فاطمه رجبی، از فعالان سیاسی که سایتهای خبری بیشتر به اینکه او همسر رییس دفتر رییس جمهوری است، تاکید میکنند، در واکنشی خشم آلود برخی سایتهای خبری را به ارتباط با سازمان سیا و موساد متهم کرد و بار دیگر به عزت الله ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما به سبب آنچه تضعیف دولت نامید،هشدار داد.
در یادداشت فاطمه رجبی آمده است: پخش مطلبی در ارتباط با موضع غیردوستانه، جهت دار و سوال برانگیز صداوسیما پاسخ واحدی در دو سایت را همراه داشت. سایت ... وابسته به آقای ... و سایت ... وابسته به؟! در یک خط و هدفی واحد به آن پرداختند.
اینکه سایتهای مذکور، رسانههای تخریب گری هستند که در عصبانیت و خشم حسد اراده ملت را بر نمیتابند، جای بحث نیست، همچنین اینکه دو سایت در کنار دیگر تریبونهای ضد ملی چند ماه پیش با تمام قوا اسلحه قلم را علیه ملت و آرا او به کار بردند، آشکار است و به گفتوگو نیاز ندارند، اما آیا معنای مردم، شعور، درک و هر واژه دیگری مرتبط با انسانیت انسان در چشم کم سوی این افراد چه ترسیمی دارد و چگونه تصویر میشود. البته هر خواننده یا شنوندهیی میتواند با گذری کوتاه به دوران انتخابات، تهاجم عصبی و ضد مردمی قدرت طلبان را علیه ملت مرور کند، تا به آسانی و درستی به خاطر آورد که این ملت خداجوی چگونه از کودتای ضد انسانی این گروه جان به دربرد.
آیا از این گروه شکست خورده، این شیفتگان قدرت و تشنگان پست و مقام و مال و جاه، انتظاری جز این است که با محبوبترین و بی نظیرترین رییس جمهور دکتر احمدی نژاد از در آشتی در آیند؟ آیا واقعا احمدی نژاد به چه جرمی از سوی این مافیای قدرت و ؤروت هم چنان مورد حمله است؟ آیا ملت برگزیده او با کدام گناه از سوی این گروه ضد ملی مورد تهدید و توهین و ارعاب واقع میشود؟ اما سخن اصلی بر سر آن است که کدام چشم بینا و عقل پویا و دل بی غرض و سیاهنشده دشمنیها و پلیدیهای خشونت طلبان قدرت پرست را نسبت به احمدی نژاد نمیبینند و نمیشنوند لمس نمیکند؟ آیا میلیونها نفر از این مردم فهیم و شریف و نجیب عملکرد تلویزیون و رادیو را ارزیابی نمیکنند؟ آیا فرهنگ و منش طیف بررهییهای مادی گرا که شکست خوردگان و کینه توزان این ملتند، برای این جریان مطرود و دست اندرکاران صداوسیما محبوب است و مقبول، ملت هم باید به پای آن به مسلخ برود؟! آیا تک تک این ملت اعم از موافقان و مخالفان دکتر احمدی نژاد، از کارکرد تلویزیون در تضعیف و سانسور دکتر احمدی نژاد آگاه نیست؟! آیا این گروه متهاجم میتوانند با تخریب گری پیوسته در عقل و منطق و شعور ملت خدشه ایجاد کنند و شب را روز جلوه دهند؟ آیا امتحان الهی 27 خرداد و سوم تیرماه و معجزه سوم تیرماه آنان را کفایت نمیکند؟ آیا برآنند که در کینه توزی علیه ملت تا بدان جا پیش روند که قهر ملی در دیگر عرصهها را شاهد باشند؟ البته تخریبگران نا امید راه و چارهیی جز دروغ پردازی و شایعه سازی ندارند.
این فرافکنان که در پیشگاه ملت جایی ندارند، ناچارند به پیروی از بیگانگان همچنان بتازند! بی گمان یکی از دستورات اربابان بیگانه، دروغ پردازی و فضاسازی همه جانبه علیه احمدی نژاد عزیز است. بنابراین «جعل نامه» احمدی نژاد که وجود ندارد علیه صداوسیما و تاکید بر «فشار» موهوم از سوی دفتر ریاست جمهوری و حتما موارد دیگری که در آینده از سوی «سیا» و «موساد» در این گونه از سایتها منتشر خواهد شد، برای ادامه حیات این افراد «ضرورت» است. آیا آلودگی هوا، بویژه در تهران ناشی از تنفس این دروغ پردازان و شایعه سازان نیست؟ برخلاف تنگ نظری و کینه توزی گسترده مخالفان،ساحت والای احمدی نژاد بالنده تر از آن است که تخریب گران، مهاجمان و غیر دوستان را در فتنهها و گذشته هایشان دنبال نماید، چه رسد به اینکه یا مستقیما یا غیرمستقیم آنها را از عمل سنگین شان بر حذر دارد. احمدی نژاد که برای اولین بار در قلب مردم جای گرفته «مردم» و نه «نمایش مردم» و بی هزینه و صادقانه، نه با بودجه دولتی و هزینه نفتی و ... نیازی ندارد که تضعیف و تخریب و یاوه گویی و فضا سازی را پشیزی ارزشی دهد. چه تلویزیون باشد، چه سایت و چه روزینامه و شب نامه و ... باشد که فرافکنی افراد و گروهها و جناحهای راست و چپ که با قهر ملی رویارو شده اند، در استمرار حرکت ضد ملی خودخشم ملی را نیز برخود بخرند! در بخشی دیگر از این یادداشت آمده است: آنچه نوشته شد گوشهیی از «نظارت ملی» بر «رسانه ملی» بود. البته باید گفت و نوشت که فرهنگ برره نه به وسیله جناحها و حزبها و نه با طرح و تبلیغ «ضرغامیها» در بین این ملت فهیم جایی نخواهد کرد و البته باید تاکید کرد که تبدیل رسانه ملی به «وسیله تبلیغ شخصی» آن هم شتاب زده و آشکار و ... را هم ملت میفهمد، و هم به آن نمره میدهد، همان نمره صفری که به قدرت طلبان در انتخابات نهم داد. بدین جهت ملت نه از سایت وابسته به آقای ... میترسد، و نه از قلم زنان وابسته به نهضت خائن آزادی در سایت ... اگر این دوسایت و دیگر همپالگیهایشان در ادامه تخریب گریهای «ضد ملی دوران انتخابات» مدعی «نامه» از احمدی نژاد هستند و یا «تذکرات» شفاهی را ادعا دارند، حداقل در یک حرکت انسانی و منصفانه، آن را منتشر کنند. سخن پایانی آنکه اگر شب پرستان در هر رسانهیی تنها راه نفس کشیدن خود را در تخریبگری میدانند و بر این راه پلید همچنان پایدارمطالبات از آیتالله شاهرودی سیاسی است ند، حداقل به شناختن «نویسنده» اقدام کنند. این گروه که نزدیک است از سر اسکلههای غیر قانونی و «چاههای نفت» و «بازارهای کیش» و دیگر خزانههای ملی رانده شوند، گویی هرگز با قلم و نویسنده سروکار نداشته اند.
بنابراین بهتر است از اجیر شدگان خود در عرصه «قلم زنی» پرسش کنند تا بدانند نویسنده «فاطمه رجبی» است. فاطمه رجبی یعنی کسی که بیشتر از دو دهه با ثبات فکری و مشی سیاسی و ادبیات ؤابت گفته است و نوشته است.آیا همین قلم رییس جمهور سابق را که ادعای پاسخگویی اش تنها به مسموم سازی فضا منجر شده بود، دعوت به مناظره نکرد، آیا از همین قلم دهها مقاله در تبیین دین ستیزی و فرهنگ سوزی 16 سال گذشته در مطبوعات منتشر نشد! بنابراین این تضعیف، حیله و تخریب کودکانه سایت ... و مقلد آن .... در انتساب نویسنده به دولت، هر عاقلی را میخنداند، و هر منصفی را به شناخت هرچه بیشتر این نقابداران سوق میدهد.