تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۳۱۹۶۲

پیروزی حماس آرایش جدید و شرایط پیش‌رو


سکته مغزی آریل شارون و کنار رفتن او از عرصه سیاست در منطقه خاورمیانه، خود تحول کمی نبود و اکنون با پیروزی جنبش حماس در انتخابات پارلمانی فلسطینی، خاورمیانه دوره جدیدی از تحولات را آغاز کرده است. پیروزی حماس در انتخابات اخیر فلسطینی دست کمی از یک زلزله سیاسی تمام عیار ندارد. گروهی که هم اکنون با به دست آوردن 76 کرسی در مقابل 43 کرسی سازمان فتح، در موقعیت تشکیل دولت در تشکیلات خودگردان فلسطینی قرار گرفته است. برای تحلیل تاثیر پیروزی حماس بر منافع ایران در منطقه خاورمیانه، باید ابتدا نگاهی به وضعیت آمریکا و دولت اسراییل و بازیگران کلیدی دیگر داشت.
ریشه‌های پیروزی حماس
با آنکه درگیری ها و تنش های روزهای منتهی به انتخابات فلسطین در برخی مقاطع برگزاری، این انتخابات را در هاله‌ای از تردید قرار می‌داد، اما کاخ سفید و دیگران به برگزاری این انتخابات اصرار زیادی داشتند و لذا پس از پیروزی غیر مترقبه حماس در موقعیتی قرار نداشتند که بخواهند نتیجه را زیر سئوال ببرند. تقریبا همگان پذیرفته اند که پیروزی حماس ریشه در چند عامل مهم داشته است:
1- فشارهای غرب و اسراییل در نادیده گرفتن تشکیلات خودگردان تحت رهبری محمود عباس و بن بست در مذاکرات و طرح موسوم به "نقشه راه" در عمل، راه را برای سرخوردگی ملت فلسطین باز کرد.
2- فساد گسترده در تشکیلات خودگردان فلسطینی باعث یاس بسیاری از فلسطینی ها شده بود و وجهه سالم و قاطع حماس و برنامه های اجتماعی این گروه در بین قشر آسیب پذیر فلسطینی، تاثیر به موقع خود را نشان داد. جرج بوش در کنفرانس خبری خود به صراحت اعلام کرد که پیروزی حماس یک زنگ بیدار باش است. وی تا آنجا پیش رفت که بگوید مردم فلسطین با رای خود نشان دادند که خود مدیریت و رهبری سالم هستند و از وضع موجود و فساد خسته شده ‌ند!
3- عقب نشینی اسراییل از نوار غزه که پایگاه اصلی حماس بشمار می رود، میدان را برای حضور بیشتر این گروه در عرصه سیاست فلسطینی باز کرد. مرگ سیاسی آریل شارون یک مانع بزرگ روانی را از سر راه قدرت نمایی حماس برداشت. به احتمال بسیار قوی در صورتی که شارون در صحنه می بود، مشارکت انتخاباتی حماس، شاید با موانع مهمی برخورد می کرد.
از طرفی شارون خوش شانس هم بود که به هنگام اعلام پیروزی حماس روی تخت بیمارستان مشغول حیات گیاهی باشد، چرا که عملا بخش قابل توجهی از انتقادهای اسراییلی ها در درون به برنامه های شارون ختم شده است که با عقب نشینی یکجانبه راه حماس را باز کرده است. البته شارون با علم به اینکه خروج از نوار غزه دست حماس را بازتر می‌کرد، قبل از خروج، کادر رهبری اصلی حماس را از بین برد و در حملات خود شیخ احمد یاسین، رهبر معنوی این گروه و رنتیسی و دیگران را ترور کرد. اما حضور اجتماعی قدرتمند حماس، روحیه مبارزه جویانه این گروه و عوامل پیش گفته زمینه چرخش مردم فلسطین را تحکیم کرده بود. حال قسمت عمده‌ای از تحولات آینده بستگی کاملی به نحوه عملکرد حماس دارند.
نکته بسیار مهمی که در مورد پیروزی حماس در انتخابات فلسطینی وجود دارد آن است که این گروه ضداسراییلی نه به عنوان اپوزیسیون حزب حاکم (فتح) در انتخابات پیروز شد، بلکه از موضع قدرت واعتماد مردم فلسطینی به این نقطه رسید و شرکت 77 درصد واجدان رای دادن در انتخابات، پیامی را منتشر کرد که کمتر گوشی در جهان توانست آن را نشنیده بگیرد!
پیروزی حماس: غافلگیری کاخ سفید و اروپا
دولت جرج بوش، اروپا و خود اسراییلی ها از پیروزی گروهی چون حماس به شدت غافلگیر شده اند. سخنان جرج بوش در روز اعلام نتایج انتخابات فلسطینی بسیار جالب بود. وی در صدد بر نیامد که پیروزی حماس را زیر سئوال ببرد و آن را غیر قابل قبول بداند. بر عکس، رییس جمهوری آمریکا به صراحت – و صد البته از روی ناچاری و ناتوانی از انکار نتیجه- گفت که دموکراسی و انتخابات همین است که هست و اتفاقا او از همین ماهیت انتخابات خوشش می‌آید!
اتفاقا شمار بسیاری از ناظران وبازیگرانی که به پیروزی حماس واکنش نشان داده‌اند، اصرار جرج بوش و سخنانش در مورد ضرورت ایجاد دموکراسی در خاورمیانه را دلیل اصلی دست بستگی کاخ سفید در رد پیروزی انتخاباتی حماس برشمرده اند . اکنون این نگرانی بوجود آمده است که استمرار سیاست بوش در کوبیدن بر طبل دموکراسی در خاورمیانه می تواند به تزلزل دولت های حاکم بر کشورهای عربی منجر شود، چرا که اکنون نتیجه انتخابات فلسطینی نمونه‌ای شده که در دیگر کشورها با راحتی بیشتر قابل تکرار است. به عنوان مثال در انتخابات اخیر پارلمانی مصر، اگر برخوردهای پلیسی و سرکوبگرانه دولت مصر در برابر جنبش اخوان المسلمین نبود، پیروزی قابل توجه این گروه در انتخابات می توانست پیروزی کامل اخوان المسلمین باشد. لذا این انتخابات برای سیاست خاورمیانه‌ای جرج بوش یک زنگ بسیار پرصدای بیدار باش بود.
جرج بوش چاره ای جز پذیرش نتیجه نداشت. کاخ سفید تقریبا اطمینان کامل داشت که تشکیلات فتح، مانند گذشته در انتخابات پیروز میدان خواهد بود، هر چند بر اساس گزارش های موجود می‌دانست که گروه حماس در انتخاباتی که پس از عقب نشینی اسراییل از نوار غزه برپا می شد، حضور قدرتمندی را به نمایش می گذاشت، اما کاخ سفید هرگز تصور نمی کرد که این حضور قدرتمند به معنای پیروزی قاطع و بی چون و چرای حماس باشد.
جالب اینجاست که پیروزی حماس، عملا جرج بوش را در بن بستی قرار داد که چاره ای جز به رسمیت شناختن نقش آفرینی حماس ندارد، هرچند که آمریکا به سهم خود پیش شرط هایی را برای کار کردن با تشکیلات فلسطینی تحت کنترل حماس مطرح کرده است.
کاندولیزا رایس وزیر خارجه دولت جرج بوش نیز در موضع‌گیری های مکرر خود روی این محور حرکت می‌کرد که حماس باید از میان کار سیاسی و مبارزه مسلحانه یکی را انتخاب کند. سخنان جرج بوش و رایس معنایی جز به رسمیت شناختن پیروزی و مشروعیت پیروزی انتخاباتی و حق این گروه برای ادامه کار ندارد. سیاه ترین سناریوی قابل تصور کاخ سفید اتفاق افتاده بود و کاری هم نمی‌شد کرد.
تمامی آنچه در مورد غافلگیری کاخ سفید گفته شد در مورد اتحادیه اروپا نیز صدق می کند. دستپاچگی و سرعت در تشکیل جلسه نمایندگان کشورهای اروپا، آمریکا، روسیه و دیگران که بلافاصله پس از پیروزی حماس ترتیب برگزاری آن داده شد، خود نشان از غافلگیری آنان و تلاش برای بررسی اوضاع داشت.
وضعیت اسراییل: گزینه‌های یکجانبه و رکود سیاسی
صحنه سیاست در اسراییل در یکی از بدترین مقاطع تاریخ پس از اشغال قرار گرفته است. در غیبت آریل شارون، بنیانگذار حزب راستگرای لیکود که قصد داشت در راس حزب تازه تاسیس کادیما وارد عرصه انتخاباتی ماه مارس اسراییل شود و زمام امور را از نقطه ای جدید بدست گیرد، شرایط برای سیاستمداران اسراییلی بسیار به هم ریخته به نظر می‌رسد.
ایهود المرت، کفیل نخست وزیری اسراییل در غیبت احتمالا همیشگی شارون، اکنون در راس حزب کادیما قرار گرفته است. به نظر نمی‌رسد که این حزب شانس چندانی داشته باشد، چرا که تنها شارون بود که این حزب را برای برنده شدن در انتخابات صاحب وزن سیاسی می کرد. شیمون پرز از حزب کارگر که به کادیما پیوست نیز احتمالا شانس چندانی نخواهد داشت و امیر پرتص رهبر جدید حزب کارگر نیز برای عرض اندام کردن در انتخابات ماه مارس اسراییل، سر وگردنی از دیگران بالاتر نیست.
در این میان بنیامین نتانیاهو رهبر حزب لیکود، شاید بتواند در سایه تبلیغات مبتنی بر ایجاد هراس از روی کار آمدن حماس در اراضی اشغالی فلسطینی، تا اندازه‌ای دارای آینده سیاسی بنظر آید، هرچند بسیار بعید است که وی و حزب لیکود به تنهایی قادر به تشکیل دولت بعدی اسراییل باشند. در زمان آریل شارون این امکان وجود نداشت، چه رسد در شرایط کنونی. نکته ای که با قاطعیت می توان در مرحله کنونی روی ابعاد آن برنامه ریزی کرد آن است که تل آویو در نتیجه شوک ناشی از پیروزی حماس در لاک انزوا (از نقطه نظر رابطه با تشکیلات خودگردان فلسطینی) فرو خواهد رفت و تعاملی با حماس در راس این تشکیلات نخواهد داشت. این رویکردی است که ایهود اولمرت بلافاصله روی آن انگشت تاکید گذاشته است.
در شرایط کنونی نگاهها به ترکیب بازیگران و نتیجه انتخابات پیش روی اسراییلی ها دوخته شده است. نکته استراتژیک در مورد انتخابات اسراییل در ماه مارس آن است که پیروزی حماس در انتخابات اخیر فلسطینی و نحوه عمل این جنبش در راس قدرت سیاسی اثر تعیین کننده بسیاری بر شکل و ماهیت دولت بعدی تل آویو خواهد داشت.
در این خصوص که اسراییل در مقابل حماس چه خواهد کرد، ابتدا باید دید پاسخ پرسش‌های زیر چه خواهد بود:
1- آیا حماس همانند فتح (یا سازمان آزادیبخش فلسطین - ساف) حاضر به تغییر منشور خود و حذف عبارت معطوف به نابودی اسراییل و ترک مبارزه مسلحانه خواهد شد؟
2- با توجه به پرسش فوق و ارتباط با آن در حالت مثبت بودن، آیا آمریکا و اتحادیه اروپا با دولتی تحت رهبری حماس همکاری خواهند کرد؟
3- آیا گروههای فلسطینی در دولت تحت رهبری حماس حاضر به همکاری خواهند بود؟ آیا جنبش فتح در دولت بعدی فلسطینی کارکرد و نقش آفرین خواهد بود؟ (فتح بلافاصله پس از انتخابات ضمن پذیرش شکست و احترام به پیروزی حماس اعلام کرد که در دولت بعدی حضور نخواهد داشت، اما برخی موضعگیری‌های حماس بدان اشاره دارد که حماس‌ می‌داند که در تشکیل دولت و پیشبرد کارها به حمایت فتح نیاز دارد، چرا که حماس به تنهایی نمی‌تواند همکاری مورد نیاز بین‌المللی را به دست آورد).
اما صرف‌نظر از این که پاسخ پرسش‌های فوق برای تعیین تحرکات بعدی اسراییل چه باشد، این احتمال قریب به یقین داده می‌شود که تل آویو در سایه زلزله سیاسی بوجود آمده، بدنبال پیگیری سیاست های یکجانبه خود برآید. این سیاست ها در چند محور خلاصه می شوند سرعت بخشیدن به احداث دیوار حائل. این دیوار در طول سه سال گذشته کمتر از نیمی از مسیر پیش بینی شده را طی کرده و تکمیل شده است. فلسطینی ها و افکار عمومی کشورهای عربی- اسلامی به احداث این حائل و مسیر عبور آن اعتراض شدید دارند. اتفاقا اصرار اسراییل بر تکمیل یک جانبه آن و در نظر نگرفتن شکایات فلسطینی‌ها از غصب بیشتر اراضی فلسطینیان در طول مسیر احداث این دیوار، محکی برای واکنش و رفتار حماس خواهد بود.
روی دیگر سیاست یک جانبه تل آویو آن خواهد بود که مذاکرات با دولت حماس را در حالت انجماد نگاه دارد، امری که برای سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا خطرناک خواهد بود. در حال حاضراسراییلی‌ها در رسانه هایشان انتقاداتی از نقشه راه مطرح می‌کنند و بخشی از بار تقصیر در خصوص روی کار آمدن حماس را به دوش آمریکایی‌ها می‌گذارند.
احتمالا اسراییل سیاست تضعیف تدریجی حماس در عرصه جدید را در پیش می‌گیرد تا به فلسطینی‌ها ثابت کند که در پر کردن برگه رای دچار اشتباه شده‌اند! یک سیاستمدار اسراییلی در واکنش به پیروزی حماس گفت که فلسطینی‌ها با انتخابی که در برگزیدن حماس کردند، فرصت‌های ایجاد شده را مدفون ساختند. بر این اساس، نگاه اسراییل و غرب می‌تواند در این نقطه شریک شود که باید کاری صورت گیرد که زمینه بازگشت حزب فتح در انتخابات بعدی- و یا در سایه تحولات غیر منتظره پیش رو- فراهم شود.
آنچه در این میان برای ملاحظه آینده بسیار نزدیک باید در نظر داشت آن است که نحوه عملکرد حماس و تحولات در تشکیلات خودگردان و نحوه عمل فتح، بخش قابل توجهی از منابع تنظیم سیاست های اسراییل را تشکیل خواهد داد.
در حال حاضر می توان انتظار داشت که حماس در رویکرد خود در قبال تل آویو فرضیات و وضعیت های زیر را مد نظر قرار دهد:
الف- این احتمال قوی است که حماس، برای شکستن آتش بس نه چندان محکم موجود با اسراییل پیشقدم نشود. اگر اسراییل بخواهد میزان واکنش حماس را بسنجد و دست به اقداماتی نظیر حمله به اهداف فلسطینی بزند، احتمالا حماس چاره ای جز پاسخ نخواهد داشت، هرچند این پاسخگویی می تواند در اشکال مختلفی صورت گیرد. حماس ابتدا باید ترکیب مهره های سیاسی خود و نحوه تعاملش با گروههای فلسطینی و جامعه بین المللی را مشخص کند.
ب- اگر حماس بخواهد موجودیت اسراییل را به رسمیت بشناسد، امری که احتمالا با اما و اگرهای فراوانی همراه است، این امر بر روابط حماس با سایر گروههای مبارز تاثیراتی خواهد داشت.
ج- در حالی که حزب فتح دچار اختلافات شدید درونی در سایه شکست سنگین در مقابل حماس شده و هواداران این حزب خواهان استعفای سران فتح شده و علیه آنها دست به راهپیمایی زدند، احتمال برخورد احساسی هواداران فتح و حماس از صفحه احتمالات کنار گذاشته نخواهد شد.
آمریکا در شرایط به وجود آمده تلاش دارد تا محمود عباس را بنوعی به عنوان "نقطه تماس" حفظ کند. جرج بوش به صراحت در سخنان خود نسبت به ماندن محمود عباس در صحنه سیاست فلسطینی‌ها ابراز امیدواری کرد. لذا حماس باید به این نکته توجه داشته باشد که چگونه‌می‌خواهد چهره‌سازی کند، آن هم برای تشکلی که نظر به برخورد غرب با حماس، این گروه دارای چهره‌های سیاسی- دیپلماتیک در عرصه جهانی و منطقه ای نیست. با این حال شاید بتوان از حماس انتظار عملگرایی داشت و در سایه این عملگرایی، ترکیبی از چهره‌های شناخته شده مانند محمود عباس تحت شرایط موجود، به ایفای نقش در مسائل ترغیب شوند.
حماس و منافع ایران در منطقه:
ضرورت دقت در آرایش های جدید

پیروزی گروه حماس در انتخابات فلسطینی از جهاتی بر سیاست‌های ایران در قبال قضیه فلسطین و کلیت منطقه خاورمیانه تاثیراتی را برجای خواهد گذاشت. از آنجا که آمریکا، اروپا و اسراییل همواره تهران را به کارشکنی در روند موسوم به صلح اعراب و اسراییل متهم می کرده اند، اکنون با پیروزی حماس به نظر می‌رسد که سیاست ها و مواضع جمهوری اسلامی ایران در این حوزه از وزن و جایگاه ویژه‌ای برخوردار شود. ایران یکی از حامیان جریان مقاومت ضد اسراییلی شناخته شده و حماس یکی آن است.
اگرچه فعالیت های گروه جهاد اسلامی در شرایط جدید نیازمند دقت بیشتر است، اما طبیعی است که ایران ضمن خوشحالی از پیروزی حماس در انتخابات اخیر، برای حمایت بیشتر از این گروه و گروههای همسو آماده شود. بسته به این که حماس چه راهی را در شرایط بودن در راس قدرت در پیش بگیرد، سیاستهای جمهوری اسلامی نیز باید در شرایط جدید تنظیم شود. یکی از منافع پیروزی حماس برای ایران آن است که وزن مواضع تهران در خصوص حق تعیین سرنوشت برای فلسطینی‌ها با پیروزی حماس، سنگین‌تر از قبل شده است. این امر به نوبه خود، نگرانی و حساسیت بیشتر کشورهای غربی و اسراییل و حتی کشورهای عربی را به همراه خواهد داشت.
در این میان باید دقت صورت گیرد تا شرایط حماس درک شود و حمایت هایی که از این جریان می شود، فقط ناظر به برخی جوانب خاص نباشد. از آنجا که حماس از سوی برخی کشورهای عربی منطقه نیز حمایت می‌شود، لذا طبیعی است که رهبران حماس بخواهند نوعی توازن در تعاملات این گروه با بازیگران منطقه‌ای ایجاد کنند. شرایط حماس به عنوان یک گروه چریکی- مردمی به یک تشکل حاکم و مسئول اداره امور تغییر یافته و در این فضا، باید منافع بلند مدت فلسطینی‌ها مورد توجه قرار گیرد. هرچه فلسطینی ها در احقاق حقوق از دست رفته خود موفقیت بیشتری بدست آورند، قدردانی از سیاست های حمایت گرایانه ایران نیز در بین افکار عمومی کشورهای اسلامی- عربی محسوس تر خواهد بود. شکست حماس در راس قدرت فلسطینی، برای تهران وضعیت مطلوب نبوده و باید دقت شود که سیاست اسراییل و به نوعی غرب، به احتمال قوی در جهت تبدیل حماس به یک جریان ناموفق در راس امور فلسطینی ها تنظیم خواهد شد.
در یک منظر استراتژیک، روی کار آمدن حماس که می تواند در صورت موفقیت در امور، موجی موافق در سایر کشورهای عربی – اسلامی ایجاد کند، به نفع تهران خواهد بود. بنابراین موفقیت حماس در مقام جدید حاوی نقاط مثبت فراوانی برای ایران نیز هست. این مطلوبیت، به همان اندازه در نگاه کشورهای غربی و اسراییل نگران کننده تلقی خواهد شد، چرا که حماس و سایر گروههای ضد اسراییلی نظیر حزب الله لبنان و جهاد اسلامی از نظر تحلیلگران غربی-اسراییلی نوعی عقبه استراتژیک برای جمهوری اسلامی ایران در سناریوهای مختلف ایجاد می کنند.
در شرایط جدید که حماس تحت فشار برای در پیش گرفتن یک رویکرد سیاسی محض است، فشارها بر گروههای مشابه پیش گفته در لبنان و سایر نقاط نیز می‌تواند افزایش یابد. لذا در یک معادله استراتژیک، از تغییر کاربردی گروه‌های چریکی ضد اسراییلی تبعاتی متوجه برآیندبرداری و موازنه نیروها و کارکرد آنها در قبال اسراییل و کلیت منطقه خواهد شد. این امر باید در مجموعه مطالعات ایران در تحولات منطقه دیده شود و برای حالات مختلف برنامه‌های کوتاه و بلندمدت طراحی گردد.
در مجموع، انتخابات در عراق و انتخابات اخیر فلسطینی، پتانسیل های مثبتی را در همسویی با منافع جمهوری اسلامی ایران به فعل تبدیل کرده اند که برخی شعارهای قدیمی و دنبال شده تهران در این حوزه های کلیدی را به بار نشانده اند.
در این شرایط، ادامه مسیر باید با در نظر گرفتن و دقت در پیچیدگی‌های شرایط جدید صورت گیرد. در شرایط جدید، منابع سنتی تهدید ایران جای خود را به اشکال جدید موازنه قوا داده اند. سیاست آمریکا در منطقه خاورمیانه که با شعار بسط دموکراسی دنبال شده، به ایجاد موجودیت هایی منجر شده که در عین حالی که منافع بلندمدت آمریکا در منطقه را تامین نمی‌کنند، چشم ناظران ایران را متوجه پیدایش جریانات همسو با ایران در عراق و اراضی فلسطینی کرده است. این امر بدون شک از دید پایتخت های عربی پنهان نمانده و لابی اعراب درآمریکا در تلاش است تا برای برقراری موازنه متقابل در قضیه ایران کاری صورت گیرد.
بدین وضعیت باید کنار رفتن آریل شارون از صحنه سیاست اسراییل و ایجاد تزلزل در ساخت سیاسی این رژیم را اضافه کرد. این عاملی است که به ایران میدان بیشتری اعطا می‌کند و از ضریب موفقیت برخی موضعگیری‌های قبلی و فشارهای همراه می‌کاهد. از همین روست که تهران می‌تواند روی کار آمدن حماس در اراضی اشغالی فلسطینی را در مدار معادلات منطقه‌ای خود به گونه‌ای جای دهد که عرصه آن فقط به موضع گیری‌های لفظی و کوتاه نگر محدود نشود و در عین حال، زمینه‌ای برای فشاربیشتر بر ایران ایجاد نکند و فشار منفی خاصی بر قدرت سیاسی نوپای حماس وارد نیاورد.
صائب عریقات از چهره‌های شناخته شده در تشکیلات خودگردان فلسطینی به رهبری محمود عباس در خصوص پیروزی حماس در انتخابات فلسطینی جمله جالبی بر زبان رانده که ترجیح می‌دهم زینت بخش نکته پایانی این نوشتار باشد. عریقات در توصیف شگفتی ناشی از پیروزی حماس در فردای انتخابات فلسطینی‌ها گفت: "(امروز) از خواب بیدار شدیم و دیدیم آسمان رنگ تازه و دیگری به خود گرفته است. ما وارد عصر نوینی شده ایم".
ایران باید در این عصر نوین با ذکاوت و اشراف به پیش برد برنامه‌های مبتنی بر تحدید تهدیدات بپردازد. با کنار رفتن عرفات و سپس شارون، رنگ آسمان برای برنامه‌های فلسطینی محور ایران تغییر کرده بود، اکنون با پیروزی حماس، حفظ پیوستگی و پایداری و بهره برداری مناسب از این تغییرات در سایه شرایط خاص کنونی محاط بر ایران، از ضرورت بیشتری برخوردار شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات