افزایش و گسترش پیوندهای رو به رشد دو کشور، موجب تحول در توازن قوای منطقهای (Regional Balance of power) شده در حالی که واکنشهای مثبت کشورهای منطقه را به همراه نداشته است؛ چرا که از دیدگاه کشورهای مسلمان منطقه خاورمیانه، اسرائیل به عنوان رژیمی غاصب و نامشروع در پی ایجاد شکاف میان کشورهای منطقه، خروج از انزوای سیاسی، تضعیف مبارزات فلسطینیها و جدایی اعراب از ترکیه است. مردم مسلمان ترکیه نیز از شرایط حاکم بر سیاست خارجی ترکیه و روابط آنکارا، تلآویو ناخشنود هستند و این نارضایتی را در سفر 16 فوریه 2007 اولمرت نخستوزیر رژیم صهیونیستی به ترکیه بوضوح نشان دادند. با عنایت به حساسیت کشورهای منطقه و پیامدهایی که توسعه این روابط بر کل منطقه خاورمیانه خواهد داشت و با توجه به سفر اخیر نخستوزیر رژیم صهیونیستی به آنکارا، هدف اصلی نوشته حاضر، بررسی و تحلیل انگیزههای رژیم صهیونیستی از توسعه روابط با ترکیه و پیامدهای آن بر جایگاه منطقهای این رژیم است.
دکترین اتحاد پیرامونی و سیاست خارجی رژیم صهیونیستی
از زمان تشکیل رژیم صهیونیستی، این رژیم با مشکلات اساسی نظیر عدم شناسایی و فقدان مشروعیت در نزد همسایگان عرب و کشورهای منطقه و اسلامی، انزوا در محیط جغرافیایی و همچنین عدم ثبات و ناامنی مواجه بوده است. این نگرانیها موجب شده است تصمیمگیرندگان سیاست خارجی اسرائیل، اهداف سیاسی و امنیتی خود را براساس موضوعات زیر سامان بخشند:
1. کسب مشروعیت و ارتقای جایگاه امنیتی این رژیم در منطقه
2. تلاش برای توسعه تجارت و بازرگانی با اعراب
3. کسب حمایت خارجی برای حفظ موقعیت خود
4. تقویت پیوند با یهودیان جهان
5. تلاش برای توسعه نفوذ در منطقه
6. توجیه جنایات ضدبشری علیه ملت فلسطین
7. تضعیف و تخریب کشورهای مستقل و ضداسرائیلی منطقه
این رژیم از زمان تاسیس تاکنون، توجیه ویژهای به ترکیه داشته است. در این راستا ترکها نیز ضمن به رسمیت شناختن اسرائیل در مارس 1949 به صورت غیرآشکار با این رژیم در ارتباط بودهاند.
بن گوریون (Ben Gurion) نخستین نخستوزیر اسرائیل به منظور تقویت موقعیت و منزلت منطقهای اسرائیل، دکترین اتحاد پیرامونی را در همان آغاز تشکیل این رژیم ارائه کرد. وی از طرح این دکترین 3 هدف را دنبال میکرد:
1. شکست انزوایی که کشورهای عرب به اسرائیل تحمیل کرده بودند، از طریق اتحاد با کشورهای غیرعرب پیرامونی یعنی ترکیه، ایران و اتیوپی.
2. ایجاد ثبات در منطقه و شکلدهی به یک موازنه جدی قدرت منطقهای.
3. تقویت روابط با غرب و بویژه ایالات متحده آمریکا.
براساس ارزیابیهای استراتژیک دولتمردان رژیم برای رهایی از محاصره اعراب ناگزیر است با کشورهای غیرعرب منطقه متحد شود. اسرائیل از طریق ارتباط با این کشورها علاوه بر خروج از انزوای استراتژیک، میتواند اذهان کشورهای عربی را از تهدیدات رژیم صهیونیستی منحرف و به تهدیدات ناشی از کشورهای پیرامونی متوجه کند. در راستای این دکترین، اسرائیل درصدد توسعه بیش از پیش روابط با ترکیه برآمده است، زیرا ترکیه با توجه به توانمندیهای سیاسی، اقتصادی و نظامی و ویژگیهای ایدئولوژیک غیرمذهبی و ارتباط مناسب با آمریکا میتواند همکار و متحدی مهم برای این رژیم در قالب دکترین اتحاد پیرامونی باشد.
علل و انگیزههای تقویت پیوندهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی
روابط ترکیه و اسرائیل در جنبههای مختلف از همان ابتدای شکلگیری این رژیم به صورت محرمانه وجود داشته است؛ ولی ترکها به علت حساسیت افکار عمومی داخلی و نیز کشورهای مسلمان منطقه از آشکار کردن آن اجتناب میکردند. با پایان جنگ سرد فروپاشی اتحاد شوروی کمکم روابط طرفین آشکار و وارد مرحله جدیدی شد. ترکها در دوران جنگ سرد و از جمله کشورهای خط مقدم رویارو با تهدید شوروی بودند. با پایان جنگ سرد ترکیه این نقش را که موجب کمکهای قابل توجهی از جانب ایالات متحده و ناتو بود، از دست داد. افزون بر این چشمانداز روابط این کشور با اتحادیه اروپا نیز چندان روشن نبود. در این زمان در آمریکا نیز سازمانهای حقوق بشری و لابی ارمنی و یونانی، کنگره و کاخ سفید را تحت فشار گذاشتند تا مانع فروش تسلیحات به ترکیه شود. سیاستمداران ترکیه که نگران به حاشیه رانده شده کشور خود بودند در پی یافتن نقش جدیدی در چارچوب علائق استراتژیک آمریکا و اتحادیه اروپا در خاورمیانه برآمدند تا اهمیت حضور خود را چشمگیرتر کنند. در این زمان تجدید روابط با رژیم صهیونیستی توانست ضمن تقویت موقعیت استراتژیک ترکیه، پیوندهای این کشور با ایالات متحده را نیز محکمتر کند؛ چراکه سیاستمداران آمریکا تقویت روابط ترکیه و اسرائیل را موجب خروج رژیم صهیونیستی از انزوا و تقویت موقعیت این رژیم در خاورمیانه به عنوان متحد اصلی خود میدانند.
همکاری نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آنکارا و تلآویو به صورت رسمی با انعقاد پیمان 1996 شروع شد و از آن هنگام تاکنون شتاب فزایندهای گرفته است. براساس این پیمان همکاریهای دو طرف در زمینههای زیر مورد توجه قرار گرفت:
الف. همکاری در سطوح مختلف براساس تبادل کارشناسان طرفین.
ب. بازدیدها و ملاقاتها از واحدها و مراکز آموزش نظامی و تبادل دانش و تجربیات نظامی.
ج. آموزش و اقدامات مشترک در زمینههای مختلف.
د. تبادل اطلاعات، در زمینههای فرهنگی، اجتماعی و نظامی.
از این زمان رفت و آمدهای مقامات رسمی طرفین شروع شد، «ایهود باراک»، «نتانیاهو»، «آریل شارون» و «اولمرت» نخستوزیران اسرائیل سفرهایی به ترکیه داشتهاند و مقامات ترکیه از جمله «تانسو چیللر» و «احمد نجدت سزر» نخستوزیران ترکیه و «اسماعیل جم» و «عبدالله گل» وزیران خارجه سابق و کنونی ترکیه نیز سفرهای را به تلآویو داشتهاند که نشاندهنده تقویت پیوندهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی طرفین است.
سفر 16 فوریه 2007 «اولمرت» نخستوزیر رژیم صهیونیستی نیز حاکی از عزم طرفین برای حفظ روابط است.
نتیجه
1. ترکیه و رژیم صهیونیستی دارای نظامهای مبتنی بر ارزشهای غربی هستند و بیشتر در سیستم سیاسی و امنیتی غرب قرار میگیرند. با این که ترکیه کشوری مسلمان و از اعضای سازمان کنفرانس اسلامی است؛ ولی سیاستمداران این کشور منافع ملی خود را در نزدیکی به آمریکا و اسرائیل تعریف کردهاند.
2. توسعه روابط اسرائیل و ترکیه در ابعاد مختلف به تقویت جایگاه راهبردی ایالات متحده به عنوان متحد استراتژیک رژیم صهیونیستی منجر خواهد شد.
3. اسرائیل از طریق اتحاد با ترکیه براساس دکترین اتحاد پیرامونی penipheral Alliance درصدد خروج از انزوای سیاسی ژئوپلیتیک در منطقه خاورمیانه است.
4. ترکیه از طریق نزدیکی به اسرائیل تلاش دارد تا پیوندهای خود را با آمریکا و ناتو مستحکمتر کند و از این طریق مشکلات تاریخی خود را با یونان، ارمنستان و قبرس حل و فصل کند یا فشارهای سیاسی را کاهش دهد.
5. با وجود توسعه همکاریهای موجود میان طرفین، تظاهرات مردم ترکیه در اعتراض به حضور «اولمرت» در خاک این کشور نشان داد که مردم مسلمان ترکیه بشدت با توسعه روابط استانبول و رژیم غاصب صهیونیستی مخالف هستند.