تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۴  ، 
کد خبر : ۱۳۱۶۱۵

سیاستمدار پیر


ترجمه: نادر مازوجی
از اکنون تا سه ماه دیگر یعنی در هفدهم ماه می سال جاری میلادی، در بعیدترین گمانه‌زنی، پیش‌بینی می‌شود که ژاک ‌شیراک رئیس‌جمهور فرانسه بعد از دو دوره ریاست جمهوری به مدت 12 سال، کاخ الیزه را ترک کند. شیراک که چندی قبل هفتاد و چهارمین سالگرد تولد خود را در شهر سن‌پطرزبورگ روسیه و به میزبانی دوستش ولادیمیر پوتین جشن گرفت، به همراه همسرش برنادت به طور تلویحی و نه به صراحت از عدم نامزدی خود برای سومین بار پیاپی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه خبر داد که اگر بر این موضوع خود اصرار داشته باشد، فصلی از تاریخ سیاسی فرانسه ممکن است بسته شود، تا فصل جدیدی در ریاست جمهوری این کشور با نسلی جدید آغاز شود و در این فصل جدید تفاوتی ندارد که رئیس‌جمهور آینده نیکلا سارکوزی و یا سگولن‌ رویال باشد.
شیراک که در میان طبقات سیاسی فرانسه اعم از چپ یا راست البته به استثنای ژان ماری ‌لوپن رئیس جبهه ملی راست افراطی، تنها کسی است که همچنان روی پاهایش ایستاده است، زیرا سیاستمداران هم‌دوره او، یا از دنیا رفته‌اند و یا صحنه سیاست را ترک کرده و به نوشتن زندگینامه خود و کارهایی از این قبیل می‌پردازند. آنچه که در عرصه سیاسی فرانسه به وقوع می‌پیوندد در عرصه سیاست اروپا و جهان نیز وجود دارد، از جمله گرهارد شرودر و قبل از او هلموت ‌کهل صحنه سیاست را در آلمان ترک کردند و خوزه ‌ماریا ازنار نخست‌وزیر راستگرای اسپانیا جای خود را به یک جوان به نام خوزه ‌لوئیس ‌زاپاته رو داد.
هنگامی که جرج‌ بوش در سال 2000 رئیس‌جمهور آمریکا شد، شیراک پنج سال قبل از آن وارد کاخ الیزه شده بود. این امر در خصوص ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه نیز صدق می‌کند، زیرا پوتین که 20 سال از شیراک کوچکتر است در مارس سال 2000 وارد کاخ کرملین شد. تنها تونی‌ بلر نخست‌وزیر انگلیس از میان رهبران اروپایی فاصله اندکی با شیراک از لحاظ مدت زمامداری دارد، چرا که بلر در سال 1997 وارد ساختمان شماره 10 در خیابان داونینگ‌استریت (مقر نخست‌وزیری انگلیس) شد و پیش‌بینی می‌شود که وی نیز به زودی و همزمان با شیراک بازنشسته شود.
اما میان بلر 50 ساله و شیراک که به روزهای پایانی زندگی نزدیک می‌شود تفاوت زیادی وجود دارد، زیرا زمانی که شیراک اولین منصب وزارتی را عهده‌دار شد، بلر هنوز بچه بود. شیراک در سیاست به آبادگران منقرض نشده وابسته است و او در این خصوص شبیه «ژرژ کلمانسو» قهرمان فرانسه در جنگ جهانی اول است که ملقب به ببر بود و در سال 1917 در سن 76 سالگی نخست‌وزیر فرانسه شد و در 80 سالگی کاندیدای ریاست جمهوری شد اگر چه موفق نشد. شیراک همچنین شبیه ژنرال «شارل دوگل» سمبل مقاومت فرانسه در برابر نازی‌های آلمان است که در سن 78 سالگی کاخ الیزه را ترک کرد. شیراک همچنین شبیه یار دیرین و سلف سوسیالیست خود «فرانسوا میتران» است.
میتران نیز پس از 14 سال زمامداری و در سن 79 سالگی کاخ الیزه را ترک کرد. لذا بعید نیست که شیراک برای پیروزی در سومین دوره ریاست جمهوری فرانسه تلاش کند البته اگر شرایط سیاسی داخلی به او اجازه دهد. این در حالی است که برخی گزارش‌ها حاکی از عدم اقبال مردم فرانسه به تصدی ریاست جمهوری فرانسه توسط شیراک برای سومین بار پیاپی است. آنهایی که در فرانسه واجد شرایط رای هستند طبق نظرسنجی‌ها خواهان تغییر چهره‌ها و انتقال سیاست از یک نسل به نسلی دیگر هستند و لذا تصادفی نیست که سارکوزی و رویال نامزدهای ریاست جمهوری آتی فرانسه از شانس بیشتری نسبت به شیراک برخوردار باشند.
سگولن ‌رویال کاندیدای سوسیالیست متولد 1953 و نیکلا سارکوزی کاندیدای حزب اتحاد برای حرکت مردمی از احزاب راستگرای فرانسه متولد 1955 است. جدای از فاصله سنی، شیراک تنها حرفه و شغلش سیاست است و به جز کار سیاسی به کار دیگری مشغول نبوده است به همین دلیل است که احتمال ورود دوباره وی به صحنه سیاست فرانسه وجود دارد. اما واقعیت آن است که شیراک نفوذ بر حزب خود (اتحاد برای حرکت مردمی) را که در سال 2002 تکیه‌گاه وی برای انتخاب دوباره‌اش به ریاست جمهوری بود از دست داده است و اکنون سارکوزی که در حال حاضر وزیر کشور فرانسه و از اعضای حزب شیراک است بیشترین شانس را برای تصدی منصب ریاست جمهوری دارد.
با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، انتشار کتاب‌های سیاسی که به کاندیداهای ریاست جمهوری و برنامه‌ها و روش سیاسی و همچنین زندگی‌نامه آنها می‌پردازند، افزایش یافته، اما انتشار کتاب‌هایی که به زندگی و برنامه‌های سیاسی شیراک و خانواده‌اش (همسرش برنادت و دخترش کلود) می‌پردازند و استقبال از آن نیز بیشتر است به ویژه کتاب «ناشناس الیزه» که توسط روزنامه‌نگار و نویسنده مشهور «پییر پین» نوشته شده است.
این کتاب از آنجا مهم است که به اقدامات شیراک در منصب ریاست جمهوری می‌پردازد و همچون کتاب‌های سابق به زندگی شخصی وی نپرداخته است، کتاب‌هایی که پیش از این مسائلی همچون علاقه شیراک به برخی مسائل، علاقه او به همسرش و نیز وضعیت جسمانی دختر دیگرش «لورنس» که عقب‌مانده ذهنی است را منتشر می‌کردند. واقعیت این است که حیات سیاسی شیراک بسیار استثنایی است. وی نه متعلق به خانواده‌های اریستو کرات فرانسه که سیاست، مناصب و ثروت را از یک نسل به نسل بعدی منتقل، می‌کردند و نه متعلق به خانواده‌های بورژوا که در تجارت و صنعت غنی بودند می‌باشد، بلکه وی متعلق به طبقه روستایی متواضع در منطقه فقیرنشین «لاکوریز» در مرکز فرانسه است.
شیراک در 29 نوامبر 1932 در پاریس متولد شد. در ابتدای زندگی به چپ‌ها و مشخصا حزب کمونیست گرایش داشت چنانکه در برخی نشست‌های حزب کمونیست فرانسه حضور می‌یافت و در فروش روزنامه «اومانیته» ارگان این حزب مشارکت می‌کرد. در آن زمان اگرچه بیانیه‌ای موسوم به بیانیه استکهلم بر ضد تسلیحات هسته‌ای صادر شد و اتحاد جماهیر شوروی سابق که مهد کمونیسم بود یکی از طرفداران این بیانیه بود، اما شیراک که در آن هنگام طرفدار حزب کمونیست و بالطبع طرفدار بیانیه مذکور بود پس از رسیدن به ریاست جمهوری دستور از سرگیری آزمایش‌های هسته‌ای فرانسه را در اقیانوس آرام صادر کرد.
شیراک تنها فرزند خانواده بود. پدرش کارمند شرکت سازنده هواپیماهای جنگی بود. شیراک پس از اتمام تحصیلات در دوره دبیرستان در یکی از بهترین مدارس پاریس، وارد آکادمی علوم سیاسی در پاریس شد. به دلیل، روابط دشواری که با پدرش داشت به مدت 3 ماه از منزل فرار کرد و در این مدت در پشت یک کامیون حامل ذغال‌سنگ زندگی می‌کرد. اما در آکادمی مذکور و در ترم اول با «برنادت شوردون دوکورسل» که از یک خانواده اصیل و معروف فرانسه بود آشنا شد که پس از ازدواج با او در سال 1956 یعنی پس از پایان تحصیلاتش در این آکادمی، درهای اجتماع و سیاست به روی او باز شد.
پس از اینکه خدمت سربازی را به مدت 18 ماه در الجزایر با درجه ستوانی به پایان رساند وارد آکادمی ملی شد که نخبگان اداری و سیاسی فرانسه در آن حضور داشتند. دوستانش می‌گویند شیراک بخش زیادی از زندگی خود را با مسائل حاشیه‌ای می‌گذراند و به همین دلیل زیاد به کار روی خوش نشان نمی‌داد. اما همسرش برنادت وی را در تحصیلاتش بسیار کمک کرد.
شیراک سپس به آمریکا رفت و دوره تحصیلات تابستانی را در دانشگاه هاروارد در شهر بوستون ادامه داد و در عین حال در یکی از رستوران‌های این شهر مشغول به کار شد و علاقه او به آمریکایی‌ها و نه سیاست‌های آمریکا به همین دورانی بازمی‌گردد که در رستوران مشغول به کار بود، زیرا مخالفت او با سیاست‌های آمریکا را می‌توان در زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 مشاهده کرد. در سال 1959 شیراک وارد ماجراجویی بزرگی در زندگی شد یعنی وارد دیوان محاسبات شد و به لطف «مارسل داسو» از صنعتگران معروف صنعت هواپیماسازی فرانسه توانست با «ژرژ پمپیدو» نخست‌وزیر وقت فرانسه که بعدا رئیس‌جمهور شد آشنا شود.
پمپیدو بسیار سریع پی برد که شیراک استعداد ورود به عرصه سیاست را دارد به همین دلیل وی را تشویق کرد که کاندیدای کرسی نمایندگی برای منطقه لاکوریز شود. شیراک که به گفته خود از سال 1958 به حزب دوگل پیوست، دستاوردهای سیاسی مهمی از خود بر جای گذاشت تا جایی که پمپیدو او را بولدوزر نامید به همین دلیل نامزد پست وزارت امور اجتماعی شد. از مهمترین دستاوردهای شیراک در این دوره ایجاد آژانس ملی کار در فرانسه بود.
پمپیدو که جانشین دوگل در کاخ الیزه شده بود به منزله معلم سیاسی شیراک و عرابه او بود تا جایی که درهای کاخ ریاست جمهوری را به روی وی گشود. در دوره زمامداری پمپیدو، شیراک چندین پست وزارتی را عهده‌دار شد که از آن جمله وزارت کشاورزی، وزارت کشور، وزارت روابط با پارلمان و غیره بود. در زمان انقلاب دانشجویان در سال 1968 در فرانسه، شیراک در کنار پمپیدو بود و از طرف او مسئول گفتگو با اتحادیه‌های دانشجویی شد. از آن زمان وی توجه خاصی به کشاورزان داشت تا جایی که آنها نیز شیراک را نماینده خود در پارلمان کرده بودند.
شیراک در طول 12 سال ریاست جمهوری خود نیز همیشه با کشاورزان دیدار داشته و هیچ‌گاه رابطه‌اش را با منطقه‌ای که حیات سیاسی را از آنجا آغاز کرد، قطع نکرد. با مرگ پمپیدو بر اثر بیماری سرطان در سال 1974 در الیزه، درهای جدیدی به روی شیراک باز شد و او با عدم حمایت از «ژاک ‌شابان‌دلماس» کاندیدای حزب دوگل و حمایت از «والری ‌ژیسکاردستن» کاندیدای میانه‌رو، در واقع برگ ویژه خود را بازی کرد.
هنگامی که دستن بر رقیبش پیروز و رئیس‌جمهور شد، به عنوان پاداش، شیراک را که در آن زمان 42 سال داشت به سمت نخست‌وزیری منصوب کرد، اما رابطه دستن و شیراک که در ابتدا به ماه عسل معروف گشت، بحرانی شد، زیرا روحیه آن دو با هم سازگار نبود و دستن که یک اریستوکرات مرفه بود، عرصه را بر شیراک تنگ کرد.
در همین رابطه شیراک به رفتاری اشاره می‌کند که دستن و همسرش در تفریحگاه تابستانی بریگونسون به عنوان میزبان در مقابل شیراک و همسرش به عنوان میهمان انجام می‌دهند که به گفته وی به هیچ‌وجه اصول یک میهمانی در آن رعایت نشده بود. پس از دو سال در سال 1976 شیراک تصمیم گرفت از منصب نخست‌وزیری کناره‌گیری کند. در عین حال طی دو سالی که در کاخ ماتینیون سپری کرد، توانست روابط خوب و مستحکمی با کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس در پی مشکلاتی که در زمینه نفت به وجود آمده بود برقرار کند. در همین راستا مواضع شرکت‌های فرانسوی را در عراق تمام فشارها را روی دوش مورینیو قرار می‌دهد و این مساله طبیعتا به ما انتقال پیدا می‌کند.
به گزارش ایلنا، ماکله‌له گفت: این قابل قبول نیست، مالک هم باید خود را درگیر مشکلات کند اگر قرار باشد مورینیو جدا از تکنیک و تاکتیک به چیزهای دیگری هم فکر کند از راندمان کار کاسته می‌شود، لیگ تمام می‌شود و نتیجه هرچه باشد فراموش خواهد شد، اما این پنهان‌کاری‌ها روزی فاش می‌شوند و نباید طوری باشد که باعث آبروریزی چلسی و ضرر حرفه‌ای باشگاه گردد.
سیاسی محکمی قرارگیرد. به همین دلیل دو روش را در پیش گرفت: نخست مصالحه با حزب قدیمی دوگل و تسخیر آن برای رسیدن به اهدافش و دوم نفوذ و سیطره بر شهرداری پاریس و قرار دادن آن به عنوان تریبونی برای صیقل دادن چهره و روابط بین‌المللی خود.
شیراک توانست حزب دوگل را به «تجمع برای جمهوری» تغییر دهد و رئیس آن شود و سپس آن را به ماشینی جنگی در مقابل جوانان تبدیل کرد. از جمله کسانی که به این حزب جدید پیوستند، نیکلا سارکوزی نامزد ریاست جمهوری آتی فرانسه بود. در سال 1976 شیراک شهردار پاریس شد که در آن 40 هزار کارمند کار می‌کردند و میزان بودجه آن در آن زمان 15 میلیارد فرانک معادل 3 میلیارد دلار بود. وی از سال 1976 تا 1995 شهردار پاریس بود تا اینکه در این سال به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد.
در عین حال وی اگر چه به شهرداری برای تحکیم وجهه مردمی خود امید بسته بود، اما شهرداری برای او و دوستان نزدیکش به دلیل رسوایی‌های ناشی از رشوه‌خواری و فساد، مشکلاتی به وجود آورد. اتهامات زیادی در این خصوص بر ضد شیراک مطرح شد، اما وی تاکنون به دلیل مصونیت قانون اساسی از هرگونه پیگرد قضایی درامان مانده است. از سوی دیگر به رغم بقای حزب «تجمع برای جمهوری» در داخل اکثریت راست حاکم، شیراک مقدمه‌چینی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را آغاز کرد. وی در سال 1981 به نام حزب مذکور، به رقابت با دو نامزد دیگر یعنی ژیسکار دستن و فرانسوا میتران نامزد سوسیالیست‌ها پرداخت.
این در حالی بود که واقعه هفت سال قبل از آن تکرار شد، اما این بار توپ به گونه دیگری برگشت و در حالی که خود نامزد ریاست جمهوری بود، برای شکست دستن و پیروزی میتران تلاش کرد که در نهایت میتران پیروز شد، اما رسیدن سوسیالیست‌ها به قدرت توسط میتران یک انعطاف در تاریخ فرانسه محسوب می‌شد، زیرا این اولین بار بود که راست‌های فرانسه از قدرت دور می‌شدند و چپ‌ها جای آنها را می‌گرفتند. همچنین شیراک رهبری مخالفان دولت جدید را که مخالف ائتلاف با سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها بودند برعهده گرفت.
سوسیالیست‌ها به محض رسیدن به قدرت درصدد انجام تغییراتی در اوضاع کشور برآمدند، اما با مقاومتی سخت در خصوص اصلاحات اجتماعی و اقتصادی همچون قوانین تربیتی، تحصیلی، آزادی‌ها و ملی شدن مواجه شدند.
همچنین تظاهرات گسترده‌ای بر ضد برخی طرح‌های دولتی با هدف محدود کردن قدرت مدارس مذهبی و خصوصی برگزار شد.
برخی دارایی‌ها نیز به دلیل نگرانی از ملی شدن، به سوئیس فرستاده شد. نتیجه این اقدامات این شده که چپ‌ها در انتخابات پارلمانی که میتران مجبور به برگزاری آن در سال 1986 شد شکست خوردند. اما میتران در فن مانورهای سیاسی، فردی باتجربه و کارآزموده بود به همین دلیل پس از شکست در انتخابات پارلمانی از شیراک که رئیس بزرگترین جناح پارلمانی در آن زمان بود دعوت کرد تا دولت را تشکیل دهد و به این ترتیب شیراک برای دومین بار خود را در کسوت نخست‌وزیری مشاهده کرد.
این برای اولین بار در تاریخ فرانسه بود که رئیس‌جمهور چپگرا و دولت راستگرا بود. شیراک اگر این بار سمت نخست‌وزیری را قبول می‌کرد نخست به این دلیل که رهبر اکثریت راست‌ها بود و دوم به این خاطر که آرزو داشت وارد الیزه شود. اما برخی رفتارهای عجولانه وی و فشارهای جناح تندرو در داخل راست سنتی، او را وارد اشتباهات سیاسی کرد تا جایی که به وجهه مردمی وی آسیب رساند. بزرگترین خطر برای شیراک در این زمینه، برخی طرح‌های دولتی برای اصلاح وضعیت دانشگاهها و ایجاد معیارهای جدید گزینش بود که ورود به دانشگاه را برخلاف آنچه که در گذشته وجود داشت، بسیار دشوار می‌کرد.
این مساله موجب شد که دهها دانشجو به خیابان‌های فرانسه بیایند و دست به اعتراض بزنند که در همین اعتراضات، یک دانشجوی تبعه مراکش به دلیل ضرب و شتم توسط پلیس جان باخت. این مسائل موجب شد شیراک در انتخابات ریاست جمهوری کمتر از 20 درصد آرا را کسب کند و از میتران که برای دومین بار نامزد ریاست جمهوری شده بود شکست بخورد. شیراک یک بار دیگر مجبور شد برای ورود به الیزه منتظر بماند و برای لحظه‌ای که فرانسوی‌ها بار دیگر رئیس‌جمهور را انتخاب کنند لحظه‌شماری کند. برنادت همسر وی نیز در اظهارنظری گفت: فرانسوی‌ها همسرش را دوست ندارند.
اما در انتخابات پارلمانی سال 1993، راست‌ها بار دیگر پیروز شدند و به رغم آنکه شیراک رهبری اکثریت جدید را برعهده داشت، با تصدی دوباره منصب نخست‌وزیری مخالفت کرد و «ادوارد بالادور» به جای او نخست‌وزیر شد. شیراک اعلام کرد بهتر است وقت خودم را صرف تمرکز بر رقابت‌های ریاست جمهوری در سال 1995 کنم. «بالا دور» که وی نیز خود را آماده رقابت‌های ریاست جمهوری می‌کرد و حدود 30 سال تا آن زمان در حاکمیت حضور داشت در میان مردم به صداقت اشتهار داشت. برخی نظرسنجی‌ها نیز بالادور را بیشتر برای رقابت‌های ریاست جمهوری تشویق می‌کرد و قدرت او را برای پیروزی بر نامزد سوسیالیست‌ها و شیراک افزایش داده بود.
بسیاری از وزیران و نمایندگان پارلمان نیز از بالادور حمایت کردند و از آن جمله سارکوزی بود که فرزند معنوی شیراک محسوب می‌شد و یکی از شاهدان ازدواج «کلود» دختر شیراک بود. شیراک به همین دلیل به چشم یک خائن به سارکوزی می‌نگریست و درصدد بود به هر قیمتی، راه را بر او ببندد. اما برخلاف تمام انتظارات، شیراک موفق شد بالادور را در دور اول شکست دهد و در دور دوم نیز لیولن ‌‌ژوسپن را ناکام گذارد. شیراک در 17 می 1995 به همراه همسرش وارد کاخ الیزه شد. وی نزدیکترین نزدیکان خود را به مناصب دولتی گمارد و از جمله«آلن ‌ژوپه» را نخست‌وزیر کرد و او را مامور انجام اصلاحات ضروری برای پیشرفت فرانسه کرد.
اما پس از گذشت دو سال و رسوایی‌های زیاد در خصوص رشوه‌خواری و فساد و تلاش برای اصلاحات دشوار، ژوپه اعلام کرد که توانایی ادامه کار را ندارد. در همین حال «دومینیک ‌دوویلپن» نخست‌وزیر کنونی که در آن زمان مدیر کل ریاست جمهوری بود، به شیراک پیشنهاد کرد پارلمان را منحل و انتخابات جدیدی برگزار کند. نتیجه آن شد که چپ‌ها در انتخابات پیروز شدند و ژوسپن به قدرت رسید و احزاب چپگرا با وی به مدت 5 سال حکومت کردند و این یعنی اینکه شیراک تا آن زمان تنها 2 سال قدرت کامل را در اختیار داشت.
شیراک در سال 2002 بار دیگر کاندیدای ریاست جمهوری شد اما این بار اولویت را به این اختصاص داد که راه را بر هرگونه رقابت در داخل جناح راست ببندد، لذا به کمک مشاورانش و کمک ژوپه و دوویلپن، سه حزب راستگرا شامل تجمع برای جمهوری، لیبرال و اتحاد برای حرکت مردمی را در هم ادغام کرد.
این طرح وی موفق شد و شیراک دیگر رقیبی واقعی برای خود تصور نمی‌کرد. اما ژوسپن چپگرا امیدوار بود در انتخابات سال 2002 ، شکست از شیراک در انتخابات قبل از آن را جبران کند اما این بار نیز پس از شیراک و ژان ‌ماری ‌لوپن، در مکان سوم قرار گرفت و به همین دلیل از دور رقابت‌ها خیلی سریع کنار گذاشته شد و خود نیز اعلام کرد از زندگی سیاسی کناره‌گیری می‌کند. شیراک در این رقابت‌ها توانسته بود بیش از 82 درصد آرا را کسب کند که در تاریخ رقابت‌های ریاست جمهوری فرانسه بی‌سابقه بود. این نتیجه راههای گسترده‌ای را در برابر شیراک قرار داد تا سیاست‌هایش را با حمایت گسترده مردمی اجرا کند. مخالفت وی با حمله آمریکا به عراق در سال 2003 نیز موجب محبوبیت جهانی وی به ویژه در جهان عرب شد.
وی در آغاز فعالیت‌هایش در دور دوم ریاست جمهوری، «ژان‌ پیر رافاران» میانه‌رو را به عنوان نخست‌وزیر تعیین کرد و بر گفت‌وگوهای اجتماعی و راه اصلاحات ملایم متمرکز شد و سارکوزی را وزیر کشور کرد تا از مشکلات مناطق، عدم امنیت و عدم هیمنه دولت جلوگیری کند. اما برخلاف این تصور، پس از چندی بحران مناطق در فرانسه آغاز شد و هزاران جوان با ریختن به خیابانها و آتش زدن خودروها به برخی سیاست‌های دولت از جمله سیاست آن در خصوص مسأله جوانان اعتراض کردند تا جایی که دولت حالت فوق‌العاده اعلام کرد.
اما شیراک توانست این بحران را بدون خونریزی و درگیری داخلی خاموش کند، به همین دلیل خروج وی از الیزه پس از 12 سال ریاست جمهوری ممکن است به زیان صحنه سیاست فرانسه تمام شود. شیراک حدود 40 سال فعالیت سیاسی در مناصب بالا انجام داده، اما هیچ‌گاه از امیال و هواهای شخصی خود چشم‌پوشی نکرده است.
وی به میزان زیادی به زندگی و غذا علاقه دارد تا جایی که گفته می‌شود شیراک یک لحظه از خوردن غذا و خوراکی چشم‌پوشی نمی‌کند. شیراک در خصوص روابط با پدرش بسیار به ندرت حرف می‌زند و در خصوص دخترش لورنس که هنوز دوشیزه و مبتلا به عقب‌ماندگی ذهنی است و یکبار نیز دست به خودکشی زده است تنها اخیراً و به صورت علنی صحبت کرده است. وی همچنین در خصوص خودکشی دامادش (همسر دخترش کلود) که روزنامه‌نگار روزنامه فیگارو بود هیچ‌گاه سخن نگفته است. کلود نیز طی سال‌های اخیر به عنوان مشاور اطلاع‌رسانی شیراک در کنار پدر بوده است.
شیراک قبل از ترک الیزه یک کار را به انجام نرسانده و آن تصویب اصلاحات در قانون اساسی از سوی پارلمان است. اما این پرسش مطرح است که در انتخابات آتی ریاست جمهوری در 22 آوریل که شیراک باید در 17 می قدرت را به فرد جدید واگذار کند آیا وی این عرصه را به طور نهایی ترک خواهد کرد؟ این فرضیه‌ای است که نمی‌توان روی آن تأکید کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات