«اقتصاد ایران باید آرامآرام خود را برای خداحافظی با برخی از رفقای برونمرزی آماده کند» این جمله امروز از سوی بسیاری از تحلیلگران اقتصادی کشور و کارشناسان بیرون از مرزهای وطن مطرح میشود. البته بدون شک شما نیز بارها با چنین نظریههایی روبهرو شدهاید. درست از زمانی که فعالیتهای هستهای ایران توانست به پیرویهای قابل ملاحظهای دست یابد، بحث تحریم اقتصادی ایران نیز جای خود را پشت ویترین اقتصاد جهانی باز کرد به نحوی که در حال حاضر یانکیها توانستهاند حتی گروه زیادی از کشورهای حاضر در میدان اقتصاد جهانی را نیز با خود همراه کنند.
این اما تمام ماجرای تحریم اقتصادی ایران نیست. امروز برخی از مدیران اقتصادی ایران شروع تحریم را نمیپذیرند ولی کارشناسان نظر دیگری دارند. آنها رفتن ژاپن از آزادگان و مقابله نهادهای مالی با شبکه پولی ایران را فقط آغاز ماجرای تحریم میدانند. البته مدیران نفتی ایران بر این باورند که ژاپن بنا بر خواست اقتصاد ایران از آزادگان خداحافظی کرده و تنها سهمی 10 درصدی را پذیرفته است ولی این واقعیت روی دست تحلیلهای برونمرزی وجود دارد که خط و نشانهای تند یانکیها دلیل این خروج از آزادگان است. فارغ از این مساله روز گذشته اتفاق دیگری اقتصاد ایران را در برگرفت.
خبرگزاریهای رسمی با تیتر بزرگ نوشتند که هند و پاکستان تکلیف خط لوله صلح را روشن کردند. خطی برای انتقال گاز که اکنون چند سالی میشود مثلث ایران، پاکستان و هند برای به سرانجام رساندن آن میهمانیهای بزرگ میان وزرا و نشستهای رسمی میان معاونین وزرای نفت را کلید زده است. به نظر میرشد حالا دیگر میتوان گفت که پروژه 2/7 میلیارد دلاری صلح، یعنی همان فروش گاز ایران به پاکستان و هند به آخر خط رسیده است. البته بسیار قبل از این تحلیلگران چنین روزی را پیشبینی میکردند و بر این باور بودند که دیپلماسی هند و پاکستان سند خرید گاز ایران را مهر نخواهد کرد.
هر چند که دهلینو و اسلامآباد طی یک سال گذشته با تمام توان سعی داشتند تا گاز ایران را به خانه ببرند اما در نهایت این رفاقت اقتصادی دچار همان بنبستی شد که تحلیلگران پیشبینی کرده بودند. تمام ماجرا را باید بدون شک به پای یانکیها نوشت. آنها در روز نخست با صلح گازی مخالف بودند و بارها سعی کردند تا با ارسال هدایای رنگی به دهلینو و اسلامآباد این صلح گازی را ملغی کنند.
نکته جالب این ماجرا اما رویکرد هند و پاکستان بود، مدیران سیاسی این دو کشور خرید ارزان یا حتی به باور برخی از کارشناسان انرژی منطقه خرید رایگان گاز ایران را تئوری قابل اجرا در زمان فشار ارزیابی کردند مبنی بر اینکه شاید بتوانند در دوران تحریم یا همان سنگپرانی اقتصادی ایالات متحده گاز ایران را بسیار کمتر از قیمت واقعی در بازارهای جهانی به اقتصاد خود تزریق کنند.
هر چند که امروز آگاهان اقتصاد دیپلماسی معتقدند که ایران در زمینه مناسبات برونمرزی اقتصادی قدرت قابل ملاحظهای ندارد ولی بدون شک مقابله مدیران اقتصادی ایران با دهلینو و اسلامآباد و در نهایت عدم فروش ارزان گاز شاید یکی از بهترین فعالیتهای اقتصادی مدیران ایران باشد. هر چند که در نهایت این عقیده نیز در میان تحلیلگران وجود دارد که گروه اصلی را بسیار قبل از این دستگاه دیپلماسی ایران به خط لوله صلح زد.
به نظر میرسد باید به این گروه از صاحبنظران نیز حق داد. شاید اگر ایرانیها میتوانستند تنشزایی و حتی ایدئولوژیگرایی را از اقتصاد بیرون کنند امروز یانکیها نیز نمیتوانستند به راحتی از هند و پاکستان مشتریانی بسازند که میخواهند با تکیه بر شرایط نامناسب اقتصاد ـ دیپلماسی ایران گاز این کشور را با قیمتهای بسیار ارزان راهی مرزهای خود کنند. به هر حال فارغ از تمام این تحلیلها باید گفت که به احتمال خیلی زیاد باید از خط لوله صلح خداحافظی کرد. براساس گزارش «پایگاه اینترنتی فایننشال اکسپرس» حتی قیمت گروه مشاوران نیز از سوی دهلینو و اسلامآباد پذیرفته نشده است.
مورلی دئورا ـ وزیر نفت هند ـ میگوید: قیمتی که گروه مشاور براساس پارامترهای مشخص تعیین شده از سوی ایران پیشنهاد کرده است، برای هند و پاکستان قابل قبول نیست.
دئورا همچنین اعلام کرد که به گروه مشاور گافنی کلاین یکسری اطلاعات بازبینی داده شده و خواسته شده که فرمول جدیدی ارائه کند.
گروه مشاور گافنی کلاین که در انگلیس مستقر است در ماه سپتامبر از سوی سه کشور انتخاب شد تا قیمت مناسبی را برای گاز صادراتی ایران به هند و پاکستان تعیین کند.
ایران در ماه اوت پیشنهاد کرد که قیمت گاز صادراتیاش بر پایه بهای نفت خام برنت دریای شمال محاسبه شود که در حدود هشت دلار در هر میلیون واحد گرمایی انگلیس (MBTU) بوده و این در حالی است که دهلینو قیمت چهار دلار و 25 سنت را برای این میزان گاز پیشنهاد داده بود.
شاید یک ماه پیش که هندیها، روسیه را برای حضور در مثلث گازی دعوت کردند هیچیک از فعالان انرژی منطقه گمان نمیبرد که در مدت زمانی بسیار کوتاه و حتی کمتر از یک ماه مشاوران بریتانیایی نیز در فروش گاز ایران به قیمت واقعی شکست بخورند. ماه گذشته حتی پاکستان نیز به تبعیت از هند فرش قرمز برای روسیه پهن کرد اما حالا همه چیز به همان حالت نخست با بنبست رفاقت گازی بازگشته است. به طور حتم مذاکرات هند و پاکستان در ماه گذشته برای فراموش کردن مشکلات سیاسی و تاریخی نقش بسیار پررنگی در شکلگیری این تصمیم ایفا کرده است.
شاید این دو کشور طی چند سال قبل هیچگاه به اندازه این یک ماه گذشته سعی نکردهاند تا گروههای مشترک برای دستیابی به اهداف خوب سیاسی و مبارزه با تروریسم داشته باشند اما این صلح تازه تا به اینجای کار نتوانسته است برای خط لوله صلح نیز مفید باشد. این اتفاق از سوی تحلیلگران با عنوان پروژهای در کنار جریان آزادگان و تحریمهای مالی ایران ارزیابی میشود. اینکه آمریکا نقش اصلی را در قفل شدن قیمت گاز ایران ایفا میکند بدون شک چنین نظریهای را نمیتوان به سادگی رد کرد. اگر اینگونه نبود شاید وزرای اقتصادی هند نمیتوانستند به این سادگی دیدار خود را با متکی وزیر خارجه ایران در دهلینو را در کمتر از یک ماه فراموش کنند. خط لوله صلح روی خط پایان حرکت میکند.
این مساله واقعیت دارد. البته در نخستین روز دی ماه ایران، هند و پاکستان یک ضیافت تازه را برای مثلث صلح گازی کلید خواهند زد اما این اتفاق نیز به باور تحلیلگران نمیتواند صلح گازی را از بنبست خارج کند. شیاد عقلانیت دیپلماتیک تنها راهحل این سناریوی گازی باشد. یعنی همان چیزی که کارشناسان با قاطعیت به آن اشاره میکنند. آیا اینگونه نیست؟