شکست اخیر جمهوریخواهان از دموکراتها در انتخابات کنگره و سنای آمریکا باعث شد تا معادلات خود ساخته ذهن نومحافظهکاران به طور کامل دگرگون شود و آنها در فاصله زمانی اندک باقیمانده تا پایان حیات سیاسی بوش پسر سخن از چرخش در قبال تهران به میان آورند. البته اظهارات متضاد رایس در قبال ایران نشاندهنده این نکته است که نومحافظهکاران افراطی در برابر پذیرش حقیقت ایران قدرتمند که خود نیز بر آن اعتراف کردهاند همچنان سردرگم ماندهاند. لجاجت بوش پسر در برابر گزارش بیکر ـهامیلتون نشان دهنده چنین حقیقتی است.
در هر صورت مروری بر اظهارات اخیر رایس و اشارهای کلی به نکات نهفته در آنها میتواند در آنالیز فضای مسموم و غیرمستند حاکم کنونی بر کاخ سفید موثر باشد:
کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا با اشاره به غلط بودن سیاستهای آمریکا نسبت به ایران گفت که شخصا پیشنهاد تغییر سیاست واشنگتن نسبت به تهران را مطرح کرده است. بنابر اظهارات رایس برقراری گفتوشنود میان ایرانیها و سه کشور اروپایی و نیز پنج کشور عضو دائم شورای امنیت از پیشنهادهای او بوده است. رایس همچنین با بیان اینکه آمریکا طی 27سال گذشته سیاست تماس با ایران را دنبال نکرده اعتراف کرد که واشنگتن سیاست درستی نداشت.
وی بار دیگر اعلام کرد که در صورت تعلیق فعالیتهای هستهای در ایران با منوچهر متکی، همتای ایرانی خود در «هر جا، زمان و مکانی که متکی بخواهد» ملاقات خواهد کرد.
وزیر امور خارجه آمریکا در گفتگوی اختصاصی با شبکه «العربیه» با اشاره به اینکه آمریکا سیاست درستی در قبال ایران نداشته گفت: از زمان اشغال سفارت آمریکا و به گروگان گرفتن دیپلماتهای آمریکایی، مناسبات دیپلماتیک باایران نداشتیم، البته درزمان حاضر پیشنهاد ایجاد تغییر 180درجهای در این سیاست آمریکا را مطرح کردهام.
رایس تصریح کرد: برقراری گفتوشنود میان ایرانیها و سه کشور اروپایی و نیز پنج کشور عضو دائمیشورای امنیت از پیشنهادهای من بوده است. وی گفت: در عین حال هنوز نمیدانم چرا ایران حاضر به گفتگو با آمریکا نشده است.
رایس در عین حال ادعاکرد که گفتگو با ایران کار سختی خواهد بود!
در زمانی که "جک استراو" وزیر امور خارجه دولت تونی بلر بود شاهد ارتباطات نزدیک وی با رایس بودیم. بسیاری از دستورالعملهای دولت انگلستان در قبال ایران از سوی رایس و بوش پسر به استراو ابلاغ میشد.بسیاری از کارشکنیهای استراو در جریان مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی محصول دخالت پشت پرده رایس یود. در زمان صدارت اعظمیگرهارد شرودر در سرزمین ژرمنها، برلین بارها از سوی واشنگتن به علت عدم همراهی کامل با سیاستهای کاخ سفید مورد سرزنش قرار گرفت. هرچند که با جایگزینی "آنگلا مرکل" که یکی از مهرههای اصلی "تل آویو" در اتحادیه اروپا محسوب میشود این دغدغه کاخ سفید پایان یافت.
طراحی فضای غیردیپلماتیک و موذیانه گفتگوهای کشورهای اروپایی با ایران از سوی آمریکا بر همگان مشخص است. حال چگونه رایس خود را به عنوان پیشنهاد کننده اصلی این گفتگوها میداند؟ از سوی دیگر نگرانی مقامات فرانسوی ،آلمانی، روسی و چینی از ایجاد تنشی جدید در خاورمیانه و واکنش ایران به رفتارهای غرب و شورای امنیت سازمان ملل متحد از همان آغاز سیاستهای جنگطلبانه بوش کاملا مشخص بود.
رایس در حالی رفتارهای 27 ساله اخیر کاخ سفید در قبال ایران را نادرست میداند که بسیاری از این رفتارها محصول سیطره تفکر جهانگرایی و یونیورسالیسم در واشنگتن محسوب میشود. تفکری که رایس نیز از طرفداران آن به شمار میرود. در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان ،بوش پدر و بوش پسر این نوع تفکر باعث شد تا کاخ سفید نتواند نسبت به مسئله ایران به گونه ای منطقی و مطابق با استانداردهای شناخته شده در مناسبات بینالمللی تامل کند. با قدرت گرفتن بیل کلینتون در سال 1992 میلادی ،کاخ سفید سعی کرد تا ازبعدی واقع بینانه تر نسبت به ایران بنگرد ولی باید اذعان کرد که کلینتون نیز در جو غالب به وجود آمده توسط جمهوریخواهان قبلی سرگردان مانده بود. نکته جالب توجه اینکه جیمی کارتر و بیل کلینتون به عنوان دو رئیس جمهور دموکرات آمریکا در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامیایران بارها پس از پایان دوران قدرت خود نسبت به لزوم تعامل آمریکا با ایران تاکید کردند .حتی برژینسکی ،مشاور امنیت ملی دولت کارتر و یکی از زبدهترین کارشناسان سیاست خارجی آمریکا پای از این نیز فراهم گذاشت و به غرب توصیه کرد که باید زندگی در کنار ایران هستهای و قدرتمند را بیاموزد. این سخنان بعدها توسط افرادی مانند مادلین آلبرایت مورد تائید و تاکید قرار گرفت.
نومحافظهکاران افراطی پس از گرفتاری شدید در باتلاق عراق و وقوع حماسه حزب الله در جنگ 33 روزه با رژیم اشغالگر قدس و افزایش نفوذ ایران در سرتاسر خاورمیانه و جهان با حقیقتی مواجه شدند که با محاسبات اولیه آنها در تعارض بود: ایران قدرتمند. نفوذ ایران اسلامیدر مناطق مختلف دنیا و حتی ایجاد ارتباطات سیاسی ایران با دولتهای سوسیالیستی جدید در آمریکای لاتین دست نومحافظهکاران را به شدت بسته است.
اگر تقویت توان نظامیایران و حمایت گسترده ملت ایران از نظام جمهوری اسلامیرا نیز به مورد فوقالذکر اضافه نموده و حاصل آن را در محدوده جهان امروز که گذار از آمریکا را به عنوان فرمولی ضمنی پذیرفته است منعکس نماییم متوجه دلیل اصلی اظهارات اخیر رایس در راستای تعامل با ایران خواهیم شد.
در حقیقت اظهارات رایس در راستای تعامل با ایران ریشه در تغییر نگاه نومحافظهکاران و چرخش جمهوریخواهان افراطی در کاخ سفیذ[سفید] ندارد بلکه این سخنان محصول عینی مواجهه بوش و همراهانش با دنیای امروز و افزایش روز افزون قدرت ایران در معادلات خاورمیانه و جهان است.
رایس در اظهار نظر اخیر دیگر خود در گفتگو با نشریه صهیونیستی "ها آرتص "میگوید:
واقعیت این است که نه الان سال 1938 است و نه ایران آلمان نازی! وی در عین حال رفتارهای جمهوری اسلامی در جامعه جهانی را مورد انتقاد قرار داد و گفت: ما آشکارا با کشوری روبرو هستیم که سیاستهای تهاجمیاش در تضاد با منافع آمریکا و همه مردمیاست که میخواهند خاورمیانهای همراه با صلح داشته باشند.
وی با تکرار اتهامات گذشته علیه ایران مدعی شد: «در عراق ایران به حمایت از فعالیتهای بیثباتساز از جمله انتقال تکنولوژیهایی که در کشته شدن سربازان ما دخیل هستند ادامه میدهد. در لبنان نیز از تروریستهای فلسطینی حمایت میکند و در زمینه فعالیتهای هستهای نیز ایران فعالیتی را دنبال میکند که میتواند به ساخت سلاح اتمی منتهی شود. به علاوه رئیسجمهوری ایران حرفهای میگوید که تاکنون توسط هیچ رئیسجمهوری دیگری گفته نشده از جمله اینکه اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود. میتوانم به شما بگویم اگر جامعه جهانی هر چه زودتر برای مقابله با رفتار تهاجمی (ایران) متحد نشود هیچ وقت شاهد خوب شدن آن نخواهد بود. به همین علت است که همین «حالا» و نه «بعدا» زمان رسیدگی به رفتارهای ایران است.
رایس این اظهارات را در حالی مطرح کرد که هنوز 24 ساعت بیشتر از درج سخنان اولیه او در مورد لزوم تغییر 180 درجه واشنگتن در قبال ایران نمیگذشت. وی در حالی ایران را خطری برای صلح در خاورمیانه بر میشمارد که عزم ملتهای منطقه در راستای خروج اشغالگران آمریکایی از عراق هر لحظه بیشتر میشود.
در حالی که اسلامگرایی در خاورمیانه در حال فراگیر شدن است و ملتهای منطقه در قالب برگزاری انتخابات مختلف در کشورهای فلسطین عراق، بحرین و... مخالفت خود را با سیاستهای خاورمیانهای آمریکا به نمایش گذاشتهاند رایس چنین اتهامات پایهای را علیه ایران بر زبان میراند. هرچند که این احتمال وجود دارد که ترس از لابی صهیونیسم باعث شده است تا رایس در مصاحبه خود با نشریه اسرائیلی "هاآرتص" ماهیت اصلی خود را نشان دهد. در هر صورت رایس شاهد بوده است که سیا و موساد چگونه با همکاری یکدیگر برجهای دوقلو در نیویورک را منهدم نمودند یا رفیق حریری را به قتل رساندند. رایس از اینکه روزی به طعمه بعدی سیا و موساد تبدیل شود نگران است و از این منظر جرات سخن گفتن بر مبنای عقلانیت را در مقابل نشریات صهیونیستی ندارد.
ناکامی اخیر رایس در نشست سهجانبهای که با حضور وی اولمرت و ابومازن برگزار شد نیز ضربه دیگری بر پیکره ملکه جنگ وارد کرده است:
هفتهنامه آمریکایی تایم در گزارشی به دیدار وزیر خارجه آمریکا با مقامهای فلسطینی و اسرائیلی اشاره و نوشته است دیدار رایس از خاورمیانه در زمانی است که هیچ کس تمایل به مذاکره ندارد و به نظر میرسد او برخلاف جهت حرکت امواج در خاورمیانه حرکت میکند.