ابوالقاسم قاسمزاده
هنگامیکه امام موسی صدر در ده 70 میلادی، نهضت دینی و ملی نوینی را در لبنان با عنوان (حرکت المحرومین) پایهگذاری کرد، انفجاری در بافت فکری جامعه لبنانی بوجود آورد که آن را میتوان بعنوان نقطه عطف نظری در تاریخ لبنان خواند. او با تئوری حرکتالمحرومین مقدمه خارجسازی لبنان از فئودالیسم طایفهای و مذهبی را فراهم آورد. امام موسی صدر، شیعه و سنی و مسیحی را به یک چشم و با عنوان «محرومین لبنان» میدید و برای احقاق حقوق عمومی همه اقشار جامعه لبنانی، تشکیل دولت فراگیری را شعار میداد که اساس آن را در برنامهریزی و نه قدرت طایفهای یا تقسیمبندیهای مذهبی استوار است. برنامهای که لبنان آزاد و آباد را شکل دهد.
قدرت طایفهای از نگاه امام موسی صدر در حالیکه یک واقعیت غیرقابل انکار در لبنان است، اما بجای وحدت و کار، انفکاک و مسدودسازی نیروهای کار را به ارمغان آورد. اولین شوک نظری بر بنیاد تفکر طایفهای در لبنان را، امام موسی صدر وارد ساخت و با حضور در مسجد و کلیسا و در خانه و محله مسلمانان شیعه و سنی و مسیحیان لبنانی، وحدت ملی را راهنمایی میکرد، وحدتی که هویت لبنانی را سامان دهد. از آن نقطه عطف نظری، امروز «حزبالله» با پیروزی در دفاع از کیان لبنان، نقطه عطف عملی را در این کشور بوجود آورده است.
شعار تحقق دولت فراگیر، مرحله مهم از تثبیت جنین نقطه عطف عملی است، لبنان در آغاز فصل جدید از تاریخ سیاسی خود قرار گرفته است که در آن دمکراسی و رأی اکثریت نسبی همه مردم بجای سنت طایفهای شکلدهنده نظام حکومتی خواهد بود.
برخی از نویسندگان سیاسی نظر میدهند که لبنان شامل 18 طایفه مذهبی و احزاب متعدد سیاسی با گرایشهای متفاوت است. تصور حاکمیت مطلق یک طایفه یا حزب و گروه سیاسی بر تمامی لبنان، تصوری غیرممکن است. تشکیل دولتی ملی در این کشور جز با دمکراسی توافقی میسر نخواهد شد. توافقی که در تقسیمبندی طایفهای و یا بخشهای مذهبی با یکدیگر صورت میپذیرد. اما اکنون دو جریان، یکی بنام گروه 8 مارس، که از طرفداران مقاومت و تشکیل دولت فراگیر است و دیگری، جریان 14 مارس که در آن جناح حاکم با رهبری نخستوزیر کنونی لبنان، «سینوره» و فرزند رفیق حریری، «سعد حریری» و «ولید جنبلاط» فعالیت دارند.
این افراد خط آمریکا را در اداره لبنان دنبال میکنند. گروه 8 مارس، به دنبال حفظ سلاح مقاومت به عنوان عامل بازدارنده در برابر تهدیدات رژیم صهیونیستی و در تعریف از استراتژی دفاع ملی است و روابط با کشورهای عربی و بخصوص سوریه و دولتهای منطقه، علیالخصوص با ایران را تأکید دارد. در حالی که، جریان موسوم به 14 مارس به بهانه اجرای قطعنامههای 1559 و 1701 با تکیه بر نیروهای خارج (یونیفل) که فعلاً 8 هزار نفر از آنها در لبنان مستقر شدهاند، شعار خلع سلاح حزبالله و افزایش فشارهای بینالمللی بر سوریه، جهت تشکیل دادگاه بینالمللی محاکمه عاملان ترور حریری را خواهان است. در نگاه این گروه دولت سوریه مظنون اصلی ترور حریری و این پرونده است.
«جنبلاط» در ماه گذشته به آمریکا رفت و در بازگشت به لبنان به تشدید تضاد با گروه 8 مارس و بخصوص با حزبالله پرداخته و آن را دامن میزند. استعفاء شش وزیر از دولت سنیوره، شکاف را در آینده سیاسی لبنان آشکارتر کرده است و جالب اینکه آمریکاییها که دو شعار دمکراسی و مبارزه با فساد دولتمردان در خاورمیانه را میدهند، از اغلب سیاستمداران فاسد در لبنان و برقراری توازن طایفهای و جریان 14 مارس که خواهان خلع سلاح نیروهای مقاومت است، حمایت میکند. در حالیکه شعار انتخابات آزاد در لبنان، اساس شعار تشکیل دولتی فراگیر و دمکراتیک است.
در چنین فضای آشفته سیاسی، سیدحسن نصرالله با بررسی مسایل داخلی، و عدم استفاده صحیح و دقیق از وامهایی که دولت کنونی لبنان برای بازسازی کشور دریافت کرده، فساد مالی در حاکمیت را نشانه رفته است. دبیر کل حزبالله، خواهان تعدیل کابینه شده است. او گفت، باید کابینه لبنان به گونهای تعدیل شود که یک سوم اعضای آن از حزبالله و متحدانش باشند، تا اتخاذ تصمیمهای راهبردی با اجماع نظر همه طرفهای لبنانی میسر گردد. جریان حاکم از گروه 14 مارس، اجرای این درخواست دبیر کل حزبالله را به معنای پایان قدرت و سیطره مطلق خود بر امور کشور تلقی میکند.
در این میان چگونگی نگاه و مواضع دو کشور مهم عربی، مصر و عربستان سعودی درباره وقایع لبنان بسیار اهمیت دارد و هرگونه گرایش آنها، موجب تشدید تضادها و یا اقدام به حل مشکلات از طریق گفتگوی مسالمتآمیز خواهد شد. اسرائیلیها به دنبال ایجاد جنگ داخلی در لبنان هستند و تحلیل خود از این کشور را به آمریکائیها فروختهاند.
واقعیت این است که مردم لبنان از فساد دستگاه حاکمیت و دولتمردان لبنانی که هر روز بر ثروت آنها افزوده میشود و بهاء آن را افزایش فقر و محرومیت عمومی مردم لبنان میپردازد، خسته شدهاند و حمایت از مقاومت و نظرات سیدحسن نصرالله تنها در محدوده گروه خاص نیست و اینک در سراسر لبنان عمومیت پیدا کرده است. جامعه لبنان در اوج تضاد دو قطب «فقرزده» و «غارت ثروت» قرار دارد. شاید لبنان طایفهای، پاسخگوی نیازهای طایفه خاص و یا چند طایفه باشد، اما امروز محرومیت و نیاز به بازسازی مجدد این کشور در تجدیدنظر نسبت به افکار گذشته و تشکیل حکومتی فراگیر و مردمی نهفته است. دولتی که عاری از فساد باشد.
سیدحسن نصرالله در مدیریت دفاع از کیان کشور لبنان پیروز و سربلند بیرون آمده است و امروز با طرح شعار پاکسازی حاکمیت از فساد که شعار عمومی مردم نیز هستند و تشکیل دولتی فراگیر مردمی از مقبولیت اکثریت جامعه لبنانی برخوردار است. در آینده نزدیک لبنان به لحاظ سیاسی و تشکیل دولتی جدید و یا تشدید تضاد و آغاز دیگر از فاجعه جنگ داخلی، خود را در خاورمیانه نشان خواهد داد. بسیاری نگران آینده لبنان هستند که تأثیر آن سراسر منطقه را چه مثبت یا منفی، صلح یا جنگ، در بر خواهد گرفت.