تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۸  ، 
کد خبر : ۱۳۰۰۵۴

فرمول‌های آمریکا


حنیف غفاری
گروه دیپلماتیک
جهت تعامل یا تقابل با یک جریان فکری، نظامی یا اقتصادی در مرحله نخست باید نسبت به آن شناخت کامل داشته باشیم. چنین شناخت کاملی در سایه آگاهی نسبت به ابعاد و جوانب مختلف آن جریان صورت می‌گیرد. مسلم است که هر قدر عناصر "آگاهی" و "شناخت" در این راستا بیشتر به کار گرفته شوند.
در رابطه‌ای مستقیم قدرت مبارزه با جریان موردنظر نیز افزایش خواهد یافت. البته در سطح کلام عکس چنین موضوعی نیز صادق است. به عبارت دیگر در صورت مقابله با یک جریان بدون شناخت و آگاهی نسبت به آن به دلیل عدم وجود محوریتی روشن و دقیق‌، این مبارزه محکوم به شکست خواهد بود. آن چه ذکر شد قاعده‌ای بسیار کلی است. در روابط بین‌الملل شناخت جریان‌ها اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. در این راستا باید به "فرمول‌‌ها" دست یافت. به عبارت دیگر راه شناخت جریان‌های بازیگر در نظام بین‌الملل دست‌یابی به فرمول‌های آن‌هاست. این فرمول‌ها از سوی افرادی که آن‌ها را اعمال می‌کنند. به صورت مشخص و واضح اعلام نمی‌گردند و همین امر موجب می‌شود در مقاطعی نتوان به نوع و نحوه اعمال آن‌ها پی برد.
در قالب این مطلب سعی داریم تا از طریق کالبدشکافی فرمول‌های اعمال شده کاخ سفید در هزاره سوم شناخت خود را نسبت به "جرج بوش"، نومحافظه‌کاران بیشتر کنیم. همان‌گونه که مشخص است پس از آغاز دوران ریاست جمهوری بوش پسر در سال 2000 میلادی بسیاری از فرمول‌ها و رفتارهای واشنگتن در نظام بین‌الملل تغییری شدید یافت.
برخی از این فرمول‌ها قبلا به صورت کنونی به مرحله اجرا درنیامده بودند. طراحان این فرمول‌ها افرادی بودند که براساس تصاویر خاص خود مبنا را نظریات "هانتینگتن" و "فوکویاما" قرار داده بودند. در نهایت این که فرمول‌های اعمال شده از سوی کاخ سفید پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 به صورتی مشخص‌تر نسبت به قبل در بستر نظام بین‌الملل به فعلیت رسیدند. در این جا ضمن اعلام این فرمول‌ها به توضیح آن‌ها می‌پردازیم:
1ـ‌ ایجاد فضای کاذب
ایجاد فضای کاذب در راستای دست‌یابی به اهداف از پیش تعیین شده مهم‌ترین فرمولی است که کاخ سفید در سطح کلان سیاست خارجی خود پس از 11 سپتامبر ایفا کرده است. ایجاد تصاویر و حوادث کاذب از همان زمان حادثه انفجار 11 سپتامبر 2001 آغاز شد. در حقیقت حادثه انفجار برج‌های دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک در اثر برخورد دو هواپیما با آن‌ها نخستین جلوه عملی فرمول فوق‌الذکر به شمار می‌رفت.
انفجار برج‌های دوقلو را می‌توان طراحی پشت پرده کاخ سفید در جهت عمل به اهداف نومحافظه‌کاران دانست. عدم حضور کارکنان یهودی و صهیونیسم در لحظه انفجار بر لابی صهیونیسم در این حادثه مهر تایید می‌نوازد. ایجاد "تصاویر مجازی" نیز به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های ایجاد فضای کاذب می‌تواند مورد بحث و بررسی قرار گیرد. واقعیت امر این است که فضا و اتمسفر واقعی موجود در نظام بین‌الملل و روابط ترسیم شده میان کشورها و جریان‌های سیاسی در سرتاسر جهان قدرت هرگونه مانور را از یونیورسالیست‌ها سلب می‌کند. بنابراین آن‌ها به دنبال ایجاد فضایی کاذب هستند که در قالب آن بتوانند حداقل بخشی از ابزارهای دخالت در امور دیگران را به کار گیرند.
کاخ سفید جهت ایجاد فضاهای کاذب در نظام بین‌الملل هزینه بسیار هنگفتی را متحمل شده است.
جمهوری‌خواهان کاخ سفید جهت ایجاد فضای کاذب و تصاویر مجازی از واقعیات موجود در دنیا بر مبنای تزها و فرمول‌های پیشنهادی افرادی مانند "ریچارد پرل" و "پل ولفوتیس" عمل کردند. براساس نظریات این افراد دنیا از آن نومحافظه‌کاران است و هرگونه مخالفتی با اعمال سلطه جمهوری‌خواهان تندرو در هر کجای جهان حکم یک مانع را بر سر راه آن‌ها دارد. مانعی که باید به هر نحو ممکن از سر راه برداشته شود.
ایالات متحده آمریکا همواره در اوج فشارهای بین‌المللی سعی دارد تا با ایجاد فضای کاذب از شدت وحدت موضوع بر علیه خود جلوگیری کند. به عنوان مثال کاخ سفید در برابر اعتراض گسترده مردم آمریکا و سایر نقاط جهان در خصوص اشغال عراق و افغانستان با پخش تصاویر جنایات صدام حسین و یا کشته‌های آمریکایی در عراق فضای موجود را به فضای مطلوب مبدل می‌کردند.
2ـ غلبه میلیتاریسم بر دیگر جوانب
میلیتاریسم یا نظامی‌گری در زمان تسلط جمهوری‌خواهان نو یا نومحافظه‌کاران بر کاخ سفید اهمیت فوق‌العاده‌ای یافته است. نظامی‌گری و خشونت در جهت تحقق اهداف افرادی مانند "رایس"، "رامسفلد" و "چنی" حرف اول و آخر را می‌زند. اگر در برهه‌ای از زمان مشاهده می‌شود که این عنصر در معادلات سیاست خارجی "واشنگتن" کمرنگ می‌شود. دلیل آن عدم توانایی استفاده از راهکار نظامی است. عدم توانایی استفاده از یک راهکار هیچ‌گاه مترادف با عدم اهمیت یا اولویت آن در معادلات سیاست خارجی یک کشور نیست.
3ـ استفاده از افراد به مثابه ابزار
در زمان ریاست جمهوری بوش پسر و خصوصا پس از اشغال عراق توسط نومحافظه‌کاران نگاه ابزاری به افراد از سوی کاخ سفید افزایش یافت. "خوزه ماریانا اسنار" در اسپانیا و "برلوسکونی" در ایتالیت قربانی چنین نگاه‌هایی شدید، مطابق فرمول استفاده از افراد به مثابه ابزار، هر فرد در جهت میل و اراده سران کاخ سفید تعریف می‌شود و سپس از تعرف اولیه وزن و جایگاه آن در معادلات سیاست خارجی واشنگتن سنجیده می‌شود.
مطابق چنین تعریفی جریانات و افراد هم‌سو و هم‌سطح مورد حمایت شدید کاخ سفید قرار می‌گیرند و از سوی دیگر افراد جریانات مخالف و یا ممتنع از سوی صاحبان امپریالیسم نوین تحت انواع فشارهای مختلف قرار می‌گیرند. بر این اساس اگر در برهه‌ای از زمان افراد موافق با سیاست‌های کاخ سفید مخالفت کنند با آن‌ها برخوردی همانند جریان‌های مخالف خواهد شد. "انطباق کامل" آن چیزی است که واشنگتن از متحدان خود می‌خواهد.
در جریان افشای روابط میان سازمان جاسوسی آمریکا (CIA) با سازمان‌های مخفی در اتحادیه اروپا مشاهده کردیم که اظهارات "کاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه و آمریکا برخورد تند او با مقامات اروپایی تعجب بسیاری از متحدان کاخ سفید را برانگیخت.
گذار از سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی و فرامنطقه‌ای نیز در قالب ویژگی فوق‌الذکر آمریکا تعریف می‌شود. در مقطعی که سخنان "محمد البرادعی" و "کوفی عنان" و یا دیگر مقامات سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمیی در راستای اهداف و رویکردهای نومحافظه‌کاران ایراد شوند بوش و چنی به این نظرات استناد کرده و آن‌ها را مبنای برخورد خود با جامه جهانی قرار می‌دهند. اما در صورتی که این سخنان مغایر با اهداف نومحافظه‌کاران باشد به سادگی از این نهادها گذر می‌نمایند. در جریان جنگ عراق فرمول گذار از آژانس و سازمان ملل از سوی واشنگتن کاملا پیاده شد.
4ـ اهمیت بخشی مفرط به سیاست خارجی
ناکامی در حل مشکلات داخلی مردم ایالت متحده آمریکا در طول شش سال ریاست جمهوری بوش پسر به طور کامل مشهود بود، نومحافظه‌کاران در فرمول‌های پشت پرده خود تقدم سیاست خارجی بر سیاست داخلی و معضلات مردم ایالات متحده آمریکا را در دستور کار خود قرار داده‌‌اند.
بر این مبنا جنگ عراق، درگیری در افغانستان، دخالت در مسایل هسته‌ای سایر کشورهای دنیا، دخالت در امور دیگر کشورهای جهان و... نسبت به مسایلی مانند طوفان کاترینا اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. در این جا جان و مال شهروندان آمریکایی به عواملی مزاحم جهت دست‌یابی بوش و دیگر نومحافظه‌کاران نسبت به اهداف سیاست خارجی آن‌ها محسوب می‌شود. البته در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ناگهان توجه به سمت مشکلات داخلی آمریکا از سوی نومحافظه‌کاران افزایش می‌یابد شهروندان آمریکایی نیز با ساده‌لوحی تمام گول تبلیغات کاذب را می‌خورند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات