علیاکبر عبدالرشیدی
ایهود اولمرت، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، اوایل هفته جاری و در آستانه سفر خود به آمریکا، تهدید کرد که اسرائیل ممکن است تأسیسات هستهای ایران را هدف حمله خود قرار دهد. آقای اولمرت تاکید کرده است که این اقدام را یکجانبه و خودسرانه انجام خواهد داد.
سخنان اولمرت بیشتر شبیه کسی است که همه زندگی خود را باخته و متهم به خیانت به دوستی شده باشد و بخواهد برای رفع این اتهام خود را مبرا کند. کیست که نداند شکست اخیر جرج بوش رئیسجمهور آمریکا و حزب جمهوریخواه به رهبری نومحافظهکاران آمریکائی حاکم بر کاخ سفید ریشه در حمایتهای نسنجیده بوش از اسرائیل در طراحی خاورمیانه جدید و صدور دموکراسی به منطقه دارد؟
اولمرت بیتردید در سفر به آمریکا زیر فشار شدید گروه نفوذ صهیونیستها و استراتژیستهای جمهوریخواهان قرار دارد و مجبور است توضیحات سنگینی را درباره چرایی و چگونگی شکست ارتش تا دندان مجهز اسرائیل در برابر مشتی جوان مسلمان مقاوم لبنانی بدهد.
اسرائیل و اولمرت تا امروز چنین بیآبرویی را تجربه نکرده بودند. به قول فاروق قدومی، رئیس بخش سیاسی سازمان آزادیبخش فلسطین که همین چند شب پیش تعریف میکرد؛ اسرائیل هرگز جنگی مانند نبرد اخیر طولانی با این همه خرابی و خسارت مالی و این میزان بیآبرویی و شکست نهایی نداشته است. قدومی با صراحت میگفت که امروز جوانان فلسطینی الگوی مقاومت لبنان را برگزیدهاند و اگر بتوانند، درس مشابه دیگری را به اسرائیل خواهند داد.
اولمرت برای تخلیه پیشاپیش فشارهای که بر گردهاش وارد شده، تهدید ایران را از سر گرفته است. از قدیم گفتهاند: "سنگ بزرگ علامت نزدن است." سخنان تهدیدآمیز اولمرت بیش از هر زمان دیگر غریب و عجیب به نظر میرسد. اگر این شخص که به مدد کنار رفتن آریل شارون به قدرت رسید، چنین حرفی را قبل از تحمل ضربت حزبالله لبنان گفته بود، اگر قبل از صدور حکم اعدام صدام حسین به عنوان عامل اصلی تجاوز به ایران در جنگ تحمیلی اعلام کرده بود، اگر قبل شکست بوش در انتخابات اخیر آمریکا که به جنگی احمقانه متهم شده بود، مطرح کرده بود، اگر این سخن پیش از استعفای دونالد رامسفلد مطرح شده بود و اگر این حرف را آریل شارون بر زبان رانده بود، میشد کمی در مورد آن تامل کرد؛ اما حالا در شرایطی که اصولاً خاورمیانه صحنه جوشش احساسات ضد اسرائیلی و ضدآمریکایی شده، این حرف که تهدیدی پوچ و غیرممکن است، به جز گندهگویی و عربدهکشی یک شحنه مست، نیست.
اگر اسرائیل حقیقتاً قصد حمله به ایران را داشت، قاعدتاً نباید قبل از حمله دست خود را رو میکرد. این تهدیدها اتفاقاً نشان از ضعف و زبونی کسی دارد که نمیتواند اقدامی در این زمینه صورت دهد و دست خود را بسته میبیند. مانور نظامی اخیر ایران در آبهای ساحلی خلیج فارس در برابر چشم فرماندهان نظامی آمریکا در منطقه، پیام لازم را به ناوگان نظامی آمریکا در منطقه داد. اسرائیل هم پیام صریح این مانور را دریافت کرده است. حزب جمهوریخواه آمریکا هم دانست که حرکت ناوگان دریایی به خلیج فارس و اقداماتی از این دست نمیتواند مردم آمریکا را نسبت به عقلانیت بوش و دوستانش متقاعد کند. حزب دموکرات هم دانست که سیاستهای جنگطلبانه جمهوریخواهان چه دردسری را روی دست بوش و یارانش قرار داده است. حالا با این همه درس و پند آیا کسی پیدا میشود که برای حرف اولمرت محلی از اعراب پیدا کند؟
اولمرت هنوز داغ سیلیای را که در لبنان به صورتش خورده به یاد دارد. باید به او حق داد. با چنین بیآبرویی باید راهی برای گریز از فشارهای وارده پیدا کند. اما من فکر میکنم ایشان "سوراخ دعا" را گم کرده است. اولمرت نگران تغییر سیاست خارجی آمریکا است. دموکراتها با درسی که از شکست بوش گرفتند، میخواهند در سیاست خارجی خود در خاورمیانه تجدیدنظر کنند. اولمرت دچار همین کابوس شده است.
هستند کسانی که معتقدند؛ بیل کلینتون، رئیسجمهور پیشین دموکرات آمریکا هم همین قصد را داشت. اما کلینتون خیلی زود در دام توطئهای افتاد که "مونیکا لوینسکی" یهودی برایش چید. البته ضعف شخصیت کلینتون هم به تحقق این توطئه کمک کرد. اولمرت حالا نگران سناتور هیلاردی کلینتون است که اگر به کاخ سفید راه یابد، به سختی در دام چنین توطئههایی خواهد افتاد.
اولمرت میداند که در همین روزهای اخیر دوستان عزیز زیادی را از دست داده است. دونالد رامسفلد متحد قوی اسرائیل در کاخ سفید و مخالف سرسخت مذاکره با ایران جای خود را به رابرت گیتس داده است که با طرفداری از مذاکره با ایران شهرت دارد.
جالب است که حتی روزنامه جروزالم پست، چاپ فلسطین اشغالی هم این نکته را دریافته است. سرمقاله دیروز این روزنامه با این جملات شروع شد: "هم اولمرت و هم بوش در حالی کنار هم نشستهاند که هر دو روزهای سختی را میگذرانند." این روزنامه خطاب به اولمرت یادآور شده است که: "آمریکا غرق در باتلاق عراق، در شرایطی نیست که فکر اقدام نظامی علیه ایران را به ذهن خود خطور دهد و خود را آماده اقدامات تلافیجویانه ایران کند."
روزنامه دیگر اسرائیلی، هاآرتص هم همین نظر را ابراز کرده است. این روزنامه دیروز در سرمقالهاش نوشت: "پیروزی دموکراتها در انتخابات اخیر آمریکا دست بوش را برای تعقیب هرگونه سیاست تهدیدآمیز علیه ایران بسته است و از سوی دیگر نشانههایی در دست است که بوش در حال تجدیدنظر در سیاست خارجی خود است."
اولمرت در حالی به واشنگتن رفته است که موشه کاتساو (موسی قصاب سابق) رئیسجمهور آن به فساد اخلاقی بزرگی متهم شده است. این فساد در دین یهود و از نظر موسویان اصیل و متشرع پذیرفتنی نیست. همچنین ژنرال گال هیرش 1، فرمانده نیروهای شمال اسرائیل، یعنی همان جایی که در برایر[برابر] مقاومت لبنان قرار دارد، زیر فشار اتهامات و انتقادات، از کار خود استعفا داده است. هیرش اعلام کرده است که فرماندهان نظامی و سیاسی دیگری هم در اسرائیل باید استعفا دهند، چرا که آنها هم در شکست اسرائیل در برابر حزبالله لبنان مسئولند.
روزنامه بینالمللی هرالد تربیون نیز در مقالهای نوشت: "بوش در سایه شکست اخیر انتخاباتی خود مصمم به پایان دادن انزوای ایران است و میداند که ایران در عراق و بر نیروهای مقاومت عراق چنان نفوذی دارد که میتواند از آن بهره ببرد." این خبر هم برای اولمرت خوشایند نیست.
روزنامه هرالد تریبون در گزارش دیگری نوشت: "سردی روابط و بیاعتمادی بین آمریکا و اسرائیل به زمانی قبل از انتخابات آمریکا بازمیگردد. جنگ تابستان اخیر در لبنان، به آمریکا نشان داد که دولت اولمرت بیکفایت است."
ممکن است اولمرت از احتمال اصلاحات در سیاست خارجی اسرائیل بو برده باشد. تهدید اسرائیل علیه ایران تهدیدی است برای معامله با آمریکا که اگر واشنگتن قصد تغییر سیاست خود در قبال خاورمیانه و ایران را دارد، بهای امنیتی لازم را به اسرائیل بپردازد.
اما مساله همین جا تمام نمیشود. بسیاری از خبرگزاریها اعلام کردند که موج حمایت از آغاز مذاکرات غرب با ایران به راه افتاده است. البته میدانیم که دل همه طرفداران مذاکره با ایران بیشتر برای بوش میسوزد و تصور میکنند که آغاز مذاکره با ایران ممکن است مانع پیروزی دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شود.
تونی بلر، نخستوزیر انگلیس که آنتنهای ذهنیاش زودتر از بقیه به کار افتاده، پریروز خواستار آن شد که برای تأمین صلح در خاورمیانه، مذاکره با ایران آغاز شود. «دس براون»، وزیر دفاع انگلیس گفت که بلر این درخواست را رسماً اعلام کرده است.
علاوه بر انگلیس، در استرالیا هم سخن از ضرورت مذاکره با ایران سراسر مطبوعات و دیگر رسانهها را درنوردید.
«جان هاوارد»، نخستوزیر استرالیا، پریروز اعلام کرد که پایان بحران در عراق در گرو مذاکرات با ایران است. فراموش نکنیم که هر دو کشور استرالیا و انگلیس از متحدان بیچون و چرای بوش بوده و هستند.
همه این خبرها جز آه و یأس بر دل اسرائیل چیزی نمیافزاید. اولمرت برای ناتوانی خود و برای کشتی بیبادبان به گل نشستهاش متأسف است. اما بدتر اینکه رسانههای طرفدارش در اسرائیل و آمریکا، گروه نفوذ صهیونیستها در اروپا و آمریکا و از همه مهمتر خودش هم میداند که تهدیدهای وی علیه ایران پوچ و توخالی است.