گروه سیاسی ـ وزیر و مشاور وزیر دفاع روسیه که گویی چنان بدش نمیآید ایران زیر چکمههای سربازان آمریکا قرار گیرد در اظهارنظری تازه استقرار سیستمهای «پاتریوت» و ناوهای جنگی آمریکا در خلیج فارس را اقدام علیه ایران و گرمی آتشافروزی دانست، قطعا همقطاران وی در واشنگتن میدانند چنین اقدامی چه هزینهای دارد و الا در پیشدستی کم از وی نبودند، آنچه میخوانید سخنان دکتر علیرضا اکبری مشاور اسبق وزیر دفاع و رئیس موسسه راهبردی «تصمیم» است که میزبان این هفته یک پرسش یک نگاه به شمار میرود.
اظهارنظر مشاور وزیر دفاع روسیه بیشتر از آنکه یک موضعگیری سازمانی و ارگانیک باشد به یک گمانهزنی و تشخیص فردی شبیه بوده و مهمترین دلائل این امر موارد زیر است: نخست اینکه در محیط حکومتی ایالات متحده هنوز اجماع یا توافق خاصی بر روی گزینه رفتار خشن موجود نیست، بهتر بود «شامانوف» قبل از اظهارنظر به متن گفتوگوهای خانم رایس با کمیته نظامی و دفاعی سنا در روز پنجشنبه گذشته توجهی میکرد که در این نشست وزیر خارجه آمریکا نه فقط از جانب سناتورهای دموکرات نظیر «بایدن» بلکه از سوی سناتورهای جمهوریخواه هم مورد اتهام دروغگویی واقع شد. موضوع دروغگویی وزیر خارجه در بیانات سناتورها مربوط است به نظرات بوش درباره خطرات امنیتی منطقه و ضرورت افزایش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه. ضمن آنکه سناتور «باراک اوباما» در اظهارنظر خود بعد از سخنرانی روز چهارشنبه (10 ژانویه) بوش، بنیانهای نظری و دلائل رئیسجمهور را درباره وضعیت امنیتی منطقه و عراق به شدت مورد تردید قرار داد. مجموعا اینکه گروه نومحافظهکاران در کاخ سفید خود با چالشهای جدی در محیط داخلی آمریکا برای اثبات ضرورت افزایش نیرو در منطقه خلیج فارس روبهرو هستند. به عبارتی در جایی که کاخ سفید خود با بحران ریفوش (بحران منطق افزایش توان نظامی) مواجه است چه طور شامانوف نیتخواهی میکند، البته هیات حاکمه کنونی آمریکا به شدت نیازمند هستند که خطر گفتمان قدرت ایران در منطقه را به گفتمان تهدید تبدیل کنند به همین علت است که اقداماتی نظیر به گروگان گرفتن دیپلماتهای ایرانی در عراق یا بازجویی از ایشان و تلاش برای ایجاد مستندات یا سندسازی تحت عنوان مداخلات ضدامنیتی ایران به ویژه در عراق را در دستور کار خود قرار دادهاند.
نکته دیگر چالش محیط منطقهای آمریکا یا چالش آمریکا در محیط منطقهای است به این معنا که خطرات ناشی از بحرانی کردن منطقه بیش از آنکه متوجه ایران شود گریبانگیر آمریکا و نیروهای او و همچنین کشورهای منطقه خواهد بود. به همین دلیل تصمیم ایالات متحده درباره افزایش توان نظامی در منطقه خلیج فارس تصمیم به شدت پیچیدهای خواهد بود. نکته سوم مربوط است به سابقه افزایش تدریجی نیروی نظامی آمریکا در منطقه. حداقل از سال 1991 تاکنون یعنی حدود 20 سال گذشته تنها علت افزایش نیروهای نظامی آمریکا اقدامات ضدامنیتی وابستگان آمریکا و روسیه بوده است و مشخصاً رفتارهای متجاوزانه صدام حسین. از سوی دیگر مهمترین نقش منطقهای ایران نقش ثباتسازی و مشارکت در برقراری امنیت بوده است. نظیر رفتار ایران در رفع معضل طالبان در افغانستان در سال 2001 و یا معاضدت ایران در فرآیند امنیتسازی لبنان و عراق. در نهایت به نظر میرسد «شامانوف» بیشتر تمایلات آمریکاییها را بر زبان جاری کرده است کما اینکه بوش نیازمند اشاعه چنین اقداماتی است و در عین حال واقعیات محیط امنیتی خلیج فارس و خاورمیانه را نادیده گرفته و با ظرافت تلاش کرده است تا نرخ بازیگری روسیه در منطقه را در قبال آمریکاییها با هزینه ایران افزایش دهد. با وجود ادعای «شامانوف» که هدف از شناخت استقرار این تجهیزات دشوار نیست تبیین و تشخیص وضعیت امنیتی منطقه و استقرار نظامی در قبال کشورهای نظیر ایران حتی برای خود آمریکاییها نیز مهمترین و پیچیدهترین معمای امنیتی موجود است.