بن لادن و تاسیس القاعده
نام سازمان القاعده از اسم عربی قاعده، مشتق میشود که به معنی، بنیان و اساس میباشد و میتواند به پایگاه نظامی نیز اشاره داشته باشد. رهبر این تشکیلات اسامهبنمحمدبنلادن میباشد که در سال 1957 در شهر ریاض در عربستان سعودی به دنیا آمد.
پدر وی از دوستان نیدیک ملک فیصل پادشاه سابق عربستان سعودی بود و 25 پسر داشت. اسامه تحصیلات ابتدایی را در مدینه و تحصیلات عالی را در رشته اقتصاد در دانشگاه ملک عبدالعزیز به پایان رساند. وی برای کمک به جهاد در افغانستان به پیشاور رفت و بدین منظور تشکیلات کوچکی را در سال 1988 به نام القاعدهالانصار با شرکت مجاهدین عرب به وجود آورد. قاعدهالانصار در پکتیا افغانستان یک مرکز نظامی تاسیس کرد و به تدریج در مناطق مختلف افغانستان مراکز مستقل نظامی، توسط مجاهدین عرب به وجود آمد.
پس از سرنگونی رژیم کمونیستی و خروج شوروی از افغانستان در 1989 اسامه به عربستان بازگشت و با توجه به خطر رژیم عراق برای کویت و سعودی، به دولت عربستان پیشنهاد نمود اجازه دهد تا لشکری از مجاهدین مسلمان را در عربستان مستقر سازد و مخارج این لشکر را نیز خودش بپردازد ولی دولت سعودی، درخواست وی را رد کرد و وی عازم سودان شد. در سال 1996، پس از آنکه سودان تحت فشار آمریکا قرار گرفت تا اسامه را اخراج نماید، وی به جلالآباد افغانستان بازگشت، در این موقع، طالبان در مناطق پشتوننشین به سرعت در حال پیشروی بود و اسامه در کنار طالبان قرار گرفت. طالبان با آنکه در ابتدا یک سازمان سیاسی نبود و حتی قبل از ورود به کابل در سپتامبر 1996 مدعی بود که قصد حکومت کردن بر افغانستان را ندارد، ولی پس از تصرف کابل، به تدریج بخش اعظمی از افغانستان را به تصرف خود درآورند و حکومت این کشور را در دست گرفتند.
بن لادن به عنوان رهبر قاعدهالانصار با استفاده از امکانات مادی خویش موفق شد تا در صف طالبان جایی را برای خود باز کند. وی بعدا با ایمن الظواهری رهبر جماعت الجهاد مصر در مورد ساختن یک سازمان مشترک به مذاکره نشست. گروه جهاد اسلامی مصر، از اواخر دهه 1970 فعالیت خود را به رهبری ایمن الظواهری آغاز کرد. این گروه که در اندیشه سرنگونی دولت مصر است تاکنون در کارنامه خود عملیاتهای متعددی به خصوص علیه مقامات عالیرتبه مصری ثبت کرده است که از آن جمله میتوان به ترور انور سادات رئیسجمهور سابق مصر در سال 1981، اشاره کرد. سرانجام قاعدهالانصار و جماعت الجهاد اتحاد خود را رسما اعلام کردند که سازمان جدید قاعده الجهاد نامیده شد و اسامه بن لادن رهبر و ایمن الظواهری معاون این سازمان شدند.
ساختار القاعده
القاعده یک سازمان چند ملیتی با اعضایی از کشورهای مختلف است. اعضا آن در چند وجه با هم مشترکند. همگی از اهل سنت و بسیار متعصب هستند. مشی مبارزه مسلحانه را برای رسیدن به اهداف خود برگزیدهاند. آمریکا و اسرائیل را دشمن مشترک خود میدانند و خواهان خروج آمریکا از کشورهای اسلامی و نابودی اسرائیل هستند.
گرچه ساختار سازمانی القاعده ناشناخته است، ولی اطلاعاتی که از بعضی از اعضای دستگیر شده آن به دست آمده، مواردی در مورد تشکیلات این گروه را روشن ساخته است. اسامه بن لادن، در صدر گروه و رهبر القاعده است و به نام امیر شناخته میشود. وی رهبری عملیاتهای سازمان را برعهده دارد. شورایی بنام شورای مشورتی، به وی مشاوره میدهد که از اعضای ارشد القاعده تشکیل شده است، که تعداد اعضای این شورا بین 30ـ20 نفر تخمین زده میشود. ساختار القاعده را میتوان به صورت زیر برشمرد:
ـ کمیته نظامی که مسئولیت آموزش، تامین سلاح و برنامهریزی حملات را برعهده دارد.
کمیته مالی/ تجاری که فعالیتهای تجاری را مدیریت کرده، بلیتهای هواپیما و پاسپورتهای جعلی را فراهم نموده، به اعضای القاعده پول پرداخت میکند. طبق تخمین گزارش کمیسیون یازده سپتامبر ایالات متحده القاعده سالیانه 30 میلیون دلار برای اجرای عملیاتهایش، نیازمند است.
ـ کمیته مقررات که قوانین سازمان را وضع میکند.
ـ کمیته فتوی، که فتاوای مذهبی صادر میکند، به مانند فتوای سال 1998 که از مسلمانان خواست، آمریکاییان را بکشند.
ـ کمیته رسانه که از اواخر دهه 1990 به وجود آمد که در آن زمان روزنامه نشرهالاخبار را منتشر میکرد.
شمار دقیق اعضای القاعده نامشخص است. پشتوانه مالی این شبکه سرمایه عظیم رهبر آن است اما در کنار آن بعضی از سرمایهداران مسلمان از کشورهای مختلف جهان، مبالغ هنگفتی به طور پنهانی به این شبکه تزریق میکنند.
در مورد محل آموزش اعضای القاعده گفته میشود که این آموزشها، به طور مخفیانه و در محلهای ناشناخته انجام میشوند. اعتقاد بر این است که در مناطق کوهستانی چچن، یمن و سومالی، مراکز آموزشی القاعده قرار دارند. همچنین گزارش شده است که یک اردوگاه آموزشی القاعده در جزایر اندونزی قرار دارد.
اهداف القاعده
گفته شد که تشکیلات القاعده در سال 1988 توسط اسامهبنلادن به منظور جهاد و مبارزه با اتحاد شوروی در افغانستان تاسیس شد. القاعده از سازمان مکتب الخدمه که هدف آن مسلح نمودن و آموزش مجاهدین اسلامی برای جنگ با شوروی بود، توسعه و پیشرفت یافت. وجه نامگذاری سازمان برگرفته از توصیف این سازمان در یکی از متنهای آن است که تشکیلات القاعده را قاعده الجهاد توصیف میکند. این در حالی است که خود اعضای این سازمان آن را جبهه بینالمللی علیه یهودیان و صلیبیان مینامند. بن لادن، خود بنیانگذار مکتب الخدمه بود. این مکتب، سازمان کوچکی در افغانستان بود که در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، به طور مستقیم به عملیات نظامی دست نمیزد، بلکه نقش آن جمعآوری کمک مالی برای مجاهدین افغان از اوقاف و بویژه از افراد ثروتمند خاورمیانه بود.
مهمترین هدف اعلانی القاعده عبارت است از خروج آمریکا از کشورهای اسلامی و قطع نفوذ آمریکا بر این کشورها. نابودی اسرائیل و سرنگونی دیکتاتوریهای طرفدار غرب در خاورمیانه، از دیگر اهداف القاعده میباشند. اسامه بن لادن، همچنین اعلام کرده که آرزومند است، تمامی مسلمانان جهان را متحد ساخته و یک حکومت اسلامی مطابق با سنت و روش خلفا بنا نهند. طبق فتوای سال 1998 بن لادن، بر هر مسلمانی در هر کجای جهان فرضیه است که بر علیه آمریکا و یهودیان، دست به جهاد بزند و از نظر وی، اگر مسلمانی با این دعوت وی پاسخ مثبت نگویند مرتد است.
حوادث تروریستی منسوب به القاعده
از بدو تشکیل القاعده، عملیاتهای خرابکارانه و تروریستی بسیاری را به این گروه نسبت دادهاند. گفته میشود که این سازمان در 50ـ40 کشور، از جمله خاورمیانه، آسیا، آمریکای شمالی و اروپا دست به عملیات زده است. مهمترین حوادث منسوب به القاعده عبارتند از: بمبگذاری در ساختمان تجارت جهانی در سال 1993ـ به قتل رساندن 19 سرباز آمریکایی در عربستان سعودی در سال 1996ـ بمبگذاری در سفارتخانههای آمریکا در کنیا و تانزانیا در سال 1998ـ حمله به ناو جنگی یواس.اس.کول در سال 2000 ـ حملات انفجاری و مرگبار یازدهم سپتامبر 2001 در نیویورک و واشنگتنـ حمله به توریستهای اسرائیلی در مومباسا در سال ـ 2002 چهار انفجار در ریاض در سال 2003.
گروههای مرتبطه با القاعده
گروههای متعددی وجود دارند که ادعا میشود با القاعده در ارتباطند. از آن جمله میتواند به گروههای شبهنظامی کشمیر، گروه ابوسیاف در فیلیپین، گروه اسلامی مسلح الجزایر و جنبش اسلامی ازبکستان، اشاره کرد. از دیگر گروههای مرتبط با القاعده میتوان از حرکت المجاهدین، الجهاد و الجماعه الاسلامیه نام برد. حرکت المجاهدین که ابتدا با نام الانصار فعالیت میکرد، در منطقه کشمیر پاکستان در سال 1993، اعلام موجودیت کرد و متهم به ربودن و قتل شش جهانگرد در ژوئن 1995 میباشد. جنبش اسلامی ازبکستان در اوت 1999 تشکیل شد و مهمترین عملیات این جنبش 5 مورد بمبگذاری در تاشکند در فوریه 1999 و چند مورد آدمربایی در سال 2000 است. گروه الجهاد همانطور که قبلا ذکر شد از اواخر دهه 1970 فعالیت خود را به رهبری ایمن الظواهری آغاز کرد. هماکنون بسیاری از اعضای الجهاد به القاعده پیوستهاند. اجماعت الاسلامیه مصر، از بدو تشکیل در دهه 1970 تلاش زیادی برای براندازی نظام حاکم مصر داشته و از دیگر اقدامات تروریستی آن میتوان قتل عام 58 توریست خارجی در اقصی مصر در نوامبر 1997 و سوءقصد به حسنی مبارک رئیسجمهور مصر در سفر به آدیس آبابا، را نام برد.
ریشههای فکری القاعده
القاعده را از نظر فکری، جزء سلفیه طبقهبندی میکنند. سلفی به گروهی از مسلمانان اهل سنت گفته میشود که تنها راه نجات مسلمانان را بازگشت به قوانین قرآن و سنت طبق فهم سلف صالح میدانند. گاه به سلفیه، وهابی نیز گفته میشود.
به طور کلی، سلفیه شاخهای از اصلاحطلبان سنتگرایی نوین اسلامی هستند که در اواخر قرن نوزدهم شکل گرفتند و مرکز ثقلشان، مصر بود. اینها خواهان خلوص و پیرایش اسلام از طریق بازگشت به روش سلف صالح بودند و در ایمان و اعتقاد خویش به مسلمانان صدر اسلام اکتفا میکردند و معتقد به تبعیت مطلق از قرآن و حدیث و سلف صالح هستند. سلف صالح از نظر اینان عبارت است از سه نسل اول مسلمانان، یعنی صاحبه، تابعین و تابعین تابعین. برجستهترین چهرههای سلفیه عبارتند از: محمدعبده، رشید رضا، سنوسی و شاه ولیالله هندی.
ریشههای ایدئولوژی القاعده را میتوان در اندیشههای اصلاح دینی قرن نوزدهم در دنیای اهل سنت، ردیابی کرد، آموزههای این افراد، از همان ابتدا انقلابی بود و همانگونه که ذکر شد، بخش اعظم این چالشهای فکری در مصر روی میداد. در قرن بیستم، روندی در الازهر مصر ایجاد شد که تمایل داشت این نوع اصلاحطلبی را بدعتآمیز بنامد. انقلابیترین جریانها در داخل سلفیه، ایدئولوژی القاعده را شکل دادند.
ابن تیمیه
ابن تیمیه یکی از مهمترین منابع سلفیه انقلابی امروزین محسوب میشود. در دوران ابن تیمیه، سلاطین مملوک مصر، در حال جنگ با مغولها بودند. عدهای از علمای آن زمان اعتقاد داشتند که چون پادشاهان مغول به اسلام گرویدهاند، پس حکم جهاد در مورد آنان جاری نمیباشد. ولی استدلال ابن تیمیه این بود که پادشاهان مغول، بعضی از رسم قبیلهای خود را در کنار اسلام حفظ کردهاند، از این رو آنان مرتد میباشند و پس باید با آنان جهاد نمود. امروزه سلفیون نیز اعتقاد دارند که چون حاکمان امروزین جوامع اسلامی نمیتوانند به طور کامل شریعت اسلامی را اجرا کنند، پس مرتد هستند و بایستی بر علیه آنان جهاد نمود. ادامه دارد...