آغاز فروپاشی مذاکرات
از آنجا بود که همه چیز از هم پاشید. معلوم شد که کالین پاول فراموش کرده که پیش از حرافی کردن در مورد کره شمالی، حرفهایش را با رئیس خود تنظیم کند. وقتی در مارس 2001 کیم دائه جونگ پس از جلسهای با بوش برای یک کنفرانس خبری مشترک از اتاق جلسه خارج شد، چهرهاش غرق در تحیر بود. وی در مصاحبهای با نیوزویک اعلام کرد: «بوش در مورد آنچه ما دربارهاش توافق کرده بودیم صحبت نکرد و در عوض شروع کرد به انتقاد کردن از کره شمالی تحت این عنوان که رژیمی که حتی نمیتواند مردمش را سیر کند، داشت سلاح هستهای میساخت. از همان زمان اوضاع رو به وخامت گذاشت. من اطمینان دارم که اگر رئیسجمهور بوش، توافقی را که رئیسجمهور کلینتون برای به دست آمدن آن تلاش کرده، ادامه میداد، مسأله کره شمالی تاکنون حل شده بود. این واقعاً مایه تأسف است.»
از طرفی اعضای گروه بوش معتقدند که پاول و کیم دائه جونگ پا را از حد فراتر گذاشتند و سعی کردند سیاستهای خود را به رئیسجمهور جدید که تازه این پست را تحویل گرفته بود تحصیل کند. در آن زمان لحنی خصمانه که کوچکترین شباهتی به لحن کلینتون نداشت، بر کاخ سفید حاکم بود و کیم چونگ ایل شخصیتی بود که میشد از او برای توجیه سیاست خارجی بوش، یعنی برنامه پر هزینه دفاع موشکی، بهره برد.
حملات 11 سپتامبر دیدگاه بوش را نسبت به کیم خشنتر کرد و باعث شد تا وی با تغییر موضعاش، سیاست تغییر رژیم کره را در پیش بگیرد. در این میان، دونالد رامسفلد، وزیر دفاع، به طور مشخص بر این عقیده بود که تروریستها ممکن است به سلاح هستهای دست یابند. او از گروهش خواست در یک بررسی، کشورهایی را که توانایی تولید سلاح هستهای داشتند و از میان آنها کشورهایی را که با گروههای تروریستی مرتبط بودند، شناسایی کنند.
نتیجه این بررسی تهیه لیستی از نام حدود 12 کشور از جمله کشورهایی مانند سوریه و لیبی بود که ممکن بود بتواند با تهدید، آنها را وادار کرد تا از جاهطلبیهای هستهای خود دست بردارند. در این بررسی، اینگونه نتیجهگیری شده بود که یک گروه کشورهای سرسخت مانند ایران، عراق و کره شمالی، احتمالاً در برابر هرگونه فشار مقاوم هستند. همین بررسی بود که بیش از هر بررسی دیگری توسط دولت، منجر به صحبت درباره «محور شرارت» توسط بوش در سخنرانی سالانه ژانویه 2002 گردید. در حالی که کلینتون برای سفر به کره شمالی بسیار نزدیک بود، بوش معتقد بود که نگاه او به دسیسهبازیهای کیم بسیار واقعبینانهتر است. در حقیقت، بوش خود نقشه قطع فعالیتهای اقتصادی کیم و سرکردگان کره شمالی را، تنها چند روز پس از مذاکرات با کره شمالی را اعلام کردند، تایید کرد. «مایکل گرین»، مشاور ارشد سابق بوش در حوزه آسیا، به نیوزویک گفت: «رئیسجمهوری گفتند که ما قانون را اجرا میکنیم.» با این وضعیت، به شکست انجامیدن مذاکرات تعجبی نداشت.
شواهدی وجود دارد دال بر اینکه دولت بوش سعی در دستکاری اطلاعاتی در مورد کره شمالی داشته است. آنچه «جیمز کلی»، مذاکرهکننده ارشد، پس از سفر اکتبر 2002 خویش به پیونگ یانگ ارائه کرد، به گفته مقامات آمریکایی، شواهدی بودند که ثابت میکرد کره شمالی دارای برنامه سری غنیسازی است!
امری که ادعاهای کلینتونیها را در مورد تعهد کیم به عدم پیشبرد برنامههای هستهای زیر سؤال میبرد. مقامات بوش بعدها مدعی شدند که کره شمالیها خود به این موضوع اعتراف کرده بودند، اما اکنون سیاستمداران میگویند که این یک اشتباه در ترجمه بوده است.
با وجود آنکه کیم با وارد کردن محرمانه تجهیزات سانتریفیوژ، آشکارا قرارداد 1994 خود را نقض میکرد، منابع اطلاعاتی آمریکا در منطقه به نیوزویک گفتهاند که ردیابهای آنها، هرگز هیچگونه نشستی را که نمایانگر فعالیت سانتریفیوژها باشد، شناسایی نکردهاند، در اوایل سال 2002، آدمیرال «دنیس بلر» در جلسهای در پنتاگون که ریاست آن را معاون وزیر دفاع، «استیفن کمبون» برعهده داشت، عنوان کرد که گروههای مراقب و ردیابی تحت فرمان او، هنوز هیچ چیز را ردیابی یا شناسایی نکردهاند. یکی از حاضرین آن جلسه که تنها در صورت افشا نشدن نامش حاضر به صحبت شد، گفت که این اظهارات بلر، باعث شد تا کمبون پس از جلسه مانند عقاب بر سر بلر فرود آید و با زدن سر بر سینه او، به او بگوید که بیش از اینها از او انتظار داشته است.
روابط میان دو کشور در چند سال اخیر چنان سرد شده است که در آنچه که میتوان از آن به عنوان یکی از عجایب تاریخ طولانی دیپلماسی نام برد، کره شمالیها برای شکستن بنبست مجبور شدند به یکی از معدود دوستان آمریکاییشان متوسل شوند.
«رابرت اگان» صاحب رستورانی در «هکن سک» نیوجرسی که ریاست یک گروه بازرگانی را برعهده دارد که در پی توسعه تجارت با پیونگیانگ هستند. «ایگان» سالها بود که دوست داشت با خنده تعریف کند که چطور دیپلماتهای کره شمالی در سازمان ملل، مشتری دائم رستوران او (کابی) در شهر هکن سک بودند، چون از شیطنت خوششان میآمد. نکته اینجا بود که رستوران او درست در مرز محدوده نیویورک قرار داشت و دیپلماتهای خارجی اجازه سفر کردن به نقاط دورتر از آن را بدون اجازه دولت آمریکا نداشتند. ایگان میگوید: کره شمالیها یکبار دیگر پیشنهاد کردند تا برنامههای هستهای و موشکی خود را به دولت آمریکا بفروشند. آنها حاضر بودند قیمتی را بپذیرند و مبلغ آن را در طول چند سال دریافت کنند. اما در آن سو، کسی برای پذیرفتن این پیشنهاد وجود نداشت.
سیاستمداران کره جنوبی به این نکته اشاره میکنند که حتی «رونالد ریگان» که اتحاد جماهیر شوروی را «امپراتوری اهریمنی» نامیده بود، با آنها مذاکره کرد. کیم دانه چونگ میگوید: گفتگو به معنای دوست شدن نیست. اگر لازم باشد شما میتوانید با خود شیطان هم گفتگو کنید.»
گسترش خطر جهانی
در نظر مقامات آمریکایی، انعقاد توافقنامه با کیم چونگ ایل، دقیقا همانند معامله با شیطان بود. به خصوص حالا که حاصل فعالیتهای دو دیکتاتور، چندین نسل از دانشمندان کره شمالی، معاملهگران بازار سیاه و افسران ارتش کره شمالی را مانند سنگی که از قلاب رها شده باشد به میان ردیف کشورهای صاحب قدرت هستهای پرتاب کرده است.