع کاملاً جدا از یکدیگر است که هر دو آنها را نمیتوان به صورت همزمان برای مسکو متصور بود.
* تمایل روسیه با گروههایی همچون حماس یا کشورهایی مانند سوریه که با آمریکا دچار تعارضات ایدئولوژیک هستند، نوعی بازی یا تاکتیک سیاسی در فرآیندهای همگرایی مسکو ـ واشنگتن است یا در قالب سیاست مستقل روسیه باید به آن توجه کرد؟
** به نظر بنده، گسترش ارتباط و تعامل مسکو با این گروهها و کشورها در چارچوب سیاستهای مستقل روسیه معنا پیدا میکند و نمیتوان آن را یک سناریوی مشترک این کشور با آمریکا تلقی کرد. البته باید توجه داشت که این امر به معنای واگرایی سیاستهای مسکو ـ واشنگتن در مناسبات بینالمللی نیست و در واقع قدرتهای بزرگ، منافع کلان مشترک بسیاری دارند، به طور مثال، در جریان سفر خال مشعل به روسیه، پوتین از وی میخواهد تا به گونهای اسرائیل را به رسمیت شناسند تا از نگاه آنان، فرآیند صلح در خاورمیانه تسهیل گردد که این موضوع نیز دقیقاً با خواست آمریکا همخوانی دارد.