تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۳۰۴۶۰
دیدار با جمال شورجه، کارگردان پیش‌کسوت جنگ

کجا رفت تصویر مردان بی‌ادّعا؟


کامل نوروزی
* ارزیابی جنابعالی از سینمای دفاع مقدّس چیست؟
** در حال حاضر سینمای دفاع مقدّس چه به لحاظ کیفیت و کمیت و چه به لحاظ محتوا دچار رکورد و بحران است. نهادها و ارگانهایی که در خصوص دفاع مقدّس و جنگ ذی‌نقش بوده و هستند از جمله سپاه، بسیج، صدا و سیما، ارتش، بنیاد شهید و امور ایثارگران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بنیاد سینمایی فارابی، حوزه هنری سازمان تبلیغات و... آن‌طور که لازم است و انتظار می‌رود برای سینمای دفاع مقدّس هزینه و اعتبار مالی و معنوی نمی‌کنند. سرمایه‌گذاری مالی در وهله اوّل در جهت دقت در امر محتوا و جهت‌دهی فیلمها در راستای ارزشهای دفاع مقدّس، لازم است و در مرحله دوم از اهمیت ویژه‌ای در جهت زنده نگه داشتن یاد و خاطره آن دوران و انتقال آن به نسلهای بعد و جوانتر برخوردار است.
اینها باعث شده که سینمای جنگ به لحاظ کمّی حضور مناسب و هم‌شأن خود را در میان مجموعه آثار سینمایی ایران نداشته باشد. از سوی دیگر همان‌طور که اشاره شد به لحاظ محتوا نیز این سینما دچار مشکل است. یعنی دیگر در فیلمهای دفاع مقدّس کمتر شاهد شجاعت، مقاومت، سلحشوری، ایثار، شهامت و معنویات لازم هستیم. از زندگی شخصیت‌های منحصر به فرد این دوران که هر یک به نوبه خود می‌‌توانند نمونه و الگو و ترازی برای جوانان عصر حاضر باشند در سوژه‌ها و مضامین فیلمهای دفاع مقدّس خبری نیست. نوعاً این فیلمها با نگاهی کمیک و تلخ و ضدّ جنگ وارد این حوزه می‌شوند.
جنگی که هشت سال رزمنده‌های ما با دنیای شرق و غرب با دست‌نشاندگی رژیم بعثی عراق داشتند و در نهایت هم پیروزمندانه دشمن را وجب به وجب از سرزمینهای ایران اسلامی بیرون کردند و داغ تجزیه ایران را به دل دشمنان خود گذاشتند و البته در این راه خونهای زیادی هم ریخته شد و مجروحین زیادی داده شد، اما مگر نه این است که به گفته شهید مظلوم بهشتی؛ «بهشت را به بها می‌دهند و نه به بهانه.» از هیچ یک از این معنویات و افتخارات در فیلمهای دفاع مقدّس دیگر خبری نیست. دیگر فیلمهای دفاع مقدّس هیچ افتخاری را و شوق و شعف مذهبی و ملی را برای مخاطبین برنمی‌انگیزاند و تنها حسرت و افسوس و آه سرد از نهاد مخاطبین بلند می‌‌کند.
یکی از وجوه بارز و متمایز دوران دفاع مقدّس در خطوط مختلف آن حضوری جدّی و حی و حاضر ائمه اطهار(ع) خصوصاً حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع)، حضرت اباالفضل(ع)، حضرت امام زمان(عج) و توسلات و توکلات رزمنده‌ها به این بزرگواران و رضایت خداوند و پیوستن به یاران امام حسین(ع) و عشق کربلا و عاشورا بود که در آثار سینمایی دفاع مقدّس ما کمتر و یا اصلاً از این ارتباطات عاطفی و معنوی رزمنده‌ها دیده نمی‌شود. یعنی فیلمسازان جنگ از ترس این که آثارشان را شعاری و یا متحجر و مستقیم و تبلیغاتی عنوان کنند، به خودسانسوری و یا تحریف جنگ پرداخته و روح واقعی و عاطفی را از آن پاک کرده‌اند.
پاره‌ای از فیلمسازان نسل اوّل دفاع مقدّس هم جرأت آن را ندارند که بگویند، «من دیگر کاری به کار جنگ ندارم و می‌خواهم فیلم خودم را بسازم.» به بهانه جنگ و حواشی آن و جانباران و ایثارگران عقده‌های فروخفته نفسانی و سیاسی خود را در قالب این‌‌گونه آثار ارائه می‌دهند.
عوارض و تبعات نگاه‌های کج و معوج در فیلمهای دفاع مقدّس باعث این می‌شود که اگر خدای ناکرده کشور عزیزمان که هر روز به انواع مختلف تهدید می‌شود مورد تعرض و تجاوز دشمنان قسم‌خورده قرار گیرد، جوانان ما انگیزه لازم را برای دفاع پیدا نکنند. سینمای جنگ در دفاع مقدّس می‌بایست تصویری واقعی و روشن و با تحلیلی درست از آن دوران و نمایش اقتدار و عزّت و توانمندی‌های آن دوران و سلحشوری‌های این دوران را همچون حضرت زینب(س) به نسلهای بعد منتقل کند و رسالت زینب‌گونه خود را اجرا نماید.
* آیا پردازش به مقوله دفاع مقدّس، می‌تواند به لحاظ کیفی و یا کمّی در ارتقای سینمای ایران تأثیر جدی بگذارد؟
** سینمای ایران متأسّفانه در حال حاضر هیچ نسبت و قرابتی با اهداف بلند و والای انقلاب و رویکرد ظلم‌ستیزانه آن ندارد. بنابراین به لحاظ محتوا سینمای ما عقب‌مانده شده و دچار معلولیت ذهنی است. سوژه‌ها و مضامین فیلمها عقب‌افتاده‌تر از جهت‌گیریهای کلان کشور و مسئولین محترم آن خصوصاً رهبر معظم انقلاب است. سینمای دفاع مقدّس نیز اگر به مسیر حقیقی خود بازنگردد و واقعیات آن دوران را آن‌طور که بوده بازتاب دهد نمی‌تواند در جهت ارتقای سطح کیفی و محتوای سینما کمک کند. همان‌طور که سینمای جنگ در خصوص سخت‌افزاری توانست باعث رشد سینما در وجوه مختلف شود ـ یعنی سینمای ما با ورود به سینمای جنگ عرصه‌های جدیدی را آزمود و در آن حوزه‌ها رشد کرد ـ‌ به لحاظ معنا و محتوا هم می‌تواند به کمک آن بشتابد.
* با گذشت سالها از پایان جنگ آیا پرداختن به سینمای دفاع مقدّس یک الزام است؟
** به نظر بنده با توجّه به حسّاسیت نظام اسلامی ایران و پایبندی به شعارها و ارزشهای انقلاب و موقعیتی خاص که در منطقه داریم و ایران در محاصره آمریکا و دست‌نشانده‌های آن و دشمنان اسلام و انقلاب قرار دارد و هر لحظه در تهدید تهاجم به کشور عزیزمان به صورت مستقیم و غیرمستقیم هستیم، سینمای دفاع مقدّس و پرداختن به آن می‌تواند هم دشمن را از امکانات و توانایی‌های این کشور به رعب بیندازد و نیز می‌تواند مردم را در جهت همبستگی ملی و دفاع، یکپارچه و متحد نماید. با این توضیح پرداختن به سینمای دفاع مقدّس را یک الزام می‌دانم و تهیه نمودن امکانات مالی و لجستیکی ساخت این‌گونه فیلمها را برای حکومت و نهادهای ذی‌نقش در آن ضروری برمی‌شمارم.
* برخی از فیلمسازان به جای توجّه به محتوا، به فرم و شکل ظاهری کار توجّه زیادی دارند. نظرتان در این مورد چیست؟ باید محتوا فدای فرم شود و یا برعکس؟
** برای پاره‌ای از فیلمسازان حتی دفاع مقدّس، فرم بیشتر از محتوا و ارزشهای آن دوران اهمیت دارد. برای این دسته از فیلمسازان؛ سینما؛ سینماست همچون هنر برای هنر. سینما برای آنها هدف است نه وسیله. وقتی سینما هدف شد برای رسیدن به آن وسیله توجیه می‌شود و هدف فدای آن می‌گردد. اما اگر سینما را وسیله بدانیم، هدف طرح موضوعات ارزشمند و رفعت انسان و تعالی دادن به آن و طرح کرامت‌های انسانی خواهد بود. در یک رویکرد ملی، هدف اصلی، عزّت و سربلندی و اقتدار کشور خواهد بود. در این صورت سینما نیز ارزش و اعتبار پیدا می‌کند و هنرمند هدفدار و معزّز خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات