محمد ملکزاده
ج. تطمیع رهبری
در صدر اسلام برای سرکوبی نهضت رسول خدا(ص) از این شیوه بسیار بهره گرفتند، ولی نتیجهای نبردند. روزی «عنبه بن ربیعه» که از سران مشرکین بود نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: ... اگر منظور و هدف تو از این برنامهها مال و ثروت است، آنقدر ثروت به تو میدهیم که از همه ما ثروتمندتر گردی و اگر در اندیشه ریاست هستی، تو را بر خود رئیس میگردانیم؛ بهگونهای که هیچ کاری را بدون اجازه تو انجام ندهیم و اگر میخواهی پادشاه باشی، تو را پادشاه خود میکنیم.
تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و برپایی نظام جمهوری اسلامی رهبران حاکم بر جامعه ایران در اثر تطمیع اجانب، منافع کشور و ملت را فدای اجانب میکردند و بههمین دلیل چون پایگاهی در میان ملت نداشتند برای حفظ سلطه خویش از همان اجانب کمک میگرفتند.
د. تهدید رهبری
تهدید رهبری از سوی دشمن، آخرین راهکاری است که آنان برای مقابله با جایگاه رهبری اهل حق به کار میگیرند. قرآن کریم در فرازهایی به چند مورد از این تهدیدها اشاره فرموده است:
1. تهدید به زندان
فرعون در تهدید حضرت موسی(ع) گفت: اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زندانیان قرار خواهم داد.(1)
تهدید به تبعید: اشراف متکبر قوم شعیب به او گفتند: ای شعیب! به یقین توت و کسانی را که به تو ایمان آوردهاند، از شهر و آبادی خودمان بیرون خواهیم کرد.(2)
تهدید به شکنجه و قتل: گفتند: ای نوح! اگر (از این سخنان) خودداری نکنی، سنگباران خواهی شد(!3)
خداوند از قول دشمنان پیامبر و انبیا فرموده است: گفتند: ما شما را به فال بد گرفتهایم و اگر دست برندارید شما را سنگباران خواهیم کرد و مجازات دردناکی از ما به شما خواهد رسید.
در آیه 21 سورهِ آل عمران نیز خداوند در مورد کسانی سخن میگوید که نسبت به آیات الهی کفر میورزند و پیامبران را به ناحق به قتل میرسانند و سپس ایشان را به عذاب دردناکی وعده میدهد.
2. تضعیف مبانی مکتب
تضعیف مبانی مکتب یکی دیگر از راهکارهای مبارزاتی اهل باطل با اهل حق میباشد، آنان در این رویکرد از طرق مختلفی بهره گرفتهاند از جمله:
الف. شبههپراکنی: دشمنان با طرح شبهات مختلف پیرامون مکتب سعی میکنند به ایجاد شک و تردید در میان مردم دامن زنند. آنان در این روش حق و باطل را درهم میآمیزند و گاه باطل را در لباس حق عرضه میکنند. این شیوه روشی است که همواره در دستور کار دشمنان اسلام قرار داشته است و حتی در روزگار ما نیز با قدرت تمام پیگیری میشود. طرح مسائل بیاساس در جامعه بهویژه در زمینه مسایل اعتقادی مردم به انقلاب و مبانی مکتب است.
ب. سوءاستفاده از سوژههای مذهبی: دشمن در شرایطی که مذهب در رگ و پوست مردم ریشه دوانیده و فرهنگ اسلامی در جامعه حاکمیت یافته باشد برای مقابله با مبانی مکتب بهطور مستقیم وارد نمیشود، بلکه برای ضربهزدن به مبانی دینی، از سوژههای مذهبی کمک میگیرد. چنانکه قرآن کریم درخصوص منافقین میفرماید: آنها سوگندهایشان را سپر ساختند تا مردم را از راه خدا بازدارند.(4) یعنی با استفاده از سوگند (که خود به آن اعتقادی نداشتند) سعی در گمراه ساختن جامعه داشتند. در جای دیگر میفرماید: (منافقان) برای شما سوگند یاد میکنند تا شما راضی شوید.(5)
ساختن مسجد ضرار از سوی منافقان مدینه دقیقاًدر راستای همین هدف انجام شد.(6) در جنگ صفین نیز در زمانی که لشکریان اسلام در حال نابودسازی آخرین سنگرهای دشمن (معاویه) بودند حیله عمروعاص در سر نیزه کردن قرآنها، مؤثر افتاد و سرنوشت جنگ را یکباره تغییر داد. در دوران معاصر ما نیز رضاخان برای اجرای اهداف شوم خود در ایران خود را در لباس یک مسلمان متعصب معرفی کرد، به زیارت عتبات رفت، مدال مولای متقیان را بر گردن آویخت، دستههای عزاداری محرم به راه انداخت و... ولی هنگامی که پایههای قدرتش محکم شد برگزاری مراسم روضهخوانی و عزاداری را ممنوع کرد، حجاب از سر زنان برداشت و... . ادامه دارد...