مقوله امنیت یکی از مولفههای اساسی در عرصه بینالمللی. تمام فعل و انفعالات دولتها در مناسبات بینالمللی حول محور امنیت و منافع ملی میچرخد. در سایه امنیت است که صلح و نظم جهانی حاکم میشود.
با توجه به تحولات چند ساله اخیر نظام بینالملل، که «جنگ» شرایط غالب آن بوده، میتوان گفت نظریه واقعگرایی منافعمحور است و صلح را از طریق قدرت دنبال میکند. بدین ترتیب خشونت در سطح بینالمللی گسترش مییابد. در این شرایط قدرت در معنای نظامی ـ استراتژیک تعریف میشود. بدین ترتیب براساس رویکرد واقعگرایی، دولتها عاقلانه نمیدانند که تامین امنیت و بقای خود را به دیگر بازیگران و نهادهای بینالمللی واگذار کنند. برای اینکه دولتها در یک وضعیت هابزی (جنگ همه علیه همه)، همیشه در هراسند که از پشت خنجر نخورند. ترسیم سیاست و استراتژی ایالات متحده آمریکا بعد از فروپاشی بلوک شرق و به خصوص تحولات 11 سپتامبر 2001 که بیشتر به صورت جنگطلبانه نمایان شده، در همین راستا قابل ارزیابی است که بدون همکاری با دیگر کشورها و سازمانهای بینالمللی به خصوص بیتوجهی به سازمان ملل متحد به عنوان بهترین ناظر بینالمللی، سیاستهای زیادهخواهی خود را در جهان به خصوص خاورمیانه دنبال میکند. این رویکرد آمریکا «امنیت جهانی» را به خطر انداخته و این مقوله به یک معضل جهانی تبدیل شده است. ناامنی در شاخ آفریقا ،فلسطین، عراق، افغانستان و هائیتی و غیره... گواه این مدعاست.
با توجه به این شرایط، امروزه معضل امنیت دغدغه مهم دولتها و بشریت است. بدین ترتیب برخی کشورها در تدوین سیاست خارجی خود به دنبال آن میزان از قدرت هستند که امنیت و رفاه شهروندان آنان را تضمین کند. ولی برخی کشورها در ترسیم سیاست خارجی خود خواهان آن هستند که علاوه بر تضمین امنیت، با یک رویکرد تهاجمی جایگاه هژمونتیک خود را در تمامی مولفههای قدرت در نظام بینالملل به دست آوردند. به نظر میرسد تمام رقابتهایی که در حوزه خاورمیانه بین قدرتها وجود دارد در راستای دستیابی به جایگاه هژمونیک تعریف میشود. کنترل خاورمیانه به خاطر داشتن منابع غنی انرژی، این امکان را به هر کشوری میدهد تا موقعیت بهتری نسبت به دیگر کشورها در سطح بینالمللی و منطقهای کسب کند. حضور جدید نظامی و جنگطلبانه جورج بوش رئیسجمهور آمریکا در خاورمیانه در همین فرمول قرار دارد.
به هر حال تلاشهای یکجانبه یک کشور برای ایجاد امنیت میتواند به منبع ناامنی برای دیگر کشورها تبدیل شود. لشکرکشی جدی آمریکا به خاورمیانه و اشغال نظامی افغانستان و عراق به این بهانه که این کشورها امنیت جهانی و منافع واشنگتن را به خطر انداختهاند، خود موجب ناامنی در این کشورها شده است. عراق بدترین دوران ناامنی خود را طی میکند. بیتردید در فضای یکجانبهگرایی معضل امنیت وضعیت همیشگی نظام بینالملل است. بدین ترتیب بهترین سازوکار اصولی که میتواند معضل امنیت امروز جهان را برطرف یا تعدیل کند حاکم شدن سیستم موازنه قواست. سخنان اخیر ولادیمیر پوتین رئیسجمهوری روسیه در کنفرانس امنیتی مونیخ هم حکایت از معضل امنیت و به خطر افتادن این مقوله در مقیاس وسیع در جهان است که باید علت آن را رویکرد یکجانبهگرایی آمریکا معرفی کرد.
قدر مسلم این موضعگیری میتواند ضرورت شکلگیری یک بار دیگر توازن قوا را تقویت بخشد. کشورها از طریق تقویت موازنه قوا میتوانند بدترین پیامدهای تنگنا یا معضل امنیت جهانی را کاهش دهند. اما نمیتوانند از آن بگریزند. دلیل این وضعیت علاجناپذیر، نبود اعتماد در نظام بینالملل است. بدینترتیب چانهزنی براساس مزیتها و قدرت حرف اول را میزند.