احمد کاظمی
ترکیه و ارمنستان با وساطت سوئیس به توافقی دست یافتند که به شدت در کانون توجه محافل خبری قرار گرفته است. آمریکا، فرانسه، خاویر سولانا مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به سرعت از این توافق ابراز خرسندی و حمایت خود را از آن اعلام کردند. کانادا، ژاپن، روسیه و حتی سوریه نیز از این توافق حمایت کردهاند. آنچنان که در بیانیه سه کشور ترکیه، ارمنستان و سوئیس آمده است نمایندگان آنکارا و ایروان به مدت شش هفته با یکدیگر رایزنی و در پایان دو تفاهمنامه درباره از سرگیری مناسبات سیاسی و توسعه مناسبات دوجانبه امضا خواهد شد و مسأله بازگشایی مرز نیز بعد از این توافقات انجام خواهد شد. این تفاهمنامهها باید در پارلمان دو کشور به تصویب برسد. وزارت امور خارجه ترکیه در این خصوص اعلام کرد: «رایزنیهای سیاسی در این زمینه ظرف شش هفته آینده به پایان خواهد رسید و بعد از آن دو پروتکل به امضا خواهد رسید که برای تصویب به پارلمانهای دو کشور تقدیم میشوند.» رجب طیب اردوغان نخستوزیر ترکیه گفته است: برای عادیسازی روابط با ارمنستان گامهایی برداشته شده ولی تا زمانی که مجلس ترکیه تأیید نکند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. این اظهارات در شرایطی است که اکثریت مجلس ترکیه با دولت همراه است.
ترکیه و ارمنستان بر سر مسائل تاریخی از جمله مسأله کشتار 1915 ارامنه با یکدیگر اختلاف دارند و ترکیه ادعای ارامنه مبنی بر کشته شدن یک و نیم میلیون ارمنی در حوادث سال 1915 توسط امپراتوری عثمانی را رد میکند. تأکید ارمنستان بر نسلکشی بودن حوادث 1915 لزوم پذیرش آن از سوی ترکیه، مطرح شدن عبارت ارمنستان غربی در بیانیه استقلال ارمنستان، استفاده از نشان کوههای اغری کوچک و بزرگ واقع در ترکیه به عنوان نشان دولتی در ارمنستان و با عنوان کوههای آرارات کوچک و بزرگ و خودداری ارمنستان از شناسایی قرارداد 1921 قارص از جمله اختلافات ترکیه و ارمنستان است که تاکنون مانع از مناسبات دو کشور شده است. به رغم این اختلافات گسترده طی سالهای گذشته مقامات ترکیه با این ادعا که به خاطر حمایت از جمهوری آذربایجان در قرهباغ، با ارمنستان روابط برقرار نکردهاند، امتیازات گستردهای از باکو اخذ کرده و وعده دادهاند که تا زمان آزادی اراضی اشغالی جمهوری آذربایجان، با ارمنستان مناسبات برقرار نکنند. تلاشهای گسترده ترکیه برای از سرگیری مناسبات با ارمنستان در شرایطی است که حتی یک درصد از بیست درصد از اراضی اشغالی جمهوری آذربایجان نیز آزاد نشده و فشارهای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا برای جدایی رسمی و به اصطلاح حقوقی قرهباغ، کلبجر و لاچین افزایش یافته است.
واقعیت این است همانطوری که پیشبینی میشد عادیسازی مناسبات ترکیه و ارمنستان به مراحل جدی رسیده است. اگرچه شروع غیررسمی این روند به سالها قبل و تشکیل کمیسیون آشتی دو کشور در سال 2000 برمیگردد. اما شروع رسمی این روند که عمدتا در چارچوب دیپلماسی موسوم به دیپلماسی فوتبال انجام شد به اکتبر سال 2008 برمیگردد. عبدالله گل رئیسجمهور ترکیه اکتبر سال 2008 برای تماشای دیدار تیمهای ملی فوتبال ترکیه و ارمنستان که در چارچوب دیدارهای مقدماتی جامجهانی 2010 میلادی برگزار شد به ایروان سفر کرد. چندی نگذشت که دیپلماسی فوتبال نتایج خود را نشان داد به طوری که هم مقامات ترکیه و هم مقامات ارمنستان بر لزوم بازگشایی مرز دو کشور و عادیسازی مناسبات تأکید کردند و همان زمان سرژسرکیسیان رئیسجمهوری ارمنستان از اشتیاق خود برای سفر به استانبول به بهانه تماشای دیدار برگشت تیمهای ملی فوتبال دو کشور در ماه اکتبر 2009 سخن گفت تا دیپلماسی فوتبال در مناسبات دو کشور همچنان ادامه یابد.
اوج این روند اقدام وزیران امور خارجه ترکیه و ارمنستان در آوریل 2009 در امضای موافقتنامه پنج مادهای با میانجیگری سوئیس بود که در آن بر عادیسازی مناسبات، بازگشایی مرز، شناسایی قرارداد قارص و بررسی مشترک مسأله کشتار 1915 ارامنه تأکید شده است. بدین ترتیب برای نخستین بار در تاریخ ترکیه و ارمنستان، این دو کشور در خصوص آغاز روند برقراری روابط دیپلماتیک به توافقی مهم رسیدهاند. موافقتنامه پنج مادهای به منزله نقشه راه مسائل روابط پیچیده دو کشور است و توافق اخیر برای مذاکرات شش هفتهای نیز در چارچوب این نقشه راه قابل ارزیابی است. جالب اینکه در این موافقتنامه پنج مادهای هیچ نامی از مناقشه قرهباغ که ترکیه همواره مدعی است به خاطر حمایت از جمهوری آذربایجان در این مناقشه، مرز خود با ارمنستان را در سال 1993 بسته است، نشده است. همین موضوع نشان داد که اساساً قرهباغ در سیاستهای عملی و اعلام نشده ترکیه در قبال ارمنستان نقشی ندارد و این اختلافات تاریخی و مسأله کشتار 1915 ارامنه هستند که در مناسبات دو کشور مهم تلقی میشوند اما ترکیه برای امتیازگیری از جمهوری آذربایجان و تضعیف موقعیت ایران که روابط عادی با ارمنستان دارد همواره مسأله قرهباغ را عامل اصلی در مناسباتش با ارمنستان القا میکند تا بتواند امتیازگیری کند. مجموع تحولات نشان میدهد که عادیسازی مناسبات ترکیه و ارمنستان در سرازیری قرار گرفته است، به طوری که دولت ارمنستان و شخص سرژسرکیسیان در عقبنشینی آشکار از مواضع رسمی خود در مقایسه با سال 1999 اعلام کرده است که بدون هیچ شرطی آماده عادیسازی مناسبات و بازگشایی مرز مشترک است.
ترکیه ابتدا بهانهها و شروطی را مطرح کرد که محور اصلی آن گرفتن تضمین از ارمنستان برای عدم پیگیری مسأله کشتار 1915 ارامنه و محور صرفاً تبلیغاتی آن بحث قرهباغ در مذاکرات آنکارا و ایروان بود. اما ارمنستان که عملاً عقبنشینی اساسی از مواضع خود کرده است با شروط ترکیه مخالفت کرد و حتی سرکیسیان در کنفرانس مطبوعاتی مشترکی با بوریس تادیچ رئیسجمهور صربستان اعلام کرد «در صورتی که مرزهای بین دو کشور ارمنستان و ترکیه باز شوند، یا تحریم علیه ارمنستان لغو شود، من از ترکیه دیدار خواهم کرد.» وی افزود: «ما امیدواریم هرچه سریعتر اقدامات سازندهای از جانب همتایان ترک ما صورت بگیرد تا شرایط برای دیدار رئیسجمهور ارمنستان از ترکیه مهیا شود.» در چنین شرایطی به نظر میرسد توافق دو کشور برای مذاکرات شش هفتهای در این چارچوب انجام شده باشد. در واقع به احتمال زیاد دیپلماسی فوتبال در 14 اکتبر یعنی 6 هفته دیگر، بعد از به پایان رسیدن مهلتی که دو کشور برای تنظیم پروتکل عادیسازی روابط در نظر گرفتهاند، کاپ قهرمانی خود را بالا خواهد برد. این بدان معناست که اولاً با حمایت کشورهای غربی و با توجه به انگیزههای فراوان آنکارا و ایروان دو طرف خیز بلندی برای از سرگیری مناسبات برداشتهاند و دوم اینکه وعدههای آنکارا به جمهوری آذربایجان، چیزی جزء فریب باکو و تلاش برای خرید زمان نبوده است. واقعیت این است که بیشترین زیان عادیسازی مناسبات ترکیه و ارمنستان متوجه جمهوری آذربایجان است.
باکو تا یک سال پیش با نوعی ارزیابی اشتباه، خود را در قبال روند عادیسازی مناسبات ترکیه و ارمنستان خونسرد و بیتفاوت نشان داده و در مواقعی حتی آن را به نفع منطقه و جمهوری آذربایجان عنوان میکرد، اما از حدود شش ماه پیش و با جدی شدن روند عادیسازی مناسبات ترکیه و ارمنستان به یکباره این خونسردی باکو پایان یافت و واکنش هماهنگی در میان برخی از مقامات، نمایندگان مجلس و رسانههای آذربایجان به اقدامات ترکیه برای عادیسازی مناسبات با ارمنستان نشان داده شد و به دنبال خودداری علی اف از شرکت در نشست ائتلاف تمدنها در استانبول به نشانه اعتراض، حتی باکو با افزایش یکجانبه قیمت گاز انتقالی به ترکیه، تهدید به تجدیدنظر در مناسبات خود با ترکیه به ویژه در زمینه همکاریهای انرژی کرد. مقامات باکو به توافقات اخیر باکو - آنکارا نیز واکنش نشان داده و بدون حل مناقشه قرهباغ، عادیسازی مناسبات آنکارا و ایروان را خلاف منافع آذربایجان عنوان کردهاند. با وجود این گامهای اخیر ترکیه و ارمنستان نشان میدهد که آنکارا به دلایل مختلف از جمله مسکوت گذاشتن مسأله شناسایی کشتار 1915 ارامنه، تضعیف نقش روسیه و ایران در قفقاز خصوصاً در ارمنستان، درخواستهای آمریکا و اتحادیه اروپا، منافع اقتصادی، اجرای طرحهای قفقازی خود و احیای نفوذ به اصطلاح تاریخی عثمانی در منطقه به دنبال عادیسازی مناسبات با ارمنستان است. البته دولت ترکیه در این روند با موانع داخلی نیز مواجه است که مهمترین آنها مخالفت احزاب مخالف دولت از جمله حزب جمهوریخواه خلق و حزب حرکت ملی است. ترکیه در راستای استراتژی خود برای تبدیل شدن به چهارراه ترانزیت انرژی به دنبال ایفای نقش محوری در طرح انتقال گاز حوزه خزر به اروپا موسوم به نابوکو است.
با توجه به هشدار باکو به تجدیدنظر در روابط با ترکیه، محافل سیاسی آنکارا نگرانند که در صورت بازگشایی مرز این کشور با ارمنستان، آذربایجان در همکاریهای انرژی با ترکیه به ویژه در زمینه طرح نابوکو تجدیدنظر کند ضمن اینکه ملیگرایان ترکیه روند مذکور را عامل تقویت ارمنستان و ادعاهای این کشور در قبال ترکیه ارزیابی میکنند. با وجود این با توجه به اقتدار حزب عدالت و توسعه بعید است که این مخالفتها تغییر در روند کنونی ایجاد کند مگر اینکه عوامل خارجی تأثیری در این روند گذارند. در ارمنستان نیز سرژسرکیسیان که در سال 1999 لئون ترپتروسیان رئیسجمهوری ارمنستان را به خاطر تلاش برای عادیسازی بدون پیششرط مناسبات با ترکیه خائن مینامید و نهایتاً با کمک همفکرانش ترپتروسیان را مجبور به استعفا کرد با مخالفتهای جدی برای عادیسازی بدون پیششرط مناسبات با ترکیه مواجه است. بعد از جنگ اوستیای جنوبی و قطع ارتباط ارمنستان با روسیه از مسیر گرجستان، تمایل ایروان برای عادیسازی مناسبات با آنکارا افزایش یافته است. اپوزیسیون ارمنستان در هفتههای اخیر به طور محسوسی تقویت شده و تظاهرات ضد دولتی آنها پیامهای آشکاری به سرکیسیان دارد ضمن اینکه دیاسپورای ارمنی از روند عادیسازی مناسبات ترکیه و ارمنستان حمایت نکرده است و داشناکسیون که با بیش از صد سال سابقه فعالیت حزبی، با دیاسپورا ارتباط عمیقی دارد، کاملاً به این روند اعتراض و از دولت ائتلافی خارج شده است.
با وجود این باید گفت آمریکا و اتحادیه اروپا برای تضعیف موقعیت روسیه در قفقاز از عادیسازی مناسبات ترکیه و ارمنستان حمایت میکنند و موج حمایتها از توافق اخیر ایروان و آنکارا نشاندهنده این موضوع است. به طوری که عادیسازی مناسبات ترکیه و ارمنستان یکی از محورهای مهم دیدار باراک اوباما رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا از ترکیه بود. به نظر میرسد بازگشایی مرز ترکیه و ارمنستان معادلات موجود در قفقاز را به هم خواهد زد.