* بیتردید خاورمیانه مهمترین منطقه پر تنش در صحنه گیتی است که تحت این شرایط، برقراری ثبات در آن با مشکلات بسیاری مواجه است. به نظر جنابعالی علت اصلی عدم شکلگیری صلح و ثبات در خاورمیانه کدامند؟
** به طور کلی ساختار سیاسی ـ اجتماعی خاورمیانه دلیل اصلی بروز تنشها در این منطقه است.
ساختار اجتماعی مبتنی بر سنت در جوامع مختلف این منطقه، باعث بروز تعارضاتی شده است و شرایط جدید که در قالب مفاهیم مدرنیسم تعریف میشود، در تقابل با این ساخت سنتی قرار میگیرد که این رویارویی مشکلات جدی را ایجاد میکند.
در ساختار سیاسی کشورهای خاورمیانه نیز شاهد هستیم که بسیاری از احزاب اسلامی در برابر سیستم غیردینی این کشورها صفآرایی کردهاند. با این توصیف و در پرتو این مولفه شاهد هستیم که بحرانهای بزرگی در کشورهای این منطقه از جمله عراق، لبنان، فلسطین و برخی کشورهای دیگر شکل گرفته است. در طول دهههای اخیر بحث توسعه در کشورهای غربی مطرح شده است که بتواند بخش عظیمی از مردم این کشورها را در فرآیند توسعه قرار دهد.
مسائلی همچون سطح بسیار پایین آموزش، بهداشت، سواد، رفاه و... محرومیتهای بسیاری را در خاورمیانه ایجاد کرده است که همین امر نوعی تعارضات اجتماعی را باعث میشود. به عنوان مثال مصر که مهمترین کشور عربی به شمار میرود، 42 درصد مردمش بیسواد هستند و کمتوجهی به حقوق تودهها باعث شده تا جنبش اخوانالمسلمین به عنوان یک آلترناتیو قوی دولت حسنی مبارک قرار بگیرد.
* اگر دموکراسی را به عنوان یک عامل تعدیلکننده تنش بدانیم، نقش دولتهای اقتدارگرا در خاورمیانه تا چه میزان بر به تاخیر افتادن برقراری صلح و ثبات در این منطقه موثر است؟
** بیتردید، تداوم ریشههای اقتدارگرایی و حضور اقتدارگرایان در راس هرم قدرت در خاورمیانه، یک عامل تنشزا به حساب میآید.
متاسفانه بخش عظیمی از دولتهای خاورمیانه خصوصاً در کشورهای عربی منطقه، غیرمنتخب هستند که نقش ملتها در روی کار آمدن آنها بیتاثیر بوده است. باید به این نکته اشاره کرد که وجود و یا فقدان منابع غنی طبیعی خصوصاً در زمینه انرژی در خاورمیانه باعث شده تا برخی کشورها با مشکلات اقتصادی زیادی روبهرو باشند و برخی نیز در شرایط مناسب اقتصادی به سر برند. در کشورهایی که از منابع طبیعی برخوردار هستند، همزمان با تحولات اقتصادی نیز حرکتهای قابل توجهی در عرصه سیاسی صورت گرفته است.
بنابراین میتوان گفت که زدوده شدن ریشههای اقتدارگرایی در منطقه و در داخل کشورها باعث رشد و تناقضهای دموکراسی میشود که در چنین شرایطی تنشها به شدت کاهش خواهد یافت.
اقتدارگرایی در نقطه مقابل دموکراسی قرار دارد و تا زمانی که حکومتها در خاورمیانه عزم خود را برای اعطای آزادیهای اساسی به مردم جزم نکنند، تنشها در پرتو استمرار اقتدارگرایی افزایش مییابد.
* نگاه منفعتطلبانه غرب به منابع طبیعی خاورمیانه در طول تاریخ باعث بروز منازعات زیادی در منطقه شده است. تقابل نیروهای ملی با بازیگران فراملی چه تاثیری در تداوم این تنشها دارد؟
** وجود منابع عظیم انرژی در خاورمیانه باعث شده است تا بسیاری از قدرتهای اروپایی و آمریکا، نفت خاورمیانه را بخشی از امنیت ملی خود در نظر بگیرند. بر این اساس اگر خطراتی متوجه منابع انرژی منطقه شود، در واقع امنیت ملی آنان با تهدیداتی مواجه میشود.
همچنین وجود اسرائیل در منطقه و حمایت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی از آن باعث شده تا بیش از 80 درصد تنشها ناشی از حضور و کارکردهای تلآویو در خاورمیانه باشد. امروزه شاهد هستیم در پرتو بیداری اسلامی برخی جوامع در خاورمیانه در برابر سیاستهای بهرهطلبانه قدرتهای بزرگ واکنش نشان میدهند و تحصیل منافع این قدرتها مانند گذشته در این منطقه با سهولت صورت نمیگیرد.