مشاور بوش با اشاره به بحران عراق، تصریح کرد شکست آمریکا در عراق، نفوذ و رهبری واشنگتن را از بین خواهد برد.
باید گفت که تفکر سلطه آمریکا بر جهان به روزهای پایانی عمر خود نزدیک میشود و یکی از نشانههای آن شکست مرحله به مرحله آمریکا در صحنههای بینالمللی، از جمله در عراق است. امروزه اگر آمریکا در عمق باتلاق آمریکا گرفتار شده و به شکست در این کشور اعتراف میکند، ریشه آن در دگرگونیهای جدید و در تحولات جهانی است که ذهنیت سلطهطلبی را، پدیدهای مذموم و غیرقابل قبول میداند. آمریکائیها چارهای ندارند تا خود را با شرایط جدید جهانی هماهنگ سازند و به این واقعیت تن دهند که دوران استعمار و عصر تعیین تکلیف برای ملتها توسط دولتهای قلدر و استثمارگر به پایان رسیده است.
دولتمردان آمریکایی و همه کسانی که در غرب به دنبال کشف علل شکست لشکرکشی آمریکا به عراق و افغانستان و همچنین هزمیت خفتبار رژیم صهیونیستی در تهاجم به لبنان هستند، علت اصلی این ناکامی را باید در بیداری ملتها و تغییر ساختار روابط بینالمللی جستجو کنند. از اینرو، این یک واقعیت غیرقابل تردید است که اگر امروزه آمریکا و دیگر قدرتهای مداخلهگر استعمارطلب با قصد تسلط بر سرنوشت ملتها، به هر کشوری لشکرکشی کنند قطعا نتیجهای جز شکست و زبونی عاید آنها نخواهد شد و مهاجمان مجبور هستند تا با سرافکندگی و خفت قلمرو تحت اشغال را ترک کنند.
بهتر است غرب بر سر عقل آمده و از رویه گذشته خود در چنگاندازی به حقوق و سرنوشت دیگر ملتها دست بردارد در غیر اینصورت با خشم توفنده ملتها، مجبور به این کار خواهد شد. موج بیداری و تفکر ضداستعماری که هماکنون در سرتاسر جهان، از خاورمیانه تا آفریقا و آمریکای لاتین به جریان افتاده و روز به روز بر ابعاد و شدت آن افزوده میشود باید درس عبرت و مایه تنبیه استعمارگران باشد. اگر روزی کشورهای جهان، تحت تاثیر تبلیغات و توجیهات قدرتهای غربی قرار میگرفتند و آنها را به عنوان بشارتدهنده آزادی و دمکراسی میپذیرفتند، این حربه دیگر کاملا زنگزده شده و از کار افتاده است. از اینرو ملتهای جهان هرگز در برابر مهاجمان غربی فرش قرمز پهن نمیکنند بلکه آنها را با قهر و خشم از سرزمین خود اخراج میکنند.
با توجه به این امر، اظهارات مشاور بوش مبنی بر اینکه شکست در عراق آمریکا را به پایان عمر خود بر جهان نزدیک میسازد اظهاراتی مطابق با واقعیت است با این تفاوت که این سرنوشت محتوم آمریکا و دیگر مستکبران است و راه بازگشتی نیز برای اعاده موقعیت گذشته برای استعمارگران وجود ندارد.