تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۳۰۱۱۸
گونه‏شناسى روحانیت از دیدگاه امام خمینی‏:

از روحانیت اصیل تا وابستگان به قدرت


تیپ‏شناسى امام خمینى از روحانیت بدین‏صورت نیست ‏که در یک‏جا و در یک دسته‏بندى خاصى ارائه کرده باشند بلکه این تیپ‏شناسى را از مجموعه صحبت‌ها و نوشته‏هاى ایشان می‏توان به دست آورد. فلذا براساس مطالعات آثار امام می‏توان گفت که ایشان روحانیت را به طور کلان به دو تیپ الف: روحانیون صالح ب: روحانیون ناصالح طبقه‏بندى می‏کنند. قبل از تشریح و تجزیه و بیان تیپ‏هاى فرعى این دو تیپ کلان، شایان ذکر است که تیپ‏شناسى روحانیت در دیدگاه امام خمینى داراى خصایص و ویژگى‌هاى زیر است.
1- محدود به عصر خاصى نیست (مثلا عصر سلطنت) بلکه همه اعصار را شامل می‏شود و حتى عصر جمهورى اسلامى‌ ایران‏ 2- این تیپ‏ها به اسامى‌متعددى قابلیت نامگذارى دارند که در متن به آن اشاره خواهد شد. 3- این تیپ‏شناسى در یک دسته‏بندى و طبقه‏بندى آماده ‏ارائه نشده بلکه در لابه‌لاى سخنان امام باید آن را یافت.
الف) روحانیت صالح:
امام خمینى در این‏گونه و تیپ کلان، به دو گونه و تیپ فرعى اشاره می‏کند و یا به عبارتى این تیپ صالح را به دو تیپ روحانیت اصیل، متعهد و انقلابى و روحانیت اصلاح‏گر (آرام‏ساز)، تجزیه و طبقه‏بندى می‏کند غیر از اینها امام به علماى منفعل یا محافظه‏کار نیز اشاره می‏کند.
1- روحانیت اصیل (متعهد، انقلابی): یعنى روحانیتى که حافظ دیانت و اسلام است، روحانیتى که شغل و مسئولیت انبیاء را پذیرفته و حافظ شریعت و مبلغ رسالت و قوانین وحى به مردم می‏باشند. این تیپ از روحانیت سینه خود را براى مقابله با هر تیر زهرآگینى که به طرف اسلام شلیک می‏شود آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند. (1) در این تیپ افرادى جاى می‏گیرند که با نظام‌هاى سیاسى علنا درگیر شده و مقابله می‏کردند. در این تیپ، روحانى که مفسر و مبلغ و مجرى دین است اسلام را دینى معرفى می‏کند که سیاستش در عبادتش و عبادتش در سیاستش مدغم می‏گردد و احکام اخلاقیش هم سیاسى می‏شود. او قدرت را نیز در یک رابطه با معرفت دینى تعریف می‏کند.
2- روحانیت اصلاح‏گر: روحانیت اصلاح‏گر یا به قول امام خمینى روحانیت «آدم‏ساز» آن‏تیپى است که: 1- بر اساس اقتضائات زمان و مکان وارد دستگاه سیاست می‏شد و دوم اینکه منفعل در دستگاه نبود بلکه تحولى در دستگاه ایجاد می‏کرد. با در نظر گرفتن این دو عنصر است که امام خمینى فعالیت‏هاى علمایى همچون خواجه نصیرالدین طوسى شیخ بهایی، علامه مجلسى و غیره را که در درون نظام شاهنشاهى صورت گرفته است مورد ستایش قرار می‏دهند. ایشان این دسته از علما را نه اینکه ذم نکرده و دربارى معرفى نمی‏کند بلکه آنان را علماى مجاهد و صالحى که از مقامشان گذشت کرده‏اند یاد می‏کند و خود را جاى آنها قرار می‏دهد و می‏گوید «من هم اگر چنانچه می‏توانستم یک سلطان جائرى را به راه بیاورم می‏رفتم دربارى می‏شدم. شما هم تکلیفتان این بود که اگر بتوانید یک سلطان جائرى را آدمش کنید بروید دربارى بشوید. این دربارى شدن نیست. این آدم‏سازى است.» (2) و بر اساس همین دیدگاه است که می‏گوید: «... یک طایفه از علما، اینها گذشت کرده‏اند از یک مقاماتى و متصل شده‏اند به یک سلاطینی، با اینکه می‏دیدند که مردم مخالفند لکن براى ترویج دیانت و ترویج تشیع اسلامى‌و ترویج مذهب حق، اینها متصل شده‏اند به یک سلاطینى و این سلاطین را وادار کرده‏اند،- خواهى نخواهی- براى ترویج مذهب، مذهب دیانت، مذهب تشیع، اینها آخوند دربارى نبودند، این اشتباهى است که بعض نویسندگان ما می‏کنند.» (3)
امام خمینى نه تنها این دسته و تیپ از روحانیت را می‏ستود بلکه با اذعان به این مطلب که لازمه عقلى عالم اصلاح‏گر بودن در نظام شاهنشاهی، پذیرش بقاى نظام شاهنشاهى خواهد بود، ولى چون مصلحت بوده و حاوى فواید کثیره‏اى خواهد بود، فلذا واجب شرعى دانسته است که علما به چنین اقدامى‌دست بزنند. بر همین مبنا است که می‏گویند: اگر ورود بعضى از علما در بعضى از پست‌هاى دولتى موجب برپا داشتن واجبى یا واجباتى و از بین رفتن منکر یا منکراتى باشد و محذور مهم‌ترى مثل هتک حیثیت علم و علما و سستى عقاید مردم و ضعیف، در بین باشد، ورود براى علما، واجب کفایى است. (4)
3- علماى منفعل یا محافظه‏کار: به نظر می‏رسد امام خمینى این تیپ از روحانیت را فیمابین تیپ صالح و ناصالح قرار می‏دهند. اینان آن تیپ از روحانیانى هستند که در عرصه نظرى یا عرصه خدمات اجتماعى فعال بود و خواهان خیر جمعى هستند، در عوض در مقابل فعالیت سیاسى ساکت و بی‏تحرک هستند فلذا از این تیپ روحانیون می‏خواهد که زمانه را بشناسند و دست از محافظه‏کارى بردارند و بر اساس این هشدار است که می‏گویند: ... واى بر این علماى ساکت واى بر این نجف ساکت، این قم ساکت ... واى بر این اسلام، اى علما ساکت ننشینید، نگویند الان مسلک شیخ (مراد مرحوم آیت‏الله العظمى‌حاج شیخ عبدالکریم حائرى می‏باشد) است. والله شیخ اگر حالا بود تکلیفش این بود؛ امروز سکوت، همراهى با دستگاه جبار است نکنید سکوت. (5)
ب) روحانیت ناصالح:
در این بخش، امام خمینى دو تیپ آخوندهاى غیرمهذب و عالم بلاعمل و روحانیون وابسته را معرفى می‏کند.
1- عالم غیرمهذب (عالم سوء) یا عالم بلاعمل: امام خمینى بر اساس استناد تاریخ روحانیت شیعه، به روحانیت هشدار می‏دهد که «طلاب علوم نقلیه شرعیه ... که علم در آنها تاثیر روحانیت اصیل، تکیه‏گاه محرومان و مهم‌ترین پایگاه محکم اسلام در برابر حملات و انحرافات و کجروى‌ها بوده‏اند. با بررسى آثار امام خمینى می‏توان گفت از دیدگاه ایشان روحانیت به دو دسته 1- روحانیون صالح 2- روحانیون ناصالح تقسیم می‏شوند. سوء بخشیده و بر مفاسد اخلاقى آنها افزوده و علم ه موجب فلاح و رستگارى آنها باید باشد باعث هلاکت آنها شده و آنها را به جهل و ممارات و استطاله و ختل کشانده» (6) باید یک قدم که براى تحصیل علم بر می‏دارد یک قدم براى تحصیل اخلاق خوب و تهذیب بردارد. اگر خداى نخواسته آقایان، مهذب نباشند، ... این ضررش از نفعش بیشتر است. ... اکثر این دین‏سازى‌ها که بوده است اینها از طبقه ملاها بوده است، ملاهایى که فقط علم به خیال خودشان کافى بوده است و دنبالش مسیر انبیاء نبوده است. (7) این دسته از علما و روحانیون کسانى هستند که براى اسلام نافع که نیستند بلکه مضر هم هستند، و صدمات و لطمات روحى زیادى به جامعه وارد می‏کنند (8) ... «شما می‏دانید که مرحوم شیخ فضل‏الله نورى را کى محاکمه کرد؟ یک معمم زنجانى یک ملاى زنجانى محاکمه کرد و حکم قتل را او صادر کرد. وقتى معمم، ملا، مهذب نباشد، فسادش از همه کس بیشتر است.» (9)
2- روحانیون وابسته: روحانیون وابسته به دو صورت ظهور و بروز پیدا کرده‏اند 1- روحانیون آگاه وابسته؛ 2- دوم روحانیون ناآگاه وابسته. در قسمت روحانیت آگاه وابسته عناوینى که امام خمینى براى معرفى آنها استفاده می‏کند وبر زبان می‏آورد. عبارتند از:- آخوندهاى حسود و دنیاگراى دربارى (10)- آخوندهاى جیره‏خوار تفرقه‏افکن (11)- علماى مزوّر (12)- وعاظالسلاطین (13)- مفتی‏هاى خودفروخته (14)- دین به دنیافروشان (15) و معممین ساختگى (16)- مقدس‏نماهاى واپسگرا- روحانیون تحجرگرا. (17) و در قسمت روحانیت ناآگاه وابسته از عناوینى چون- بازی‏خوردگان غافل از سیاست (18)- جهال به صورت عالم (19)- معممین کج‏فهم و کج‏فکر (20) استفاده شده است.
الف- علماى آگاه وابسته (روحانی‏نما)
علماى آگاه وابسته کسانى هستند که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدى فعالیت می‏کنند و در مسیرى قرار دارند که پیامبرپسندانه نیست که هیچ، بلکه همیشه بر ضد و مخالفت با سنت رسول‏الله قدم برمی‏دارند. امام می‏گویند: روحانیون وابسته کم نبودند و نیستند، در حوزه‏هاى علمیه هستند افرادى که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدى (ص) فعالیت دارند. امروز عده‏اى چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‏زنند که گویى وظیفه‏اى غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس‏نمایان احمق در حوزه‏هاى علمیه کم نیست طلاب عزیز لحظه‏اى از فکر این مارهاى خوش خط و خال کوتاهى نکنند، اینها مروج اسلام آمریکایى و دشمن رسول‏الله هستند. (21) امام خمینى براى بیشتر شناساندن ماهیت این تیپ «روحانیت آگاه وابسته» می‏گویند «در شروع مبارزات اسلامى‌اگر می‏خواستى بگویى شاه خائن است، بلافاصله جواب می‏شنیدى که شاه شیعه است! عده‏اى مقدس‏نماى واپسگرا همه چیز را حرام می‏دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند.» (22)
امام خمینى این علماى آگاه وابسته را به ابوحریره‏ها و شریح قاضی‏ها تشبیه می‏کند و می‏گوید: «این روحانیت دربارى و حاشیه‏نشین، این معممین ساختگى و روحانی‏نماها «اینها از فقهاى اسلام نیستند و بسیارى از اینها را سازمان امنیت ایران معمم کرده تا دعا کنند.» (23) یا در جاى دیگر می‏افزاید «آن فقیهى که وارد دستگاه ظلمه می‏گردد و از حاشیه‏نشینان دربارها می‏شود و از اوامرشان اطاعت می‏کند امین نیست و نمی‏تواند امانتدار الهى باشد. خدا می‏داند که از صدر اسلام‏از نظر امام خمینی، روحانى اصیل (متعهد و انقلابی) قدرت را در رابطه با معرفت دینى تعریف می‏کند. تاکنون از این علماء سوء چه مصیبت‌هایى بر اسلام وارد شده است؟ ابوحریره، یکى از فقها است ... براى شکم یا بسط ریاست به این دستگاه‌ها پیوسته‏اند.» (24)
ب- علماى ناآگاه وابسته‏
امام خمینى در لابلاى سخنان خود که به معرفى و شناساندن این تیپ از روحانیت می‏پردازد و به طلاب جوان هم توصیه می‏کند که مواظب باشند که «پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس‏مآبى و دین‏فروشى عوض شده است.» (25) مقدس‏نماهاى بی‏شعور تا دیروز می‏گفتند که دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام اما امروزه می‏گویند مسئولان نظام کمونیست شده‏اند. (26)
3- روحانیون مهمل و بیکاره (روحانى مسئله‏گو و دعاگو)
امام خمینى دست به معرفى یک تیپ دیگر از روحانیت می‏زند و می‏گوید: «افراد مهمل و بیکاره و تنبل و بی‏همتى را می‏بینید که فقط مسئله می‏گویند و دعا می‏کنند و کارى جز این از آنها ساخته نیست.» (27)
منابع در روزنامه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات