قاسم غفوری
در حالی که رژیم صهیونیستی پیش از این از پذیرش طرح صلح اعراب خبر داده بود در واکنشی منفعلانه از عدم اجرایی بودن آن خبر داد تا گامیدیگر برای امیتازگیری از اعراب بردارد.
در شرایطی که طرحهای متعددی برای صلح خاورمیانه ارائه گردیده طرح ملک عبدالله پادشاه عربستان در سال 2000 که در سال 2002 در بیروت تکمیل گردیده به عنوان یکی از اصلیترین طرحهای مطرح شده است .در طی ماههای اخیر و با تشدید فعالیتها برای تحقق صلح در خاورمیانه بویژه صلح اعراب و رژیم صهیونیستی طرح مذکور به عنوان یکی از اصلیترین طرحهای صلح مورد بررسی قرار گرفته است. نکته مهم در قبال واکنشها به این طرح مواضع اخیر صهیونیستها در قبال آن میباشد. آنها که پیش از این از اجرایی بودن آن خبر داده بودند در چرخشی سیاسی لیونی وزیر خارجه این رژیم از عدم پذیرش آن با مفاد کنونی خبر دادهاند. با توجه به اهداف صهیونیستها این واکنش با چند هدف اجرا گردیده است.
الف)صهیونیستها در شرایطی طرح را پذیرفته بودند که در عرصه داخلی فلسطیین درگیریهای فزایندهای روی داده بود لذا طرح مذکور بر آورنده خواستههای صهیونیستها بود، بویژه اینکه محور آن اجبارا بر صلح اعراب و تلآویو به جای خواستههای فلسطینیها استوار میگردد. (به دلیل بیثباتی در فلسطین) در شرایط کنونی که اتحاد در فلسطین ایجاد گردیده محور این طرح بر پاشنه اهداف فلسطینیان خواهد چرخید که مسلما با خواستههای تلآویو همسو نمیباشد لذا آنها ناچارا ساز مخالف را در پیش گرفتهاند.
ب) نکته مهم در تحولات سرزمینهای اشغالی فلسطین نقش آفرینی آمریکا است که تلاش دارد تا به هر طریق ممکن نقشه راه را که طرحی آمریکایی است اجرا نماید. براین اساس طرح اعراب نمیتواند مورد موافقت آمریکایی قرار گیرد که سایر طرحها (به جز نقشه راه) را نشانه پایان بازیگری خود در صلح خاورمیانه میداند. لذا صهیونیستها برای همسویی با واشنگتن به مخالفت با طرح اعراب میپردازند.
ج) براساس طرح سران تلآویو از جمله اولمرت خروج یکجانبه از کرانه باختری پایان عقبنشینی صهیونیستها از اراضی اشغالی است. با توجه به تاکید آنها بر اجرای این اصل، طرح اعراب که شامل بازگشت آوارگان، عقبنشینی از اراضی اشغالی 1967، بلندیهای جولان و تعیین تکلیف بیتالمقدس است نمیتواند مورد پذیرش صهیونیستها باشد هرچند که آنها با پذیرش تلویحی این طرح به نوعی امتیازاتی را از اعراب کسب کردهاند.
د) از سیاستهای اعراب تحقق صلح خاورمیانه برای پایان دادن به بحرانهای منطقهای و کسب پرستیژ بینالمللی به عنوان ناجیان صلح میباشد. رژیم صهیونیستی که از این اهداف اعراب آگاه است تلاش دارد تا با رد طرح آنها به نوعی شکست را به آنها تحمیل نماید تا این کشورها را وادار به تعدیل مواضع و پذیرش خواستههای خود نماید. به عبارتی دیگر تلآویو از این موقعیت که متزلزلکننده جایگاه سران عرب در مقابل ملتهای عرب و مجامع بینالمللی است برای امتیازگیریهای فراوان بویژه پایان دادن به تحریمهای این رژیم، خلع سلاح حزبالله، ایجاد ائتلاف علیه ایران، فراموش ساختن جولان و بیتالمقدس و بازگشت آورگان به عنوان پیششرط صلح بهرهبرداری نماید.
در نهایت میتوان گفت که صهبیونیستها تلاش دارند تا با چالشآفرینی در طرح صلح اعراب به اهداف توسعهطلبانه خود که به حذف اهداف ملت فلسطین، سوریه و لبنان منجر میشود دست یابد. البته این اقدامات آشکار میسازد که اولا صهیونیستها هرگز حاضر به پذیرش طرح صلح نمیباشند و صرفا اهداف توسعهطلبانه را در نظر دارند ثانیا تنها راهکار تحقق اهداف فلسطینیان و جهان اسلام اتحاد و یکپارچگی است که در قالب حمایت از انتفاضه و وحدت ملت فلسطین محقق میگردد. چنانکه ملت فلسطین بارها اعلام نمودهاند که هرکز به اعتماد سازش با رژیم صهیونیستی نمیمانند و همچنان به انتفاضه ادامه خواهند داد تا به تحقق آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف دست یابند.