تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۷  ، 
کد خبر : ۱۳۰۱۱۲

دکترین‌های نظامی هزاره سوم (بخش دوم)

نوشته: دکتر مهدی حسن‌زاده اشاره: مطلب حاضر با هدف تبیین این اصل در برابر خوانندگان گرامی قرار گرفته است که کشورها در عرصه مناسبات جهانی، چاره‌ای جز تقویت توان دفاعی خود ندارند، چرا که هستند دولت‌هایی که با خوی تهاجمی و میل به تجاوز برای گسترش قلمرو یا دستیابی به منویاتی دیگر، مرزهای سایر کشورها را تهدید می‌کنند. نگارنده مقاله، با یادآوری این نکته که «مسلح شدن برای دفاع» قدمتی به اندازه عمر بشر دارد، به دکترین‌ها و راهبردهایی اشاره می‌کند که پایه و اساس توان تدافعی یا تهاجمی کشورها را در جهان معاصر تشکیل می‌دهند.

3ـ دکترین نظامی بلوک بندی منطقه‌ای:
از آغاز تاریخ تاکنون، بسیاری از کشورهای همگرا و همسو، با یکدیگر هم پیمان و متحد شده و بلوک‌ها و پیمان‌های نظامی کوچک و بزرگی را پدید آورده‌اند که حتی همسایگی جغرافیایی هم نداشته و به‌هنگام جنگ و درگیری از همیاری هم پیمانان خود بهره‌مند شده‌اند.
چنین رویه‌ای هم اکنون نیز وجود دارد و برای همیشه تاریخ نیز ماندگار و به‌عنوان یک گزینه گریزناپذیر، مطرح و موثر خواهد بود . طبق این آموزه، نیروهای نظامی کشور باید بخشی از فرآیندهای نظامی مورد نیاز کشور را در یک یا چند پیمان نظامی منطقه‌ای و جهانی بسنجند ، به‌گونه‌ای سامان‌دهی و راهبری کنند تا هرگونه جنگ و نبرد احتمالی آینده، از طریق بهره‌گیری از توانمندی‌ها و موقعیت‌های کلیدی و راهبردی کشورهای هم‌پیمان، به‌گونه‌ای کارآمدتر مدیریت شود. بهره‌گیری از ماهواره‌های نظامی هم‌پیمانان، پایگاه‌ها و فرودگاه‌های نظامی هم‌پیمانان، شبکه‌های اطلاع‌رسانی نظامی و بانک‌های اطلاعاتی نظامی هم‌پیمانان و مانند آنها، نمونه‌هایی از این‌گونه بلوک‌بندی‌ها و هم‌پیمانی‌های نظامی خواهند بود.‏
4ـ دکترین نظامی آفند بازدارنده:
چنانچه کشوری احساس کند که کشور دیگری قصد یا حتی توان تعدی و تجاوز به سرزمین و منافع وی را دارد، می‌تواند برای جلوگیری از حمله و آفند آینده دشمن، در لحظه دست به کار شود و با حمله پیشگیرانه و آفند زودهنگام، جلو حملات و آفندهای آینده دشمن را بگیرد و با سرکوب دشمن آینده، از قد برافراشتن و ستیزه‌جویی آینده وی پیشگیری کند. گرچه چنین آموزه‌ای با برخی موازین حقوقی و مقررات بین‌المللی سازگار نیست، ولی برخی دولت‌ها از چنین آموزه‌ای بهره‌برداری کرده و بارها آن را به‌کارگرفته‌اند.‏
5ـ دکترین نظامی آفند همانند:
این آموزه بر مقابله به مثل و آفند همانند و تلافی جویی نظامی از طریق حملات همانند و مشابه تاکید دارد. کشوری که قصد تعدی و تجاوز ندارد و رسالت نیروهای نظامی خود را پدافند و نه آفند قرار داده است، می‌تواند در پاسخ به هر حمله و آفندی از سوی بیگانگان، حملات و آفندهای همانند و همگونی را برنامه ریزی و اجرا کند که چنین اقدامی می‌تواند همزمان یا پس از وقوع تجاوز دشمن باشد. اتخاذ، اعلام و اجرای این آموزه، موجب خواهد شد که دشمن به‌دلیل ترس از حملات همانند و همگون نظامی، از طراحی و اجرای حملات جنون‌آمیز و آفندهای دیوانه‌وار بازماند یا قصد تجاوز را از دشمن بگیرد یا وی را وادار کند که از حملات جنون‌آمیز و آفندهای دیوانه‌وار پرهیز داشته باشد.‏
6ـ دکترین نظامی جنگ پراکنی:
این آموزه مبتنی بر اصل امنیت برای همه و ناامنی برای همه است و می‌گوید چنانچه کشورهایی بخواهند یک کشور را محاصره نظامی و آن را اشغال کنند یا نظام سیاسی آن را از بین ببرند، آن کشور می‌تواند تا جایی که می‌تواند، فضاهای نظامی منطقه‌ای و جهانی را آشفته ، ناامن و جنگزده کند و جنگ را به تمامی محدوده‌های منطقه‌ای و جهانی، به‌ویژه به لانه‌های امن پشتیبانان متجاوزان سرایت دهد تا جامعه جهانی و بویژه متجاوزان به‌دلیل هراس از گسترش جنگ به دیگر محدوده‌های منطقه‌ای و جهانی، از قصد تجاوز و مواضع تندروانه و افراطی خود دست بردارند و اشغال آن کشور و براندازی آن نظام، منتفی شود.‏
7ـ دکترین نظامی آفند برون‌مرزی:
برای آنکه فضای سیاسی و امنیتی یک کشور دچار تنش‌ها و چالش‌های زاییده جنگ و نبرد نشود، نیروهای نظامی کشور می‌توانند هم آفندها و هم پدافندهای نظامی خود را به مناطق دورتر از سرزمین خود بکشانند و در یک منطقه سوم یا حتی در یک کشور سوم، به آفند و پدافند و به رویارویی با دشمن بپردازند. اتخاذ چنین آموزه‌ای موجب خواهد شد در صورت پیروزی، همه چیز به سود کشور پایان یابد و در صورت شکست احتمالی، فقط نیروهای نظامی کشور آسیب ببینند و دیگر زیان و آسیبی به اقتصاد ملی و شهرها و ساختارهای اقتصادی کشور وارد نشود . از سوی دیگر با این شیوه، آتش جنگ و درگیری در لانه‌های فنته گران و جنگ افروزان نیز برافروخته خواهد شد و دامن ایشان را نیز فرا خواهد گرفت و آنها زودتر از مقاصد تجاوزگرانه خویش دست برخواهند داشت.
8 ـ دکترین نظامی پدافند درون‌مرزی:‏
این آموزه بر این انگاره استوار است که جنگ خانگی با دشمن متجاوز، کارآمدتر و پیروزمندتر از جنگ مرزی یا برون‌مرزی با دشمن خواهد بود و هر ارتشی در سرزمین خود، به دلیل شناخت کاملی که از مزیت‌های نظامی سرزمین خود، دارد و نیز دسترسی بیشتر به امکانات نظامی و غیرنظامی کشور دارد و نیز به‌دلیل انگیزه بالاتری که نیروهای نظامی کشور در دفع تجاوز از میهن و سرزمین و زادگاه خویش دارند، با توانایی و کارایی بالاتری به جنگ و نبرد می پردازند و به پیروزی خواهند رسید. آموخته‌های نظامی تاریخی نیز نشان داده‌اند، به‌جز استثناهای ‌اندکی، تقریباً تمامی تجاوزها دیر یا زود به شکست رسیده یا به بازگشت و فروپاشی تجاوزگر انجامیده است. هیچ تجاوزی ماندگار و پایدار نمانده است و این تجربه تاریخی، خود تأییدی بر دکترین نظامی پدافند درون‌مرزی است.‏
 9ـ دکترین نظامی جنگ تراشی:
کشورهایی که به‌جای وزارت دفاع، وزارت جنگ داشته و هم تجاوز و هم دفاع را مجاز دانسته‌اند، می‌توانند برای رسیدن به خواست‌ها و اهداف غیرنظامی خود، به طراحی و اجرای برنامه‌های نظامی بپردازند وچنانچه دلایل و بهانه‌های درست و قانونی نداشته باشند، با بهانه‌سازی و جنگ تراشی به اهداف خود نزدیک خواهند شد. این آموزه بیشتر مورد استفاده کشورهایی خواهد بود که خوی تجاوزگری و کشورگشایی و سلطه‌گری و فزون خواهی دارند و به دنبال رسیدن به اهداف نظامی و غیرنظامی با توسل به ابزارهای نظامی‌اند. چنین آموزه‌ای، همیشه تاریخ هوادارانی داشته و بارها و بارها نیز از آن بهره‌برداری شده است. هم‌اکنون نیز نمونه‌های بسیاری از آنها در جهان آشکار و مشهود است.‏
10ـ دکترین نظامی جنگ پرهیزی:‏
کشوری که خوی تجاوزگری و انگیزه کشورگشایی و سرشت سلطه گری نداشته باشد، دلیلی برای جنگ‌افروزی و نیازی به ماجراجویی نظامی ندارد و به همین دلیل و برای رعایت مصالح بالاتر ملی و میهنی، می‌تواند در کشمکش‌های سیاسی و کشاکش‌های امنیتی، بردباری و شکیبایی و خویشتنداری و بزرگ‌منشی و اعراض از نادانان و پرهیز از نافرهیختگان منطقه‌ای و جهانی را نشان دهد و زمینه‌های بسیاری از جنگ‌ها و درگیری‌های بالقوه و بعضا فریب‌آمیز و تحریک‌آمیز را معدوم و منتفی کند. بدیهی است چنین خویشتنداری بزرگوارانه‌ای، هرگز به معنی دشمن هراسی و شکست پذیری نخواهد بود که «اشجع‌الناس من غلب هواه». مدیریت فرآیندهای نظامی کشور باید به‌اندازه‌ای فریب‌ناپذیر و تحریک‌ناپذیر و بردبار و خویشتندار و پیراسته از هیجانات امنیتی و سوار بر تحریکات نظامی باشد که بسیاری از فتنه‌ها و دسیسه‌های دشمنان را نه با جنگ و درگیری که با خونسردی و خویشتنداری و گره‌گشایی و چاره‌جویی، ناکام و نافرجام کند.
 11ـ دکترین نظامی دشمن فریبی:‏
چنانچه فزون گویی و گزافه گویی نباشد، بیش از 70 درصد شکست‌ها یا پیروزی‌ها، برخاسته و زاییده تدابیر و راهبردها و سیاست‌ها و‌اندیشه‌های نظامی‌اند. شاید نیمی از این درصد بزرگ، در فریبکاری نظامی و دشمن فریبی و نیم دیگر آن در بیداری و هشیاری نظامی و پرهیز از دام‌ها و فریب‌های دشمن نهفته باشد. طراحی و اجرای درست و به هنگام فریب‌ها، دام‌ها، کمین‌ها، تله‌ها، شگردها، رودست‌ها، حیله‌ها و دیگر ترفندهای نظامی، می‌تواند سهم بسیار بزرگی در رقم زدن پیروزی‌های نظامی، داشته باشد و چنین اهدافی به‌دست نخواهند آمد، مگر آنکه نیروهای نظامی کشور دارای بالاترین و کارآمدترین مهارت‌های حرفه‌ای و آموزش‌های تخصصی و دانش‌های رزمی و بینش‌های جنگی باشند تا هرگز فریب هیچ دشمنی را نخورده و نیز بتوانند با تحمل کمترین ویرانی‌ها و زیان‌های جنگی، دشمن را فریب دهند و سرگردان و سرگشته و دیوانه کنند و از رسیدن به اهداف بازدارند.‏
12ـ دکترین نظامی جنگ پارتیزانی:‏
جنگ پارتیزانی برگرفته از پارتی‌ها یا پارتیان یا اشکانیان که دومین زنجیره بزرگ فرمانروایی در ایران پس از هخامنشیان است بود، از دو واژه «پارتی» و «زانی» به معنی دانی از ریشه زانستن (زانستن از گویش‌های فارسی نیمروزی در برابر دانستن از گویش‌های فارسی نیمروزی در برابر دانستن از گویش‌های فارسی باختری است) به معنی دانستن گرفته شده و روی هم رفته، پارتیزانی به معنی پارتی‌دانی و دانستن شیوه‌های رزمی پارتیان و اشکانیان است که بویژه در نبرد با رومیان به اجرا گذاشته شد و با همین شیوه‌ها و شگردها بر آنها پیروز می‌شدند. پارتیان و اشکانیان که از ناب‌ترین و سره‌ترین و دلسوزترین زنجیره‌های فرمانروایی ایرانی بودند و افتخارات بسیاری برای ایران و ایرانیان آفریدند، در جنگ با رومیان بدین شیوه نبرد می‌کردند. آنها به جای تشکیل یک ارتش منظم و جنگیدن در یک جبهه واحد، ارتشی نامنظم تشکیل دادند و همزمان در جبهه‌های مختلف می‌جنگیدند که چند امتیاز و برتری بزرگ به همراه داشت. یکی از آنها تحرک بسیار بالای نظامی برای بهره‌گیری از موقعیت‌های کلیدی و گذرای جنگی بود و دیگر اینکه توان چنین ارتشی در آشفته‌سازی و به هم‌ریزی نظم نظامی ارتش‌های منظم بود. بدین ترتیب، نظم، نظام و انتظام نیروهای دشمن را به‌هم ریختند و آنها را به شکست می‌کشاندند. سزاوار است این آموزه سراسر ایرانی و سراپا اشکانی، بار دیگر از سوی نوادگان پارتیان و اشکانیان زنده و روزآمد و در برابر نوادگان سزارها و رومیان، بهره‌برداری شود.
13ـ دکترین نظامی جنگ ناهمسان:‏
ارتش‌های گوناگون، توانایی‌ها و ناتوانی‌های مختلف و متفاوتی دارند که چنین تفاوت‌های سرنوشت‌سازی، ریشه در ظرفیت‌های متفاوت سرزمینی، جمعیت و نیروی انسانی متفاوت، موقعیت راهبردی میهن، وجود یا نبود پیمان‌های نظامی، کارآزمودگی یا ناکارآزمودگی رزمی و مانند آنها دارد که موجب می‌شود یک ارتش سرباز بیشتر، دیگری نیروی دریایی بزرگ‌تر، دیگری نیروی هوایی برتر، دیگری توان موشکی بالاتر و دیگری نیروی زمینی نیرومندتر و مانند آنها داشته باشند. ارتش‌های جهان هرگز با یکدیگر همانند و همسان نبوده‌اند و هر ارتشی در زمینه‌هایی برتر و فرادست و در زمینه‌هایی کم‌توان‌تر و نابرابر است. جنگ ناهمسان که آن را جنگ نامتقارن نیز نامیده‌اند، بر این انگاره تأکید دارد که ضرورتی ندارد اگر دشمن کشور ما نیروی هوایی نیرومندتری دارد، میهن ما نیز در پی نیرومندترین نیروی هوایی باشد، یا اگر دشمن ما سنگین‌ترین نیروی زرهی را دارد، میهن ما نیز به‌دنبال برابری یا برتری زرهی بر دشمن باشد بلکه هر دشمنی کمبودها و نارسایی‌ها و ناتوانی‌های ویژه‌ای دارد که باید آنها را شناخت و از همان مسیرها به دشمن تاخت و دشمن را به زانو درآورد. بدین ترتیب ممکن است بهترین پاسخ به یک دشمن زرهی، یک پاسخ بالگردی و هوانیروزی، یا بهترین پاسخ به یک تجاوز سنگین هوایی، یک پدافند یا آفند سنگین موشکی باشد، نه آنکه لزوماً و انحصاراً پاسخ یک دشمن زرهی با نیروی زرهی و پاسخ یک تجاوز هوایی با نبرد هوایی یا پدافند هوایی داده شود.‏
14 - دکترین نظامی جنگ نرم‌افزاری:‏
رفته رفته دوره جنگ‌های خونین سخت افزاری سپری می شود و دشمنان به جنگ‌های نرم‌افزاری روی می‌آورند، زیرا جنگ‌های نرم‌افزاری خونریزی ندارند، ویرانگری ندارند، هزینه‌های بسیار پایین‌‌تری دارند و تاثیرگذاری بسیار بالاتری هم دارند که می‌توانند هم در قالب آفندهای نرم و نرم‌افزاری و هم به شکل پدافندهای نرم و نرم‌افزاری، گرته‌ریزی و پیاده‌سازی شوند. سهم فزاینده هزینه‌های نرم‌افزاری ارتش‌های جهان در بودجه‌های سالانه نظامی ارتش‌ها،‎‏ نشانگر ارزش فزاینده و اهمیت گستر‌ش یابنده و کارایی بالنده جنگ‌های نرم و نرم‌افزاری است. جنگ نرم‌افزاری می‌تواند به شکل آفند نرم‌افزاری یا پدافند نرم‌افزاری در برابر یک ارتش بیگانه، یا یک دولت بیگانه، یا یک سرزمین بیگانه باشد که هر کدام رویکردها و راهبردهای ویژه خود را می‌خواهد.‏
15- دکترین نظامی دشمن ترسانی:‏
جهان طبیعت جهان زورآزمایی و سپس زورگویی است و بسیاری از کشور‌ها بویژه دولت‌های غیرارزشی در نهاد و سرشت خود تمایل به زورگویی و ستمگری دارند و چنانچه زمینه و مجالی بیابند، خوی تجاوزگر خویش را آشکار خواهند کرد و اگر دیروز و امروز چنین نکردند و نمی‌کنند نه به‌دلیل نخواستن که به‌ علت نتوانستن است. بدین ترتیب، اتخاذ و اجرای هرگونه راهبردی که به ترساندن دشمن از تمایل به تجاوز بینجامد، می‌تواند به عنوان عاملی بازدارنده جلو تمایلات خفته و دسیسه‌های نهفته بدخواهان را بگیرد و آنها را حتی از زورآزمایی با ما نیز باز دارد، چه رسد به آنکه بخواهند زورگویی کنند. شناسایی تمایلات بدخواهانه، ولی نهفته و پنهان کشورها و ترساندن آنها از دست یازیدن به تمایلات تجاوزکارانه،‎‏ جلو بسیاری از تجاوزهای بالقوه و توطئه‌های ناپخته را گرفته است و خواهد گرفت. چنین راهبردهایی می‌توانند برگزاری رزمایش‌های هدفدار و پیام‌دار، یا انجام عملیات نظامی محدود و زودگذر و مانند آنها باشند.‏
16- دکترین نظامی پدافند کنشگر:‏
پدافند و دفاع از کشور می‌تواند یک پدافند عامل،فعال و کنشگر باشد و با دخالت انسان و به دست نیروهای پدافندی کشور همچون پدافند هوایی، پدافند دریایی، پدافند زمینی، پدافند موشکی، پدافند فضایی، پدافند زیردریایی، پدافند راداری، پدافند مخابراتی، پدافند الکترونیک، پدافند اطلاعاتی و مانند آنها انجام پذیرد. کشوری که بنای نظامی و ماموریت ارتش خود را بر پدافند و دفاع نهاده است می‌تواند با اتخاذ چنین آموزه‌‌ای به گونه‌‌ای کاملاً دخالتگر، فعال و کنشگر، به طراحی و اجرای انواع طرح‌ها و پروژه‌های پدافندی بپردازد و متناسب با تهدیدهای شناخته شده به استقرار و بکارگیری انواع پدافندها اقدام کند.‏
17- دکترین نظامی پدافند ناکنشگر:‏
عوارض طبیعی زمین، ناهمواری‌های پوسته‌ای، اقلیم‌های سرسخت و بازدارنده، پخش و پراکنش بهینه مکانی و جغرافیایی، زیرساخت‌ها و روساخت‌های اقتصادی کشور، لحاظ تمامی اصول و ضوابط و ملاحظات امنیتی و پدافندی و نظامی در طراحی و اجرای پروژه‌های بزرگ و مانند آنها، از عوامل غیرفعالی هستند که بجای شلیک توپ و گلوله در برابر تجاوز، ‏‎‎‏ دشمن متجاوز را از طراحی و اجرای طرح‌های تجاوز به اهداف مورد طمع خود همچون فرودگاه‌ها، رادارها، نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، سدها، ستادهای نظامی، تاسیسات هسته‌ای، آشیانه‌های نظامی، زاغه‌های جنگبارها، آسمانخراش‌ها، کانون‌های جمعیتی، اسکله‌ها و لنگرگاه‌ها و مانند آنــها بازمی دارد یا چنین تجاوزهایی را نافرجام و ناکام خواهد کرد. این آموزه می‌گوید نمی‌توان تمامی کشور را پر از خاکریز زمینی و پدافند هوایی و سیم خاردار و میدان مین و مانند آنها کرد و به حفاظت کشور پرداخت، بلکه باید طراحی و اجرای سازه‌ها و ساختارهای حساس کشور به گونه‌ای باشند که هرگز مورد طمع تجاوزکاران قرار نگیرند و در صورت طمع تجاوزگران، آسیبی به آنها وارد نشود.‏
18- دکترین نظامی جنگ مردمی:‏
درست است که مسئولیت و بار اصلی دفاع از کشور، بویژه مسئولیت و بار برنامه ریزی و راهبری نظامی کشور بر دوش نیروهای مسلح کشور است، ولی در هنگامه‌هایی از تاریخ، ممکن است تجاوز به سرزمین و تعدی به کشور به اندازه‌ای سخت و سنگین باشد که نیروهای نظامی کشور نتوانند به تنهایی دفع تعدی و رفع تجاوز کنند، ‎‏ در چنین شرائطی و صد البته با برنامه ریزی‌های بلندمدت پیشینی و با تمرین‌های فراگیر ملی و اجرای برنامه‌های آزمایشی،‎‏ باید تمامی ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های مردمی کشور از جمله نیروهای مردمی، کارگاه‌های مردمی، زیرساخت‌های مردمی، اندوخته‌های مردمی، دیدگاه‌های مردمی و مانند آنها به یاری گرفته و بهره‌برداری شوند تا پیروزی لازم به دست‌ آید و زمانی که فرزندان ملت نتوانند به تنهایی دفع تجاوز کنند، خود ملت در قالب برنامه‌های سنجیده و آزموده و راهبردی پدافند مردمی و همگانی، به دفاع همه جانبه از خود و فرزندان خود و سرزمین خود برخیزد.‏
19- دکترین نظامی جنگ مزدوری:‏
بسیاری از ارتش‌های جهان یک پیکره کوچک اصلی و موظف و دائمی دارند که هسته نخستین ارتش کشور را می‌سازد و این هسته نخستین، دیگر بخش‌ها و نیروهای مورد نیاز خود را طراحی و از طریق اشتغال و استخدام، تامین می‌کند. چنین آموزه‌‌ای موجب می‌شود در زمان صلح، حجم نیروهای مسلح کشور به همان هسته نخستین کاهش یابد و در زمان جنگ به اندازه نیاز گسترش یابد. بدین ترتیب ارتش یک کشور می‌تواند مثلاً همانگونه که کارخانه‌های ریسندگی و بافندگی، ریسنده و بافنده استخدام ‌می‌کنند، ‎‏ برای یکان‌های رزمی خود رزمنده و جنگنده و سرباز استخدام کند. این استخدام رزمنده می‌تواند حتی از میان مزدوران کشورهای بیگانه و مانند آنها باشد تا آسیبی به نیروهای میهنی و سربازان بومی وارد نیاید. این آموزه نظامی بویژه برای کشورهای کوچک که فاقد ارتش بزرگ هستند، کاربرد بسیاری خواهد داشت. چنین آموزه‌‌ای می‌تواند حتی به شکل خرید موقت و مزدورسازی از چند ارتش بیگانه تحقق یابد چنانکه در آزادسازی کویت اتفاق افتاد.‏
20- دکترین نظامی جنگ کوتاه مدت:‏
این که جنگ باید پرشتاب و کوتاه مدت باشد، یا کم‌شتاب و بلندمدت، هواداران متفاوتی دارد که بر زوایای آن اتفاق دیدگاه ندارند. هر کدام از این دو شیوه جنگی مزایا و معایب ویژه‌‌ای دارد. برخی از نظریه پردازان نظامی بر این باورند که مزایای جنگ پرشتاب و کوتاه مدت، بیش از مزایای جنگ کم شتاب و بلندمدت است. طبق این آموزه نیروهای نظامی کشور باید جنگ‌هایی را طراحی و آزمایش و اجرا کنند که به سرعت به پایان برسد و تداوم چندانی نداشته باشد و از درگیر شدن در جنگ‌های بلندمدت خودداری و پرهیز و برای گریز از دام جنگ‌های بلندمدت پیشاپیش چاره جویی کنند.‏
21- دکترین نظامی جنگ فرسایشی:‏
هنگام دفع تجاوز و دفاع از میهن، که انگیزه‌های بسیار پایدار و نیرومندی برای دفاع از کشور وجود دارد و به زودی و به سادگی افت و کاهش نمی‌یابد،‎‏ بهترین آموزه نظامی، جنگ فرسایشی با دشمن و به فرسایش کشاندن متجاوز است، زیرا تجاوزها همگی با انگیزه‌های نامشروع و در نتیجه ناپایدار، و نیز برای یک دوره کوتاه مدت و پرشتاب طراحی می‌‌شوند که پایداری بلندمدت و جنگ فرسایشی با متجاوز، هم انگیزه‌های تجاوزکارانه وی را خواهد کاست و هم تمامی تدابیر وی را در رسیدن به پیروزی‌های بی‌درنگ و فوری، واژگونه خواهد کرد و به شکست تجاوز و سرشکستگی متجاوز خواهد انجامید.‏
22- دکترین نظامی جنگ کنشی:‏
یک نبرد ، به ویژه یک آفند نظامی، می‌تواند بدون آنکه دشمن بیگانه دست به تحریک و تحرکی بزند، اعلام جنگ کند یا وارد جنگ شود، طراحی و آغاز شود. چنین جنگی‏،‎ چنانچه مشروعیت داشته باشد و با برنامه ریزی و آمادگی بهینه آغاز شود،‎‏ می‌تواند با به دست گرفتن ابتکار عمل نظامی و در نتیجه جهت دهی به جنگ در راستایی که منافع کشور ایجاب می‌کند انجام گیرد و دستاوردهای بزرگی به دست دهد. جنگ اکتیو و فعال و کنشگر،‎‏ فرصت هرگونه برنامه‌ریزی رزمی و مدیریت جنگی و واکنش سنجیـده را از دشمن می گیرد و پیروزی‌های گوناگونی را پدید خواهد آورد.‏
23- دکترین نظامی جنگ واکنشی:
جنگ و نبرد با یک کشور بیگانه می‌تواند صرفا در واکنش به هرگونه تحریک نظامی، یا تحرک نظامی، آفند نظامی، پدافند نظامی و مانند آن باشد که در چنین آموزه‌‌ای لازم است نیروهای نظامی کشور، هر گونه تحریک و تحرک از سوی بیگانگان را شناسایی و برای هر کنش نظامی دشمن، یک واکنش نظامی میهنی طراحی و آماده اجرا کنند تا ضمن جلوگیری از شروع جنگ،‎‏ در برابر کنش‌های نظامی دشمن غافلگیر نشوند و به انفعال نیفتند.‏          ادامه ارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات