تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۷  ، 
کد خبر : ۱۲۹۹۴۷

دکترین‌های نظامی هزاره سوم (بخش اول)


نوشته: دکتر مهدی حسن‌زاده 
 پیشگفتار:
موضوع آفند و پدافند و حمله به یک نظام و سرزمین یا دفاع از آن از جمله موضوع‌های بسیار جدی و سرنوشت‌ساز ملی است که همیشه تاریخ دغدغه‌های بسیاری را به دنبال داشته است. واگرایی‌ها و ناسازگاری‌ گوناگون دولت‌ها و ملت‌ها موجب شده و می‌شود تا در سراسر گیتی و در تمامی برش‌های زمان،برخی دولت‌ها، یکدیگر را تهدید به براندازی و نابودسازی نظامی کنند و بعضاً قصد و آهنگ براندازی دولتی دیگر یا کشورگشایی و تصرف بخشی از سرزمین دیگر را داشته باشند و ازاین راه به اهداف سیاسی خود دست یابند. برخی از دولت‌ها به گونه‌ای ذاتی، نهادینه و ریشه‌ای، خوی اشغالگری و تعدی و تجاوز دارند و چنانچه ناچار و ناگزیر نباشند، از چنین خویی دست نمی‌کشند، ولی بوده و هستند دولت‌هایی که کشورگشایی و تجاوزگری، جایگاهی در مکتب سیاسی و ایدئولوژی حکومتی آنها ندارد و اگر ارتش و نیروهای جنگی و رزمی فراهم می‌کنند، با قصد دفاع تعدی و تجاوز دولت‌های اشغالگر و فرصت‌طلبی است که همانند شکارگران، همیشه در کمین فرصت‌های تعدی و تجاوز و در پی تحمیل زورگویانه خواست‌های ناروای خود بر دولت‌ها و ملت‌های مستقل هستند. دولت‌ها و ملت‌های مستقلی که اراده کرده‌اند آزادی و استقلال همیشگی و همه‌جانبه خود را نگهداری و نگهبانی کنند، ناگزیرند هزینه‌های نگهداشت چنین آزادی و رهایی از یوغ دولت‌های فزونخواه را بپردازند تا به بهای چنین هزینه‌ها و پرداخت‌هایی، به ارزش‌های بالاتر و آرمان‌های والاتر که در صدر آنها، آزادی و استقلال است، دست یابند.
نظامی‌گری و جنگ‌سالاری، هم از ویژگی‌های سرشتی و خوی ذاتی برخی دولت‌ها است و هم وسیله و ابزاری برای دستیابی به خواست‌های نامشروع و زورگویانه دولت‌های فزون‌خواه که ایجاب می‌کند دولت‌ها و ملت‌های مستقل، تمامی اشکال و انواع تهدید، توطئه، دسیسه، تعدی، اشغال، تجاوز، مزاحمت‌ بدخواهی، براندازی، دخالت، تحریک، تهاجم، کودتا، بازدارندگی، کارشکنی، خیانت، تبانی، تجزیه، جدایی‌خواهی، تنش‌زایی، ویرانگری، اعتداء، بدرفتاری، دشمنی، کینه‌توزی، کارشکنی، ناسازگاری، جاسوسی، راهزنی، ناکارآسازی، هراس‌افکنی، ترور، فشار، رخنه، درگیری و مانند آنها را در سطوح و لایه‌های گوناگون و در مقیاس‌ها و اندازه‌های مختلف، شناخته و برای پیشگیری یا درمان آنها برنامه‌ریزی و چاره‌جویی کنند. بسته به اینکه یک نظام حکومتی مورد تهدید چه توطئه‌ها، دسیسه‌ها و تعدیاتی باشد، باید برای تهدیدزدایی و تضمین ماندگاری خود، آموزه یا آموزه‌هایی را تدوین و در قالب آن آموزه یا آموزه‌ها، هم به تحلیل تهدیدهایی موجود و ممکن پرداخته و هم برای رویارویی با آنها چاره‌جویی کند. بدون تردید یک آموزه دفاعی و دکترین پدافندی باید تا حد امکان تمامی آموخته‌های نظامی و اندوخته‌های راهبردی کشورهای کنونی و نیز دولت‌ها و ملت‌های پیروز تاریخ را شناسایی و در گرته‌ریزی آموزه پدافندی خود، بهره‌برداری کند. تاریخ درگیری‌ها و جنگ‌های دولت‌ها با یکدیگر، سرشار از درس‌های نظامی و پربار از اندرزهای دفاعی بوده و بررسی مقایسه‌ای و سنجش فراگیر آنها می‌تواند اصول و قواعد روشن و نکته‌ها و اندرزهای بسیاری را برای تدوین و تکمیل آموزه پدافندی کشور، به دست دهد. این گفتار مقایسه‌ای و جستار سنجشی، در پی آن است که انواع و اقسام دکترین‌های نظامی، به ویژه دکترین‌های دفاعی و آموزه‌های پدافندی به کار رفته در تاریخ جنگ‌های ملت‌ها و نیز دکترین‌های مورد بهره‌برداری قرار گرفته توسط ارتش‌های کنونی جهان را بازخوانی کند و مورد سنجش قرار دهد تا هرچند اندک و ناچیز، دستمایه و راهنمایی باشد در تدوین و بازنگری و بهینه‌سازی آموزه‌های پدافندی و دکترین‌های دفاعی کشور ایران. هر کشور می‌تواند دارای یک دکترین دفاعی و آموزه پدافندی فراگیر و جامع باشد و تمامی اصول و انگاره‌های پدافندی خود را در آن طراحی و تدوین کند. یا آنکه برای جنبه‌ها و جوانب گوناگون پدافند از کشور، آموزه‌های پدافندی زمینه‌ای و پهنه‌ای و دامنه‌ای گوناگونی داشته باشد و با مجموعه آموزه‌های پدافندی زمینه‌ای، مجموع حوزه‌های پدافندی کشور را پوشش دهد. بررسی‌های تاریخی و جغرافیایی نشان می‌دهند که دولت‌ها و ملت‌های گوناگون، از آموزه‌های پدافندی گوناگونی بهره‌برداری کرده اند و می‌کنند که هر یک، نقاط قوت و ضعف ویژه‌ای داشته و دارند. به دلیل تحولات گوناگون فن‌ شناختی، سیاسی، راهبردی و مانند آنها، هیچ آموزه پدافندی همیشه ماندگار و هماره پایدار نبوده است و نیست و آموزه‌پردازان پدافندی کشور باید تا حد امکان با تمامی آموزه‌های پدافندی ممکن آشنا باشند و سپس به گزینش یا پردازش کارآمدترین و روزآمدترین آموزه پدافندی بپردازند. هر از چند گاهی نیز باید آموزه‌های پدافندی کشور را بازنگری و بهینه‌سازی و روزآمد کنند تا به عنوان نخستین و ریشه‌ای‌ترین سند نظامی کشور که به نوبه خود، پایه و بنیاد دیگر مستندات و اسناد نظامی کشور قرار خواهد گرفت، دارای بالاترین باورپذیری و کارایی باشد و بتوان با بالاترین ضریب اطمینان به آن اعتماد و دیگر اسناد نظامی کشور را روی آن پایه‌گذاری کرد. گفتار کنونی آهنگ ورود به ریزه‌کاری‌ها را ندارد و فقط در اندازه یک کار رسانه‌ای و به عنوان سرآغاز کاری ملی که تفصیل و تتمیم آن می‌تواند از نویسنده و توسط نهادهای ملی مرتبط درخواست شود، به بررسی و مقایسه گذرا و فشرده دکترین‌های نظامی (اعم از افندی و پدافندی) کشورها بدون یادآوری ریزه‌کاری‌ها پرداخته است و انتظار دارد دستگاه‌های مرتبط، هم آموزه‌های ارائه شده را بررسی و بهره‌برداری کنند و هم در پی درخواست تتمیم گفتار با هماهنگی لازم برآیند.
چند نکته:
1ـ در این گفتار همه جا ارتش به معنی مجموع نیروهای مسلح و نظامی یک کشور به‌کار رفته و به معنی بخشی از نیروهای نظامی که در کشور ایران متداول است، به‌کار نرفته است.‏
2ـ در این گفتار واژه فرانسوی «دکترین» با واژه سره فارسی «آموزه» برابرسازی شده است.
3ـ دکترین یا آموزه،‎‏ بالاترین سند نظامی یک کشور انگاشته شده که دیگر اسناد نظامی کشور می‌توانند و باید از آن استخراج شوند و در حکم قانون اساسی نظامی کشور است.‏
4ـ آنچه در این گفتار به‌عنوان دکترین‌ها و آموزه‌های نظامی آمده‌اند، بعضاً می‌توانند در لایه‌ای پایین‌تر و با تغییراتی، به‌عنوان راهبرهای نظامی و مانند آنها نیز منظور و بررسی‏ شوند.‏
5ـ تجمیع برخی دکترین‌ها و آموزه‌ها در یک آموزه بالاتر و فراگیرتر نیز ممکن و معقول است.
دکترین‌های نظامی
آموزه‌های نظامی (اعم از آفندی و پدافندی) شناخته شده تاریخی و جغرافیایی بسیاری وجود داشته است و دارد که از سویی با نگاهی فراگیر، به شمارش و بررسی تقریبا تمامی گزینه‌های برتر می‌پردازیم و از سوی دیگر برای رعایت محدودیت فضای روزنامه و پرهیز از خسته کردن خوانندگان گرامی، آموزه‌های آفندی و پدافندی را به شرح زیر و البته به‌گونه‌ای چکیده و فشرده، ارائه و توصیف می‌کنیم:‏
1ـ دکترین نظامی بازدارندگی کارآمد:
این دکترین بر پایه خودداری از تعدی و تجاوز پایه‌گذاری شده و هدف نهایی تشکیل ارتش و نیروهای نظامی کشور را پدافند از کشور در برابر تهاجم‌ها و تجاوزهای احتمالی دانسته است. ماموریت و رسالت اصلی نیروهای مسلح کشور را دفاع و پدافند از سرزمین و نظام سیاسی حاکم بر کشور می‌داند و در عین حال، کارایی و اثربخشی و کارآمدی دفاع و پدافند یاد شده در دفع قاطع و کامل هرگونه تجاوز بیگانه را، بخشی از نهاد و سرشت آموزه می‌داند. بازدارندگی کارآمد، می‌تواند به شکل عملیات بازدارنده از تعدی و تجاوز بیگانه یا عملیات بازدارنده از رسیدن متعدی و متجاوز به اهداف تعدی و تجاوز خود باشد و چون همیشه پیشگیری برتر از درمان است، بهتر است نیروهای نظامی کشور، فضای نظامی کشور را به‌گونه‌ای مدیریت کنند تا هرگونه تعدی و تجاوزی پیش از وقوع و تحقق، سترون و نابود شود و زمینه‌ای برای اجرا و تحقق، نیابد و در صورت اجرا و تحقق، زمینه‌ای برای کامیابی و پیروزی نداشته باشد. اجرای پیروزمند چنین آموزه‌ای، پیش‌نیازهای فراوانی دارد که یکی از آنها شناسایی کارآمد تجاوزهای احتمالی و دیگری، گرته‌ریزی راهبردهای کارآمد تجاوززدایی است.‏
2ـ دکترین نظامی تنش‌زدایی پایدار:
جنگ و خونریزی و کشتار و ویرانگری، پدیده‌های اهریمنی و ناپسندی هستند که خواسته و مطلوب هیچ دولت و ملت فرهیخته و خردمندی نبوده و نیستند. بدین روی، تمامی دستگاه‌های درگیر در فرآیندهای سیاسی و امنیتی و نظامی کشور، باید چنین فضاها و فرآیندهایی را به‌گونه‌ای مدیریت کنند که زمینه‌ها و بسترهای درگیری، چالش، و تنش‌زایی منطقه‌ای و جهانی برچیده و شرایط همکاری و دوستی و همگرایی منطقه‌ای و جهانی فراهم شوندو گسترش یابند تا از جنگ و ویرانگری پیشگیری شود . چنانچه این آموزه به‌درستی و شایستگی برنامه‌ریزی و اجرا شود، بسیاری از جنگ‌های بالقوه، ریشه‌کن و بهانه‌سوزی می‌شود و از پیدایش جنگ‌ها و درگیری‌های بسیاری پیشگیری خواهد شد. طبق این آموزه، همیشه دیپلماسی نیرومند، کارآمدتر از ارتش نیرومند است و گره‌هایی را که با دست می‌توان گشود، نباید کور کرده و با دندان گشود.‏          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات