رسول سناییراد
براساس اعلام روزنامه وال استریت ژورنال، نومحافظهکاران آمریکایی پس از شکستهای پی در پی در سیاستهای خود در منطقه خاورمیانه و مواجه شدن با نفوذ روزافزون جمهوری اسلامی ایران در منطقه تمام امید خود را به موضوع تجزیهطلبی در ایران بستهاند. در مقالهای که به قلم «ادوارد لوتواک» در این روزنامه به چاپ رسیده آمده است: «همگان اتفاقنظر دارند که ایران بزرگترین پیروی را در خاورمیانه پس از حملات آمریکا به افغانستان و عراق به دست آورده است و اکنون با اعتماد به نفس در سراسر جهان عرض اندام میکند.» نویسنده با تاکید بر ناکارآمدی روشهایی مثل شکست ایران قدرتمند، از طریق دیپلماتیک بر مشابهتسازی تجربههای غرب در شوروی و یوگسلاوی با وضع کنونی ایران، افزوده است: باید تشویق نیروهای تجزیهطلب در داخل ایران و در قومیتهای مختلف را به کار گرفت تا بتوان ایران را همانند شوروی از پای درآورد.
حوادث ماههای اخیر در شمال غرب و جنوب شرق کشور که شهادت و مجروح شدن جمعی از هموطنان ما را در اقداماتی تروریستی به دنبال داشت، نشان میدهد که این سناریو از مدتها قبل در دستور کار سازمانهای امنیتی آمریکا و انگلیس بوده و نویسنده وال استریت ژورنال با تاخیر چند ماه به افشای آن پرداخته است. ویژگیهای مشترک این حوادث جای هیچ تردیدی در پیوند و ارتباط آن با این سناریوی نخنما باقی نمیگذارد. این ویژگیها عبارتند از:
1ـ استفاده عوامل تروریستی از پوشش قومیت یا مذهب در حالی که در این حوادث بیشترین خسارات به ساکنان بومی و منطقه وارد میشود و منافع و امنیت آنان در معرض خطر قرار میگیرد. ضمن آن که گاه عوامل مدعی از قومیت یا مذاهب دیگر بودهاند.
2ـ بروز این حوادث در نقاط مرزی و برخورداری عوامل تروریستی از عمق عملیاتی برونمرزی که امکان فراهم آوردن حاشیه امنیتی از یک سو و ارتباطگیری و حمایت بیگانگان را فراهم میسازد. جالب این که دستگاههای امنیتی کشورهای مجاور این منطقه نیز تحت تاثیر دستگاه امنیتی آمریکا بوده و لذا این عوامل مستقیم و غیرمستقیم با نیروهای فرامنطقهای در ارتباط هستند.
3ـ ارتباطگیری با عوامل بیگانه و دریافت تجهیزات و کمکهای اطلاعاتی از آنان که هم در اخبار و گزارشات و هم اعترافات عوامل دستگیر شده مشهود است و حتی نوع آموزشها و شیوه اجرای عملیات نیز با حمایت بیگانگان صورت میگیرد. بنابراین حتی اگر مفسر این روزنامه آمریکایی هم به افشای این سناریو نمیپرداخت، هیچ تردیدی در خطگیری جریانات ضدانقلابی و واگرا از بیگانگان و همسویی آنان با اهداف آمریکا و انگلیس وجود نداشت، لیکن این اعتراف دشمن حجت را بر مسئولان امنیتی و رسانهای کشورمان برای افشای خط جداییطلبی قومی و مذهبی و برخورد با آن تمام کرده و از سوی دیگر به فرهیختگان و اصحاب اندیشه و نفوذ در بین اقوام و مذاهب نیز هشدار میدهد که مردم را نسبت به این سناریوی کهنه و قدیمی استعمار آگاه ساخته و حربه و بهانه کاذب قومیت و مذهب را از دست تروریستها و عوامل بیگانه خارج نمایند. راستی وقتی در ماجرای تروریستی زاهدان یک تروریست مدعی دفاع از حقوق پیروان یک مذهب حتی قادر به قرائت معمولی سوره حمد نیست، کجا میتوان نسبت به بهانهجویی و پوشش مذهبی این جیران تروریستی تردید نمود؟ حضور منافقین روسیاه در بین گروهکهای تجزیهطلب قویم چه معنی میدهد؟ منافقین متعلق به کدام قومیتند؟