* نشست سران «آسه آن» با توجه به تاکید آنان بر ضرورت به کارگیری انرژیهای جدید و تقویت همگراییهای منطقهای را چگونه ارزیابی میکنید؟
** حقیقت آن است که محورهای بسیاری مورد بحث و تبادلنظر در اجلاس داوزدهم سران اپک قرار گرفت که مهمترین آنها در چند مورد قابل اشاره است.
سران «آسه آن» در اجلاس تصمیم گرفتند تا یک بازار مشترک آسیایی را تشکیل دهند که در آن هند، استرالیا، کره جنوبی و برخی کشورهای حوزه جغرافیایی «آسه آن» حضور داشته باشند. هدف اعضای این سازمان آن است که یک بازار تجاری مشترک که تقریبا نیمی از جمعیت جهان را در اختیار دارند، ایجاد کنند.
به هر حال این جمعیت بالا و بازارهای مصرف متعدد آن، میتواند به رشد بخش های تولیدی و اقتصادی این کشورها منجر شود تا با سایر قدرتهای اقتصادی از جمله نفتا و اتحادیه اروپا بتوانند رقابت کنند. در همین چارچوب توافق اصلی بین سران کشورهای عضو «آسه آن» حاصل شده تا با کمک یکدیگر یک بازار مشترک تجاری را ایجاد نمایند.
از جمله مباحث دیگر این نشست، گردش آزاد نیروی کار و سرمایه در درون کشورهای عضو است. بدین معنا که در میان کشورهای عضو «آسه آن» برخی کشورها به دلی جمعیت زیاد و محدودیت جذب نیروی کار،کارگران خود را به سایر کشورهای عضو میفرستند تا بتوانند بر کاهش نرخ بیکاری جامعه خود موثر واقع شوند. بنابراین، کشورهای که امکان جذب نیروی کار را دارند، میزبان کارگرانی خواهند بود که با هدف کسب شغل به آن کشورها وارد شدهاند. در این چارچوب، بین سران عضو «آسه آن» این توافق حاصل شده که قوانین به گونهای تنظیم شود که حقوق کارگران حفظ شود.
در خصوص موضوع انرژی نیز شرکتکنندگان در این نشست بر ضرورت به کارگیری انرژیهای نو با توجه به محدودیت سوختهای فسیلی تاکید کردند. جایگزین کردن انرژی هستهای در کشورهای عضو موضوعی بود که سران عضو «آسه آن» موافقت کامل خود را اعلام کردند.
همچنین شرکتکنندگان در این اجلاس، معاهده مبارزه با تروریسم و بیماریهای مسری را امضا کردند.
* به نظر میرسد که در فرآیند جهانیسازی نوعی همگرایی منطقهای در حال تقویت و گسترش است. به نظر جنابعالی این روند تا چه اندازه میتواند به حل و فصل موضوعات منطقه در پروسههای منطقهای منجر و نفوذ بازیگران فرامنطقهای را کاهش دهد؟
** در ذات جهانیسازی، آمریکا به دنبال آن است تا ارزشهای نظام سرمایهداری و هنجاریهای لیبرالی خصوصاً در بخشهای اقتصاد و فرهنگ را دربین کشورهای جهان ترویج کند. به اعتقاد بنده، جهانیسازی با منطقهگرایی تناقض دارد، چرا که در این قالب و در عرصه جهانیسازی که آمریکا را هدایت میکند، نوعی تعارض هنجاری با ارزشهای منطقهگرایی رخ میدهد. بدین عبارت که در این راستا نفوذ آمریکا در راه ترویج ارزشهای موردنظر خود باید افزایش یابد که روندهای منطقهگرایی نوعی مانع در این مسیر به شمار میرود. اما باید توجه داشت که در شرق آسیا، نگاهی به کشورهای این منطقه حاکم است که منطقهگرایی را موضوعی جدا از جهانیسازی نمیبیند و اکثر کشورهای منطقه تعامل و مناسبات خوبی با آمریکا دارند. در واقع از نگاه آنان، منطقهگرایی زمینهساز برخی تحولات است که با منافع آمریکا دارای تعارض نیست، هر چند که دولت چین این گونه فکر نمیکند.
در واقع هر یک از این 10 کشور عضو «آسهآن» به نوعی آمریکا متصل هستند. ممکن است این گونه تصور شود که در اروپا چنین ظرفیتی وجود دارد اما حقیقت این است که این ظرفیت در «آسهآن» موجود نیست و کشورهای عضو به شکلهای مختلف با آمریکا همکاری میکنند.
* با توجه به حضور برخی سازمانهای اقتصادی ـ امنیتی از جمله «آسهآن» و اکو و ظرفیتهای عظیم اقتصادی، سیاسی و ملی از جمله چین، هند، ژاپن، آیا نگاه تحلیلی و تحولی در دهههای آتی معطوف قاره آسیا خواهد بود؟
** با توجه به رشد اقتصادی کشورهای همچون چین، ژاپن و هند، کره جنوبی، مالزی و سنگاپور بیتردید در دهههای آینده، قاره آسیا نگاه جهانیان را به خود معطوف خواهد کرد. در جهان امروز کشورهایی برای حضور موثر در نظام بینالملل میتوانند وارد شوند که تکنولوژی، قدرت اقتصادی و بازار مصرف داشته باشند که این مولفهها در قاره آسیا خصوصاً در کشورهای که از آنها نام بردم، وجود دارد. هنگامی که مجموعه آسیا را در نظر میگیریم تجارت اصل، تولید انبوه کالا و بازار مصرف در دهههای آتی در این منطقه خواهد بود که همزمان از بیشترین تنوع نیروی انسانی ماهر و نیمه ماهر نیز برخوردار است.