آن دورها، دورتر از شهرمان، چند قدم مانده به نقطه صفر مرزی، خاطرهای مانده در گذر سالهای سال، آنجا که پدران و برادرانمان سالهایی نه چندان دور در تقابل با دشمن داخلی وخارجی، دفاع را الفبای مقاومت خود قرار دادند و گاه تا آنجا پیش میرفتند که در بازار دادوستد، جان خود را بر سرآرمانشان معامله میکردند، امروز حکایت غریبی به خود گرفته است، بانه را میگویم، شهری کوچک و نامآشنا در غرب استان کردستان.
برای رسیدن به شهر باید مسیر پر پیچ و خم جادهای کوهستانی را پشت سر گذاشت، اهالی منطقه میگویند سالها پیش این جاده مملو از نیروهای بسیجی و سپاهی جان برکف برای دفاع از میهن اسلامی بود.
آنها سواره و پیاده عزم شکست دشمن را داشتند، اما امروز بسیار متفاوتتر است. در این جاده باریک و چشم نواز، سپاهیان نامریی دشمن برروی باربندها و صندوق عقب خودروهای درحال عبور به داخل مرزها در حال پیش روی هستند.
انواع و اقسام خودروهای شاسیبلند لندکروز، تویوتا و... مملو از جنس قاچاق با سرعتی همچون باد در حال آمد و شد هستند تا حداکثر استفاده از زمان برای کسب منفعت را کنند.
با وجود یک پست بازرسی اصلی در مسیر و چند پست فرعی، کسی نگران بازرسی نیست. فروشندگان شهر بانه در این باره میگویند: خودروهای حمل بار، قبل از رسیدن به تونل اصلی، راه خود را از جادههای فرعی و لابهلای رشته کوهها ادامه میدهند و پس از آنکه چند کیلومتر از پست بازرسی دور شدند، به جاده اصلی باز میگردند.
مشاهده عبور انواع وانتهای سفید رنگ از جادههای فرعی که به گفته مردم محلی بیشتر آنها کالاهای غیرمجاز وارد میکنند یا حرکت خودروهای بدون شماره و متوقف شدن برخی خودروها توسط مأموران نیروی انتظامی برای مردم این منطقه امری طبیعی است.
یکی از بازاریان بانه میگوید: هر چند که تجارت کالاهای غیرمجاز صرفه بسیار دارد، اما اعتقادات وباورهای مذهبی اجازه چنین کاری را نمیدهد و معدود افرادی مبادرت به این کار میکنند.
با کمی دقت وانتبارهای حامل سوخت به ویژه گازوئیل تولید داخل را میتوان دید که از این جاده به سمت مرز برای عرضه به کشورهای همسایه در حرکت هستند. کم نیستند خودروهایی از این قبیل که بخشی از جاده را در تصاحب خود گرفتهاند.
در کنار این رفت و آمدها، مسافران عادی با خودروهایی انباشته از انواع تلویزیونهای ال سی دی، لوازم خانگی، وسایل برقی، پوشاک و غیره در حال بازگشت به شهر وکاشانه خود هستند؛ غافل از آنکه، تجارت آنها ضربهای سهمگین به اقتصاد و صنعت کشور وارد میآورد.
براساس دستورالعمل تدوین شده، هر مسافر اجازه خروج یک تلویزیون ال سی دی یا کولر گازی و لوازم برقی بزرگ را از این منطقه دارد. البته امکان خرید یخچال فریزر سایدبایساید نیز وجود دارد، اما دیگر از ضمانتنامه و خدمات پس از فروش خبری نیست؛ زیرا باید ریسک خرید جنس قاچاق را پذیرفت.
در فرهنگ لغات این منطقه، کلمه قاچاق یا تجارت غیرقانونی تعریفی متفاوت از دیگر نقاط ایران دارد. به تعبیر اهالی این منطقه، هر کس که زرنگتر باشد، جنس بیشتری میآورد و میفروشد. برخی از بازاریان که به قول خودشان روزی بسیاری دارند، همیشه خدا را شاکرند و بابت این نعمتها سپاسگزار، اما اگر میدانستند تجارت آنها چه آسیبی به تولید وصنعت کشور میزند، آیا باز هم خدا را شاکر بودند؟
پس از عبور از جاده پر رفت و آمد، وارد شهر میشوی. جای تا جای شهر پر از اجناس خارجی است، همان دشمنان قدرتمندی که تجارت قانونی که نه فراتر از آن، اقتصاد کشور را نشانه گرفتهاند. پیر و جوان، کوچک و بزرگ، همه وهمه اذعان دارند که کالاهایشان قاچاق است.
به دلیل کسب درآمدهای بالا، در اینجا هیچ کس نگران تولید داخلی نیست. بازارهای رنگارنگ و چشمنواز، اجناسی با نصف قیمت بازار رسمی کشور، مگر میشود اینها را دید و وسوسه نشد.
امروز دیگر شهر بانه محصور به چند قلم کالا نیست، انواع و اقسام محصولات ساخت کشورهای چین، کره، ترکیه، مالزی، تایلند، حتی فرانسه و ایتالیا و...در بازارهای این شهر دیده میشوند. در این آشفته بازار، شاید جنس چینی را به نام اروپایی بفروشند.
هرچه بیشتر با بازاریان به گفت وگو مینشینی، بیشتر به عمق فاجعه موجود پی میبری، چگونه این همه کالا دور از چشمهای قانون وارد کشور میشود؟
در شهر بانه حداقل 35 پاساژ با دهها فروشگاه و غرفه وجود دارد. گروهی از بازاریان درباره خرید کالاهایشان میگویند: کالاهای خود را مستقیم از طریق چین وارد سلیمانیه عراق میکنند، اما برخی دیگر میگویند که اجناس خود را به نام عراق از بنادر ایران میگذرانند و در سلیمانیه یا بصره تحویل میگیرند. برخی روایت دیگری دارند، آنهایی که باتجربهتر هستند، ترجیح میدهند سهم کمتری به شیوخ عرب دهند و خود دست به کار میشوند و جنس را تا مبادی مرزی ایران میرسانند.
پرسشی بیوقفه از ذهن میگذرد، چگونه این همه کالا وارد کشور میشود؟
شگفت زده و انگشت به دهان در بازارهای شهر چرخ میزنی، خبری از ممنوعیت نیست.
به شنیدهها رجوع میکنم که میگویند شیوخ عرب، صحنه گردان اصلی قاچاق انواع کالا به بانه هستند. آنها مدعی هستند، حلاوت این تجارت گواراتر از در آمد چاههای نفتشان است.
چشم بادامیهای جنوب شرق آسیا در نقطه غربی کشورمان کمر به نابودی تولید و صنعت بستهاند. اینجاست که ترس آمریکا از چین را درک میکنی، قدرتی نگران قدرتمندتر شدن رقیب خود است. اما آیا صنعت کشور مانیز قدرتمند است؟
یک جوان کرد ایرانی تحصیلکرده دارنده مدرک کارشناسی در رشته حسابداری درباره وضع تجارت این شهر میگویدکه هر 45روز جنسهای جدید را از واسطه دریافت میکند.وی این نکته را یاد آور میشود که کالاها توسط بستگانش وارد ایران میشوند.
ظاهر در پاسخ به این پرسش که چرا شغلی درخور تحصیلاتش ندارد، از بیکاری همکلاسیهای خود میگوید و میافزاید: وقتی میتوان در مدت زمان کمتر به سود دست یافت، چرا باید خود را نیازمند دریافت حقوق ماهانه از یک مجموعه دولتی یا غیر دولتی کنم.
شاهو، جوان کرد ایرانی دیگری که لوازم خانگی از جمله انواع تلویزیون ال سی دی و رادیو ضبطهای خارجی را در مغازه نسبتاً بزرگش انباشته کرده است، میگوید: اینکه جنس ارزانتر به مردم بفروشی که جرم نیست، ما برای وارد کردن این کالاها به ایران جانمان را روی دست گرفتهایم.
سوکار، دیگر فروشنده کرد با اذعان به اینکه این نوع اشتغال نه فقط سودی به حال کشور ندارد، بلکه آسیبرسان نیز است، میگوید: وقتی در مرزها سختگیری نمیشود، یعنی مخالفت جدی با این حرکت وجود ندارد.
از یک بازاری درباره خدمات پس از فروش لوازم خانگی و سلامت لوازم آرایش یا انواع مواد پاککننده و شیرینی و شکلات سؤال کردم، در پاسخ گفت: مردم اعتراضی ندارند، زیرا بسیار کم جنسی بد از کار در آمده است.
او با بیان اینکه تاکنون مأموران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و اداره استاندارد برای کنترل کالاهای عرضه شده در بازار شهر بانه مراجعه نکردهاند، میافزاید: وقتی این اجناس از مبادی قانونی وارد کشور نشده، طبیعی است که مسؤولان دولتی وظیفهای برای کنترل ندارند.
به هرحال معضل بزرگی به نام قاچاق امنیت این منطقه را تهدید میکند. لذا، ضروری است مسؤولان ذیربط ضمن تقویت زیرساختهای اقتصادی این منطقه بر شدت برخورد با قاچاق کالا بیفزایند.
به طور قطع، تداوم آنچه در شهرهای مرزی مانند بانه رخ میدهد و چشم بستن بر واقعیتهای موجود و برخورد نکردن با آن، پیامدی جز کاهش سطح اشتغال و افزایش بیکاری در کشور ندارد.