تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۳۰۴۵۰

اروپا در تقابل با سیستم موشکی آمریکا


فرامرز اصغری
آمریکا که در سالهای اخیر متحدان خود را در اقصی نقاط جهان از دست داده است تلاش دارد تا اروپا را به عنوان آخرین حلقه اتحاد حفظ نماید در حالی که سیاست‌های نظامی ‌و استقرار سیستم دفاع موشکی را راهکاری برای این مهم در نظر گرفته است.
اروپا و آمریکا در طول چند دهه اخیر (بویژه پس از جنگ دوم جهانی) به عنوان متحدان سنتی در کنار یکدیگر ایفای نقش نموده‌اند. هر چند که تاکید آنها بر اتحاد و همکاری متقابل می‌باشد اما سیاست‌های آمریکا بر اصل تحرکات یک‌جانبه و بهره‌گیری از ظرفیت‌های اروپا برای تایید آن استوار بوده است. بررسی روابط و عملکرد آنها نشان می‌دهد که آمریکا بیشتر در قالب ناتو و تحرکات توسعه‌طلبانه اروپا را به بازی گرفته است و در سایر موارد به مهار و انزوای آن پرداخته است. با گرفتار آمدن آمریکا در عراق، تا حدودی جایگاه اروپا در سیاست خارجی آمریکا بهبود یافت و این قاره به عنوان سفیر سیاسی ایالات متحده در برخی تحولات جهانی از جمله صلح خاورمیانه، پرونده هسته‌ای ایران، بحران‌های آسیای مرکزی و قفقاز و حوزه بالکان ایفای نقش نموده است. در ادامه روابط واشنگتن با اروپا، طرح‌های آن برای استقرار سیستم دفاع موشکی و استمرار حفظ پایگاه‌های نظامی ‌از مهمترین چالش و کارکردهای واشنگتن می‌باشد.
آمریکا که پیش از این از تخلیه برخی پایگاه‌های خود سخن گفته بود اکنون برای توسعه نظامی‌در انگلیس، ایتالیا، رومانی، بلغارستانی، اسپانیا و متحدان اتحادیه اروپا در حوزه بالکان فعالیت گسترده‌ای را آغاز کرده است تا اهدافی کلان را اجرایی نماید:
1ـ آمریکا در شرایطی بر همکاری با اروپا تاکید دارد که سایر متحدان خود در آمریکای لاتین، شرق آسیا، خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز و حتی آفریقا را در اختیار ندارد. آنها برآنند تا با توسعه نظامی ‌در اروپا اولا متحد سنتی خود را به عنوان آخرین متحد حفظ نمایند. ثانیا از تک‌گویی و جدایی آن با ابزار نظامی ‌جلوگیری نمایند تا همچنان در سایه اهداف واشنگتن گام بردارند.
2ـ هر چند جنگ سرد سالها است که پایان رسیده اما روابط روسیه و آمریکا همچنان در حالت بحران قرار دارد. واشنگتن برای جلوگیری از تقویت نظامی‌روسیه، امتیاز‌گیری از آن، جلوگیری از توسعه‌ مناسبات اروپا و مسکو، نیاز به تقویت حضور در اروپا بویژه در اقمار گذشته شوروی دارد که با این پایگاه‌ها تامین می‌شود.
3ـ شکست‌های پیاپی کاخ سفید در عرصه بین‌الملل جایگاه داخلی آن را کاملا متزلزل ساخته است در همین حال انتقادهای بسیاری به سیاست‌های آن در قبال اروپا مطرح گردیده است. واشنگتن با طرح‌های نظامی‌برای اروپا از آن با نام پیروزی در سیاست خارجی و گرایش به متحد سنتی یاد می‌کند تا رضایت افکار عمومی ‌را حداقل در بخشی از سیاست خارجی خود کسب نماید.
4ـ در کنار فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی، گرایش به فعالیت‌های نظامی‌در دکترین اتحادیه اروپا قرار گرفته است. فعالیت‌های آنها در زمینه‌های دفاعی و نظامی ‌نشان می‌دهد که آنها طرح‌هایی برای خروج از ناتو و تشکیل ارتش واحد اروپایی را آغاز کرده‌اند. این تحریک که مغایر با اهداف کاخ سفید است واشنگتن را بر آن می‌دارد تا با حضور نظامی‌خود از اجرای این مهم جلوگیری و یا حداقل آن را تحت کنترل خود درآورد. (بسیاری از کشورهای اروپایی به بهانه جنگ افغانستان به تقویت نظامی ‌پرداختند).
5ـ نکته مهم در تحرکات آمریکا در اروپا، اجرای خواسته‌های صهیونیزم بین‌الملل می‌باشد. رشد فزاینده نگرش‌های ضد صهیونیستی و تلاش ملت‌ها برای دوری از آن، گرایش اروپا به حل بحران فلسطین با اصل کشور مستقل فلسطینی، همکاری گسترده اروپا با ایران و مخالفان تل‌آویو، دغدغه‌های رژیم صهیونیستی در قبال اروپا را تشکیل می‌دهد. از دیگر سو، آنها برای ادامه حمایت‌های مالی و سیاسی اروپا، افزایش فشارها بر ایران و اعراب برای پذیرش رژیم صهیونیستی، جلوگیری از رشد صهیونیزم‌ستیزی در اروپا فعالیت می‌کنند. در این راستا آمریکا با حضور نظامی‌در اروپا می‌تواند به ابزاری برای اجرای خواسته‌های تل‌آویو مبدل گردد.
براساس آنچه ذکر شد، آمریکا اولویت‌کاری خود در اروپا را بر اصل تقویت توان نظامی‌و بازدارنگی تدوین نموده است که برای اجرای آن بهانه‌ها و ابزارهایی را در نظر گرفته است. ادعای حمله موشکی ایران و کره شمالی به اروپا، تهدیدات توسعه‌طلبانه روسیه بویژه در زمینه انرژی، حملات تروریستی و تهدیدات القاعده که ناآرامی‌های اخیر در انگلیس و سایر کشورها از فعالیت‌های آنها بوده، نهضت‌های اسلام‌گرا و نقش منفی آنها در تحولات اروپا، افزایش توان نظامی ‌چین و… از بهانه‌های آمریکا برای واداشتن کشورهای اروپایی به پذیرش طرح سیستم موشکی‌اش است. البته آنها مشوق‌های اقتصادی و سیاسی به کشورهای ضعیف، حمایت همه‌جانبه از نزدیکان به روسیه، تاکید بر توسعه فعالیت‌های ناتو در عرصه جهانی، بهره‌گیری از ظرفیت‌های آلمانی و انگلیس به عنوان مهمترین متحدان اروپایی و … را نیز در دستور کار قرار داده‌اند.
با تمام این تفاسیر به رغم فعالیت‌های صورت گرفته، تاکید ملت‌های اروپایی بر پایان یافتن نفوذ آمریکا، آگاهی کشورها از وضعیت بحران آمریکا که آن را به دادن امتیازات بیشتر وادار می‌سازد، رشد گروه‌ها و تفکرات ضد آمریکایی و صهیونیستی در اروپا و مخالفت‌های روسیه … مانع از آن گردیده تا طرح سیستم موشکی آمریکا به نتیجه مطلوب دست یابد. البته آمریکا تلاش دارد تا در دوره 6 ماهه ریاست برلین بر اتحادیه اروپا از ظرفیت‌های آلمان برای اجرای این مهم استفاده کند و شاید آلمان را به عنوان آخرین مرکز برای استقرار این سیستم‌ها در نظر گیرد هر چند مرکل نیز با چالش‌های بسیاری مواجه است. او نتوانست در نشست بروکسل رضایت سران اروپا را برای پذیرش خواست واشنگتن جلب نماید چنانکه شیراک رئیس‌جمهور فرانسه به نمایندگی از سایر کشورها عدم اجرای این طرح را مورد تاکید قرار داد تا شکستی دیگر برای آمریکا در اروپا رغم زده شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات