جیمز زغبی
مترجم: سیدمحسن ساری
اگر کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا واقعا خواستار حمایت و پشتیبانی از فرصتهای به وجود آمده برای صلح میان اسراییل و فلسطین است نباید وقت خود را در مسایل جانبی یا ایهود اولمرت نخستوزیر اسراییل و محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین، هدر دهد. پس از گذشتت سالهای طولانی از تجاهل آمریکاییها اکنون وزیر امور خارجه باید همه تلاشهای خود را بر تقویت توافق مکه و فشار آوردن بر اسراییل جهت پایان دادن به سیاستهای منتهی به خفه کردن اقتصاد و جامعه فلسطینی، متمرکز کند.
توافق امضا شده در مکه میان دو جنبش فتح و حماس یک تحول بسیار مهم میباشد که ایالات متحده آمریکا باید نسبت به آن به صورت فوری و یا دستکم به صورت مشروط عکسالعمل نشان داد ولی مسئولان آمریکایی این کار را نکردند.
توافق مکه راهحل میانهای را نمایانگر شد و در واقع هواداران و نظریهپردازان هر دو میتوانند این توافق را مورد انتقاد قرار دهند. باید این نکته را یادآور شد که همه کسانی که در مکه توافق کردند همه موارد موردنظر را موشکافانه مورد دقت و امعان نظر قرار دادهاند.
در درجه اول باید به وجود موازنه قوا و تقسیم قدرت در فلسطین توجه کرد. جنبش حماس در انتخابات پیروز شد ولی جنبش فتح پست رییس تشکیلات را همچنان در اختیار داشت. جنبش فتح همچنین در جامعه فلسطین نقش مهمی داشته و دارد.
به طور مثال باید گفت، ایالات متحده آمریکا و اسراییل با هدف گرسنگی دادن ملت فلسطین و از بین بردن اقتصاد آن، محاصره را اعمال کردند و همچنین امر موجب گردید که دولت فلسطین نتواند حقوق 250 هزار کارمند دولت را پرداخت کند بنابراین میتوان گفت که همه فلسطینیها و نه فقط هواداران جنبش حماس، بهای بسیار سنگینی پرداختند.
به همین دلیل تنش میان برادران دشمن شده افزایش یافت و موجب شد که درگیریهای خونین چند ماه در میان آنها شعلهور شود. در نهایت هر دو طرف دریافتند که نمیتوانند اراده کامل خود را بر ملت فلسطین تحمیل نمایند و اگر این درگیریها بیشتر ادامه مییافت موجب میشد که شکافهای عمیقتری در بدنه ملت فلسطین ایجاد شود و یقینا این امر به سود هیچکدام از طرفین نبود، زیرا در آن وضعیت، اسراییل همچنان دیوار نژادپرستان را ادامه میداد و در کرانه باختری شهرکها ایجاد میکرد و محاصره اقتصادی را علیه غزه و کران باختری ادامه میداد و ایالات متحده آمریکا نیز موضعی کاملا منفی اتخاذ کرده بود و یأس کشنده بر فلسطین سایهافکن شده بود و گروههای فلسطینی برای تبرئه خود تلاش داشتند که گروه دیگر را مقصر جلوه دهند.
در این وقت توافق مکه پیش آمد و تا اندازه زیادی از تنش میان دو جنبش کاسته شد و نتایج حاصله در مکه برای هر دو گروه به شرح زیر شد: پست نخستوزیری از آن جنبش حماس شد چون در انتخابات پیروز شده بود،افزون بر آن از 23 وزارتخانه 9 وزارتخانه از آن حماس گردید و فتح و سایر احزاب فلسطینی 10 وزارتخانه را در اختیار خواهند گرفت و چهار وزارتخانه حساس (سه وزارتخانه امور خارجه، کشور و دارایی) به شخصیتهای مستقل و قابل قبول برای طرفین سپرده شد. موضع رییس تشکیلات خودگردان نیز باید تقویت شود تا این که به هنگام مذاکره با اسراییل از موضع قدرتمندی برخوردار شود. گرچه حماس ریاست دولت را برعهده خواهد داشت ولی باید به توافقنامهها و تصمیماتی که در سطح عربی و بینالمللی توسط سازمان آزادیبخش امضا کرده پایبند باشد.
گرچه این پذیرش در مورد درخواستهای آمریکا و اسراییل روشن نیست ولی ایالات متحده آمریکا میتوانست در مورد بندهای روشن این توافقنامه، موضع مثبتی اتخاذ کند.
اگر ایالات متحده آمریکا واقعا برای ایجاد دو کشور اسراییلی و فلسطینی جدی باشد میتواند از این توافقنامه بهترین و بیشترین سود را ببرد و طرفهای ذیربط را بر آن دارد که پایبندیهای خود را نسبت به این توافقنامه کامل کنند و در عین حال نیز به اسراییل فشار وارد آورد که آنها به تعهدات خود پایبند نشان دهند و با میانجیگری آمریکا، ورود و خروج به غزه آسان گردد و بنای دیوار نژادپرستانه و شهرکهای یهودینشین متوقف شود و دیگر اعمال تحریکآمیز از سوی اسراییل نیز متوقف شود زیرا ادامه این کارا در نهایت به سود آمریکاییها و اسراییلیها نخواهد بود.
در واقع بدون در نظر گرفتن توافق مکه، پیشروی به سوی صلح امری ناممکن و یا دستکم با تاخیر خواهد بود.
در حال حاضر نیاز واقعی این است که رهبران فلسطین واقعا درصدد حل مشکلات مردم برآیند و بازگرداندن مردم به زندگی طبیعی گذشته و محدود کردن قدرت اسراییل در واقع دو شرط اصلی هستند که اکنون باید مدنظر قرار گیرد.
اینکه آمریکا بخواهد نقش فعالی ایفا کند و از ریخته شدن خون واقعا جلوگیری کند هنوز هم وقت باقی است. البته من فکر میکنم که آمریکا درصد انجام کار مثبتی نباشد ولی بالشخصه مایلم بگویم که غیرمنتظرها ممکن است اتفاق بیفتد و باعث خوشحالی شوند.