گروه خبر ـ انعکاس بیان موضوعی رفتار انفعالی افراد در جوامع دارای ساختار سنتی است که نه با رخدادهای در جریان و بالفعل بلکه با تبعات آنها ارتباط برقرار میکنند و همینجا است که انفعال بجای مشارکت مینشیند و زمینه فراهم میشود تا دایی جان ناپلئونها سکان هدایت فکری جامعه را به دست گیرند.
جامعه توسعهیافته نه آنگونه که صورتزدگان مدرنیسم از آن استنباط میکنند بلکه جامعهای که با شناسایی نیازهای واقعی خود به دنبال پیدا کردن راهکارهای ممکن برای رفع آنها و ارتقای سطح عمومی زندگی شهروندانش است نه بدنبال وقایع که همگام و همزمان با آنها حرکت میکند، چرا که نسبت فرصتها و تواناییی خود برای تاثیرگذاری بر آنها برای ساختن آینده آگاه و حساس است. و از همین رو است که علمای اجتماعی مشارکت را یکی از معیارهای مهم جهت شناسایی درجه رشد و توسعه جوامع مختلف تعریف کردهاند.
ایران امروز خواسته و یا ناخواسته در جریان کوران حوادث عظیمی قرار گرفته است که هر یک میتواند تاثیرات غیرقابل انکاری بر کمیت و کیفیت زندگی تکتک شهروندانش در آینده از خود به جای گذارد. موضوع پرونده هستهای ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد از جمله این جریانات بسیار حساس و تعیینکننده است.
در طول دو سال گذشته پرونده هستهای ایران توسط نمایندگان دولتها در داخل و خارج از کشور مورد رسیدگی قرار گرفته و اخبار چانهزنیهای آنها به صورت قطعنامه، اعلامیه و یا مصاحبه در رسانههای جمعی انعکاس یافته است. اما در این میان نقش مردم به عنوان شهروندان مسئول و واجد حقوق شهروندی چه بوده است؟
اتخاذ سیاست هستهای شدن کشور از سوی دولت، سوای هرگونه موضعگیری مثبت و یا منفی، از آنجا که از سوی دولتی منتخب و قانونی اتخاذ شده، میبایستی که از طرف تمام شهروندان مورد پشتیبانی و حمایت عملی قرار گیرد اما آیا اینگونه است؟
شعار انرژی هستهای حق مسلم ما است دیگر به صورت مثلی رایج در بین گروههای اجتماعی درآمده و حتی در لطیفهها نیز جایی برای خود پیدا کرده است. رییسجمهوری نیز در هر فرصتی از حفظ حق هستهای کشور صحبت به میان آورده و اخبار دلگرمکنندهای از دستاوردهای دانشمندان هستهای کشور اعلام میکنند.
با اینحال همچنان به نظر میرسد موضوع حمایت از بحث انرژی هستهای در ایران همچنان در سطوح رسمی دولتی جا خوش کرده و شهروندان تنها ناظران تصمیمات و عملکرد کارشناسان و مدیران دولتی در این زمینه هستند. در حالی که اینگونه برخورد و موضعگیری با مشخصههای شهروندان آگاه و مشارکتطلب چندان منطبق نیست. درست است که صنعت انرژی هستهای بسیار پیچیده، گرانقیمت و البته امنیتی است با اینحال شهروندان میتوانند با استفاده از روشها و امکانات خود به این صنعت و حقوق متعلقه آن به کشور مدد برسانند.
فشار دولتهای خارجی بر روی برنامه هستهای ایران روز به روز بیشتر شده است به ویژه از زمانی که پرونده به شورای امنیت ارسال گردید، در آن موقع برخی در سیستم تصمیمسازی دولتی بر آن شدند تا نسبت به کشورهایی که علیه برنامه ایران رای دادهاند تحریمهایی را اعمال نمایند، به طور مشخص همکاریها با کره جنوبی و واردات کشور از آنجا هدف قرار گرفت لیکن جایگاه حقوقی نهادهای رسمی و منافع اقتصادی برخی گروهها و البته دوری گزیدن از تحریم خودخواسته تمامی کالاهای کرهای که شامل کالاهای سرمایهای و واسطه نیز میگردید در عمل این رویکرد را به کناری زد و واردات عظیم از کره جنوبی ادامه یافت همین شرایط با کمی تغییر نسبت به برخی دیگر کشورها نیز رخ نمود، کافی است همین امروز سری به بازار شهرمان بزنیم و به اجناس لوکس و مصرفی مغازهها نگاه بیندازیم تا حضور عظیم کالاهای خارجی را در کشورمان احساس کنیم، کالاهایی که با استفاده از تسهیلات ارزی کشور وارد و توزیع شدهاند و منافع آنها مستقیما به جیب کشورهایی سرازیر شده است که حق استفاده ایران از برنامه هستهایاش را به پرسش گرفتهاند.
این واقعیت است که دولتها به دلایل گوناگون نمیتوانند با دیگر کشورها قطع رابطه کرده و یا آنها را مشمول تحریم قرار دهند اما این محدودیت شامل حال شهروندانی که به بازار میروند تا با هزینه شخصی خود جنسی را خریداری کنند نمیشود، هیچ کس نمیتواند به آنها درباره خرید محصولی خاص فشار وارد کند و همین نکته است که به شهروندان این اجازه را میدهد تا با استفاده از موقعیت خود به حمایت از برنامهای برخیزند که آن حق خود میدانند.
تحریم کالاهای لوکس و مصرفی وارداتی از کشورهایی که به صف مخالفان برنامه هستهای ایران پیوستهاند پیام روشن و تاثیرگذاری است هم برای فعالین بازار در کشورهای هدف که به مدیران سیاسی خود فشار وارد کنند و هم به کسانی که نسبت به بلوغ فکری مردم کوچه و بازار کمتر باور دارند.