تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۳۰۶۷۹

سیاست خارجی بوش در بن‌بست


برخی تحلیلگران از سیاستهای نومحافظه کارانه به این نتیجه رسیده اند که سیاست خارجی رئیس جمهور آمریکا به بن بست رسیده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فاینشال تایمز در این زمینه نوشت: رای دهندگان آمریکایی افرادی را که به دنبال تحمیل دموکراسی از طریق زور در کشورهای خارجی بودند، طرد کرده‌اند. استراتژی دولت آمریکا بر مبنای چهار ایده بوده است، برتری زور، حفظ نظم تک قطبی، اجرای خودسرانه قدرت آمریکا و حق راه انداختن یک جنگ پیشگیرانه در نبود تهدیدهای فوری.
نویسنده این تحلیل خاطر نشان می کند: پاسخ به حمله تروریستی در 11 سپتامبر سال 2001، حفظ همه این اصول را تقویت کرد. مسئله جنگ علیه تروریسم به گونه ای نامحدود تکیه گاه سیاست آمریکا شد. این امر به ایده «محور شیطان» خطاب به عراق، کره شمالی و ایران منجر شد و موجبات جنگ توجیه شده افغانستان و همچنین عراق را فراهم آورد.
در ادامه این مطلب آمده است: ایده جنگ علیه تروریسم به زندانی کردن بدون دورۀ پایان مبارزان دشمن بدون نظارت قضایی، تحمل شکنجه، بازداشت مظنونان تروریستی، زندانی شدن در گوانتانامو و بدرفتاریها در ابوغریب منجر شد. اما آمریکا باید دوباره آغاز کند. باید یک سیاست خارجی را برای عصر کنونی طراحی کند. در انجام این کار باید تقریبا هر آنچه را که دولت بوش اعلان کرده، به دور بیندازد:
نخست آنکه اهداف سیاست خارجی آن باید فراتر از نام اشتباه«جنگ علیه تروریسم» حرکت کند. تروریستها که جهان واقعا باید نگران آنها باشد حتی همان تهدید رقابت جنگ سرد در بین ابر قدرتها را تحمیل نمی‌کنند.
دوم آنکه، قدرت نظامی بسیار کم اثرتر از آن چیزی است که حامیان آن پیشنهاد می دهند. تهدید زور نمی تواند سیاستهای دیگر قدرتهای بزرگ را تغییر دهد به جز آنکه آنها را نسبت به تمایلات آمریکا بدگمان تر می کند.
سوم آنکه مشروعیت آمریکا به عنوان یک قدرت جهانی برقدرت آن برای فرماندهی بر کشورها و مردم استوار است. جنگ علیه تروریستها جنگ افکار است. این جنگ با ترس به پیروزی نمی رسد، بلکه از طریق جذاب تر کردن ارزشهای غرب برای صدها میلیون مسلمان انجام خواهد شد.
چهارم مسئله موسسات چند جانبه است. آنها آنچه را که برخورد اعتبار و قدرت است، به قبول ارزشهای مشترک رفتار خوب تغییر می‌دهند.
تنها همکاری حداقل قدرتهای جهان می تواند بسیاری از چالشهای جهانی را مورد بررسی قرار دهد.
پنجم مسئله ائتلاف منسجم است. همپیمانان ثابت در واقع محدود هستند، اما آنها همچنین ابزاری برای امنیت تعهدات هستند.
نویسنده اعتراف می کند: سیاست خارجی جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا به عنوان بدترین رئیس جمهور این کشور از زمانی که آمریکا به قدرت جهانی تبدیل شده، به بن بست رسیده است. آمریکا باید وفاداری خود را بت ارزشهای آزادی، اصل قانون و همکاری جهانی در مورد آنچه که پس از سال 1324 به شکل نظم بین المللی موفق و شگفت آوری ایجاد کرده، احیا کند.
در پایان این مطلب آمده است: راه درست نمی تواند از دیدگاههای قرن 19 در مورد فرمانروایی و تعادل قدرت بگذرد. این راه باید از طریق قدرت الگوی آمریکا نه از طریق قدرت نظامی آن و همچنین از طریق توانایی آن برای رهبری نه زورگویی یکجانبه طی شود. سیاستمداران بزرگ آمریکا در قرن بیستم آن را به خوبی دریافتند. جانشینان آنها باید همان فرزانگی را در قرن 21 از خود نشان دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات