ابوالقاسم قاسمزاده
نظامی سیاسی و مدیریتی آمریکا رقابت دو حزب، حزب دمکرات و حزب جمهوریخواه استوار است. انتخابات میاندورهای برای انتخاب نمایندگان مجلس و همچنین سناتور برای سنا آمریکا که مجموعه مجلس نمایندگان و سنا را کنگره مینامند، همچنین انتخاب چند فرماندار ایالتی که دو ایالت بزرگ نیویورک و کالیفرنیا اهمیت خاص دارد، انجام گرفته است. خبرها، پبروزی دمکراتها را اطلاع میدهند، که پس از دوازده سال اکنون حائز اکثریت در کسب 435 کرسی مجلس نمایندگان شدهاند و در 33 کرسی سنا نیز، توازن حضور نمایندگان به نفع دمکراتها تغییر کرده است اگرچه هنوز اکثریت مطلق را در سنا ندارند. این انتخابات نتایج فوری و اولیهای را آشکار کرده است که عبارتند از:
1ـ مردم آمریکا از ادبیات «جرج بوش» و برنامههای دولت کنونی او از حزب جمهوریخواه که به «نومحافظهکاران» شهرت یافتهاند، خسته شدهاند و خواهان تغییر در روش مدیریت کلان سیاسی در کشور خود هستند، این تغییر را مردم آمریکا، هم در سیاستهای اقتصادی، مالی، اجتماعی و رفاهی داخلی و هم در نگاه و عملکرد در سیاست خارجی که جنگمحور شده است، خواهان میباشند. فضای عمومی در آمریکا دیگر تحمل رفتاری «جرج بوش» را ندارد و مردم در انتخابات بطور آشکار خستگی عمومی از رئیسجمهور و دولت را اعلان کردهاند.
2ـ اگرچه انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا ماهیت انتخابات ملی و انتخابات مجلس و سنا در سیستم فدراتیو آمریکا، بطور عمومی و غالب، خصلت و جنبه محلی و ایالتی دارد. اما انتخابات سراسری، نشانگر برداشت عمومی جامعه آمریکا و محک تعیینکننده برای آینده و جهتدهی به آن است.
برداشتهای اولیه در غالب نوشتههای تحلیلگران سیاسی این است که پس از دو سال باقی مانده از پایان دوره ریاست جمهوری «جرج بوش» و دو دوره از حاکمیت حزب جمهوریخواه، در انتخابات ریاست جمهوری آینده دمکراتها برنده خواهند بود و یا میدان مبارزه سیاسی برای حزب جمهوریخواه در کسب آراء عمومی برای انتخاب مجدد رئیسجمهور آینده بسیار سخت و مشکل شده است. قضاوت درباره چه کسی رئیسجمهور آینده آمریکا خواهد شد بسیار مشکل و غیرممکن است، اما مسیر برای پیروزی دمکراتها پس از پیروی در انتخابات میاندورهای کنگره، هموارتر و بازتر شده است.
3ـ دو سال پایانی ریاست جمهوری «جرج بوش» در سیاستهای داخلی به ترمیم سیاستهایی معطوف خواهد شد که رضایت عمومی مردم را از دولت در پایان کار و از حزب جمهوریخواه افزایش دهد. در حیطه سیاست خارجی دو نظر باز گفته میشود، اول، رئیسجمهور آمریکا در دور دوم حضور در کاخ سفید و در پایان سال، دگرگونیهای کلیدی را انجام نمیدهد و یا نمیتواند انجام دهد، بخصوص که نسبت نمایندگان در کنگره (مجلس و سنا) دگرگون شده است و کسب موافقت برای مانورهای جدید و یا غیرقابل پیشبینی از کنگره جدید برای جرج بوش در انجام طرحهای جدید و فوری در سیاست خارجی بسیار مشکلتر شده است.
دوم، نظری دیگری است که دو سال باقی مانده از دوران «جرج بوش» و فرماندهی ریاست جمهوری و سیاست خارجی و نظامی آمریکا را دو سال خطرناک میخواند که با محوریت «جنگ» و یا «تشدید تضادها» علیالخصوص در حوزه خاورمیانه را احتمال میدهند. حرکتهایی که محاسبه آن به لحاظ رفتارهای غیرمعقول جنگی نومحافظهکاران از پیشبینی «ریسک خطرناک» برخوردار است. در چند ماه آینده نمایه هر یک از این نظرها آشکارتر خواهد شد.
4ـ پایان دوران «جرج بوش» و دولت او، هم در داخل آمریکا و هم در صحنه بینالمللی بسیار تلخ است و او از خود کارنامه «نفرت» را بر جای گذاشته است. اوج نمایش این نفرت در سیاست خارجی در خاورمیانه و کشتار مردم و روال تشنج در آن میباشد. سیاستمداران اروپایی، از انتخابات آمریکا بدون تردید به یک «تجدیدنظر» هدایت شدهاند و نتیجه تغییر دولت در انگلستان با پایان مسیر «تونی بلر» اولین انعکاس آن است.
تجدیدنظر اروپاییها در چگونگی ارتباط و همراهی با آمریکا بر مجموعه روابط بینالملل تأثیرگذار خواهد بود، بخصوص که چین و روسیه همواره از رفتارهای دیکته شده کاخ سفید و از سوی دولت «جرج بوش» نگران و ناراضی بودهاند. هم این پیشبینیها، تحول آنی و فوری نخواهد بود و تغییرات آنچنان نیست که انتظارهایی را که بیشتر به «تخیل» شباهت دارد تا درک واقعیتها از تفاوت نظر و عملکرد دو حزب دمکرات و جمهوریخواه در آمریکا درباره سیاست خارجی و اداره روابط بینالملل در میدان عمل و اقدام ظاهر سازد.