تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۶  ، 
کد خبر : ۱۳۱۵۹۸

موانع توسعه در ایران


اسماعیل همدانلو
توسعه و توسعه‌نیافتگی مفاهیمی مجرد و انتزاعی نیستند بلکه بیانگر چگونگی شکل‌گیری فرآیند اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع بشری در طول تاریخ می‌باشند. امروزه توسعه‌نیافتگی یکی از مهم‌ترین مباحث اجتماعی است. درک عوامل توسعه‌نیافتگی و یا عقب‌ماندگی تعداد کثیری از جمعیت جهان که در قاره‌های آفریقا، آمریکا و آسیا پراکنده‌اند نقش حیاتی در فرآیند زندگی حال و آینده  بشریت دارد. با گذشت بیش از دو قرن از انقلاب صنعتی، هنوز دو سوم جمعیت جهان از فقر و فلاکت و عقب‌ماندگی رنج می‌برند. گزارشات بانک جهانی نشان می‌دهد بیش از چهل درصد مردم جهان در شرایط فقر مطلق به سر می‌برند. امروز فقیرتر شدن فقرا تبدیل به یک قاعده کلی شده است. شاخص‌های توسعه انسانی (HDl)، فقر انسانی، (HPl)، تولید ناخالص داخلی (GDP)،‌ درآمد سرانه (P.Capita) ضریب جینی یعنی عدالت در توزیع درآمدها (Gini Index) و نرخ تورم که توسط سازمان ملل تهیه و منتشر می‌شود گویای وضعیت زندگی مردم کشورهای جهان در مقایسه با یکدیگر و عقب و جلو بردن آن‌ها در مقایسه با حال با گذشته است. رشد جمعیت در کشورهای توسعه‌نیافته و گسترش فقر و ناتوانی مدیریت‌های حاکم بر اداره جوامع رشدنیافته، علاوه بر این که مردم آن مناطق را با زندگی رنج‌آوری مواجه ساخته و شرافتمندانه زیستن را به چالش کشیده، بلکه به خاطر سیل مهاجرت به سوی کشورهای توسعه‌یافته، وضعیت آن مناطق را نیز خالی از مخاطره، نساخته و آرامش آنان را نیز تحت تاثیر قرار داده است. هنوز به طور مطلق متغیرها و عوامل موثر در عقب‌ماندگی شناسایی نشده تا بتوان با یک فرمول و مدل مشخص به کاهش و حذف آن عوامل پرداخت از طرفی اگر مدلی در یک کشور توسعه‌نیافته موثر و مفید بوده، به خاطر متفاوت بودن شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی الگوبرداری از آن برای سایر کشورهای توسعه‌نیافته، چندان موثر نبوده بلکه گاهی اثرات منفی هم داشته است. در این رابطه مهاتیر محمد منجی مالزی می‌گوید، کشورهای توسعه‌نیافته سعی نکنند الگوی توسعه مالزی را پیاده کنند، موفق نخواهند شد چون شرایط مالزی باشرایط سایر کشورهای درحال توسعه یکسان نیست. این پیام مشابه نظری است که گونار میردال یکی از تئوریسین‌های معروف توسعه می‌دهد. او می‌گوید:‌ کشورهای توسعه‌نیافته نباید تئوری‌های به ارث رسیده از ما را به صورت پیش‌فرض قبول کنند، بلکه آن‌ها را باید دوباره‌سازی کرده و با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی و سیاسی خود منطبق بر منافع و با توجه به مشکلات خود به کار گیرند مگر عواملی که در کلیه کشورهای قابل استفاده بوده و حال کلی و مشترک در توسعه دارند اخیرا تحقیقی میدانی با 133 سوال در 15 مقوله جهت شناخت عوامل توسعه‌نیافتگی ایران در دو قرن گذشته به عمل آمد....
یافته‌های این تحقیق از کارشناسان، صاحب‌نظران مدیران کشور جمع‌بندی و یان نتیجه حاصل شد که در طول دو قرن گذشته توسعه نیروی انسانی برای خارج پرتوان و برای داخل ناتوان است، یافته‌های تحقیق حاکی از این است که در طول قرن گذشته انتخاب و انتصاب و به کارگیری نیروی انسانی مغایر با نظام شایسته‌گزینی و شایسته‌سالاری و کاردانی بوده است و الا با توجه به موقعیت خاص کشورمان در منطقه، امروز باید جایگاهی رفیع در آسیا داشتیم و می‌توانستیم بدون تکیه بر درآمد نفت برای مردم با استفاده از قابلیت‌های گوناگون که داشتیم زندگی مناسب‌تری تامین نموده و برای سایر کشورهای اسلامی و منطقه الگوی قابل مطالعه‌ای برای توسعه باشیم. هنوز هم دیر نشده اگر چه فرصت‌های زیادی از دست رفته ولی یافته‌های تحقیق برای رفع موانع و تسریع در آهنگ توسعه ایران موارد زیرا را الزامی می‌داند:
1.تحول اساسی در نظام آموزشی کشور در همه مقاطع به طوری که سه مرحله غایب از چهار مرحله پله‌ای آموزش از پس پرده غیبت خارج گردد و درس و مشق مدرسه و دانشگاه پس از یادگیری و آشنایی با موضوعات (مرحله اول) فهمیده شده (مرحله دوم) و با تجزیه و تحلیل فهمیده شده‌ها (مرحله سوم) توان بکارگیری پیدا کند (مرحله چهارم)،‌نظام فعلی به رغم صرف منابع مالی زیاد و عمر دانش‌آموز و دانشجو توان کارشناس‌سازی ندارد و باالاجبار باید نیرو برای بازار و کسب و کار صرف تربیت گردد.
2. بار شدید منفی باید از نگاه مردم به ویژه مسئولان در هر طبقه و مقام و جایگاه به بار مثبت و برائت تبدیل شود. بی‌اعتمادی یکی از عوامل موثر در جریان تاریخی توسعه‌نیافتگی ما بوده است.
3. پذیرش و باور بر این که انسان فهیم، توانمند و با ظرفیت عامل اصلی توسعه است. بنابراین بدون شایسته‌گزینی،‌ فراوانی سایر عوامل لازم برای توسعه‌ کم تاثیر و آگاهی بی‌تاثیر و گاهی مخرب خواهد بود.
4. توان تولید و جذب سرمایه اعم از داخلی و خارجی برای تولید کم بوده و تولیدکننده از علم و تجارت، سوداگری و خدمات غیرمولد به جای تولید نشسته، بیکاری از یک طرف و مصرف کالاهای وارداتی از طرف دیگر اقتصاد را به بیماری مزمن دچار کرده است.
5. و چند عامل اصلی دیگر که بعدها شاید بتوان به آن‌ها پرداخت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات