به گزارش خبرگزاری فارس ،مدتی پس از اشغال لانه جاسوسی آمریکا در تهران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام،شاه مجبور به ترک خاک ایالات متحده گردید و در هشتم فرودین ماه 1359 محمد رضا پهلوی پس از مدتی آوارگی درکشور های همجوار آمریکا، عازم مصر شد.پس از ورود شاه مخلوع به مصر،مخالفتهای مصریان بروز کرد.
پس از عزیمت شاه مخلوع به مصر یکنوع آرامش توام با نگرانی، خانوادههای گروگانهای امریکائیها را فرا گرفت. خانم مارلی لوپز که پسرش گروهبان جیمزلو پز جزء گروگانها بود اظهار داشت: «من خوشحالم که شاه مخلوع به ایالات متحده نیامده است. آرزو میکنم که ورود وی به قاهره حادثهای برای گروگانها در برنداشته باش» دیگ گاله گوس پدر یکی دیگر از گروگانها اعلام کرد: «چنانچه تصور کنیم که ایرانیان نتوانند شاه مخلوع را مصر تحویل بگیرند این امر ادامه زندانی بودن گروگانها را بدنبال خواهد داشت»
خانواده گروگانها در آن هنگام تصمیم گرفتند اواخر یکی از هفتهها گرد هم جمع شند قبل از عزیمت شاه مخلوع از پاناما آنان نامهای به جیمی کارتر نوشته از وی تقاضا کرده بودند که شاه مخلوع را بریا عمل جرای به آمریکا راه ندهند. در این نامه که به امضا 43 تن از خانوادههای گروگانها بود تاکید شده بود که اجازه ورود شاه مخلوع در اکتبر گذشته به امریکا و بستری شدن وی در نیویورک اساس گروگانگیری سفارت امریکا در تهران بوده است.
در اواخر فروردین ماه 59 و اوائل اردیبهشت ماه همین سال از جانب کارتر یک پیام به رئیس جمهور ایران داده شد و پیام دیگر نیز تقدیم حضور امام گردید.بر خلاف انتظار مقامات آمریکایی، رسانه های ایران دریافت این نامه ها را به شکل عمومی اعلام کردند. بلافاصله پس از افشای خبر دریافت پیام ها ، کاخ سفید ارسال هر دو پیام را تکذیب نمود. اما سفیر سوئیس در تهران گفت: «که او پیامی از طرف رئیس جمهور آمریکا به ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور ایران تحویل داده است.»
با انتشار پیامی که جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا برای امام خمینی فرستاده بود و تکذیب آن پیام از طرف مقامات کاخ سفید، حجت الاسلام حاج احمد آقا خمینی به خبرنگاران گفت این پیام توسط آقای قطب زاده به دست امام رسید که از قراری که آقای قطب زاده گفته توسط کاردار سوئیس به دست ایشان رسیده و بعد با همان، یک پیام دیگر هم به آقای بنی صدر دادند.
البته در پیام امام تندی هائی که در پیام آقای بنی صدر بوده نبوده و ملایمت داشته و ما آنرا از بابی که امام فرمودند هیچ چیز نباید از ملت دور باشد ما این را به رادیو دادیم و منشر شد.
خبرنگاران از حجت الاسلام حاج احمد خمینی سوال کردند: شما از صحت این پیام که از جانب کارتر آمده مطمئن بودید؟ او پاسخ داد: این مسلم است برای اینکه این پیام را کاردار سوئیس خودش آورده آنجا و داد، و گفته این نمیشود دروغ باشد و تکذیب آنها هم یک امر مسلم و ضروری بود از نظر ما؛ و این سابقه هم داشت برای آنکه پیام کندی هم به امام بعد تکذیب شد. و بطور کلی در آمریکا رسم بر این است که وقتی پیامی را میدهند سعی میکنند این منتشر نشود. پیامهای این چنینی را ما به این دلیل منتشر کردیم که به مردم بگوئیم که زیر پرده چیزی نداریم و تکذیبش را هم میدانستی و انتظارش را هم داشتیم. اما خوب اگر آن مرتبه ما نتوانستیم پایه را سفت بکنیم، این مرتبه هم من تماس با آقای بنی صدر گرفتم و هم تماس با شورای انقلاب و آقای قطب زاده گرفتم و هر سه شخص آقای کاردار را که این را آورده بود معرفی کردند و گفتند که مسلم است و این تکذیب هم از نظر ما مسلم است که تکذیب کرده اند. گرجه در حدود نیم ساعت پیش تلفن شد به اینکه دولت سوئیس تکذیب کرده تکذیب خود شانرا، و باز از کاخ سفید تکذیب کردند تکذیب خود شانرا، اما تکذیبهایشان را نیز خبرگزاریها منتشر نکردند و حالا نمیدانم که منتشر بشود.
*سوال شد: در این پیام که ملاحظه فرمودید مهر محرمانه سفارت سوئیس هم بود؟
**حجت الاسلام حاج احمد خمینی گفت: به هیچ وجه دیده نمیشد .البته میدانید که پیام های این چنینی را هرگز با مهر و امضا و شماره نامه نمیدهند. مثلا در موقعی که افغانستان توسط شوروی اشغال شد سفیر شوروی ساعت 4 نیمه شب آمد قم و گفت پیامی از برژنف دارد، حتی آنرا هم روی کاغذ سفیدی نوشته بودند و آوردند که مثلا عکسی العملی دولت ایران نشان ندهد و امام در همان موقع ععکس العمل نشان دادندف و راست قضیه این است که آنها انقلاب ایران را نشناخته اند. اگر انقلاب ایران را شناخته بودند و میدانستند همه چیز مردمی است و چیزی از مردم پنهان نمیماند و نباید بماند و ملاک پیروزی هم در جریان قرار دادن مردم است آنها هرگز دست به چنین کارهائی نمیزدند؛ اما از جائی که آقای کارتر در یک وضعیت بسیار بدی در امریکا قرار گرفته و با شکست مواجه شده است دست به هر عملی میزند. منجمله آقای رئیس جمهوری را تهدید میکند و میداند که امام اهل تهدید نیست و پیش از خضوع میکند و بعد هر دو را تکذیب میکند؛ و امیدواریم که آقای رئیس جمهور هم پیامشان را منتشر کنند و نیز شنیدم ایشان هم اطلاعیه ای داده اند که لابد بعد منتشر میشود که در آن اشاره کرده اند که روز سه شنبه که روز جمهوری اسلامی است مفصل در این باره صحبت خواهند کرد:
*سوال شد: امام که پیام را دیدند چه فرمودند؟ آیا نظری داشتند در مورد مفاد پیامی را که دیده بودند و احتمالا جوابی به آن خواهند داد؟
**پاسخ داده شد: «بطور کلی امام پیام را که دیده بودند من اینجا نبودم اما چند ساعت بعد که من آمدم ایشان فرمودند که این باید منتشر بشود برای اینکه ما چیزی را از ملت پنهان نمیکنیم و در ثانی به احتمال قوی اینها ممکن است خودشان منتشر کنند و بعد یک چیزهایی فکر کنند و مردم هم فکر کنند که چیزهایی زیر پرده است و ما باید آنچه که میگذرد به مردم بگوئیم و خود مردم تصمیمشان را میگیرند و به همین دلیل گفتند که فورا ما منتشر کنیم.»
*سوال شد: پس با این تکذیبی که شده جوابی به این پیام داده نخواهد شد؟
**پاسخ داده شد: «تکذیب را گفتم که دو مرتبه تکذیب کردند. البته تکذیب آنها را منتشر کردند، و کارتر شنیده ام گفته که این یک پیام خصوصی بوده و در عرف بین الملی این پیام ها بهیچوه منتشر نمیشود، و لذا سخنگو و بقیه افراد نمیدانند ولی خوب اینها همه دروغ است؛ و در خود این پیام هم به مسائلی اشاره شده که خیلی هایش دروغ است. مثلا اشاره به اینکه من نمیدانستم مصر با شاه تماس گرفته و شاه میخواهد برود ما به این معنی توجه نداریم که این را تکذیب میکنند یا نه. آنچه که امام به آن توجه دارد آن است که آنچه که میگذرد مردم مطلع شوند و کاری هم نداریم که بعدا امریکا آنرا تکذیب میکند یا نه.
*سوال شد «شما هیچ شکی در مورد این مفاد پیام کردید که قل از اینکه منتشر شود دروغ و یا احتمالا یک بازی سایسی باشد به این دلیل که اگر اینچنین نبود آنها از انتشار آن ناراحت نمیشدند و تکذیب نمیکردند این فکر را شما قبلا کردید.
**پاسخ داده شد: من یقین دارم که این پیام مال کارتر است و امام هم، یعنی مضامین مضامینی است که که مال آنها است.
*سوال شد: منظورم مفاد پیام است یعنی اگر او اعتقاد داشت به آنچه در پیام آمده بود از انتشار آن ناراحتی نمیشد.
**پاسخ داده شد: نه این طور نیست آنها در مرحله اول این را منتشر کردند که به یک نتیجه برسند؛ برای اینکه وضع ریاست جمهوری در آنجا مطرح است. یعنی کارتر برد و باختش روی گروگانها است. با آزادی و عدم آزادی گروگانها برد و باخت او در انتخابات آمریکا مطرح است. اگر اینطور باشد آنها پیام را میدهند. البته عدم شناخت شخص امام و انقلاب ایران است میگویند ما این را میدهیم بلکه به یک پیروزی رسیدیم و گروگان ها تسهیلاتی نسبت بهشان فراهم شد، مثلا به دست اولت افتاد، مثلا آزاد شد، مثلا امام فرمودند که مجلس شورای اسلامی گفته حالا بروند، این احتمالات و لو اینکه احتمالش ضعیف است چون محتمل قوی است، روی اینها حساب باز میکنند؛ لذا پیش خود گفته اند اگر منتشر نشد فبها، و اگر منتشر شد که آنرا تکذیب میکنیم. چرا برای اینکه نه آرمی در کار است و نه شماره ای نه دستخطی و نه امضائی بلکه پیامی است که بوسیله شخص دیگر داده شد، متن پیام هم فرانسه است و بناست روی متن پیام هم تصمیم گرفته شود و دولت سوئیس باید بالاخره موضع خودش را روشن کند یعنی معنا ندارد کاردار سوئیس در تهران این را بیاورد بدهد به آقای رئیس جمهور و وزیر خارجه و بعد صراحتا تکذیب کند.
تکذیب خودشان را هم همانطور که آنرا رسمی تکذیب کردند اینرا هم باید رسمی تکذیب کنند. و اگر اینکار را نکنند باید توضیح بدهند و اگر توضیح ندادند قطعا وزیر خارجه ما به آریالای رئیس جمهور که کاردار را پذیرفته اند حتما روی این معنا عکس العمل نشان میدهند.
*سوال شد «این پیام امضای کارتر و یا مهر کاخ ریاست جمهور داشت؟
**پاسخ داده شد«نه هیچکدام»
*سوال شد: خبرگزاریهای یک مرتبه منتشر کردند که هم امضای کارتر بوده و هم مهر کاخ ریاست جمهوری امریکا و هم مهر سفارت سوئیس به ایران.
**پاسخ داده شد: من آنرا متن پیام را به فرانسه ندیدم اما ترجمه ای که اینجا آوردند نگفته به ما که چنین چیزی است اگر چیزی بود حتما به ما میگفتند من فکر نمیکنم چنین چیزی باشد.
*سوال شد: یعنی متن ترجمه شده پیام را از سفارت سوئیس آوردند.
**حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی پاسخ داد«نه، اصل را آوردند متن ترجمه شده اش را از وزارت خارجه دادند.»
صادق قطب زاده نیز در مصاحبه اش با خبرگزاری پارس (جمهوری اسلامی) گفت: از سوی کارتر رئیس جمهور آمریکا پیام دیگری برای دکتر ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور ایران ارسال شده است و افزود: این پیام کارتر توسط سفیر سوئیس در جمهوری اسلامی ایران پیش از ظهر روز دهم فروردین ماه 59 به رئیس جمهور تسلیم شده است، قطب زاده تاکید کرد ارسال پیام دیگر رئیس جمهور آمریکا نشانه جدی بودن مسئله پیام نخستین است، و حاکی از این است که کل روابط ایران با آمریکا باید بر اساس معیارهای شرافتمندانه و صادقانه و عدل و عدالت حل شود.
قطب زاده در این گفت و گو تاکید کرد که پیام نخستین کارتر را از کاردار سفارت سوئیس در تهران دریافت داشته و شخصا تسلیم امام کرده است.
قطب زاده عقید داشت این پیام نشانه بزرگترین پیروزی برای دیپلماسی ایران است و یکی از کم نظیر ترین پیروزیهای در جهان سوم بشمار میرود او در رابطه با تکذیب ارسال پیام از سوی سخنگوی کاخ سفید گفت: علت تکذیب این خبر مسائل داخلی امریکا ست و واشنگتن برای گرفتن زهر این خبر آنرا تکذیب کرده است. وی افزود تکذیب پیام کار احمقانه ای بود ،چرا که اثر مثبت اولیه پیام را از بین برد و تکذیب هم پایه و اساس درستی نداشت. قطب زاده در رابطه با کار کمیسیون تحقیق گفت: این کمیسیون کار خود را ادامه خواهد داد چرا که در سیاست ایران تعارف و مجامله وجود ندارد و در نهایت بر ادب و متانت اسلامی متکی است.
وی افزود: این گروههای وابسته و نوکران روسیه شوروی هستند که میخواهند به هر قیمت شده ما را به دامن شوروی بیندازند.
وزیر امور خارجه در توجیه دلائلش برای صحت پیام کارتر گفت: به گزارش خبرگزاریها مقام های عالیرتبه امریکا تاکید کرده اند که مذاکراتی بین طرفین در این مورد وجود داشته و این نامه محتوای همان مطالب است. وزیر خارجه در توجیه علت تکذیب کاردار سوئیس گفت: به نظر من ایشان پس از تکذیب ناگهانی سخنگوی کاخ سفید سر در گم شده و به ناچار از تائید خبر خودداری کرده است.
ابولحسن بنی صدر رییس جمهور وقت نیز در مورد پیام های که کاردار و سفیر سوئیس از سوی کارتر رئیس جمهور امریکا برای وی فرستاد سخنانی داشت. او در این باره گفت: شورای انقلاب بعد از آرمدن «کورت والدهایم» دبیرکل سازمان ملل متحد به ایران تصمیم گرفت که فکری و پیشنهادی را از طریق وزارت خارجه پیش ببرد و آن تشکیل یک کمیسیون بود تا جنایات آمریکا در ایران بر افکار عمومی مردم امریکا و دنیا شناخته شود و یک دستور العملی برای کمیسیون تنظیم کرده بود. بعد از اینکه من در شورای انقلاب حاضر شدم ملاحظه شد که کار کمیسیون پیش رفته و آماده تحقق و شروع به کار است. قرار شد که من در مقام رئیس جمهوری و رئیس شورای انقلاب بگویم که ایران آماده پذیرفتن کمیسیون است. من در بیمارستان به خدمت امام رفتم و از ایشان پرسیدم شما موافق به آمدن کمیسیون هستید فرمودند بله... عیبی ندارد. من هم آن کمیسیون را دعوت کردم یکی از کارهای کمیسیون هم دیدرا از گروگان ها بود و آن ترتیبی پیش آمد که میدانید قرار این بود در صورتی که کار این کمیسیون پیش رفت و گزارش داده شد و تعقیب شاه سابق و پاناما پیش رفت و قضیه استرداد او جدی شد، گروگانها را تحت مراقبت پزشکی در آوردیم که افکار عمومی که در دنیا بر ضد ما تبلیغات میکنند و آنها میخواهند به ما که اسلام ما همه اش درس انسانیت است درس انسانیت بدهند ومعلوم بشود که هیچگونه بدرفتاری با گروگانها نمیشود و تحت مراقبت پزشکی و تحت مراقبت دولت هم هستند. این دستورالعمل بود بعد از اینکه شاه سابق را از پاناما به مصر بردند، پیامی برای ما آمد که شما به وعدهتان عمل بکنید. گفتم: وعده ما چه بود که به آن وفا کنیم! گفتند که: انتقال و مراقبت پزشکی از گروگانها به وضعیتی که افکار عمومی ما مطمئن بشود که گروگانها از هر جهت در امن هستند. گفتم آن به این شرط بود که شاه سابق از پاناما به مصر نرود و گزارش کمیسیون هم داده شود.
اما شما بی جهت نگران هستید، مسئله ما مسئله اجرای اسلام است، شما مطمئن باشید هم از نظر سلامت و هم از نظر امنیت هیچ کم و کسری در کار آنها نخواهد شد، ما حاضریم تامینهای لازم را انجام بدهیم ولی باور نمیکنیم که این شاه سابق مفلوک خود به مصر رفته باشد. جناب کیسینجر شما در اینجا حاضر بوده و ایشان این فساد را کرده است و اینکه بگوئید که شما نخواستهاید شاید شما در اینجا شخصا اطلاعی نداشتهاید ولی رقبای شما که میخواهند جای شما را در ریاست جمهوری بگیرند شاید اینکار را کرده باشند. آن را نمیدانیم، ولی ما میدانیم که دستگاه حاکمه آمریکا این کار را کرده و ما با این دستگاه طرف هستیم. پیام دوبارهای به من نوشتهاند که ترجمه فارسی آن را برای شما میخوانم:
متن پیام کارتر به رییس جمهور ایران
ما به عکسالعمل آقای بنی صدر رئیس جمهوری نسبت به پیام 25 مارس توجه کردهایم. پیامی که در آن ارزیابی خود را از وخامت وضع و ضرورت اقدام به یک مرحله قطعی به منظور انتقال گروگانها برای آنکه تا دوشنبه 31 مارس تحت کنترل دولت درآید، شرط کردهایم، ما اطمینانهای تجدیدشده آقای بنیصدر رئیس جمهوری را که به آقای «کایسر» از سفارت سوئیس مبنی بر اینکه گروگانها تحت مراقبت دولت در میآیند را ارج میداریم به نظر ما اهمیت دارد که این امر بلافاصله انجام بگیرد در تحلیل ما شرایط سیاسی در ایران و ایالات متحده آمریکا انتقال را در فرصت دیرتر بسیار مشکلتر میکند.
در یک پیام جداگانه ما تغییر در عکسالعمل روسای سیاسی آمریکا و افکار عمومی آمریکا را درباره بحران ایران شرح دادهایم.
میتوان انتظار داشت اگر کارهای مثبتی انجام نشود بر شدت این رفتار منفی در هفتههای آینده افزوده خواهد شد. اما درباره مطالبی که آقای رئیس جمهوری به آقای «کایسر» گفتهاند ما بر این عقیدهایم که در حقیقت آمریکا حسن نیت خود را به ایران و رئیس جمهور آن نشان داده است. موافقت با تشکیل کمیسیون سازمان ملل متحد بهترین علامت آن است. وانگهی در دو ماه گذشته ما از هرگونه بیان سخت و خشن نسبت به ایران خوددای کرده و سعی کردهایم موضع آقای بنی صدر رئیس جمهوری را از نظر دور نداریم.
ما بدون آنکه موفق شویم سعی کردهایم شاه در پاناما بماند در 27 مارس آقای ونس وزیر خارجه در یک بیان علنی موافقت خود را با انتشار کتاب سفیدی درباره تاریخ روابط ایران و آمریکا اظهار کرده، ما مایلیم به یک رشته مراحل متقابل مبادرت کنیم. بیان آقای بنی صدر به تلویزیون آمریکا که گروگانها میتوانند قبل از تشکیل مجلس آزاد شوند به شرط آنکه شرایط واقعی جمع بشوند (که آن شرط به طوری که من گفتهام استرداد شاه است. امروز شاه را از مصر بیاورند اینجا همان لحظه ما گروگانها را در فرودگاه میفرستیم تا بروند) و تغییری در رفتار آمریکا به وجود اید توجه ما را جلب کرده است. ما آمادهایم هر فکر خاص را در این باره دریافت کنیم ما باید به آقای رئیس جمهوری ایران خاطرنشان کنیم که دولت امریکا به دقت تا حد وسواس مسئولیتهای خود را در هر یک از مراحل عمل رعایت کرده است.
اینک انتظار داریم مقامات ایرانی مراحلی را که در مسئولیت آنها قرار دارند انجام دهند به خصوص در آنچه مربوط میشود به انتقال گروگانها. اگر اینکار سریعا انجام شود انتقال گروگانها میتواند راه را برای حل سریع بحران باز کند.
بنی صدر در ادامه سخنان خود افزود:
«بعد از اینکه این پیام آمد پریشب در شورای انقلاب مورد بحث قرار گرفت و شورا تصمیم گرفت که اگر آمریکا طبق یک بیان رسمی اعلام بکند که تا تشکیل مجلس و اتخاذ تصمیم از سوی مجلس درباره گروگانها نه تبلیغی بکند و نه ادعایی بکند نه حرفی بزند و نه تحریکی بکند، شورای انقلاب میپذیرد که گروگانها را تحت نظارت خود در آورد. بنابراین ما این موردی که درباره روابط ما با امریکا بود در این مرحله هستیم که عینا به اطلاع شما مردم ایران رسید. حالا من باید به شما بگویم که ما به عنوان کانون انقلاب جهانی بر ضد سلطهگران، مبارزه با سلطه ابرقدرتهای امریکا و روس را یک مبارزه اسلامی، یک جهاد انقلابی تلقی میکنیم و برای انجام این جهات آنچه را که لازم است انجام میدهیم. ما میخواهیم که در این جهان اثری از سلطه ابرقدرتها بر جای نماند. آنچه را که ما تعهد بکنیم انجام میدهیم اما ما مبارزه با سلطه و آثار سلطه آمریکا بر ایران را چه در زمینه اقتصادی و چه در زمینه سیاسی یا فرهنگی و چه در زمینه برانداختن گروههای وابسته به سلطه گر آمریکا و البته ابرقدرت روس هم به همین ترتیب مبارزه بی امان خود را باید با قاطعیت انجام دهیم. نجات بشریت امروز و نجات کشور خود ما از فقر تا بیکاری، از ذلت از دون انسانی گری که تحمیل نظام سلطهگران است بسته به پیروز یما در مبارزه بزرگ با این دو ابرقدرت زمان است. برای من مسئله سلطه آمریکا بر ایران مسئله فوریتر، عاجلتر و مقدمتری است، برای اینکه آثار سلطه آمریکا بر ایران هم بر اقتصاد ما هم بر قوای نظامی ما هم بر سیاست و دستگاه اداری ما و هم فرهنگ ما است. بنابراین تا بتوانیم و میتوانیم با همه قاطعیت اگر در اینجا و آنجای کشور عناصری مسلحانه در برابرقدرت دولت ایستادهاند، این به خاطر اداره آثار سلطه بر کشور ماست، و ما نمیتوانیم تا وقتی آثار این سلطه از جهان بر نیفتد لباس سربازی اسلام را از تن بدر آوریم، و حاضریم در راه این مبارزه بزرگ تعیین کننده شهادت را بپذیریم؛ همچنانکه شهدای ما پذیرفتند. بنابراین اجتماع ما و اجتماعی که بار دیگر تکرار میکنم خوب است همه شما به عظمت این اجتماع بنگرید بدون هیچ نشانهای از تبعیض و تمایز بیان کننده و تجلی گاه توحید، این جامعه انقلابی ما در روز بنیانگذاری جمهوری شده است.
در هیچ جای این میدان بزرگ هیچ نشانهای از تبعیض، تمایز و اختلافی که برای دشمنان کشور ما روزانه امیدی باز کند به چشم نمیخورد، و این ملت یکپارچه مصمم است که هم استقلال کامل را در کشور خود به وجود بیاورد، هم آن را به همه کشورهای محروم هدیه کند.
برادران ما در کشورهای اسلامی بدانند ملت عزیز مصر بداند کسی که به عنوان رئیس جمهوری آن کشور شاه سابق را پذیرفته است به ملت اسلام خیانت کرده است.
در این روز که روز جمهوری است ملت اسلام به او عنوان خائن شماره یک .... و شاه خائن و سادات را دو خائن به مستضعفان جهان و ملت اسلام میداند و ما از همه برادران و خواهران خودمان در همه جای دنیای اسلام و در همه جای جهان میخواهیم این را وظیفه اساسی و اصلی خود تلقی کنند.»
بنی صدر در همین رابطه و در مصاحبهای با (ویس نیوز) نقطه نظرهای خود را پیرامون مسئله فرار شاه سابق به مصر و نیز عکسالعمل ایران در قبال این مسئله روشن ساخت. بنی صدر همچنین اشغال نظامی افغانستان توسط شوروی را یکی از پیآمدهای کودتای ننگین 28 مرداد دانست که در طول تاریخ استمرار یافته است، و افزود اگر 25 تا 30 سال پیش از این پیروز شده بودیم محل بسیار تردید است که این وقایع در افغانستان به وجود میآید. او در مورد فرار شاه مخلوع به مصر گفت « اگر شیطان بتواند ثابت کند که این یک اقدام فردی بوده است و شخص خود او این توانایی را دارد که از آنجا به مصر برود و یا اینکه اگر این یک اقدامی بوده است که یک دستگاه انجام داده است باید روشن شود که آن دستگاه چه کسی است و چرا اینکار را انجام داده است»
وی افزود: «به هر حال در آنچه به من مربوط است در طرز فکرم نسبت به این مسئله تغییری حاصل نشده است.» او در مورد آخر و عاقبت اینکار گفت: «که چون ما مسلمان هستیم فکر مِ کنیم که آخر و عاقبت امور به خیر میشود. اما اینکه چه وقت؟ «العلم عندالله» (دانش این امور با خدا است). و اضافه کرد که «فکر می کنم در هر زمینهای و از جمله در همین زمینه، سرعت لازمه پیشرفت انقلابی ما است.»
ویس نیوز از بنی صدر پرسید: «مرحله دوم انتخابات دست کم یک ماه به تاخیر افتاده است، آیا شما هنوز میخواهید که تصمیم در مورد گروگانها توسط مجلس گرفته شود»؟ بنی صدر پاسخ داد: «امریکاست که مشکل درست میکند و ما نمیتوانیم قبول کنیم که آنها واقعا علاقهای به آزاد شدن گروگانها دارند» وی تاکید کرد «درست در لحظهای که مِخواست تقاضای استرداد شاه به دادگاههای پاناما داده شود اینها یک روز قبل از آن شاه را از آنجا بیرون بردهاند». بنی صدر در ادامه سخنان خود گفت: «مسئله این نیست که مجلس ما چه زمانی شروع به کار خواهد کرد.
همین الان هم اگر آمریکاییها به نوکرشان بگویند که شاه را به ما تحویل بدهد، ما بیدرنگ این گروگانها را رها میکنیم. مسئله اینجاست که اگر شما میگوئید قراردادها و مقررات بینالمللی را باید رعایت کرد، پس چرا خودتان رعایت نمیکنید؟ و اگر این مسایل نیست و شما مِ خواهید که ما به زور تسلیم بشویم این تقاضائی است که ما نمیتوانیم برآورده کنیم.»
اما پیام کاتر به امام خمینی:
در این زمینه خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران پیام جیمی کارتر را که توسط کاردار سفارت سوئیس در تهران از طریق وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران خطاب به امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران به دفتر ایشان در تهران تسلیم شد به این شرح مخابره کرده بود:
عالیجناب! من امکان این را داشتم که پیام بیست و یکم مارس شما را خطاب به مردم ایران بخوانم. من این پیام را یک سند اساسی برای آینده کشور شما تلقی میکنم. در این پیام شما موضع خود را در سیاست بینالمللی مشخص نمودهاید، این امر مورد توجه ما است. من موافقم که صلح جهانی نیازمند روابط جدید بین دولتها بخصوص، احترام به حاکمیت ملل و حق مردم دائر بر تعیین سرنوشت خود میباشد. مایلم تاکید کنم که این دو اصل که مکرر از طرف شما و آقای بنی صدر رئیس جمهوری عنوان میشود از اصول مورد قبول من نیز میباشد و ما به دنبال تصمیم خود را دائر بر عملی کردن این اصول چه در نیکاراگوئه، چه در افغانستان و یا در مقابل یک خطر احتمالی به حاکمیت یوگسلاوی ثابت نمودهایم.
مایلم تاکید کنم که حکومت من وارث وضع بینالمللی خیلی حساسی میباشد که نتیجه سیاست و اوضاع و احوال دیگری است و همه ما را به ارتکاب اشتباهاتی در گذشته وادار کرده است مزیت بزرگ دمکراسی امریکایی این است که همیشه توانسته است اشتباهات خود را شناسایی نموده و یا آن را محکوم کند. ما موافقت خود را به کمسیون تحقیق در کنگره آمریکا برای روشن کردن حقیقت اعمال وخیم مداخله آمریکا مثلا در مورد شیلی اعلام نمودهایم و این کمیسیون تحقیق، تصمیمات مهمی در مورد محکوم کردن این مداخله و تدابیر بسیار مهمی در قبال مسئولیتهای ناشی از این اعمال اتخاذ کرده است. ما آقای بنی صدر ،رئیس جمهوری را مطلع ساختهایم که آمادهایم این کمیسیون تحقیق را در آمریکا به نحوی برنامهریزی کنیم هک بتواند حل این بحران بین ملتین ما را امکانپذیر سازد.
همچنین ما آقای بنی صدر رئیس جمهوری را از آمادگی کامل خود برای اهتمام جدی در راه تامین رضایت لازم مردم ایران برای حل مسالمتآمیز اختلافات موجود بین دو حکومت مطلع ساختهایم. من میتوانم به خوبی درک کنم که تصرف سفارت ما در تهران میتوانسته است عکسالعمل موجهی برای جوانان ایران تلقی شود، اما زمان سپری می َشود و من دلایل جدی برای تردید درباره انگیزههای واقعی آنانی که سفارت ما را تصرف کردهاند در دست دارم. اشغال سفارت امروز مسایل عمدهای برای حکومت شما و حکومت ما ایجاد میکند و نهایتا عامل اختلافاتی گردیده است که مانع رفع بحران کنونی و ایجاد روابط جدید بر اساس برابری و احرام متقابل که شما خواهان آن بوده و ما نیز با آن موافقت داریم میباشد. ما آماده پذیرش حقایق جدیدی که مولود انقلاب ایران است میباشیم این امر همچنان هدف ما و آرزوی ماست زیرا من تصور میکنم ما هدف واحدی را که صلح جهانی و برقراری عدالت برای همه ملل است تعقیب میکنیم. از زمان عزیمت شاه سابق مخلوع از آمریکا که به دلایل انسانی و درمانی پذیرفته شده بود، حکومت من تصمیم گرفت که در این مسایل مداخله نکند.
ترک پاناما یک تصمیم شخصی شاه سابق بوده و ما نسبت به مذاکراتی که بین خود او و سادات برای پناه یافتن در مصر انجام یافته سات کاملا بیگانه بودهایم. ما با مراجعت او به آمریکا مخالفت کردیم، ما با معالجه او در بیمارستانهای امریکایی و به وسیله پزشکان امریکایی مخالفت کردیم، ما کلیه اطلاعاتی که درباره وضع مزاجی شاه سابق داشتیم در اختیار آقای بنی صدر رئیس جمهوری گذاردیم. من حفظ اصل تفکیک کامل دو موضوع را اساسی میدانم بحران فیمابین باید از راه اعمال اراده و قابلیت حکومتهای ما بر مبنای واقعیات و منافع آینده جدی دو ملت حل و فصل شود میخواهم موکدا خاطرنشان کنم به محض اینکه مسئله فوری از طریق انتقال مسئولیت گروگانها به حکومت ایران حل شود ما آماده اتخاذ رویه معقول و دوستانهای برای حل و فصل مسایل عدیده دوجانبه فیمابین میباشیم. ایجاد یک کمیسیون مشترک به عنوان عامل رسیدگی به مسایل دوجانبه به ما توصیه شده است. ما آمادهایم با نظر مساعد این فکر را بپذیریم و بتوانیم چنین کمیسیونی را به عنوان وسیلهای که روابط آینده ما را توسعه دهد تلقی نمائیم. تمنی دارم مرا در حال بحران فیمابین بر اساس ضوابط منصفانه و شرافتمندانه جدا یاری نمایید و از این بابت نهایت حقشناسی را خواهم داشت. دو ملت ما نیز از شما حقشناسی خواهند نمود اجازه میخواهم جسارتا اعلام دارم که به نظر من، زمان و دشمنان واقعی نظامهای سیاسی مربوطه ما به زیان ما مشغولند.
با تقدیم بهترین احترامات، جیمی کارتر 26 مارس 1980
چنانکه قبلا هم اشاره شد، این پیام از طرف کارتر و محافل کاخ سفید شدیدا مورد تکذیب قرار گرفت، که البته واکنشی طبیعی بود. زیرا کارتر با همه سرمایه و شرف سیاسی خود به میدان آمده بود. در آمریکا این پیام انتقادهای شدیدی را برانگیخت به همین جهت سناتور جرج بوش یکی از جمهوری خواهان آمریکا در این زمینه اظهار داشت که این عمل باعث سرافکندگی دولت امریکا بوده و ادامه بحران میان ایران و آمریکا را به دنبال خواهد داشت.