تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۳۰۱۱۶

ضرورت بازنگری در علوم انسانی


 دکتر محمد شریف ملک‌زاده
انسان از جمله موجودات شگفت انگیز عالم هستی است که دارای جنبه های مختلفی است و با توجه به هر جنبه، موضوع علمی از علوم بشری قرار می گیرد.
محور و اساس مسائل اسلام نیز انسان و جنبه های مختلف خلقت اوست که بیش از همه، بر حقیقت، ابعاد، حالات و راه رسیدن او به هدف تکیه شده است. با کمی تأمل در می یایبم که قابلیت ها و استعدادهایی که در انسان وجود دارند، در دیگر جانداران به چشم نمی خورند و علاوه بر پیچیدگی و عظمتی که در خلقت مادی او به کار رفته است و وجه اشتراکی که با دیگر جانداران دارد، ویژگی های روحی منحصر به فردی در او دیده می شوند که او را از سایر موجودات ممتاز می کنند مانند خلاقیت، کرامت، مسئولیت و هدف مندی که در آیات و روایات به آن ها توجه زیادی شده است. نشو و نمو علوم انسانی نیز به این سبب است که به سؤالاتی که درباره منزلت انسان و رابطه او با خالق و دیگر موجودات مطرح است، پاسخ دهند و ابعاد گوناگون روحی او را شناسایی و تعریف کنند.
نظر اسلام
اسلام برخلاف مکاتب و ادیان دیگر به شناخت انسان بسیار اهمیت داده است، زیرا اساس مسائل تربیتی، روانی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی، شناخت انسان است. به همین دلیل در احادیث فراوانی که از معصومین(ع) نقل گردیده به شناخت نفس سفارش شده است.
حضرت امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: افضل المعرفه الانسان نفسه(برترین شناخت ها، شناخت انسان نسبت به نفس و ابعاد آن است. (شرح غرر، جلد7، ص 1387). و نیز می فرمایند: من عرفه نفسه فقد انتهی الی غایه کل معرفه و علم(هرکس خود را بشناسد، به نهایت هر معرفت و علمی دست یافته است، همان منبع)
و در نکوهش عدم شناخت نسبت به خویش می فرمایند: اعظم الجهل، جهل الانسان امر نفسه (بزرگ ترین جهالت ها، جهل انسان نسبت به امر نفس خویش است،( همان منبع، ص 53)
بشر به تنهایی نمی تواند زندگی کند و به کمال حقیقی برسد مگر در پرتو اجتماع و برپایی اجتماع صالح که آن نیز در اثر وضع قوانین دست یافتنی است. برای دستیابی به این هدف، شناخت انسان لازم است و چون این معرفت در همه ابعاد امکان پذیر نیست، بنابراین هر اندازه انسان بر اثر تحلیل و تحقیق، خویشتن را بهتر بشناسد و هر قدر علوم انسانی رشد بیشتر و فزاینده تری داشته باشند، ساختارها و قوانین اجتماعی بهتر و دقیق تری پی ریزی خواهند شد.
رابطه علوم انسانی با منابع وحیانی
انسان با برخورداری از حس کنجکاوی و پژوهشگری، پیوسته سؤال های در زمینه های مختلف، مطرح می کند و می کوشد مجهولات مربوط به معماری وجود خویش و موجودات اطرافش را حل نماید. بررسی ها نشان می دهند که فقط منابع وحیانی با تکیه به مبدأیی به نام خداوند و جهان بینی توحیدی و با تکیه بر فطرت پاک و اصیل آدمی،
می توانند به نیاز انسان ها پاسخ دهند و نیازهایشان را در ابعاد گوناگون رفع نمایند.
آمیختگی علوم انسانی متداول با فرهنگ غرب
علوم غیر مولد که می توان از آن ها به دانش های خنثی و بی طرف یاد نمود، مرز و فرهنگ نمی شناسند و رنگ و بوی شرق و غرب نمی گیرند، مثلاً دانش های شیمی، فیزیک، زیست شناسی، فیزیولوژی، پزشکی، دارو سازی و... علوم غیر مولد هستند که هر منشأیی وجود می گیرند و رشد و نمو می یابند، در زمینه شناخت جنبه های روحی انسان و رفتار های او معرفتی به دست نمی دهند و به انسان و ابعاد روحی او، کاری ندارند و به رفتار و کردار او ناظر نیستند. در نتیجه به سعادت و شقاوت انسان ها، در جنبه های مثبت یا منفی نمی پردازند، به عکس علوم انسانی علوم مولد هستند و خواستگاه آن ها ابعاد گوناگون روح و روان بشری است و مقصود از آن علوم، تحصیل و صلاح و خیر انسان هاست و به همین دلیل علوم انسانی، علوم جهت دار محسوب می شوند.
در این جاست که نمی توان از نقش فرهنگ و جهان بینی در علوم انسانی غافل شد، چرا که بینش و نگرش حاصل از جهان بینی در افق هایی چون اعتقاد به روح مستقل از جسم، باور به معاد، ایمان به موظف بودن انسان ها به تأمین خواست و مثبت الهی، یا عدم اعتقاد به این امور است که در علوم انسانی تولید شده در بستر فرهنگ های گوناگون مؤثر است. به همین دلیل با وجود اینکه برای پذیرش علوم غیر مولد و دانش های تجربی و فنی هیچ گونه دغدغه ای نداریم، در زمینه علوم انسانی باید سخت تابع احتیاط و دقت باشیم، چرا که اگر علومی چون روان شناسی، جامعه شناسی، انسان شناسی، اخلاق، اقتصاد و ... که موضوع آن ها انسان و ابعاد گوناگون اوست، بدون چون و چرا پذیرفته شوند، نمی توان توقع داشت در جهت گیری های فردی و اجتماعی و نگرش های رفتاری انسان بی تأثیر باشند و او را از مسیر و بستری که در آن به سر می برد، خارج ننمایند.
به همین دلیل است که می گوییم تعیین استراتژی و جهت گیری علوم دانشگاهی، نحوه برنامه ریزی درسی دانشگاه ها، تعیین دروس و منابع مورد نیاز، کیفیت تدریس و سایر شئون مربوط به آموزش در دانشگاه ها به ویژه در حوزه علوم انسانی، به باز سازی و تحول نیاز دارد و در این میان بازسازی و تجدید نظر در متون و منابع، دارای اهمیتی ویژه است و چون علومی که در دانشگاه تدریس می شوند از لحاظ ارتباط با مسائل عقیدتی در یک سطح قرار ندارند، مثلاً علوم انسانی کاربردی از قبیل »حسابداری، کتابداری، آمار و ...» که به آن ها علوم عمومی یا پراتیک می گویند، با دیدگاه های مکتبی ارتباط مستقیم ندارند، در حالی که علوم انسانی نظری (تئوریک) از قبیل جامعه شناسی، روان شناسی، اقتصاد و ... با مسائل اعتقادی و از جمله دیدگاه های اسلام پیوند بسیار نزدیک و انفکاک نا پذیر و نیازمند تحولی عمیق و همه جانبه اند.
بر ما تکلیف است که اهمیت بی نظیر و نقش عظیم این رشته از علوم را در زندگی انسان و تکامل و سعادت او و تحولات جامعه مورد دقت قرار دهیم، چرا که در علوم انسانی نظری(به معنایی که گفته شد) محور پژوهش، انسان و ابعاد وجودی اوست و به این دلیل دقیق ترین و پیچیده ترین موضوعات، مختص این حوزه وسیع دانش است و در واقع، فقط این علوم هستند که به طور مستقیم به انسان و زندگی و سعادت او می پردازند.
می توان گفت علوم مذکور، خط دهنده اند و در تعیین هدف و مسیر فعالیت های بشر و از جمله تلاش های فکری او نقش مؤثر دارند. علوم پایه و نظایر آن فاقد جهت گیری و به تعبیری بی طرف هستند، در واقع در همان خط و مسیری بهره برداری می شوند که علوم انسانی مشخص نموده است تا جایی که برخی از استادان دانشگاه ها معتقدند که علوم پایه و نیز علوم انسانی عملی، ابزارهایی هستند که در بستر علوم انسانی مورد استفاده قرار می گیرند و هرگونه تحولی که در این علوم رخ دهد، به تبع، تحول در کاربرد علوم پایه و کاربردی را در پی خواهد داشت. از سوی دیگر علوم انسانی ارزش های مورد پذیرش پژوهشگر را با خود همواره دارند و در هر محیطی که شکل بگیرند و رشد یابند، با ارزش هایی که محققان آن سامان باور دارند، آمیخته می گردند.
درنتیجه اگر این علوم وارد سرزمین و فرهنگ دیگری شوند، ارزش هایی را با خود وارد فرهنگ جدید می نمایند. در این جاست که دانشمندان دین این علوم آمیخته به فرهنگ غیر دینی را از صافی منابع وحیانی عبور دهند و در مواردی که ارزش های یاد شده با ارزش های موجود در این سرزمین متضاد باشند، روح و فرهنگ غنی اسلام را وارد کنند و چون انجام این مهم از عهده افراد محدود و معدود خارج است، ضرورت تشکیل فرهنگ سرای نظارت بر علوم انسانی نظری که بر فرهنگ ما وارد می شوند به طور مضاعف احساس می گردد. فرهنگ سرایی که بتوان بر متون درسی و منابع تحقیقی دانشگاهی به ویژه علوم انسانی، فرهنگ غنی اسلام را اضافه کند و مانع غلبه فرهنگ غیر دینی گردد.
چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: اضربوا بعض الرای ببعض یتولد عنه الصواب (تبادل نظر علمی کنید که از برخورد اندیشه و رویارویی عقاید که در سایه همفکری و تشریک مساعی جمعی حاصل می شود، بستر و فرهنگ درست ظاهر و آشکار می گردد.) پس وظیفه فرهنگ سرای نظارت بر علوم انسانی که تحت نظارت افراد صاحب نظر و اسلام شناس اداره می شوند آن است که علوم انسانی وارده را از صافی وحیانی و فرهنگ غنی دینی عبور دهند و در موارد تعارض و تنافی، محتویات دینی و فرهنگ غنی آن را بر این علوم تحمیل نمایند و از رسوخ انحراف در اذهان جوانان، به ویژه قشر دانشگاهی که مصرف کنندگان علوم انسانی وارد شده از فرهنگ و بستر غرب در قالب ترجمه ها و تألیف ها هستند، جلوگیری کنند.
منشأ ضرورت بازنگری در علوم انسانی و نظارت بر آن
ضرورت بازنگری وارد شده از فرهنگ غرب و لزوم نظارت بر آن، تابع تفاوت اساسی فرهنگ اسلام و غرب استکه می توان این تفاوت ها را در موارد زیر خلاصه نمود:
1- فرهنگ اسلامی بر اعتقاد خالق یکتا استوار است و فرهنگ غرب بر عدم اعتقاد به مبدأ یکتا پی ریزی شده است.
2- فرهنگ اسلامی به هستی به عنوان مخلوقی می نگرد که فقیر و حاجتمند و نیازمند به خالق است، در حالی که فرهنگ غرب هرگز رابطه فقر و حاجت عالم را نسبت به خالق درک نمی کند.
3- در فرهنگ اسلامی، انسان علاوه بر ظاهر جسمانی دارای روح و نفس قلمداد می شود، در حالی که فرهنگ غرب یا منکر روح است یا آن را تابع بدن می داند. لذا به امور معنوی قائل نیست و جز لذات مادی و جسمانی نمی بیند.
4- فرهنگ اسلامی برای ارزش ها، واقعیت و ملاک قائل است که نیک و بد و واجب و ممنوع را از هم مشخص می نماید، در حالی که فرهنگ غرب، ارزش ها را اموری اعتباری می داند که با ذوق و سلیقه و خواسته های مردم تغییر می کنند و چقدر فرق است که ارزش ها را تابع ذوق و سلیقه مردم بدانیم تا اینکه برای آنها واقعیت و ملاک قائل گردیم.
5- فرهنگ اسلامی، دین را حقیقتی معرفی می کند که با دلیل و برهان عقلی و منطقی و بر مبنای خواستگاه فطری قابل اثبات است، در حالی که فرهنگ غرب، به دین همانند یک فن و هنر و خیال پردازی و ذوق فردی نگاه می کند که هیچ گونه اثری در زندگی بر آن مترتب نیست.
6- فرهنگ اسلامی، انسان را برای طول تاریخ مکلف و موظف می داند تا به تکالیف و وظایفی که از سوی خداوند توسط انبیا و اوصیاء آورده شده اند، عمل نمایند و خودرا تعبداً تابع احکام و دستورات دینی کند، اما فرهنگ غرب عمل به تکالیف را لازم نمی شمارد. به همین دلیل است که می گوییم بر حوزه و دانشگاه واجب و لازم است که پایه های معرفتی و علوم انسانی را به کمک کتاب و سنت و منابع و حیاتی استوار نمایند و در کنار آن با شناخت دقیق و عمیق فرهنگ های بیگانه، موارد تعارض و اختلاف را استخراج کنند و به شکل منطقی و محکم رد نمایند.
برای انجام دادن این مهم، لازم است پیش از ترجمه های عجولانه و پر طیف و گسترده منابع غربی که در مورد علوم انسانی نوشته شده اند، فرهنگ سرای علوم انسانی (که لازم است از همکاری حوزه و دانشگاه برخوردار باشد) تمامی منابع را از نظر باریک بین خود بگذراند تا بتواند افکار ناشی از تهاجم فرهنگی را قبل از تأثیر گذاری بر اذهان از بین ببرد و دیدگاه های دینی را مطابق با منابع وحی در مقولات گوناگون علوم انسانی از قبیل روان شناسی، اقتصاد، جامعه شناسی، اخلاق، و ... با رعایت فصل بندی و قالب های نوین، عرضه نماید، نه اینکه به جای حالت فعال، در موقع انفعال نقش خود را ایفا کند و کنار بنشیند، چرا که این امر سبب می شود اشخاصی که به ظاهر مسلمان و در واقع تابع فرهنگ غرب و علوم وارد شده از غرب هستند، با عنوان تألیف به جمع آوری و سامان دادن اندیشه های مغرب زمینیان بپردازند و یا تحت عنوان ترجمه، محصولات فکری و فرهنگی نویسندگان غربی را عرضه نمایند و هزاران فکر و اندیشه را به خود جذب کنند. این کار به مراتب عملی تر است تا اینکه پس از رسوخ افکار غربی غیر دینی در اذهان، فرد یا افرادی پیدا شوند و از میان هزاران کتاب به نقد چند اثر بپردازند و یا با نگارش کتاب های مستقل که معلوم نیست جذب شدگان به فرهنگ غرب آن ها را مطالعه نمایند، مقابله ضعیف و انفعالی در این زمینه آغاز کنند و به نقد آن ها بپردازند.
در این میان چون بیشتر موارد تهیه شده در علوم انسانی متداول در غرب در دانشگاه ها و مدارس تدریس می شوند لازم است که سازمان نشر و تدوین کتب دانشگاهی و نیز واحد تهیه و توزیع کتب درسی آموزش و پرورش، محتویات غنی دینی را با رعایت قالب های جدید و فصل بندی های نوین، با استمداد از فرهنگ پر بار اسلام استخراج و عرضه نمایند تا قبل از ورود و رسوخ شبهات، پادزهر لازم به جان و روان و فکر جوانان تزریق شود و از اثرگذاری سموم اعتقادی و انحرافات فرهنگی جلوگیری به عمل آید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات