تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۳۱۶۹۲
حسینی‌بوشهری، نایب رئیس جامعه مدرسین قم:

پاسداری از حریم واقعیت‌ها سیره پیشوایان دینی است

مقدمه: حجت‌الاسلام و المسلمین سیدهاشم حسینی‌بوشهری از استادان حوزه علیمه قم و نائب رییس جامعه مدرسین است. در گفتگویی که با او داشتیم به بحث پیرامون موضوع خرافات از نظر قرآن و روایات و سیره پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) در مواجهه با خرافات پرداختیم و در ادامه برخی از موضوعات روز درباره نحوه برخورد با فرقه‌های انحرافی مورد اشاره قرار گرفت. آنچه در ذیل می‌آید محصول این مصاحبه است:

* همان‌طور که می‌دانید یکی از موضوعات پردغدغه حال حاضر جامعه ما گرایش بخشی از جوانان و گروه‌های اجتماعی به فرقه‌های منحرف است. به نظر می‌رسد اگر معیار درستی در مورد خرافه و نقش آن در تخریب عقاید دینی در جامعه مذهبی ما ارائه شود، حرکت مثبتی خواهد بود. در این زمینه شاید اولین سوال، بیان ویژگی‌های خرافه و نوع مواجهه حضرات معصومین‌(ع) با این پدیده باشد.
** یکی از اصول اساسی و مهم در منش برجسته ائمه معصومین و پیامبر بزرگوار اسلام تکیه بر واقعیات، حقایق، دوری و پرهیز از هرگونه بیهودگی، خرافات و بدعت‌ها است، حقیقت‌گرایی جایگاهی ویژه در سیره پیامبران و امامان (علیهم‌السلام) داشت، چرا که بین حق و باطل تفاوت وجود دارد و بین این دو پیوندی نیست. دعای هر روزه آنها این بود که: «الهم ارنی الاشیاء کما هی؛ خداوندا! امور را آن‌گونه که هست به من نشان بده.» یا عرض می‌کردند: «یا رب ارنی الحق کما هو عندک؛ خدایا حق را همان‌گونه که در نزد توست برای من نمایان کن.» در فرازی از دعای بعد از نماز عشاء که از امام صادق(ع) روایت شده آمده است: «الهم ارنی الحق حقا حتی اتبعه، و ارنی الباطل حتی اجتنبه و لا تجعلها علی متشابهین، فاتبع هوای بغیر هدی منک؛ خداوندا! واقعیت حق را به من نشان بده تا از آن پیروی کنم و باطل را به من بنمایان تا از آن دوری ورزم و حق و باطل را برای من مبهم و نامشخص نکن که در نتیجه از هوای نفس خود به دور باشم و از راه هدایت تو، پیروی نمایم.»
بر همین اساس پیکار با خرافه و مسیرهای باطل، روش‌های منحرف و هرگونه بدعت، شاخصترین آموزه‌های پیامبران و رهبران الهی است، آنها امین و راستگو و واقع‌بین بودند و چهره حق را آن‌گونه که بود به مردم نشان می‌دادند، نه این که سراب را به عنوان چشمه زلال آب معرفی کنند و با فریب و دغل‌کاری وارد شوند، و باطل را به صورت حق و یا حق را به صورت باطل نشان دهند. پیکار آنها با بت‌پرستی و طاغوت‌پرستی و هرگونه تقلید کورکورانه و خرافات، برای آن بود که حقیقت را به مردم نشان دهند و پیرایه‌ها را از چهره زیبای حق بزدایند و آلودگی‌های خرافات و انحرافات را از آیینه دل بشویند. سخن آنها این بود که: «کل بدعه ضلاله و کل ضلاله فی النار؛ هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی موجب آتش دوزخ است.»
تلاش بزرگان دین برای نگهداری و پاسداشت احکام الهی از دستبرد تحریف بسیار بوده و نمونه‌های فراوانی از این تلاش را می‌توان از طریق روایات منقوله دریافت.
برابر با یکی از روایت‌ها، روزی حضرت امام صادق(ع) نزد یکی از اصحاب خود بنام عبدالله بن سنان از عصر غیبت یاد کرد و برای استواری قلب‌های مؤمنین، به خواندن دعای غریق سفارش کرد. عبدالله بن سنان پرسید: دعای غریق چیست؟ آن حضرت فرمود بگو: «یا الله یا رحمان یا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک؛ ای خدا! و ای بخشایشگر مهربان، ای گرداننده دل‌ها قلب مرا با دینت استوار و محکم کن.» عبدالله می‌گوید من این دعا را خواندم ولی بعد از جمله مقلب القلوب، جمله «والابصار» را پیش خود افزودم. امام صادق(ع) به من رو کرد و فرمود: «خداوند گرداننده دل‌ها و ابصار(چشم‌ها) است، ولی آنچه را که من گفتم همان را بگو و چیزی برآن کم و زیاد نکن.»
این روایت به دو نکته درس‌آموز اشاره می‌کند. نکته اول این که در عصر غیبت امام عصر(عج) بخاطر شبهات و انحرافات عقیدتی، دلها ناپایدار و فاصله‌ها از حقیقت زیاد می‌شود و برای انسان راهی جز توجه به خدا باقی نمی‌ماند. در چنین شرایطی باید به حضرت پناه برد و همواره برای استواری قلب و فکر، از درگاه الهی مدد جست، تا مبادا باطل جانشین واقعیت و حقیقت شود. دوم این که آنچه را امامان حق فرمودند، باید همان را پیروی کرد و چیزی پیش خود بر آن نیافزاییم گرچه در ظاهر آن چیز افزوده، درست باشد. بنابراین پاسداری از حریم واقعیت‌ها در سیره پیشوایان دینی امری مهم و اساسی بوده است.
* نگاه قرآن به مساله خرافه و پرهیز از پرداختن به امور بیهوده چگونه است. این کتاب آسمانی چه تاکیدی بر واقعیت‌گرایی دارد؟
** در قرآن کریم همه انسانها به واقعیت‌نگری دعوت شده‌اند، از هرگونه اموری مانند دروغ، فریب، لهو و لغو و سخنان بی‌اساس و بیهوده که انسان را از صراط مستقیم حق دور می‌کند برحذر داشته است و با صراحت می‌فرماید: «و ان هذا صراطی مستقیما قاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله؛ این راه مستقیم است، از آن پیروی کنید و از راه‌های پراکنده (انحرافی) پیروی نکنید که شما را از طریق حق دور می‌سازد.»
در مورد دیگر می‌فرماید: «فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه...؛ پس بندگانم را بشارت بده، همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند، آنان کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.»
در جایی دیگر می‌فرماید: «والذین هم عن اللغو معرضون؛ مؤمنان از هرگونه لغو و امور بیهوده دوری می‌جویند.»
حتی در آیه‌ای از قرآن سخن هشدارگونه‌ای به پیامبر(ص) وجود دارد و این در حالی است که پیامبر اشرف مخلوقات است و ما شک نداریم که ایشان عزیزترین موجود نزد خداوند متعال هستند. در این آیه آمده است: «و لو تقول علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم الوتین؛ اگر او (پیامبر) سخنی بی‌اساس بر ما می‌بست ما او را با قدرت می‌گرفتیم. سپس رگ قلبش را قطع می‌کردیم.»
نمونه‌های بسیاری از این دست آیات در قرآن کریم وجود دارد و نشان از تاکید حضرت حق بر واقعیت‌گرایی و دوری از خرافات دارد. این تاکیدات راه درست را به مسلمانان نشان می‌دهد مبنی بر این که باید از هرگونه افسانه و خرافه و امور بیهوده برکنار بود. چون خرافه، فکر و فرهنگ اصیل بشر را تخریب، تحریف و منحرف می‌سازد. بنابراین باید خطر آن را شناخت و با دوری از بیهودگی‌ها و خرافات از پوچی و بی‌محتوایی خارج شد و این درس بزرگی است که قرآن به ما آموخته و ما را متوجه خطر عظیم بیهوده‌گرایی کرده است.
* پیشوایان دینی در طول زندگیشان در صورت مشاهده خرافه یا خرافه‌گرایان و مدعیان چه برخوردی با آن داشتند؟
** چنین برخوردهایی در زندگی حضرات معصومین(ع) زیاده بوده است. مبارزه با خرافات و بیهودگی‌ها در سرلوحه برنامه پیامبران و امامان (علیه‌السلام) بود. پیامبر اسلام(ص) فرمود: «من مشی الی ساحر او کاهن او کاذب یصدقه بما یقول فقد کفر بما انزل الله من کتاب؛ کسی که به سوی جادوگر یا کاهن یا دروغگو برود تا آنچه را او می‌گوید تصدیق کند به کتاب‌های آسمانی که خداوند نازل کرده کافر شده است.»
امام علی(ع) می‌فرماید: «من مشی الی صاحب بدعه فوقره فقد سعی فی هدم الاسلام؛ کسی که به سوی بدعت‌گذاری برود و او را احترام کند، در ویران کردن بنای اسلام کوشش کرده است.»
نمونه‌های فراوانی را در این خصوص می‌توان ذکر کرد. در سیره رسول خدا(ص) نقل شده وقتی که پسرش حضرت ابراهیم از دنیا رفت، در آن روز تصادفاً کسوف رخ داد. مردم گرفتگی خورشید را نشانه عظمت پیامبر(ص) دانستند و گفتند: «خورشید نیز در مرگ ابراهیم غمگین شد». وقتی که پیامبر(ص) این سخن دور از حقیقت را شنید، هنوز جنازه ابراهیم را دفن نکرده بود، مردم را به سوی مسجد فراخواند و بر فراز منبر رفت و به آنها فرمود: «خورشید و ماه دو نشانه بزرگ از قدرت خدا هستند، هرگز برای زندگی یا مرگ کسی نمی‌گیرند، هر وقت خورشید یا ماه گرفته شد نماز آیات بخوانید» آنگاه از منبر پایین آمده و با مردم نماز آیات خواندند.
جالب این که در همین واقعه پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود: در میان قبر برو و جنازه را در میان لحد بگذار. علی(ع) به این دستور عمل کرد. بعضی از حاضران گفتند: بنابراین حرام است که انسان وارد قبر فرزندش شود، چنان که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به همین دلیل وارد قبر فرزندش نشد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بی‌درنگ این سخن بیهوده را نیز رد کرد، تا بدعتی در جامعه پدیدار نشود و به آنها فرمود: «ورود شما به داخل قبر فرزندتان حرام نیست علت این که من داخل قبر فرزندتان حرام نیست، علت این که من داخل قبر فرزندم نشدم از این رو بود که مبادا با باز کردن گره کفن، چشم به چهره فرزندم بیفتد و به شدت ناراحت شو و شیطان مرا به بی‌تابی وادارد و پاداشم در نزد خدا تباه شود.» به این ترتیب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با امور بیهوده و غیر واقعی مبارزه می‌کرد.
در زندگانی امیرالمومنین(ع) می‌بینیم که ایشان با پدیده‌های خرافی مبارزه سختی را آغاز کردند. یکی از پدیده‌های رایج در آن زمان «فال بد» بود. در آن زمان به باور برخی، اموری دلیل برای شکست، ناکامی و عدم توفیق در کار شمرده می‌شد، بدون اینکه خداوند در آنها اثری گذاشته باشد و یا هیچ‌گونه رابطه منطقی با موضوع وجود داشته باشد. به طور مسلم چنین عقایدی مانند تعبیر فال بد خرافه‌‌ای بیش نیست و شرک به خدا تلقی می‌شود. حضرت علی(ع) با چنین پدیده‌های خرافی مبارزه می‌کردند.
نمونه دیگر واکنش امام در مورد تعیین ساعات نحس است. ساعات نحس هم از خرافات است. حضرت امیر(ع) برای جنگ با خوارج عازم نهروان بود که عفیف ابن قیس گفت: یا امیرالمؤمنین می‌ترسم اگر در این ساعات حرکت کنید پیروز نشوید و این را از روی اوضاع فلکی می‌گویم چرا که دلالت بر ضعف مسلمانان دارد و ستاره آنان در حال هبوط است. امام فرمود: هر کس تو را در این باور تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده و چنین کسی از یاری خواستن از خدا در رسیدن به نفع و دوری از شرّ بی‌نیاز شده است و کسی که سخن تو را بشنود و بکار بندد، باید حمد وثنای تو را گوید، نه پروردگارش را! زیرا تو به گمان خود او را به ساعتی که در آن به خیر رسیده و از زیان رهیده، رهنما بوده‌ای.
نمونه دیگری از این مواجهات را می‌توان در سیره امام صادق(ع) پیدا کرد. فرزند ایشان، اسماعیل از نظر علم و کمالات، در سطح عالی قرار داشت به طوری که شیعیان تصور می‌کردند امام بعد از آن حضرت، اسماعیل است. اسماعیل در عصر امام ‌صادق(ع) از دنیا رفت امام صادق(ع) هنگام غسل دادن جنازه او و هنگام کفن کردن و بعد از آن، به طور مکرر او را به اصحاب و شاگردانش نشان داد که ببینند و شهادت دهند که اسماعیل از دنیا رفت است. امام صادق(ع) می‌خواست با این کار راه فریب را ببندد، تا مبادا در آینده، عده‌ای با مطرح کردن امامت اسماعیل (به جای امام کاظم) مردم را به بیراهه کشانند، ولی در عین حال عده‌ای به امامت اسماعیل دل بستند و او را امام غایب خواندند و فرقه اسماعیلیه به وجود آمد.
* همان‌طور که اشاره کردید، تاکیدات هشدارگونه روایی و قرآنی نشان می‌دهد که جامعه همواره در معرض خرافات قرار دارد و به خاطر جذابیت‌های موجود در این زمینه و شبهات وارده ممکن است افرادی در پی یافتن حق باشند اما متاسفانه در دام بدعت بیفتند. بنابراین تعریف خرافه و بیان شاخصه‌های آن می‌تواند به آگاهی‌های مردم برای پیدا کردن حق از باطل کمک کند.
** بدعت از ریشه بدع است که به معنای تازگی به کار می‌رود و ذهن آدمی در مواجه با تازگی، گیرایی بیشتر دارد. بنابراین یکی از ویژگی‌های بدعت تازگی و نو بودن آن است.
خرافات به معنای مجموعه باورها و رفتارهایی است که فاقد مبنای عقلی یا مستندات قابل قبول دینی باشند. خرافات را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. خرافات سنتی شامل توسل به جمادات و نباتات و مسائلی که هیچگونه جایگاهی در دین و عقل ندارند و خرافات نوین که با تحولات فکری و عقلی جوامع بشری این خرافات هم تحول پیدا می‌کنند.
نکته دیگر این که در بسیاری از مواقع تعالیم و آموزه‌های گروه‌های خرافه مبتنی بر سهل‌گیری در احکام است. یکی از شیوه‌های گروه‌های منحرف، فراهم آوردن شرایطی برای بهره‌برداری و استفاده اعضای خود از آزادی‌های جنسی است. اختلاط نامحرمان یکی از پیامدهای گرویدن به چنین فرقه‌هایی است که متاسفانه نمونه‌های غم‌انگیزی را در برخی از اخبار مربوط به فرق انحرافی شنیدیم. به اعتقاد من، یکی از دلایل افتادن در دام خرافات، تقویت نیافتن فرهنگ دینی در میان جامعه می‌تواند باشد. در اینجا نقش مرزبان فرهنگ شامل استادان و فضلای حوزوی و دانشگاهی و اصحاب رسانه بسیار پراهمیت است. شناخت خرافه و آگاهی رساندن به مردم در مورد شاخصه‌های عقاید خرافی می‌تواند جامعه را در مقابل افکار انحرافی مقاوم کند.
* در حال حاضر، شاهد عزمی راسخ در برخورد با عقاید خرافی هستیم که البته واکنش‌ها در مورد آن متفاوت است. برخی اعتقاد دارند که در مواجهه با این هجمه فرهنگی، سلاح و ابزار فکری لازم است اما گروهی دیگر قائل به این مساله است که این جریان از پشتوانه فکری و منطقی قوی برخوردار نیست و بنابراین تنها برخورد قضایی یا انتظامی برای کنترل این جریان لازم است. شما چه نظری در این زمینه دارید؟
** البته برخورد با جریان آشکار خرافی مواجهه قضایی یا انتظامی می‌طلبد اما در ابتدای امر باید جامعه با ویژگی‌های خرافه و افکار انحرافی آشنا شود. زمینه‌های نفوذ آن را تشخیص بدهد تا موقع انتخاب حق از باطل، راه درست را انتخاب کند و در دام عقاید انحرافی نیفتد.
* مدتی است که در رسانه‌های گروهی و برخی از مجامع تحقیقاتی، مباحث مربوط به خرافه، مهدویت و فرقه‌های منحرف به صورت گسترده مطرح می‌شود و حتی در رسانه ملی نیز در زمان‌های مشخص برنامه‌هایی برای بررسی این‌گونه عقاید پخش می‌شود. برخی معتقدند که در چنین شرایطی اطلاع‌رسانی با چنین شیوه‌ای الزامی است چون شاهد گرایش برخی از جوانان این مرز و بوم به این گروه‌ها هستیم اما در عین حال برخی دیگر هم اعتقاد دارند در حال حاضر گرایش به گروه‌های منحرف به آن شکل و صورتی که عنوان می‌شود، از اهمیت برخوردار نیست و نمی‌توان آن را به عنوان یک دغدغه مطرح کرد چون هنوز این مساله به صورت یک بحران در نیامده طرح گسترده این مسائل ممکن است به بزرگ‌نمایی این گروه‌ها بینجامد. نظر شما در این زمینه چیست؟
** من بدون این که داوری در مورد چنین قضاوتی داشته باشم عرض می‌کنم که تاثیرگذاری هر اقدامی به استمرار آن است. در بسیاری از مواقع ما شاهد بودیم که برای مهار برخی از ناهنجاری‌ها، قواعدی وضع می‌شود اما بعد از مدتی ناظران در بخش نظارتی خود کوتاهی می‌کنند و نابسامانی‌ها تشدید می‌شود. اطلاع‌رسانی و برخورد با مسائل خرافی نیز از چنین شرایطی برخوردار است. اگر بنا باشد که چنین حرکت‌هایی فقط برای مقاطع خاصی صورت بگیرد اقدام موثر و مثبتی تلقی نخواهد شد و بعد از مدتی آثار زیانباری خواهد داشت اما استمرار در این حرکت فرهنگی می‌تواند تبعات مثبتی را به دنبال داشته باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات