در نهضت مشروطیت، دو گروه بیش از همه فعال بودند: روشنفکران و روحانیون. مطالعه نقشهایی که دو گروه مزبور در طول نهضت ایفا کردند این واقعیت را نشان میدهد که گروه اول یعنی روشنفکران نظریهپردازان نهضت بودند و گروه دوم بسیجکنندگان نهضت. روشنفکران در حوزه اندیشه گام برداشته و روحانیون در حوزه عمل. البته روحانیون به ویژه در مرحله بعد از پیروزی نهضت اقداماتی تئوریک در جهت دینی کردن اصول مشروطه انجام دادند ولی ایدئولوگ بودن و نظریهپردازی وظیفه اصلی روشنفکران بود.
طیف روشنفکران در مبارزه ضداستبدادی خود به دلیل اینکه از پایگاه فکری گستردهای در میان جامعه برخوردار نبودند، به حمایت فرعی و نظری رهبران و علمای مذهبی نیاز فراوان داشتند. بدین منظور به کوشش گستردهای جهت جلب حمایت فکری آنان دست زدند و در این راه نیز موفق شدند. آنان همواره استدلال میکردند که بین مشروطیت و اصول قانون اسلام تعارض وجود ندارد. باور علما نیز این بود که مشروطه با اسلام آشتیپذیر است و از طریق آن بهتر میتوان احکام و دستورات اسلام را در جامعه پیاده کرد. احکامی که عملا به دلیل اقدامات حکومت استبدادی (ظلمه) و دخالتهای بیگانگان تعطیل شده بود. بنابراین روحانیون در جریان مشروطه از یک طرف در پاسخ به تقاضای روشنفکران و از سوی دیگر با بینش ویژه خود در خصوص ظلمه بودن حکومت موجود، در تقویت و گسترش ایدئولوژی نهضت مشروطه به ویژه در مرحله بعد از پیروزی نقش قاطعی داشتند.
آیتالله سیدمحمد طباطبایی، روحانی برجسته نهضت مشروطیت بود که در دو حوزه "فکر و عمل" پیش رفت. یعنی هم در تدوین ایدئولوژی و هم در بسیج مردم نقش داشت. آیتالله سیدعبدالله بهبهانی نیز از رهبران فعال مشروطه بود که در مقاطع مختلف، عکسالعملهای قاطعانهای از خود نشان داد. ائتلاف این دو روحانی جلیلالقدر در مسیر رهبری نهضت بسیار تعیینکننده بوده است. شیخ فضلالله نوری و علامه میرزا محمدحسین نائینی نیز دو تن از رهبران فکری و عملی در جریان نهضت مشروطهخواهی ملت ایران بودند.
نهضت مشروطه، نخستین خیزش در تاریخ ایران بود که هم جنبه سلبی داشت و هم جنبه ایجابی. ورود روحانیون به عرصه مبارزه، فکر و اندیشه مشروطهخواهی را از "ذهن" به "عین" درآورد. با پیروزی نهضت، روشنفکران نهایتا به وضع و برقراری قانون اساسی که مبنای قانونی برای دولت فراهم میکرد و حکومت پارلمانی را در راستای اصول دموکراسی برقراری ساخت، کامیاب شدند، به عبارت دیگر حکومت قانون، پادشاهی مشروطه و دموکراسی به عنوان مشخصههای اصلی حکومت از سوی قانون اساسی در نظر گرفته شد.